1 00:00:00,670 --> 00:00:02,960 ‫[ طبقه‌ی هشتم ] 2 00:00:05,740 --> 00:00:06,750 ‫چی شد؟ 3 00:00:07,750 --> 00:00:12,750 ‫مگه آرای‌کون نرفت پایین؟ 4 00:00:18,790 --> 00:00:21,420 ‫کوبِنی‌چان، علامت صلح بگیر ‫و همون‌جا وایستا. 5 00:00:28,920 --> 00:00:30,000 ‫عجب! 6 00:00:35,500 --> 00:00:37,960 ‫اینجا چه خبره، آکی‌کون؟ 7 00:00:38,630 --> 00:00:40,710 ‫فکر کنم کار یه شیطانـه. 8 00:00:42,420 --> 00:00:43,960 ‫کوبِنی، همون‌جا وایستا. 9 00:00:57,210 --> 00:00:59,290 ‫یه اتاق دیگه اون‌طرفِ پنجره‌ست؟ 10 00:01:18,210 --> 00:01:20,620 ‫از پنجره‌ها نمی‌شه فرار کرد. 11 00:01:20,750 --> 00:01:22,300 ‫همه‌شون به اتاق روبه‌رویی‌ش می‌رسن. 12 00:01:23,580 --> 00:01:25,040 ‫درست حدس زدم. 13 00:01:26,380 --> 00:01:27,540 ‫توی طبقه‌ی هشتم 14 00:01:28,420 --> 00:01:30,000 ‫گیر افتادیم. 15 00:02:57,250 --> 00:03:00,710 ‫[ مَرد اَره‌ای ] 16 00:03:02,610 --> 00:03:06,190 ‫قسمت ششم: «دِنجی را بُکش» 17 00:03:10,380 --> 00:03:11,950 ‫اول، وضعیت رو بررسی می‌کنیم. 18 00:03:12,460 --> 00:03:14,240 ‫احتمالاً این حقه‌ی یه شیطانـه. 19 00:03:14,400 --> 00:03:17,060 ‫چه بالا بریم و چه پایین 20 00:03:17,090 --> 00:03:18,340 ‫به طبقه‌ی هشتم می‌رسیم. 21 00:03:19,020 --> 00:03:20,940 ‫آسانسور هم کار نمی‌کنه. 22 00:03:21,540 --> 00:03:23,580 ‫دَر و پنجره‌ها هم به بیرون راه ندارن. 23 00:03:24,540 --> 00:03:27,540 ‫ازطریق سقف هم ‫به طبقه‌ی هشتم می‌رسیم. 24 00:03:29,500 --> 00:03:32,830 ‫شاید به‌خاطر اون شیطانـه که پاوِر کُشت. 25 00:03:33,830 --> 00:03:36,320 ‫حتماً قبل‌از مرگش، ‫ما رو اینجا حبس کرده. 26 00:03:36,670 --> 00:03:37,540 ‫خودت گفتی... 27 00:03:37,540 --> 00:03:39,170 ‫خودت گفتی بُکشمش! 28 00:03:39,170 --> 00:03:40,020 ‫کِی گفتم؟ 29 00:03:40,130 --> 00:03:44,030 ‫امکان نداره. ‫قدرت شیطان بعداز مرگش نمی‌مونه. 30 00:03:44,420 --> 00:03:46,750 ‫تیکه‌ها هم واکنش نشون نمی‌دن. 31 00:03:47,270 --> 00:03:48,280 ‫همون تیکه‌ها 32 00:03:48,880 --> 00:03:50,920 ‫اون شیطان رو کشید بیرون... 33 00:03:51,830 --> 00:03:55,560 ‫ولی دیگه تکون نمی‌خوره. 34 00:03:56,250 --> 00:03:59,610 ‫تا حالا همچین شیطان حیله‌گری ندیدم. 35 00:03:59,760 --> 00:04:02,940 ‫ولی اگه به‌موقع برنگردیم پایگاه 36 00:04:03,080 --> 00:04:05,510 ‫بقیه‌ی شکارچی‌ها ‫می‌آن دنبالمون، مگه نه؟ 37 00:04:07,670 --> 00:04:12,210 ‫امیدوارم مثل ما ‫توی این تله گیر نیُفتن. 38 00:04:14,210 --> 00:04:17,660 ‫همه‌مون قراره بمیریم. 39 00:04:17,830 --> 00:04:20,130 ‫از گرسنگی می‌میریم... 40 00:04:20,630 --> 00:04:22,790 ‫کـ... کوبِنی‌چان، خودت رو نباز. 41 00:04:22,820 --> 00:04:26,320 ‫مگه نمی‌خوای پول دربیاری ‫که داداشت رو بفرستی دانشگاه؟ 42 00:04:26,540 --> 00:04:28,540 ‫مجبورم کردن. 43 00:04:29,080 --> 00:04:33,080 ‫مامان‌بابام فقط ‫به فکر پسر باهوش‌شونـن. 44 00:04:33,250 --> 00:04:35,080 ‫من هم فقط براشون پول درمی‌آرم. 45 00:04:35,880 --> 00:04:39,790 ‫یا باید بازیگر پورن می‌شدم ‫یا شکارچی شیطان. 46 00:04:43,460 --> 00:04:47,060 ‫من هم می‌خوام دانشجو بشم. 47 00:04:47,290 --> 00:04:48,790 ‫ولی حالا 48 00:04:48,790 --> 00:04:51,250 ‫قراره اینجا بمیرم. 49 00:04:56,580 --> 00:04:57,750 ‫قیافه رو! 50 00:04:59,880 --> 00:05:01,750 ‫بی‌شعور! 51 00:05:01,750 --> 00:05:03,000 ‫نیشِت رو ببند! 52 00:05:03,880 --> 00:05:08,470 ‫ترس غذای موردعلاقه‌ی شیطانـه، کوبِنی‌چان. 53 00:05:08,580 --> 00:05:11,350 ‫اون هم می‌خواد که بترسی. 54 00:05:11,960 --> 00:05:14,460 ‫آخه واقعاً ترسیدم. 55 00:05:16,210 --> 00:05:17,960 ‫رفتار تو هم عجیب شده، آکی‌کون. 56 00:05:21,170 --> 00:05:22,420 ‫ساعتِ اینجا 57 00:05:23,080 --> 00:05:25,250 ‫روی ۸:۱۸ وایستاده. 58 00:05:25,960 --> 00:05:27,400 ‫همه‌ی ساعت‌های این طبقه 59 00:05:27,540 --> 00:05:29,750 ‫روی ۸:۱۸ گیر کردن. 60 00:05:32,670 --> 00:05:33,870 ‫احتمالاً شیطانیـه که 61 00:05:34,420 --> 00:05:37,580 ‫می‌تونه زمان طبقه‌ی هشتم رو متوقف کنه. 62 00:05:38,330 --> 00:05:41,170 ‫در نتیجه، کسی نمی‌آد کمکمون. 63 00:05:44,190 --> 00:05:46,900 ‫عالیـه. ‫پس می‌تونم قشنگ بخوابم. 64 00:05:48,790 --> 00:05:50,530 ‫واقعاً احمقـی! 65 00:05:50,830 --> 00:05:54,940 ‫شاید تا ابد اینجا گیر بیُفتیم. 66 00:05:55,380 --> 00:05:58,590 ‫هنوز معلوم نیست. 67 00:05:58,820 --> 00:06:00,270 ‫وقتی راه‌حلش رو فهمیدین، ‫بیدارم کنین. 68 00:06:00,500 --> 00:06:03,830 ‫حیفـه روی همچین تخت نرمی نخوابم. 69 00:06:04,460 --> 00:06:07,080 ‫دست شیطان هم درد نکنه... 70 00:06:17,540 --> 00:06:18,580 ‫واقعاً خوابید... 71 00:06:23,000 --> 00:06:25,460 ‫دِنجی‌کون... 72 00:06:25,460 --> 00:06:26,670 ‫بیدار شو. 73 00:06:33,790 --> 00:06:36,530 ‫راه خروج پیدا کردین؟ 74 00:06:36,830 --> 00:06:39,130 ‫نه، متأسفانه. 75 00:06:39,250 --> 00:06:40,920 ‫این مدت که خواب بودی 76 00:06:41,040 --> 00:06:43,560 ‫فهمیدیم آب و برق اینجا هنوز وصلـه. 77 00:06:43,750 --> 00:06:48,330 ‫مشتری‌هایی که فرار کردن، ‫غذاهاشون رو جا گذاشتن. 78 00:06:49,130 --> 00:06:52,580 ‫حقیقتش، همه تحت فشارن. 79 00:06:53,330 --> 00:06:56,000 ‫آکی‌کون دنبال شیطان می‌گرده. 80 00:06:56,750 --> 00:06:59,330 ‫نمی‌خواد استراحت کنه. 81 00:07:00,540 --> 00:07:03,760 ‫آرای‌کون می‌خواست باهاش بره 82 00:07:04,130 --> 00:07:07,460 ‫ولی خودش رو حبس کرد، چون می‌ترسید. 83 00:07:08,080 --> 00:07:09,720 ‫کوبِنی‌چان هم کلاً رد داد. 84 00:07:09,880 --> 00:07:12,380 ‫می‌خواست از آب توالت بخوره ‫که زدم بی‌هوشش کردم. 85 00:07:13,080 --> 00:07:15,510 ‫اون دورگه هم... 86 00:07:15,760 --> 00:07:17,600 ‫پاوِر چی شده؟ 87 00:07:17,670 --> 00:07:20,640 ‫همه‌ش دارم ‫به جایزه‌ی نوبل فکر می‌کنم. 88 00:07:20,990 --> 00:07:22,740 ‫اگه به‌خاطر اختراعم برنده‌ی نوبل بشم 89 00:07:22,790 --> 00:07:25,020 ‫انسان‌ها باهام ‫مثل یه خدا رفتار می‌کنن. 90 00:07:25,710 --> 00:07:28,100 ‫من هم از این فرصت استفاده می‌کنم 91 00:07:28,130 --> 00:07:30,080 ‫تا نخست‌وزیر کشور بشم! 92 00:07:30,250 --> 00:07:33,250 ‫می‌خوام عذاب انسان‌ها رو ببینم. 93 00:07:34,000 --> 00:07:37,040 ‫اول از همه، ‫مالیات رو دوبرابر می‌کنم! 94 00:07:38,710 --> 00:07:39,840 ‫این که همیشه این‌طوریـه. 95 00:07:41,250 --> 00:07:42,350 ‫پس خدا رو شکر. 96 00:07:43,460 --> 00:07:46,150 ‫همه‌مون باید مراقب ‫کوبِنی‌چان و آرای‌کون باشیم. 97 00:07:46,330 --> 00:07:48,670 ‫اگه تنها باشم، ‫فرصت دست‌شویی رفتن هم ندارم. 98 00:08:05,540 --> 00:08:06,960 ‫آخرین نخ سیگاره. 99 00:08:07,580 --> 00:08:09,960 ‫اون‌قدر خون‌سردی که حوصله‌م سر رفت. 100 00:08:10,080 --> 00:08:14,750 ‫آکی‌کون دنبال شیطانـه دیگه. ‫من هم استراحت می‌کنم. 101 00:08:15,250 --> 00:08:17,080 ‫نیکوتین آرومم می‌کنه. 102 00:08:17,710 --> 00:08:20,880 ‫خوبـه که آدم به یه چیزی وابسته باشه. 103 00:08:21,420 --> 00:08:24,380 ‫آرزوم همینـه که ‫به یه چیزی وابسته باشم. 104 00:08:23,670 --> 00:08:24,390 ‫(توجه‌تون رو به ماجرای «موش شهری و موش روستایی» جلب می‌کنم.) 105 00:08:25,170 --> 00:08:26,920 ‫مارک سیگارت مثل آکی‌ـه. 106 00:08:30,630 --> 00:08:33,710 ‫آخه کسی که بهش سیگار کشیدن یاد داد 107 00:08:34,290 --> 00:08:35,370 ‫بنده بودم. 108 00:08:40,500 --> 00:08:42,020 ‫اهل سیگار نیستی؟ 109 00:08:42,580 --> 00:08:44,450 ‫نه. ‫پوکیِ استخون می‌آره. 110 00:08:44,710 --> 00:08:47,270 ‫باید بِکشی تا بتونی هم‌رنگ جماعت بشی. 111 00:08:47,500 --> 00:08:49,420 ‫واسه‌ی رفیق‌بازی نیومدم. 112 00:08:53,540 --> 00:08:55,800 ‫بذار حدس بزنم چرا شکارچی شدی. 113 00:08:56,170 --> 00:08:58,170 ‫می‌خوای شیطان تفنگ رو بُکشی؟ 114 00:09:00,250 --> 00:09:03,010 ‫از قیافه‌ی بی‌احساست مشخصـه. 115 00:09:04,080 --> 00:09:07,500 ‫فقط ما شکارچی‌ها می‌تونیم ‫تیکه‌های تفنگ رو نگه داریم. 116 00:09:08,420 --> 00:09:12,040 ‫شکارچی‌ها اکثراً جَوون می‌میرن. ‫پس چرا سیگار نکِشیم؟ 117 00:09:12,960 --> 00:09:14,750 ‫من به‌این‌راحتی‌ها نمی‌میرم. 118 00:09:15,380 --> 00:09:16,540 ‫حرفت یادت باشه. 119 00:09:17,250 --> 00:09:19,630 ‫مُردنِ همکارها همیشه دردسره. 120 00:09:27,920 --> 00:09:28,960 ‫چی شد... 121 00:09:29,750 --> 00:09:32,630 ‫دوست‌دختر یکی از همکارهای سابقم بود. 122 00:09:33,130 --> 00:09:36,710 ‫زیاد پیش می‌آد که ‫با خونواده‌ی همکار به داستان بخوریم. 123 00:09:37,290 --> 00:09:39,640 ‫نمی‌تونن انتقام عزیزشون رو از شیطان بگیرن. 124 00:09:39,800 --> 00:09:41,120 ‫به‌جاش روی من خالی می‌کنن. 125 00:09:42,210 --> 00:09:46,420 ‫به نظرم، این هم بخشی از شغل منـه. 126 00:09:55,790 --> 00:09:57,000 ‫چی‌کار کردی؟ 127 00:10:01,040 --> 00:10:02,940 ‫به لباس کسی که شما رو زد 128 00:10:03,130 --> 00:10:04,310 ‫آدامس چسبوندم. 129 00:10:08,130 --> 00:10:09,960 ‫وقتی ناراحت‌تون می‌کنن، ‫باید جواب‌شون رو بدین. 130 00:10:10,170 --> 00:10:11,460 ‫شما کار اشتباهی نکردین. 131 00:10:11,710 --> 00:10:12,860 ‫این کار رو کردم 132 00:10:13,290 --> 00:10:15,060 ‫چون عصبانی شدم. 133 00:10:15,330 --> 00:10:16,410 ‫حقش بود. 134 00:10:16,710 --> 00:10:19,880 ‫عمراً نمی‌فهمه آدامس روی لباسشـه. 135 00:10:28,460 --> 00:10:30,880 ‫استادم یه‌بار گفت 136 00:10:31,040 --> 00:10:33,100 ‫شکارچی‌ای که شیطان‌ها ‫از همه بیشتر ازش می‌ترسن 137 00:10:33,330 --> 00:10:36,220 ‫نه قوی‌هاش هستن و نه شجاع‌هاش. 138 00:10:36,460 --> 00:10:38,790 ‫فقط اون‌هایی که دیوونه‌ان. 139 00:10:39,630 --> 00:10:42,130 ‫پس خیالم از تو یکی راحتـه. 140 00:10:44,250 --> 00:10:45,400 ‫دارین مسخره‌م می‌کنین؟ 141 00:10:45,630 --> 00:10:48,000 ‫اگه این توفو رو نمی‌خواین، ‫من می‌خورم. 142 00:10:51,420 --> 00:10:52,750 ‫این مال تو. 143 00:10:54,330 --> 00:10:56,180 ‫سیگار پوکیِ استخون می‌آره. ‫نمی‌خوام. 144 00:10:57,920 --> 00:11:00,040 ‫احساس می‌کنم قراره ‫همکاری طولانی داشته باشیم. 145 00:11:00,130 --> 00:11:01,710 ‫دوست دارم تو هم سیگار بِکشی. 146 00:11:11,500 --> 00:11:13,330 ‫پس فقط همین یه‌بار. 147 00:11:13,330 --> 00:11:16,170 ‫فقط همین یه‌بار ‫توی زندگی‌م سیگار می‌کِشم. 148 00:11:18,880 --> 00:11:21,210 ‫هیمِنو سنپای، سیگار دارین؟ 149 00:11:21,630 --> 00:11:24,130 ‫متأشفانه، این آخریشـه. 150 00:11:24,750 --> 00:11:26,380 ‫پس بدینش به من. 151 00:11:28,670 --> 00:11:30,420 ‫ای بابا. 152 00:11:32,750 --> 00:11:35,220 ‫بوسیدیش! ‫غیرمستقیم بوسیدیش! 153 00:11:35,540 --> 00:11:36,750 ‫ببند بابا. 154 00:11:40,210 --> 00:11:41,750 ‫خبر بَدی دارم. 155 00:11:42,840 --> 00:11:45,090 ‫شیطانی که کُشتیم... 156 00:11:45,130 --> 00:11:47,030 ‫من کُشتمش! 157 00:11:47,450 --> 00:11:50,210 ‫اون داره بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه. 158 00:12:01,830 --> 00:12:04,410 ‫من که کُشتمش... 159 00:12:04,630 --> 00:12:06,380 ‫ماجرای هتل کم بود 160 00:12:06,670 --> 00:12:08,360 ‫حالا این عجیب‌الخلقه هم اضافه شد. 161 00:12:08,790 --> 00:12:10,420 ‫این شیطانِ چیـه؟ 162 00:12:11,630 --> 00:12:12,920 ‫انسان‌ها. 163 00:12:12,920 --> 00:12:14,500 ‫شما انسان‌ها. 164 00:12:14,500 --> 00:12:16,380 ‫انسان‌های احمق. 165 00:12:16,380 --> 00:12:18,980 ‫بیاین با من قرارداد ببندیم. 166 00:12:19,170 --> 00:12:20,410 ‫داره حرف می‌زنه. 167 00:12:20,470 --> 00:12:21,890 ‫چه قراردادی؟ 168 00:12:21,920 --> 00:12:25,460 ‫بذارین انسانی که ‫اسمش دِنجی‌ـه رو بخورم. 169 00:12:25,460 --> 00:12:28,900 ‫مُرده یا زنده فرقی نداره. ‫می‌خوام بخورمش. 170 00:12:29,040 --> 00:12:33,460 ‫بعدش می‌ذارم از اینجا برین. 171 00:12:33,670 --> 00:12:35,250 ‫سالم از اینجا می‌رین... 172 00:12:35,250 --> 00:12:36,540 ‫قرارداد ببندین... 173 00:12:37,290 --> 00:12:39,250 ‫قرارداد ببندین... 174 00:12:49,240 --> 00:12:50,270 ‫دِنجی... 175 00:12:50,540 --> 00:12:51,680 ‫بذار بخورت. 176 00:13:18,830 --> 00:13:20,380 ‫خفه شو دیگه. 177 00:13:20,380 --> 00:13:23,540 ‫آکی‌کون، به روباه بگو بخورش. 178 00:13:24,460 --> 00:13:25,540 ‫کُن. 179 00:13:27,500 --> 00:13:29,590 ‫حدس می‌زدم. 180 00:13:29,830 --> 00:13:31,910 ‫اینجا از دنیای بیرون کاملاً جداست. 181 00:13:32,210 --> 00:13:34,750 ‫بدن روباه هم توی کیوتوئـه. 182 00:13:35,500 --> 00:13:37,710 ‫بذار از روح استفاده کنم. 183 00:13:42,040 --> 00:13:43,040 ‫درد می‌کنه! 184 00:13:48,080 --> 00:13:50,540 ‫درد می‌کنه... 185 00:13:50,540 --> 00:13:51,380 ‫درد می‌کنه! 186 00:13:52,130 --> 00:13:53,250 ‫داره بزرگ‌تر می‌شه! 187 00:13:54,920 --> 00:13:56,110 ‫داری انرژی‌ت رو هدر می‌دی. 188 00:13:56,330 --> 00:13:59,220 ‫این بدن اصلیِ من نیست. 189 00:13:59,540 --> 00:14:02,190 ‫قلبم یه جای دیگه‌ست. 190 00:14:02,330 --> 00:14:04,250 ‫این فقط معده‌ی منـه. 191 00:14:04,500 --> 00:14:08,160 ‫قلبم توی طبقه‌ی هشتم نیست. 192 00:14:08,580 --> 00:14:12,130 ‫اگه می‌خواین زنده بمونین، ‫قرارداد ببندین. 193 00:14:13,670 --> 00:14:17,050 ‫احتمالاً داره دروغ می‌گه‌ها. 194 00:14:17,460 --> 00:14:18,630 ‫نه. 195 00:14:19,040 --> 00:14:21,810 ‫خودش گفت قرارداد ببندیم. 196 00:14:22,250 --> 00:14:26,010 ‫وقتی یه شیطان این رو بگه، ‫قدرت حرفش زیاده. 197 00:14:26,580 --> 00:14:28,430 ‫اگه یه طرف قرارداد، ‫معامله رو حفظ کنه 198 00:14:28,830 --> 00:14:31,510 ‫طرف مقابل هم مجبوره رعایت کنه. 199 00:14:32,130 --> 00:14:34,260 ‫هرکی بزنه زیر معامله، می‌میره. 200 00:14:34,580 --> 00:14:37,570 ‫اگه بُکشیمت، واقعاً زنده می‌مونیم. 201 00:14:38,380 --> 00:14:41,380 ‫بیاین بُکشیمش، هیمِنو سنپای. 202 00:14:42,130 --> 00:14:45,910 ‫بُکشیمش و بریم بیرون ‫تا یه راه‌حل پیدا کنیم. 203 00:14:46,380 --> 00:14:48,770 ‫اگه هیچ کاری نکنیم، ‫از گرسنگی می‌میریم. 204 00:14:49,250 --> 00:14:53,140 ‫طبق قانون، ما می‌تونیم ‫با شیطان‌ها قرارداد ببندیم. 205 00:14:53,830 --> 00:14:56,190 ‫باید پیشنهادش رو قبول کنیم! 206 00:14:56,500 --> 00:14:58,800 ‫این شیطان می‌خواد دِنجی بمیره. 207 00:14:59,330 --> 00:15:02,210 ‫پس زنده‌ی دِنجی به نفعش نیست. 208 00:15:02,630 --> 00:15:04,190 ‫من قرارداد نمی‌بندم. 209 00:15:04,460 --> 00:15:06,070 ‫پس من هم نمی‌بندم. 210 00:15:06,580 --> 00:15:07,590 ‫یعنی چی؟ 211 00:15:07,880 --> 00:15:09,460 ‫من دِنجی رو می‌کُشم. 212 00:15:10,750 --> 00:15:12,460 ‫اگه از اینجا نرم بیرون 213 00:15:12,460 --> 00:15:15,330 ‫نمی‌تونم برای اختراعم ‫جایزه‌ی نوبل بگیرم. 214 00:15:15,330 --> 00:15:17,210 ‫پس بمیر تا به جایزه‌م برسم. 215 00:15:17,210 --> 00:15:19,620 ‫دورگه‌ها نمی‌تونن ‫با شیطان‌ها قرارداد ببندن. 216 00:15:19,880 --> 00:15:21,790 ‫حتی اگه دِنجی رو بُکشی 217 00:15:22,000 --> 00:15:24,060 ‫شیطان مجبور نیست ولت کنه. 218 00:15:24,460 --> 00:15:26,180 ‫در کل، نمی‌تونیم دِنجی رو بُکشیم. 219 00:15:26,580 --> 00:15:28,220 ‫ما شکارچی شیطانـیم. 220 00:15:29,170 --> 00:15:30,920 ‫پس فقط شیطان می‌کُشیم. 221 00:15:33,920 --> 00:15:35,500 ‫حوصله‌م سر رفت. ‫بیا کُشتی بگیریم! 222 00:15:35,500 --> 00:15:37,630 ‫نه‌خیر! ‫هر دفعه به قصد کُشت می‌زنیم! 223 00:15:44,630 --> 00:15:45,880 ‫مُردم از گشنگی. 224 00:15:46,040 --> 00:15:50,060 ‫آکی‌کون، واقعاً راه خروج پیدا نکردی؟ 225 00:15:50,460 --> 00:15:52,390 ‫اگه شیطانه راست بگه 226 00:15:52,580 --> 00:15:54,470 ‫واقعاً راهی برای کُشتنش نیست. 227 00:15:55,040 --> 00:15:57,150 ‫ولی نمی‌خوام دِنجی رو هم بُکشم. 228 00:15:57,880 --> 00:16:00,330 ‫اگه کاری نکنیم، از گرسنگی می‌میریم. 229 00:16:03,750 --> 00:16:06,170 ‫اگه لازم شد، ‫از شمشیرم استفاده می‌کنم. 230 00:16:06,170 --> 00:16:07,250 ‫نه‌خیر. ‫نمی‌ذارم. 231 00:16:08,880 --> 00:16:11,420 ‫اگه با شمشیر شدنیـه 232 00:16:11,540 --> 00:16:12,750 ‫بذار بُکشش دیگه. 233 00:16:14,040 --> 00:16:17,080 ‫اگه مجبور باشه هم ‫نباید ازش استفاده کنه. 234 00:16:17,540 --> 00:16:19,210 ‫شرمنده که این رو می‌گم 235 00:16:20,170 --> 00:16:21,710 ‫ولی اگه اوضاع خیت شد، تو باید بمیری. 236 00:16:24,380 --> 00:16:25,720 ‫نیست! 237 00:16:26,130 --> 00:16:28,950 ‫غذای روی تخت... 238 00:16:29,170 --> 00:16:30,340 ‫هیچی نمونده. 239 00:16:31,090 --> 00:16:32,130 ‫چطوری؟ 240 00:16:37,470 --> 00:16:40,260 ‫همه‌ش رو تو خوردی؟ 241 00:16:40,330 --> 00:16:42,910 ‫خیر. ‫دِنجی خورد. 242 00:16:43,040 --> 00:16:44,820 ‫داری می‌لُمبونی و دروغ می‌گی؟ 243 00:16:44,920 --> 00:16:46,090 ‫فهمیدم. 244 00:16:46,420 --> 00:16:47,510 ‫من... 245 00:16:48,130 --> 00:16:49,290 ‫حالا فهمیدم. 246 00:16:50,080 --> 00:16:53,680 ‫به‌خاطر قدرت این دورگه‌ست ‫که نمی‌تونیم بریم بیرون! 247 00:16:54,000 --> 00:16:55,920 ‫مطمئنـم همینـه! 248 00:16:55,920 --> 00:16:56,750 ‫خیر. 249 00:16:56,750 --> 00:16:58,290 ‫آروم باش، کوبِنی‌چان. 250 00:16:58,290 --> 00:16:59,420 ‫این شیطان خونـه. 251 00:16:59,420 --> 00:17:01,060 ‫چرا طرف اون رو می‌گیری؟ 252 00:17:01,500 --> 00:17:03,720 ‫ما شکارچی شیطانـیم. 253 00:17:04,170 --> 00:17:09,330 ‫نکنه تو با اون شیطانـی؟ ‫نکنه جاسوسـی؟ 254 00:17:09,330 --> 00:17:10,420 ‫بلی. ‫جاسوسـه. 255 00:17:10,790 --> 00:17:12,830 ‫من با اون شیطان نیستم. 256 00:17:14,130 --> 00:17:16,250 ‫خوب می‌دونم که جاسوسـی! 257 00:17:21,290 --> 00:17:22,130 ‫کی داد زد؟ 258 00:17:22,130 --> 00:17:23,130 ‫بدو، سنپای! 259 00:17:32,600 --> 00:17:34,350 ‫دِنجی رو بُکشین. 260 00:17:34,380 --> 00:17:36,240 ‫قلبش رو بدین به من. 261 00:17:36,290 --> 00:17:37,690 ‫بدینش به من. 262 00:17:38,000 --> 00:17:40,480 ‫ترس خوراک منـه. 263 00:17:40,580 --> 00:17:43,220 ‫با ترس بزرگ‌تر می‌شم. 264 00:17:43,460 --> 00:17:46,110 ‫پس بترسین. 265 00:17:46,500 --> 00:17:48,180 ‫از مرگ بترسین. 266 00:17:48,310 --> 00:17:50,610 ‫از همه‌چی بترسین. 267 00:17:50,630 --> 00:17:54,080 ‫فقط من می‌تونم ‫شیطان اَره‌برقی رو بُکشم. 268 00:17:54,250 --> 00:17:55,760 ‫من 269 00:17:56,000 --> 00:17:59,250 ‫شیطان ابدیت‌ـم. 270 00:18:05,040 --> 00:18:06,330 ‫داره می‌چرخه! 271 00:18:22,500 --> 00:18:25,660 ‫قلب دِنجی رو بدین. 272 00:18:25,750 --> 00:18:26,890 ‫یکی‌تون بُکشش! 273 00:18:27,000 --> 00:18:29,280 ‫دِنجی‌کون رو بُکشین! 274 00:18:29,420 --> 00:18:30,830 ‫ازتون خواهش می‌کنم! 275 00:18:30,830 --> 00:18:32,270 ‫شرایط اضطراریـه! 276 00:18:32,380 --> 00:18:34,290 ‫بذارین بخورش! 277 00:18:36,880 --> 00:18:38,080 ‫می‌خوام از شمشیر استفاده کنم. 278 00:18:38,630 --> 00:18:40,580 ‫باشه؟ هیمِنو سنـ 279 00:18:42,250 --> 00:18:43,630 ‫هیمِنو سنپای. 280 00:18:44,800 --> 00:18:45,820 ‫هوی، چتـه؟ 281 00:18:45,960 --> 00:18:47,370 ‫چی‌کار می‌کنی؟ 282 00:18:47,830 --> 00:18:51,070 ‫اگه از شمشیرش استفاده کنه، ‫قطعاً زنده می‌مونیم. 283 00:18:51,500 --> 00:18:52,990 ‫ولی قرارداد شمشیر 284 00:18:53,210 --> 00:18:55,540 ‫باعث می‌شه عمر آکی‌کون کم بشه. 285 00:18:56,000 --> 00:18:59,240 ‫هنوز خیلی جَوونـه. 286 00:18:59,670 --> 00:19:00,800 ‫پس شرمنده‌تـم 287 00:19:01,000 --> 00:19:02,080 ‫دِنجی‌کون. 288 00:19:03,330 --> 00:19:04,600 ‫من رو ببخش! 289 00:19:05,130 --> 00:19:06,620 ‫ولم کن. 290 00:19:07,000 --> 00:19:08,250 ‫می‌گم ولم کن! 291 00:19:12,580 --> 00:19:14,580 ‫بمــیر! 292 00:19:23,970 --> 00:19:24,590 ‫(این صحنه به نقاشی «جودیث سر هولوفرنس را می‌بُرد»، ‫ساخته‌ی آرتمیزیا جنتیلسکی، شباهت داره.) 293 00:19:41,000 --> 00:19:44,850 ‫واقعاً برام مهم نیست ‫که دِنجی بمیره یا نه. 294 00:19:45,130 --> 00:19:47,070 ‫اتفاقاً همه‌ش رواعصابـه. 295 00:19:47,710 --> 00:19:50,130 ‫ولی اون هم می‌خواد ‫شیطان تفنگ رو بُکشه. 296 00:19:51,170 --> 00:19:54,550 ‫من هم که تنهایی نمی‌تونم ‫برم سراغ شیطان تفنگ. 297 00:19:55,500 --> 00:19:57,020 ‫واسه‌ی کُشتنش 298 00:19:57,750 --> 00:20:03,040 ‫باید تا جایی که می‌شه، ‫تعدادمون زیاد باشه. 299 00:20:04,080 --> 00:20:06,180 ‫حتی اگه از عمرم کم بشه 300 00:20:07,790 --> 00:20:09,800 ‫نمی‌ذارم دِنجی رو بُکشین. 301 00:20:11,500 --> 00:20:12,500 ‫پاوِر! 302 00:20:12,530 --> 00:20:14,110 ‫مگه شیطان خون نیستی؟ 303 00:20:14,420 --> 00:20:16,320 ‫جلوی خون‌ریزی‌ش رو بگیر. 304 00:20:16,910 --> 00:20:20,190 ‫فقط می‌تونم خون خودم رو کنترل کنم. 305 00:20:20,580 --> 00:20:22,540 ‫خون بقیه خیلی سختـه. 306 00:20:24,630 --> 00:20:28,700 ‫ولی اگه این کله‌سیاه بمیره، ‫دیگه کسی برام آشپزی نمی‌کنه. 307 00:20:29,170 --> 00:20:31,170 ‫چاره‌ای نیست. ‫جلوی خون‌ریزی رو می‌گیرم. 308 00:20:37,920 --> 00:20:39,000 ‫چی‌کار کنیم؟ 309 00:20:39,790 --> 00:20:40,880 ‫چی‌کار کنیم؟ 310 00:20:41,420 --> 00:20:44,750 ‫آکی... آکی‌کون، چی‌کار کنیم؟ 311 00:20:45,460 --> 00:20:47,930 ‫تـ... تقصیر من نبود! 312 00:20:48,210 --> 00:20:49,290 ‫تقصیر توئـه! 313 00:20:49,290 --> 00:20:50,830 ‫همه‌ش تقصیر توئـه! 314 00:20:51,130 --> 00:20:53,380 ‫اگه می‌ذاشتی بخورت 315 00:20:53,420 --> 00:20:54,880 ‫این اتفاق نمی‌افتاد. 316 00:20:56,420 --> 00:20:58,060 ‫باشه بابا. 317 00:20:58,380 --> 00:20:59,830 ‫پس بذار من رو بخوره. 318 00:21:01,300 --> 00:21:02,630 ‫خدا رو شکر. 319 00:21:03,960 --> 00:21:06,210 ‫ولی اول می‌خوام مبارزه کنم. 320 00:21:07,500 --> 00:21:10,400 ‫اگه تونستم بُکشمش 321 00:21:11,580 --> 00:21:14,290 ‫لب آبدار یادت نره! 322 00:21:15,790 --> 00:21:17,560 ‫می‌خوای چی‌کار کنی؟ 323 00:21:18,330 --> 00:21:19,390 ‫به اَره‌برقی تبدیل می‌شم 324 00:21:20,330 --> 00:21:21,580 ‫بااین‌که درد داره. 325 00:21:22,180 --> 00:21:24,060 ‫اَره... اَره‌برقی؟ 326 00:21:24,130 --> 00:21:25,150 ‫نمی‌دونم چرا 327 00:21:25,590 --> 00:21:29,070 ‫ولی ظاهراً از اَره‌برقیِ من می‌ترسه. 328 00:21:29,790 --> 00:21:31,830 ‫برای همین خودش جلو نمی‌آد 329 00:21:31,860 --> 00:21:33,960 ‫و از شماها می‌خواد که من رو بُکشین. 330 00:21:35,330 --> 00:21:36,700 ‫تازه وقتی بهش حمله شد 331 00:21:36,790 --> 00:21:40,080 ‫دیدیم که درد رو حس می‌کنه. 332 00:21:41,040 --> 00:21:42,470 ‫پس 333 00:21:42,670 --> 00:21:45,290 ‫این‌قدر می‌زنمش 334 00:21:45,960 --> 00:21:47,940 ‫که راضی به خودکُشی بشه! 335 00:21:50,030 --> 00:21:52,080 ‫این نقشه‌ت خیلی شیطانیـه. 336 00:21:55,380 --> 00:21:57,750 ‫چرا واسه‌ی من همچین کاری کردی؟ 337 00:21:58,500 --> 00:22:00,960 ‫سرت به کار خودت باشه، لاشی. 338 00:22:01,830 --> 00:22:06,000 ‫نمی‌خوام مدیون کسی بشم. 339 00:22:07,210 --> 00:22:09,290 ‫اگه نجات پیدا کردیم، بی‌حساب می‌شیم.