1 00:00:16,975 --> 00:00:19,394 ‫آنچه در «کارآگاهان جوان مرده» گذشت... 2 00:00:19,477 --> 00:00:22,439 ‫اگه نکات موشکفانه رو یادداشت کنی، ‫می‌تونی خودت رو از مخمصه به در ببری. 3 00:00:22,522 --> 00:00:24,399 ‫می‌خوام نذارم دیوید برگرده توی سرم. 4 00:00:24,482 --> 00:00:26,067 ‫فکر کنم قدرت‌هام رو از دست دادم. 5 00:00:26,151 --> 00:00:29,070 ‫وقتی زنده بودم هم، ‫ارتباطات انسانی برام راحت نبودن. 6 00:00:29,696 --> 00:00:31,698 ‫من یه احساساتی دارم. 7 00:00:31,781 --> 00:00:33,199 ‫منم به تو حس دارم. 8 00:00:33,283 --> 00:00:34,826 ‫راجع به تو صحبت نمی‌کردم. 9 00:00:34,909 --> 00:00:36,703 ‫داره برات دام پهن می‌کنه ‫که توی تله بندازتت. 10 00:00:36,786 --> 00:00:37,620 ‫تو یه کلاغی! 11 00:00:37,704 --> 00:00:40,623 ‫شل کن و بذار تا ابد مصرف بشی... 12 00:00:42,792 --> 00:00:44,878 ‫در خانواده ما، زن‌‌ کم پیدا میشه. 13 00:00:44,961 --> 00:00:47,255 ‫با همدیگه می‌تونیم ‫به قدرتی مشترک دست پیدا کنیم. 14 00:00:47,338 --> 00:00:48,965 ‫می‌تونم قدرت‌هام رو پس بگیرم؟ 15 00:00:55,346 --> 00:00:58,600 ‫بیاین همه با هم به زندگی پس از مرگی ‫که با ملاحظه برامون مقرر شده، بریم. 16 00:00:58,683 --> 00:01:01,519 ‫جای اون تو جهنم نیست. ‫اون به خاطر یه نکته جزئی اون جا بود. 17 00:01:01,603 --> 00:01:03,563 ‫این احمق رو به خوبی بترسون. 18 00:01:03,646 --> 00:01:06,357 ‫توسط هم‌کلاسی‌هام که نمی‌دونستن ‫دارن چی کار می‌کنن، قربانی شدم. 19 00:01:06,441 --> 00:01:07,859 ‫میگی که یه نکته جزئیه؟ 20 00:01:10,820 --> 00:01:12,238 ‫چارلز! 21 00:01:12,322 --> 00:01:13,531 ‫ادوین! 22 00:01:49,901 --> 00:01:52,946 ‫گردن زیبا اون پیش کوچولو رو می‌شکونم. 23 00:01:53,905 --> 00:01:56,407 ‫[کتک زدن یک گربه مرده] 24 00:02:08,211 --> 00:02:12,590 ‫پس رابطه تو و دوست‌پسر روحی حوصله‌سربرت ‫جواب نداد. 25 00:02:12,674 --> 00:02:13,925 ‫چی می‌خوای استر؟ 26 00:02:14,008 --> 00:02:16,177 ‫من شدیداً مشغول بی دل و دماغ بودنم. 27 00:02:17,470 --> 00:02:18,388 ‫- اخ. ‫- اوه. 28 00:02:18,471 --> 00:02:20,974 ‫ناراحتت کردم، ‫یا خفه کردنت از روی جذابیته؟ 29 00:02:21,057 --> 00:02:25,145 ‫اون پسرهای مرده مزاحم غذا خوردن مارم ‫شدن، بهم بی احترامی کردن، 30 00:02:25,228 --> 00:02:27,230 ‫و از زیر نقشه انتقامم در رفتن، 31 00:02:27,313 --> 00:02:29,065 ‫و همه این کارها بیهوده بود. 32 00:02:34,571 --> 00:02:36,322 ‫وای خدایا. 33 00:02:38,366 --> 00:02:40,285 ‫وای خدای من. ‫اون وقت میگن من ترسوـم. 34 00:02:40,869 --> 00:02:42,871 ‫خیلی رو مخی. 35 00:02:42,954 --> 00:02:45,915 ‫«باید جوون بمونم. دلم می‌خواد خوشگل بشم.» 36 00:02:45,999 --> 00:02:48,710 ‫«تمام مدت به فکر اینم ‫که از همه انتقام بگیرم.» 37 00:02:48,793 --> 00:02:50,545 ‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟ 38 00:02:50,628 --> 00:02:54,173 ‫چون من می‌دونم که تو موقعیت مانتی رو ‫خراب کردی، خبرچین عوضی. 39 00:02:54,257 --> 00:02:56,843 ‫- وای خدا. ‫- تقریباً عنصر غافلگری تو دستم بود. 40 00:02:56,926 --> 00:02:58,219 ‫مانتی، مانتی، مانتی! 41 00:02:58,303 --> 00:03:00,930 ‫کلاغ کوچولوی تو گرفتار احساس شد ‫اون وقت تو، من رو سرزنش می‌کنی. 42 00:03:01,014 --> 00:03:03,516 ‫معلومه که سرزنشت می‌کنم عزیزم. 43 00:03:03,600 --> 00:03:06,269 ‫فکر کردی اون قارچ‌ها ‫می‌تونن این ارواح رو شکست بده. 44 00:03:06,352 --> 00:03:08,271 ‫خیلی بامزه‌ـست. 45 00:03:08,354 --> 00:03:12,650 ‫ادوین بیشتر از چیزی که من و تو ‫بتونیم تصورش رو کنیم، درد کشیده. 46 00:03:14,944 --> 00:03:15,944 ‫عه... 47 00:03:16,905 --> 00:03:19,073 ‫منظورت از «بیشتر درد کشیده» چیه؟ 48 00:03:19,157 --> 00:03:20,533 ‫اون از جهنم جون سالم به در برد. 49 00:03:20,617 --> 00:03:23,578 ‫و تا وقتی که دوباره از جهنم فرار کنه، ‫منتظرش می‌مونم. 50 00:03:23,661 --> 00:03:25,663 ‫خدایا، چه قدر عاشقانه رفتار می‌کنم، ‫ازش متنفرم. 51 00:03:25,747 --> 00:03:28,499 ‫چه حرف جالبی زدی. 52 00:03:29,751 --> 00:03:33,004 ‫فکر کنم نقشه جدیدی به ذهنم رسید. 53 00:03:33,087 --> 00:03:36,674 ‫به تخمم هم نیست، باشه؟ ‫دیگه گوش نمیدم. خداحافظ. 54 00:03:36,758 --> 00:03:39,344 ‫نظرت چیه که این پرخاشگری سرکوب‌شده‌ام رو ‫سر تو خالی کنم؟ 55 00:03:39,427 --> 00:03:40,470 ‫خبر دست اولم دارم برات پیرزن. 56 00:03:40,553 --> 00:03:42,639 ‫من یه موجود عادی نیستم. ‫جادو روی من جواب نمیده. 57 00:03:42,722 --> 00:03:45,558 ‫آره، می‌دونیم اما... ‫راه‌ها دیگه‌ای هم هست برای 58 00:03:45,642 --> 00:03:47,352 ‫- کندن پوست گربه. ‫- کندن پوست گربه. 59 00:03:48,353 --> 00:03:49,687 ‫- از این جوک متنفرم. ‫- می‌دونم. 60 00:04:31,688 --> 00:04:34,774 ‫این جون سومم بود جنده. ‫نه تا جون بیشتر ندارم. 61 00:04:34,857 --> 00:04:36,192 ‫میشه گورت رو گم کنی؟ 62 00:04:36,276 --> 00:04:38,278 ‫می‌دونی، بیشتر روح‌ها... 63 00:04:38,361 --> 00:04:39,195 ‫کبرم توش! 64 00:04:39,279 --> 00:04:43,283 ‫اگه بهشون دردی انتقال بدی، متلاشی میشن. 65 00:04:43,366 --> 00:04:45,368 ‫که جداً به درد هم نمی‌خوره. 66 00:04:45,451 --> 00:04:48,496 ‫اما روح شکنجه شده‌ای ‫که از جهنم فرار کرده... 67 00:04:49,122 --> 00:04:52,625 ‫یعنی تصور کن که چه قدر درد... ‫می‌تونه تحمل کنه. 68 00:04:52,709 --> 00:04:54,002 ‫و این خیلی... 69 00:04:55,586 --> 00:04:56,629 ‫شگفت‌انگیزه. 70 00:04:56,713 --> 00:04:58,089 ‫اون نمی‌تونه تو رو جوون کنه. 71 00:04:58,172 --> 00:05:00,258 ‫نه، ولی می‌تونه بهم قدرت بده. 72 00:05:01,676 --> 00:05:05,471 ‫تا انقدر قدرتمند بشم که بتونم ‫بلایی رو سر این شهر بیارم که حقشه. 73 00:05:05,555 --> 00:05:07,974 ‫هی، پنجه‌هات رو سمت اون نبر. 74 00:05:08,057 --> 00:05:09,225 ‫وای. 75 00:05:09,309 --> 00:05:12,186 ‫پیشی خوبی باش ‫و سر راهم نیا، باشه؟ 76 00:05:13,062 --> 00:05:14,647 ‫وگرنه مجبور میشم دوباره بکشمت. 77 00:05:17,317 --> 00:05:19,319 ‫و دوباره. 78 00:05:19,402 --> 00:05:20,486 ‫و دوباره. 79 00:05:23,102 --> 00:05:29,102 ‫« کارآگاهان جوان مرده » 80 00:06:44,487 --> 00:06:45,655 ‫این چه کوفتی بود؟ 81 00:06:45,738 --> 00:06:47,156 ‫یه اهریمن از جهنم. 82 00:06:47,240 --> 00:06:49,659 ‫به نظرم می‌رسید از یکی از طبقات میانی باشه. 83 00:06:50,493 --> 00:06:51,410 ‫وای چه قدر ترسناک. 84 00:06:51,494 --> 00:06:54,956 ‫نه، تو گفتی که کار ما رو راست و ریس می‌کنی، ‫و به این زودی نمی‌فرستیش برگرده. 85 00:06:55,039 --> 00:06:57,834 ‫پشمام. تو هنوز زنده‌ای؟ 86 00:06:57,917 --> 00:06:59,585 ‫این خبر که قدیمی شده عزیزم. ‫سعی کن عقب نمونی. 87 00:06:59,669 --> 00:07:01,379 ‫ولش کن! گفتی قدیمی شده، ها؟ 88 00:07:01,462 --> 00:07:03,798 ‫خبر جدید اینه که اون کلی چرت و پرت ‫به خوردمون داد راحع به این که می‌خواد 89 00:07:03,881 --> 00:07:05,925 ‫به ما برای رفتن به دنیای پس از مرگ ‫فرصتی بده، 90 00:07:06,008 --> 00:07:08,052 ‫و بعد یه چیزی از جهنم احضار کرد ‫که ادوین رو به جهنم برگردونه. 91 00:07:08,136 --> 00:07:09,220 ‫ادوین تو جهنمه؟ 92 00:07:09,303 --> 00:07:12,140 ‫ببین، توی اتفاقاتی که الان افتاد، ‫من دخالتی نداشتم. 93 00:07:12,223 --> 00:07:14,475 ‫یه چیزی توی نامه‌ـم بود ‫که به اهریمن هشدار داد. 94 00:07:14,559 --> 00:07:16,519 ‫احتمالاً از قبل داشت دنبال دوستتون می‌گشت. 95 00:07:16,602 --> 00:07:19,730 ‫اگه فکر می‌کنی احتمالی وجود داره ‫که بودن ادوین توی جهنم اشتباهه، 96 00:07:19,814 --> 00:07:21,607 ‫باید بری دنبالش. ‫یعنی مجبوری که بری. 97 00:07:21,691 --> 00:07:24,861 ‫از لحاظ فنی آره. ‫اما خیلی از توان من خارجه. 98 00:07:24,944 --> 00:07:27,196 ‫تو گفتی که یه موجود فرا بُعدی بی‌پایانی. 99 00:07:27,280 --> 00:07:30,366 ‫- چند باری بهش اشاره کردی. ‫- خیلی تاییدش کردی. 100 00:07:30,450 --> 00:07:33,077 ‫خیلی خب، خیلی خب جونورهای کوچولو. 101 00:07:33,161 --> 00:07:37,665 ‫باز کردن دری به جهنم کار ساده‌ایه، ‫ولی کسی دلش نمی‌خواد بره اون تو. 102 00:07:37,748 --> 00:07:40,793 ‫تعداد مجوزها و تاییدیه‌هایی ‫که باید بابتش بگیرم خیلی زیاده. 103 00:07:40,877 --> 00:07:44,172 ‫درسته. درسته، پس... ‫پس یه در باز کن، خودم میرم دنبالش. 104 00:07:44,255 --> 00:07:46,883 ‫اگه توی جهنم گیر بیوفتیم، ‫اون وقت تو می‌دونی که ما کجاییم 105 00:07:46,966 --> 00:07:50,303 ‫یا این که... یا این که می‌تونم برگردونمش، ‫بعدش ما در اختیار توییم. 106 00:07:50,386 --> 00:07:51,679 ‫موقعیت برد بردیه. 107 00:07:51,762 --> 00:07:55,099 ‫وایسا، از دست دادن دوست‌های بیشتری ‫توی جهنم اصلاً نقشه خوبی نیست. جهنمه ها. 108 00:07:56,684 --> 00:07:57,727 ‫کی قراره گم بشه؟ 109 00:07:59,270 --> 00:08:01,355 ‫عمراً بتونی توی جهنم مسیرت رو پیدا کنی. 110 00:08:01,439 --> 00:08:04,442 ‫جهنم خیلی بیشتر از خرابه‌های آتشین لوسیفره. 111 00:08:04,525 --> 00:08:05,818 ‫اون فقط طبقه اوله. 112 00:08:06,486 --> 00:08:08,946 ‫تو فقط یه پسربچه‌ای. ‫و اون جا کلی دنیاهایی هست... 113 00:08:09,030 --> 00:08:12,783 ‫ادوین کلی داستان راجع به جهنم بهم گفته. ‫و بیشترشون رو هم نوشته. 114 00:08:12,867 --> 00:08:16,245 ‫متوجه میشم که کجا باید برم چون... ‫اون دفعه قبل فهمید که چطور بیاد بیرون. 115 00:08:17,038 --> 00:08:18,915 ‫فقط باید برعکس روش کار کنم، مگه نه؟ 116 00:08:20,291 --> 00:08:21,751 ‫اگه این‌طوریه، منم میام. 117 00:08:22,335 --> 00:08:23,753 ‫نه، نمیای. 118 00:08:25,171 --> 00:08:27,215 ‫این دیگه چه وضعشه؟ 119 00:08:27,298 --> 00:08:29,926 ‫باید جلوی «بانو تباهی» که اون بیرونه، ‫متحد و یکپارچه باشیم. 120 00:08:30,009 --> 00:08:31,552 ‫جهنم جای خوبی برای موجودات زنده نیست. 121 00:08:31,636 --> 00:08:33,137 ‫- و هیچی هم ازش زنده بر نمی‌گرده. ‫- وای. 122 00:08:33,221 --> 00:08:35,515 ‫نمی‌تونم نگران تو هم باشم ‫وقتی باید تمرکز کنم روی... 123 00:08:35,598 --> 00:08:38,851 ‫خدایا. تو هیچ‌وقت به جهنم نرفتی. ‫پس انقدر مثل متخصص‌ها رفتار نکن. 124 00:08:39,810 --> 00:08:43,397 ‫ببین، وقتی که من تسخیر شدم، ‫وقتی نزدیک بود از بالای یه صخره بپرم پاییین، 125 00:08:43,481 --> 00:08:46,859 ‫وقتی که گند زدم و قدرت‌هام رو ‫از دست دادم، جفتتون بهم کمک کردین. 126 00:08:46,943 --> 00:08:49,654 ‫و حالا اون قدرت‌‌ها رو ‫با یکم قدرت اضافی، پس گرفتم. 127 00:08:49,737 --> 00:08:52,281 ‫ببین چه بلایی سر استر و عنصر جنگل آوردم. 128 00:08:52,949 --> 00:08:56,452 ‫وای خدای من، ادوین دوست منم هست، ‫چه خوشش بیاد چه خوشش نیاد. 129 00:08:57,119 --> 00:08:59,497 ‫- می‌تونم کمک کنم. ‫- اگه اتفاقی برات بیوفته چی؟ 130 00:08:59,580 --> 00:09:01,249 ‫اگه اتفاقی برای تو بیوفته چی؟ 131 00:09:03,793 --> 00:09:04,794 ‫کریستال... 132 00:09:06,337 --> 00:09:07,338 ‫نه. 133 00:09:11,133 --> 00:09:12,760 ‫نمی‌تونم همین جا بشینم و منتظر بمونم. 134 00:09:13,553 --> 00:09:16,264 ‫اگه واقعا نمیذاری که بیام، ‫یه راه دیگه برای کمک کردن پیدا می‌کنم. 135 00:09:19,433 --> 00:09:21,936 ‫چه قدر کسشر. ‫انگار از من کمکی بر نمیاد. 136 00:09:22,645 --> 00:09:25,439 ‫هیچ‌وقت قرار نیست ‫که تو دهنت رو ببندی، مگه نه؟ 137 00:09:25,523 --> 00:09:30,278 ‫هی جنی. دارم میرم دوست‌پسر شیطانی سابقم رو ‫راضی کنم که یه دروازه به جهنم باز کنه... 138 00:09:30,361 --> 00:09:32,280 ‫یا خدا، این دیوونگیه. 139 00:09:32,363 --> 00:09:33,823 ‫عه... فراموشش کن. 140 00:09:33,906 --> 00:09:35,533 ‫- همون دوست‌پسرت که ازت سوءاستفاده می‌کرد؟ ‫- آره. 141 00:09:35,616 --> 00:09:37,743 ‫- می‌تونی تنها بری؟ ‫- آره. 142 00:09:38,828 --> 00:09:40,204 ‫ای بچه لعنتی. 143 00:09:43,249 --> 00:09:45,376 ‫تمام این جر و بحث‌ها بیهوده‌ـست. 144 00:09:45,459 --> 00:09:47,128 ‫هیچ کدوم از کسایی که اینجان، نمیرن جهنم. 145 00:09:47,211 --> 00:09:49,380 ‫- نه، ادوین... ‫- حتی اگه کمک هم می‌کردم، 146 00:09:49,463 --> 00:09:52,883 ‫دلیلی وجود نداره که شما سر حرفتون بمونین ‫و با من به زندگی پس از مرگ بیاین. 147 00:09:52,967 --> 00:09:57,972 ‫اگه باور نمی‌کنی که قراره پای حرفش بمونه، ‫جادوی ورود به ذهنش رو انجام بده. 148 00:09:58,055 --> 00:10:00,558 ‫- روی صخره هم همین کار رو کردی، درسته؟ ‫- ببخشید؟ 149 00:10:00,641 --> 00:10:02,310 ‫نمی‌تونه بهت دروع بگو. 150 00:10:02,393 --> 00:10:05,438 ‫نمی‌تونی توی ذهنش رو نگاه کنی ‫و بفهمی که می‌تونی بهش اعتماد کنی یا نه؟ 151 00:10:07,398 --> 00:10:09,233 ‫وای، محض رضای خدا. 152 00:10:18,618 --> 00:10:20,119 ‫جلو نیاین! جلو نیاین! 153 00:10:36,719 --> 00:10:37,719 ‫کی اون جاست؟ 154 00:10:43,267 --> 00:10:44,769 ‫چی می‌خوای؟ 155 00:10:48,105 --> 00:10:49,105 ‫تو می‌‌تونی من رو ببینی؟ 156 00:10:49,607 --> 00:10:52,401 ‫من... با خودم فکر کردم ‫شاید این فانوس بهت کمک کنه. 157 00:10:52,485 --> 00:10:55,863 ‫و اگه اون پسرها بیان این بالا، ‫به راحتی می‌تونی خاموشش کنی. 158 00:10:55,946 --> 00:10:57,490 ‫- دیدیشون؟ ‫- آره. 159 00:10:58,658 --> 00:11:02,578 ‫خیلی وقت پیش، این جا مدرسه می‌رفتم. ‫ما هم قلدر داشتیم. 160 00:11:02,662 --> 00:11:03,704 ‫خیالت راحت باشه. 161 00:11:05,581 --> 00:11:06,916 ‫من بهت صدمه‌ای نمیزنم. 162 00:11:09,085 --> 00:11:10,086 ‫ممنون رفیق. 163 00:11:11,545 --> 00:11:12,545 ‫دارم یخ میزنم. 164 00:11:13,631 --> 00:11:15,257 ‫تا حالا توی زندگیم انقدر سردم نبود. 165 00:11:18,677 --> 00:11:20,304 ‫فقط درست به نظر نمی‌رسید. 166 00:11:21,263 --> 00:11:23,974 ‫این که چون اون پسره پاکستانیه، ‫بذاریم که کتک بخوره. 167 00:11:24,642 --> 00:11:27,645 ‫یعنی... منم نیمه هندیم. ‫چرا من انقدر فرق دارم؟ 168 00:11:28,771 --> 00:11:30,022 ‫نکته درستی بود. 169 00:11:31,023 --> 00:11:33,442 ‫موقعی که من زنده بودم، ‫اون دوتا یه کشور بودن. 170 00:11:34,443 --> 00:11:35,444 ‫درسته. 171 00:11:37,196 --> 00:11:38,197 ‫وایسا، چی؟ 172 00:11:41,826 --> 00:11:45,204 ‫- حالت خوبه؟ ‫- چیزیم نیست. فقط جواب سوالم رو بده. 173 00:11:45,287 --> 00:11:49,500 ‫- سال 1913 تا 1916. ‫- کسشر نگو. 174 00:11:49,583 --> 00:11:51,377 ‫جدی چه سالی این جا مدرسه می‌رفتی؟ 175 00:11:51,460 --> 00:11:54,505 ‫سال 1913 تا 1916. 176 00:11:54,588 --> 00:11:56,590 ‫من مرده‌ام چارلز. 177 00:12:02,430 --> 00:12:03,430 ‫اوه. 178 00:12:06,183 --> 00:12:09,770 ‫درواقع، تو می‌تونی هر فضایی رو ‫هر طوری که دوست داری تکون بدی. 179 00:12:09,854 --> 00:12:14,150 ‫این طوری نیست که نتونی چیزی رو لمس کنی، ‫صرفاً احساسشون نمی‌کنی. 180 00:12:15,151 --> 00:12:16,360 ‫احمقانه‌ـست، ولی... 181 00:12:17,194 --> 00:12:18,571 ‫فکر کنم دلم برای بوسیدن تنگ شده. 182 00:12:19,530 --> 00:12:20,531 ‫تو دلت برای بوسه تنگ نشده؟ 183 00:12:21,157 --> 00:12:22,157 ‫اوهوم. 184 00:12:24,034 --> 00:12:25,035 ‫خفه شو رفیق. 185 00:12:25,119 --> 00:12:27,746 ‫این معرکه‌ـست. ‫چرا از زمین رد نمیشی و نمیوفتی؟ 186 00:12:27,830 --> 00:12:30,916 ‫به اصطلاح قوانین روحی زیادی داریم. 187 00:12:31,000 --> 00:12:32,501 ‫که نباید زمانت رو باهاشون هدر بدم. 188 00:12:32,585 --> 00:12:33,961 ‫من فقط راجع به زمین پرسیدم، مگه نه؟ 189 00:12:34,044 --> 00:12:37,089 ‫چون خودم دلم نمی‌خواد ‫از زمین رد بشم. خوشحال شدی؟ 190 00:12:40,342 --> 00:12:44,263 ‫آقای کارلایل پرسید: «به روح باور داری مکس؟» 191 00:12:44,972 --> 00:12:49,101 ‫کارآگاه کارداس پاسخ داد: «فقط به عنوان روح قبولشون دارم.» 192 00:12:49,810 --> 00:12:54,482 ‫«موقعی که توی مسائل مهم دخالت می‌کنن، ‫ارزش زمین رو پایین میارن...» 193 00:12:54,565 --> 00:12:57,902 ‫♪ Might have known what you would find ♪ 194 00:13:01,489 --> 00:13:03,616 ‫♪ Wish I knew what you were looking for... ♪ 195 00:13:03,699 --> 00:13:06,285 ‫«...باعث میشن دیگه باور نداشته باشم.» 196 00:13:08,287 --> 00:13:09,497 ‫این یکی بهت کیف نمیده؟ 197 00:13:11,165 --> 00:13:14,752 ‫زمان من کتاب «کارداس، کارآگاه کور» داشت ‫خیلی محبوب میشد. 198 00:13:30,601 --> 00:13:33,395 ‫وقتی دیدم می‌تونستی من رو ببینی، ‫فهمیدم که دیگه خیلی دیر شده. 199 00:13:34,063 --> 00:13:35,439 ‫اما من فقط... 200 00:13:38,192 --> 00:13:39,985 ‫فقط نمی‌خواستم بترسونمت. 201 00:13:42,905 --> 00:13:45,574 ‫خب، خوش‌حالم که چیزی نگفتی. 202 00:13:48,786 --> 00:13:50,454 ‫اون طوری که تصورش کردم، ‫به نظر نمیرسه. 203 00:13:51,121 --> 00:13:52,122 ‫مرده بودن رو میگم. 204 00:13:52,915 --> 00:13:54,333 ‫حس خوبی داره، مگه نه؟ 205 00:13:54,416 --> 00:13:56,544 ‫آرزو می‌کردم کاش می‌تونستیم ‫زمان بیشتری با هم دوست باشیم. 206 00:13:59,004 --> 00:14:01,924 ‫الان مرگ به سراغت میاد. ‫وقتی که رسید، همراهش برو. 207 00:14:02,841 --> 00:14:04,552 ‫خب من آماده نیستم، هستم؟ 208 00:14:05,219 --> 00:14:07,096 ‫هنوز دلم نمی‌خواد که برم یه جای دیگه. 209 00:14:07,972 --> 00:14:10,724 ‫اگه به جاش یکم بیشتر ‫اینجا پیشت بمونم چی؟ 210 00:14:10,808 --> 00:14:12,893 ‫اون وقت تا ابد باید از دستش فرار کنی. 211 00:14:12,977 --> 00:14:14,853 ‫بعدشم، من اصلاً توی ارتباط ‫با بقیه آدم‌ها خوب نیستم. 212 00:14:15,521 --> 00:14:18,274 ‫و تازه بعد فرار از جهنم، ‫به این مدرسه برگشتم. 213 00:14:18,357 --> 00:14:20,526 ‫اگه بخوام کاملاً صادق باشم، ‫باید بگم که اصلاً آماده نیستم. 214 00:14:20,609 --> 00:14:24,280 ‫پس وقتی که نور آبی اومد، ‫تو اینجا می‌مونی و من میرم. 215 00:14:25,906 --> 00:14:28,200 ‫خب، من توی ارتباط با بقیه آدم‌ها خوبم. 216 00:14:28,951 --> 00:14:30,911 ‫خیلی خوشحالم که تونستی ‫از جهنم فرار کنی رفیق. 217 00:14:30,995 --> 00:14:32,454 ‫خیلی سخت به نظر میرسه. 218 00:14:32,538 --> 00:14:33,789 ‫کارت خوب بود. 219 00:14:33,873 --> 00:14:38,002 ‫آدم که این طوری و بر اساس هر حسی ‫که در لحظه داره، تصمیم نمی‌گیره. 220 00:14:38,085 --> 00:14:39,336 ‫کل عمرم این طوری زندگی کردم. 221 00:14:41,088 --> 00:14:42,882 ‫الانم اون قدر متفاوت به نظر نمیرسه. 222 00:14:44,341 --> 00:14:45,801 ‫مثل این که پیش من گیر افتادی. 223 00:15:04,820 --> 00:15:08,449 ‫تو شانس داشتن آرامش ابدی رو 224 00:15:09,867 --> 00:15:10,867 ‫به خاطر دوستت ول کردی؟ 225 00:15:10,910 --> 00:15:15,247 ‫حالا که این رو دیدی، بذار ازت بپرسم ‫که به نظرت این رفتار کسیه که جاش توی جهنمه؟ 226 00:15:15,331 --> 00:15:16,582 ‫قضاوتش بر عهده من نیست. 227 00:15:16,665 --> 00:15:17,917 ‫من دارم بهت میگم 228 00:15:18,000 --> 00:15:21,378 ‫که ادوین بهترین آدمیه که می‌شناسمش، ‫و من توی جهنم تنهاش نمیذارم. 229 00:15:21,462 --> 00:15:23,589 ‫به نظر نمیرسه که در دیگه‌ای هم داشته باشه. 230 00:15:23,672 --> 00:15:25,925 ‫پس توی راه برگشت هم نمی‌تونیم ‫مخفیانه از تو عبور کنیم. 231 00:15:26,008 --> 00:15:28,385 ‫پای قولمون می‌مونیم و باهات میایم. 232 00:15:28,469 --> 00:15:29,720 ‫اما اول، 233 00:15:30,804 --> 00:15:31,804 ‫بذار برم دنبالش. 234 00:15:35,809 --> 00:15:36,852 ‫نباید اجازه بدم. 235 00:15:38,687 --> 00:15:40,439 ‫اگه گیر بیوفتی، از دستم کمکی بر نمیاد. 236 00:15:40,522 --> 00:15:42,358 ‫هیچ‌وقت هم ازت همچین چیزی نخواستم، خواستم؟ 237 00:15:47,237 --> 00:15:48,697 ‫به آذوقه و تدارکات نیاز داری. 238 00:15:50,908 --> 00:15:55,329 ‫وقتی برگشتم، باید کلی فرم پر کنم. 239 00:15:56,080 --> 00:15:58,540 ‫من می‌مونم و یه کوهی از کاغذبازی. 240 00:16:14,640 --> 00:16:15,640 ‫نیکو. 241 00:16:16,475 --> 00:16:17,935 ‫تا من برگردم حواست بهش باشه... 242 00:16:19,228 --> 00:16:20,228 ‫- باشه؟ ‫- حتماً. 243 00:16:21,814 --> 00:16:23,273 ‫دقیقاً چطور این کار رو کنم؟ 244 00:16:23,357 --> 00:16:25,025 ‫نگران خودت باش. 245 00:16:25,109 --> 00:16:27,319 ‫این راه ورودی تا ابد باز نمی‌مونه. 246 00:17:01,145 --> 00:17:02,145 ‫هی، حالت خوبه؟ 247 00:17:03,105 --> 00:17:05,357 ‫وای، من... قصد نداشتم بترسونمت. 248 00:17:06,567 --> 00:17:08,402 ‫یه پسر نوجوون بریتانیایی دیدی... 249 00:17:08,485 --> 00:17:10,863 ‫داری با من صحبت می‌کنی؟ ‫می‌دونی من برای چی اینجام؟ 250 00:17:13,490 --> 00:17:15,159 ‫می‌دونی برای چی اینجام؟ 251 00:17:16,035 --> 00:17:18,412 ‫نه. اه... ببخشید. ‫نه، نمی‌دونم. 252 00:17:18,495 --> 00:17:20,706 ‫لطفاً. نه، لطفاً، لطفاً برگرد. 253 00:17:20,789 --> 00:17:22,332 ‫من چرا اینجام؟ 254 00:17:23,542 --> 00:17:24,542 ‫من چرا اینجام؟ 255 00:17:24,585 --> 00:17:26,503 ‫من چرا اینجام؟! 256 00:18:33,320 --> 00:18:34,322 ‫[دنیای فراموشی] 257 00:18:34,323 --> 00:18:35,407 ‫[روی زنگوله نزن] 258 00:19:09,273 --> 00:19:11,150 ‫[شکم‌پرستی - شهوت] 259 00:19:12,776 --> 00:19:15,070 ‫[مسیر اشتباه - طمع] ‫[همه‌چیز سنگین است] 260 00:19:17,531 --> 00:19:19,408 ‫[برگشت به خانه عروسکی. نه] 261 00:19:55,903 --> 00:19:56,904 ‫[خروجی] 262 00:20:25,349 --> 00:20:27,849 ‫[به خانه عروسکی خوش‌آمدید] 263 00:21:12,938 --> 00:21:13,938 ‫ادوین؟ 264 00:21:14,439 --> 00:21:15,439 ‫سایمن؟ 265 00:21:17,067 --> 00:21:19,152 ‫تو واقعی نیستی. ‫تو فقط یه کلک دیگه‌ای. 266 00:21:20,487 --> 00:21:23,740 ‫- باید بس کنی. ‫- نمی‌تونم. 267 00:21:25,367 --> 00:21:27,494 ‫سایمن، منم. ادوینم. 268 00:21:27,577 --> 00:21:29,246 ‫لطفاً، لازمه که ساکت بمونی. 269 00:21:31,081 --> 00:21:32,499 ‫تمام این مدت اینجا بودی؟ 270 00:21:32,582 --> 00:21:34,251 ‫منظورت از «تمام این مدت» چه قدره؟ 271 00:21:35,002 --> 00:21:36,044 ‫بیشتر از یه قرن. 272 00:21:39,006 --> 00:21:40,173 ‫اشکالی نداره. 273 00:21:40,257 --> 00:21:43,593 ‫مدیر گفته که وقتی همه صفحات رو کندم، ‫می‌تونم برم. 274 00:21:50,517 --> 00:21:52,394 ‫- میشه لطفاً ساکت باشی؟ ‫- نه. 275 00:21:55,605 --> 00:21:56,605 ‫صبر کن. 276 00:21:58,275 --> 00:22:00,652 ‫- این مجازاتته؟ ‫- چی؟ 277 00:22:00,736 --> 00:22:04,156 ‫تو من رو برای یه اهریمن قربانی کردی، ‫اون اهریمن من رو با یه اهریمن دیگه معامله کرد، 278 00:22:04,239 --> 00:22:05,907 ‫که اون هم من رو ‫با چیزی بدتر از اهریمن معامله کرد. 279 00:22:05,991 --> 00:22:08,660 ‫و مجازات تو اینه. ‫تا ابدیت دستت با کاغذ بریده بشه. 280 00:22:08,744 --> 00:22:09,995 ‫من نمی‌دونستم. 281 00:22:10,078 --> 00:22:12,331 ‫فقط یه شوخی خرکی بود. ‫فقط برای ترسوندنت بود. 282 00:22:12,414 --> 00:22:14,875 ‫بعد از کاری کردی، ‫حقته که اینجا باشی. 283 00:22:14,958 --> 00:22:18,754 ‫دلت می‌خواد بدونی این پایین، ‫هر روز و هر روز، دوباره و دوباره، چی بهم گذشت؟ 284 00:22:37,689 --> 00:22:38,857 ‫بازتاب تصویر خودم. 285 00:22:49,993 --> 00:22:51,161 ‫این دیگه چه کوفتی بود؟ 286 00:23:06,051 --> 00:23:08,136 ‫وای. چی... 287 00:23:11,723 --> 00:23:12,766 ‫اینجا دیگه کجاست؟ 288 00:23:14,267 --> 00:23:15,310 ‫تو یه اهریمنی؟ 289 00:23:16,394 --> 00:23:17,604 ‫اهریمن نیستم. 290 00:23:18,480 --> 00:23:19,481 ‫پس یه روح دیگه‌‌ای؟ 291 00:23:20,899 --> 00:23:22,609 ‫یه جور پدیده‌‌ای؟ 292 00:23:23,610 --> 00:23:24,694 ‫کتابم همراهم نیست، پس... 293 00:23:24,778 --> 00:23:26,446 ‫توی اون اتاق، کلی کتاب هست. 294 00:23:28,907 --> 00:23:30,200 ‫اما اون‌ها کتاب‌های من نیستن. 295 00:23:31,701 --> 00:23:33,161 ‫من چیم؟ 296 00:23:33,995 --> 00:23:36,832 ‫جوابش «بی‌پایان»ـه ادوین پین. 297 00:23:40,544 --> 00:23:41,711 ‫اسم زیباییه. 298 00:23:43,088 --> 00:23:44,089 ‫«پین.» 299 00:23:49,427 --> 00:23:50,470 ‫من... 300 00:23:51,429 --> 00:23:53,390 ‫- تو چرا اینجایی؟ ‫- تویی که اومدی اینجا. 301 00:23:54,516 --> 00:23:55,600 ‫من همه‌ جا هستم. 302 00:23:56,393 --> 00:23:59,521 ‫تو الان در قلمرو منی، ‫جایی که من همه‌چیز رو می‌بینم. 303 00:24:00,355 --> 00:24:04,359 ‫اما فقط از طریق دری که باهاش وارد شدی، ‫می‌تونی این جا رو ترک کنی. 304 00:24:05,735 --> 00:24:07,696 ‫نگاهش کن. 305 00:24:08,321 --> 00:24:11,283 ‫تقریباً 40 هزار شبانه روزه 306 00:24:12,367 --> 00:24:15,620 ‫که داره صفحات اون کتاب احمقانه رو ‫پاره می‌کنه. 307 00:24:16,788 --> 00:24:18,165 ‫و هر ثانیه 308 00:24:18,248 --> 00:24:20,834 ‫یه درد، خون‌ریزی 309 00:24:21,668 --> 00:24:23,086 ‫و عذاب کوچک، 310 00:24:23,753 --> 00:24:25,046 ‫و ابدیه. 311 00:24:28,633 --> 00:24:30,552 ‫زیبا نیست؟ 312 00:24:31,636 --> 00:24:34,556 ‫نمی‌تونی طعمش رو بچشی؟ 313 00:24:35,849 --> 00:24:36,683 ‫تو... 314 00:24:36,766 --> 00:24:38,185 ‫من «يأس»ـم. 315 00:24:40,645 --> 00:24:41,646 ‫و تو... 316 00:24:43,023 --> 00:24:44,024 ‫به این جا تعلق نداری. 317 00:24:46,401 --> 00:24:47,569 ‫برگرد پیش قاتلت. 318 00:24:49,196 --> 00:24:50,739 ‫داشتم تماشا می‌کرد. 319 00:24:50,822 --> 00:24:52,407 ‫داشتی عصبانی می‌شدی. 320 00:24:53,116 --> 00:24:56,119 ‫داشتی به خاطر مجازاتش خوشحال می‌شدی. 321 00:24:57,412 --> 00:24:58,413 ‫برو اون کار رو بکن. 322 00:24:59,164 --> 00:25:00,665 ‫نه نه نه. من... 323 00:25:01,958 --> 00:25:03,043 ‫نگران نباش. 324 00:25:04,794 --> 00:25:06,213 ‫ما دیگه الان دوست شدیم. 325 00:25:07,297 --> 00:25:08,757 ‫من خوشحال نشدم. 326 00:25:08,840 --> 00:25:09,840 ‫اشتباه می‌کنی. 327 00:25:09,883 --> 00:25:11,760 ‫اگه بهت نیاز داشتم، باهات تماس می‌گیرم. 328 00:25:11,843 --> 00:25:13,220 ‫اون متوجه نشد که... 329 00:25:22,145 --> 00:25:23,313 ‫سایمن. 330 00:25:23,396 --> 00:25:26,441 ‫نیومدم اینجا که با تحقیر بهت نگاه کنم. ‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم. می‌دونی دیگه؟ 331 00:25:45,710 --> 00:25:47,754 ‫اون کلاه کپ آبی که سرت میذاشتی رو یادته؟ 332 00:25:49,506 --> 00:25:51,341 ‫یادمه که از روی سرم قاپیدیش. 333 00:25:53,343 --> 00:25:55,095 ‫با اون کلاه خیلی باهوش به نظر می‌رسیدی. 334 00:25:55,804 --> 00:25:58,473 ‫اما وقتی سعی کردم که این رو بهت بگم، ‫تو بی توجه رد شدی. 335 00:26:00,433 --> 00:26:02,143 ‫هیچ‌وقت باهام صحبت نکردی. 336 00:26:02,852 --> 00:26:04,771 ‫کلی خجالت کشیدم از این ‫که فکر می‌کردم ما... 337 00:26:07,857 --> 00:26:09,025 ‫ما مثل همیم. 338 00:26:13,071 --> 00:26:14,447 ‫سایمن. 339 00:26:15,365 --> 00:26:16,700 ‫من... 340 00:26:16,783 --> 00:26:17,867 ‫من نزدیک تو... 341 00:26:19,202 --> 00:26:20,578 ‫مضطرب می‌شدم. 342 00:26:20,662 --> 00:26:23,373 ‫- متوجه نشدم که... ‫- به نظرت حتماً باید عذاب‌آور باشه؟ 343 00:26:25,250 --> 00:26:26,668 ‫این که این جوری هستیم، ‫حتماً باید عذاب‌آور باشه؟ 344 00:26:30,714 --> 00:26:31,715 ‫به حرف‌هام گوش بده. 345 00:26:32,549 --> 00:26:33,758 ‫نه، لازم نیست عذاب‌آور باشه. 346 00:26:34,592 --> 00:26:37,637 ‫و اگرچه باورش برام سخته ‫اما احساس تاسف دارم. 347 00:26:39,514 --> 00:26:40,682 ‫متاسفم. 348 00:26:40,765 --> 00:26:41,933 ‫برای جفتمون. 349 00:26:43,643 --> 00:26:44,978 ‫منم همین‌طور. 350 00:26:46,313 --> 00:26:47,314 ‫منم همین‌طور. 351 00:26:53,653 --> 00:26:56,364 ‫من می‌خوام دوباره از این جا فرار کنم. ‫تو هم باید باهام بیای. 352 00:26:57,157 --> 00:26:58,950 ‫واقعاً بابت تمام این‌ها متاسفم. 353 00:26:59,034 --> 00:27:01,411 ‫بابت کاری که کردم. ‫اصلاً نمی‌دونستم. 354 00:27:03,330 --> 00:27:04,914 ‫فکر می‌کنم لیاقتم همینه. 355 00:27:06,750 --> 00:27:10,086 ‫سایمن، اگه خودت رو مجازات کنی ‫همه‌جا تبدیل به جهنم میشه. 356 00:27:14,174 --> 00:27:15,967 ‫مدیر خیلی عصبانی میشه. 357 00:27:29,397 --> 00:27:30,815 ‫سایمن. 358 00:27:31,358 --> 00:27:32,442 ‫با من بیا. 359 00:27:35,195 --> 00:27:36,196 ‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم. 360 00:28:18,029 --> 00:28:20,407 ‫می‌دونستی اگه موقع قرص شدن ماه کسی بمیره... 361 00:28:20,490 --> 00:28:22,200 ‫اسمت نیکو بود؟ 362 00:28:22,283 --> 00:28:23,618 ‫می‌تونم تشخیص بدم که مضطربی. 363 00:28:23,701 --> 00:28:25,912 ‫و با این که متوجه شدم که انسان‌های زنده 364 00:28:25,995 --> 00:28:28,331 ‫موقعی که دلواپسن، ‫از صحبت کردن لذت میبرن، 365 00:28:28,415 --> 00:28:30,166 ‫ولی من یه انسان زنده نیستم. 366 00:28:30,250 --> 00:28:32,043 ‫من فقط نگران دوست‌هامم. 367 00:28:32,127 --> 00:28:33,753 ‫و کلی سوال دارم. 368 00:28:33,837 --> 00:28:34,837 ‫این که معلومه. 369 00:28:36,798 --> 00:28:40,009 ‫خب، پدر من موقع کامل شدن ماه مرد. ‫باعث میشه الان کجا باشه؟ 370 00:28:40,093 --> 00:28:41,093 ‫اه. 371 00:28:46,474 --> 00:28:48,643 ‫می‌تونی لطفاً بهم بگی ‫که الان بابام کجاست؟ 372 00:28:48,727 --> 00:28:51,521 ‫من بخش گم‌شده‌ها و پیداشده‌ها رو می‌گردونم. 373 00:28:51,604 --> 00:28:54,649 ‫کارمون فقط اینه که به بچه‌های مرده‌ای که ‫توی دنیای پس از مرگ گم میشن، رسیدگی کنیم. 374 00:28:55,442 --> 00:28:57,360 ‫چرا دارم این کار رو می‌کنم؟ 375 00:28:57,444 --> 00:29:00,447 ‫چرا با باز نگه داشتن این دروازه، ‫دارم این پسرها رو تشویق می‌کنم؟ 376 00:29:00,530 --> 00:29:02,365 ‫محض اطلاع بگم، من کار دیگه‌ای هم دارم. 377 00:29:02,449 --> 00:29:05,201 ‫به نظر میرسه که شغل واقعاً غم‌انگیزی داری. 378 00:29:07,996 --> 00:29:12,584 ‫همه که نمی‌تونن همیشه ‫کارهای مورد علاقشون رو انجام بدن. 379 00:29:14,294 --> 00:29:16,254 ‫این حقیقته، ‫مهم هم نیست که کی باشی. 380 00:29:19,048 --> 00:29:20,049 ‫دیوید؟ 381 00:29:21,384 --> 00:29:24,220 ‫می‌دونم که اینجایی. ‫اینجا بوی ماهی فاسد شده میده. 382 00:29:25,096 --> 00:29:27,056 ‫- دیوید. ‫- این دیگه چه کوفتیه؟ 383 00:29:27,140 --> 00:29:28,391 ‫پشمام. جنی. 384 00:29:28,475 --> 00:29:30,852 ‫- تو نباید اینجا باشی. ‫- نه، تویی که نباید اینجا باشی. 385 00:29:31,644 --> 00:29:33,021 ‫کریستال، من بهت اهمیت میدم. 386 00:29:33,104 --> 00:29:35,023 ‫اه... به امنیتت اهمیت میدم. 387 00:29:35,106 --> 00:29:39,027 ‫و این جایی که مثال بارز ‫مرگ در یه شهر کوچک آمریکاییه، 388 00:29:39,110 --> 00:29:43,448 ‫دقیقاً جای اشتباهی برای ملاقات ‫با دوست‌پسر سابق سوءاستفاده‌گر و احتمالاً خطرناکته. 389 00:29:44,824 --> 00:29:48,119 ‫می‌دونین، خیلی وقته ‫که رابطه سه نفره نداشتم، 390 00:29:48,203 --> 00:29:49,704 ‫اما مثل دوچرخه سواری می‌مونه. 391 00:29:49,788 --> 00:29:51,372 ‫- جنی، بیرون منتظر بمون. ‫- نه. 392 00:29:52,332 --> 00:29:55,460 ‫نمی‌دونم سعی داری که چی رو ‫ثابت کنی، اما می‌دونم که ترسیدی. 393 00:29:57,253 --> 00:29:58,963 ‫پس فقط همین جا منتظر بمون، باشه؟ 394 00:30:02,717 --> 00:30:05,512 ‫حالا که من دیگه تو رو نمی‌خوام، ‫تو اومدی اینجا. 395 00:30:05,595 --> 00:30:07,680 ‫ناامیدی، اون... 396 00:30:15,688 --> 00:30:17,232 ‫قدرت‌هات رو پس گرفتی. 397 00:30:19,025 --> 00:30:20,025 ‫خیلی خب! 398 00:30:22,445 --> 00:30:25,073 ‫شاید الان منم ‫که باید صدام رو تغییر بدم، ها؟ 399 00:30:25,156 --> 00:30:26,699 ‫دوباره می‌تونم یه خدا بشم؟ 400 00:30:26,783 --> 00:30:28,618 ‫می‌تونم برگردم توی بدنت؟ 401 00:30:28,701 --> 00:30:29,869 ‫هیچ‌وقت نمیذارم دوباره برگردی. 402 00:30:31,788 --> 00:30:34,040 ‫نیاز دارم که یه دروازه ‫به جهنم برام باز کنی. 403 00:30:34,123 --> 00:30:37,043 ‫اصلاً و ابداً این کار رو نمی‌کنم. ‫اصلاً چرا همچین چیزی می‌خوای؟ 404 00:30:37,126 --> 00:30:38,711 ‫من الان قوی‌ترم. 405 00:30:38,795 --> 00:30:40,547 ‫مجبورم نکن که مجبورت کنم انجامش بدی. 406 00:30:40,630 --> 00:30:42,465 ‫وای وای! یه تهدید. 407 00:30:42,549 --> 00:30:43,675 ‫بیا این کسشرات رو تمومش کنیم. 408 00:30:43,758 --> 00:30:45,552 ‫من فقط اومدم اینجا ‫که به دوست‌هام کمک کنم. 409 00:30:45,635 --> 00:30:48,429 ‫و تو هم تنها مسیر جایگزین به جهنم بودی. 410 00:30:49,055 --> 00:30:51,683 ‫- فکر می‌کردم که خیلی قوی‌تر شدی. ‫- همین‌طوره. 411 00:30:52,433 --> 00:30:55,103 ‫من اون دختر تنها و غمگینی ‫که می‌خوای باشم، نیستم. 412 00:30:55,186 --> 00:30:58,064 ‫اون دختری که بهت نیاز داره. ‫الان دوست‌هایی دارم که بهم اهمیت میدن. 413 00:30:58,147 --> 00:30:59,774 ‫تو دیگه من رو نمی‌ترسونی. 414 00:30:59,858 --> 00:31:01,734 ‫هی بچه‌جون، یکم بهش فضا بده. 415 00:31:01,818 --> 00:31:04,028 ‫جنی، خودم از پسش بر میام. لطفاً. 416 00:31:06,155 --> 00:31:07,574 ‫کسایی که بهت اهمیت میدن، ها؟ 417 00:31:07,657 --> 00:31:08,825 ‫هوم. 418 00:31:13,496 --> 00:31:14,664 ‫ولش کن! 419 00:31:25,758 --> 00:31:30,471 ‫چطوره که اگه به این دوستت که اینجاست ‫صدمه بزنی، اون وقت منم در رو باز می‌کنم. 420 00:31:30,555 --> 00:31:31,639 ‫- این بین ماـه. ‫- اوه. 421 00:31:31,723 --> 00:31:33,558 ‫چه قدر شجاعی که رفتی توی جنی مخفی شدی. 422 00:31:33,641 --> 00:31:37,270 ‫وای نه! تو فکر می‌کنی ‫که شجاع بودن برام خیلی مهمه. 423 00:31:37,353 --> 00:31:40,356 ‫موندم وقتی که دارم می‌بُرمت ‫قراره چه فکری کنی! 424 00:31:43,443 --> 00:31:46,487 ‫♪♪ 425 00:31:47,196 --> 00:31:50,992 ‫♪♪ 426 00:31:51,075 --> 00:31:54,329 ‫خنده‌داره کریستال. خب که چی؟ ‫چندتا حرکت جدید یاد گرفتی؟ 427 00:31:54,412 --> 00:31:55,413 ‫فکر کنم همین‌طوره. 428 00:31:55,496 --> 00:31:56,748 ‫این جا... 429 00:31:57,415 --> 00:31:58,625 ‫متعلق به منه. 430 00:31:58,708 --> 00:32:00,418 ‫هیچ‌وقت هم مال تو نبود. 431 00:32:00,501 --> 00:32:03,212 ‫حالا از بدن جنی بیا بیرون ‫و بذار که برم تو جهنم. 432 00:32:04,047 --> 00:32:06,758 ‫اگه این کار رو نکنی، ‫پس چه فایده‌ای برام داری؟ 433 00:32:07,425 --> 00:32:08,968 ‫هیچ‌وقت هم نمی‌خواستم ‫که فایده‌ای برات داشته باشم. 434 00:32:09,052 --> 00:32:10,428 ‫تلاش خوبی بود. 435 00:32:10,511 --> 00:32:14,307 ‫ممکنه این جا ذهن تو باشه، اما درواقع ‫من خیلی خوب این جا راهم رو بلدم. 436 00:32:20,980 --> 00:32:22,857 ‫♪♪ 437 00:32:31,324 --> 00:32:35,286 ‫♪♪ 438 00:32:35,370 --> 00:32:38,748 ‫♪♪ 439 00:32:41,542 --> 00:32:44,003 ‫زنیکه احمق، من نمی‌تونم ‫یه در به جهنم باز کنم. 440 00:32:44,087 --> 00:32:46,255 ‫فکر نمی‌کنی اگه می‌تونستم ‫برگردم، تا الان بر می‌گشتم؟ 441 00:32:46,339 --> 00:32:47,632 ‫گه توش. 442 00:32:47,715 --> 00:32:49,592 ‫خوبه که می‌بینم به خود قبلیت برگشتی. 443 00:32:49,676 --> 00:32:53,429 ‫به آدم‌ها آسیب میزنی، ‫داری با طعم مسی که میاد زیر زبونت 444 00:32:53,513 --> 00:32:55,223 ‫موقعی که به یکی صدمه میزنی، حال می‌کنی. 445 00:32:55,306 --> 00:32:58,101 ‫وای ببخشید، احتمالاً تو اصلاً یادت نمیاد. 446 00:32:58,893 --> 00:32:59,893 ‫خیلی خب. 447 00:33:00,353 --> 00:33:05,108 ‫تو نمی‌تونی کمکم کنی که برم جهنم، ‫اما حداقل می‌تونیم یه چیزی رو درست کنیم. 448 00:33:06,317 --> 00:33:10,071 ‫دیگه از خاطرات دزدیده شده‌ام ‫علیهم استفاده نمی‌کنی. 449 00:33:18,329 --> 00:33:21,541 ‫♪♪ 450 00:33:24,711 --> 00:33:25,962 ‫این‌ها مال منن عوضی. 451 00:33:26,045 --> 00:33:28,047 ‫وای! 452 00:33:28,548 --> 00:33:31,217 ‫این لحظه بزرگ توـه؟ واقعاً؟ 453 00:33:31,300 --> 00:33:34,095 ‫فکر می‌کنی قراره از چیزهایی ‫که توی اون‌ها پیدا می‌کنی، خوشت بیاد؟ 454 00:33:35,138 --> 00:33:38,349 ‫من یه اهریمن باستانیم! ‫تو نمی‌تونی من رو بکشی! 455 00:33:38,433 --> 00:33:41,561 ‫برام مهم نیست فکر می‌کنی ‫که چه قدر قدرتمندی. 456 00:33:41,644 --> 00:33:44,731 ‫بعد از این، هیچ‌وقت ‫دست از تعقیبت بر نمی‌دارم. 457 00:33:44,814 --> 00:33:46,899 ‫اوه. 458 00:33:47,650 --> 00:33:49,402 ‫رو کردن نقشت، حرکت اشتباهی بود. 459 00:33:50,403 --> 00:33:52,530 ‫لازم نیست که تو رو بکشم دیوید. 460 00:33:53,531 --> 00:33:54,532 ‫وقتی فقط می‌تونم... 461 00:33:55,742 --> 00:33:56,826 ‫...دفنت کنم. 462 00:33:59,203 --> 00:34:01,080 ‫و فکر کنم بدونم بهترین مکان ‫برای این کار کجاست. 463 00:34:06,169 --> 00:34:08,087 ‫چه گهی خوردی؟ ما کجاییم؟ 464 00:34:08,171 --> 00:34:09,839 ‫ببین همراه خودت چی آوردی. 465 00:34:09,922 --> 00:34:12,091 ‫چه قدر بد دهنه. 466 00:34:12,175 --> 00:34:15,845 ‫بهت وقت میدم که راجع به نقشت ‫برای شکار من فکر کنی. 467 00:34:15,928 --> 00:34:16,929 ‫صبر کن کریستال. 468 00:34:17,013 --> 00:34:19,766 ‫شاید... شاید بتونم یه دروازه‌ای ‫برای تو باز کنم، باشه؟ 469 00:34:19,849 --> 00:34:21,976 ‫شاید داشتم فقط سر به سرت میذاشتم. 470 00:34:22,060 --> 00:34:23,811 ‫داری دروغ میگی. ‫الان دیگه می‌تونم تشخیص بدم. 471 00:34:23,895 --> 00:34:25,772 ‫می‌تونم توی اون چشم‌های تماماً مشکیت ببینم. 472 00:34:25,855 --> 00:34:27,815 ‫کیر توش! باشه. ‫خاطراتت رو پس گرفتی. 473 00:34:27,899 --> 00:34:29,942 ‫فقط من رو برگردون به همون زمین اسکیت 474 00:34:30,026 --> 00:34:31,903 ‫و من ناپدید میشم. تنهات میذارم. 475 00:34:31,986 --> 00:34:33,196 ‫هنوزم داری دروغ میگی. 476 00:34:34,447 --> 00:34:35,823 ‫نه، نه! 477 00:34:40,203 --> 00:34:42,246 ‫نه نه نه. 478 00:34:58,846 --> 00:35:00,264 ‫ببین چه کارهایی از دستت بر میاد. 479 00:35:00,348 --> 00:35:01,682 ‫اصلاً... 480 00:35:02,517 --> 00:35:03,518 ‫اصلاً من چی کار کردم؟ 481 00:35:03,601 --> 00:35:06,062 ‫نگران نباش، کلی زمان ‫برای فهمیدنش داری. 482 00:35:07,438 --> 00:35:10,858 ‫اما، ام... تو نمی‌تونی تا ابد ‫این اهریمن رو اینجا دفن کنی. 483 00:35:11,484 --> 00:35:12,693 ‫برای درخت‌ ضرر داره. 484 00:35:31,087 --> 00:35:32,421 ‫هی، هی. 485 00:35:35,216 --> 00:35:36,801 ‫این چه کوفتی بود؟ 486 00:35:36,884 --> 00:35:37,969 ‫سوال خوبیه. 487 00:35:38,052 --> 00:35:38,886 ‫پاشو. 488 00:35:38,970 --> 00:35:40,388 ‫داستانش طولانیه. 489 00:35:41,305 --> 00:35:42,640 ‫بیا فقط بریم، باشه؟ 490 00:35:43,266 --> 00:35:44,267 ‫باشه. 491 00:35:46,978 --> 00:35:48,646 ‫ام... سلام؟ 492 00:35:48,729 --> 00:35:50,231 ‫من کجام؟ 493 00:35:56,571 --> 00:35:57,655 ‫عه... من... 494 00:35:57,738 --> 00:35:59,574 ‫خیلی آزاردهنده‌ـست، مگه نه؟ 495 00:36:00,825 --> 00:36:05,663 ‫اما من نقشه قدیمی انتقام گرفتنم رو ‫به یه نقشه کاملاً جدید و افتضاح تبدیل کردم. 496 00:36:05,746 --> 00:36:08,124 ‫من که میگم... وحشتناکه. 497 00:36:08,207 --> 00:36:11,002 ‫من فقط گفتم افتضاحه. ‫دیوونه بازی در نیار. 498 00:36:11,085 --> 00:36:13,337 ‫با این کارهات باعث میشی ‫به ساختنش حس بدی پیدا کنم. 499 00:36:13,421 --> 00:36:15,464 ‫استر، چرا باید همچین چیزی بسازی؟ 500 00:36:15,548 --> 00:36:18,134 ‫اون پسرهای مرده و دوست دخترش رو یادته؟ 501 00:36:18,217 --> 00:36:21,888 ‫خب، یه شایعه‌ خیلی جالبی شنیدم. 502 00:36:21,971 --> 00:36:25,349 ‫یکی از اون‌ها از جهنم جون سالم به در برده. 503 00:36:25,933 --> 00:36:27,685 ‫یه راز کوچکی بهت میگم. 504 00:36:27,768 --> 00:36:32,773 ‫این وسیله درد یه روح رو می‌گیره ‫و تبدیلش می‌کنه به... 505 00:36:34,025 --> 00:36:36,235 ‫خوش‌مزه‌ترین، کمیاب‌ترین... 506 00:36:38,029 --> 00:36:39,363 ‫...قدرت جادویی. 507 00:36:39,447 --> 00:36:41,824 ‫و می‌دونی، اکثر روح‌ها، ‫پژمرده و ناپدید میشن. 508 00:36:41,908 --> 00:36:44,410 ‫اما... همون‌طور که می‌بینی، ‫این یکی جهنم رو پشت سر گذاشته، 509 00:36:44,493 --> 00:36:47,330 ‫برای همین من واقعاً فکر می‌کنم ‫که اون می‌تونه عذاب این رو تحمل کنه. 510 00:36:47,413 --> 00:36:48,998 ‫تو نباید... 511 00:36:49,081 --> 00:36:51,584 ‫کاری که قراره بکنم اینه، ‫قراره اون خندونه رو بگیرم، 512 00:36:51,667 --> 00:36:54,378 ‫یه جایی توی آشپزخونم زندانیش کنم ‫تا عقلش رو از دست بده، 513 00:36:54,462 --> 00:36:57,632 ‫بعدش اونی که جهنم رو گذرونده رو می‌گیرم ‫و به این وسیله وصلش می‌کنم، 514 00:36:57,715 --> 00:37:02,803 ‫و عذاب اون مثل یه باتری، ‫انبوهی از قدرت جدید در اختیارم میذاره. 515 00:37:02,887 --> 00:37:04,430 ‫و من اون قدرت رو می‌گیرم 516 00:37:05,348 --> 00:37:07,683 ‫و این شهر لعنتی رو زیر دستم می‌گیرم. 517 00:37:08,517 --> 00:37:09,977 ‫و اون‌ها می‌تونن همون جوری که باید 518 00:37:10,061 --> 00:37:12,271 ‫توی این قرن‌ها ستایشم می‌کردن، ‫ستایشم کنن. 519 00:37:12,939 --> 00:37:14,232 ‫دختره چی؟ 520 00:37:14,315 --> 00:37:16,484 ‫اوه، من هنوز یه مار گنده دارم ‫که باید بهش غذا بدم. 521 00:37:17,401 --> 00:37:19,195 ‫نه. نه. 522 00:37:19,946 --> 00:37:22,865 ‫من نمی‌تونم چیزی بهت بفروشم ‫که به ساخت اون کمک کنه. 523 00:37:22,949 --> 00:37:25,284 ‫وای، تو فکر می‌کنی ‫که من لیاقت خدا شدن رو ندارم؟ 524 00:37:25,368 --> 00:37:27,828 ‫بعد از این که این همه ‫به مزخرفاتت گوش دادم؟ 525 00:37:27,912 --> 00:37:31,749 ‫تو... تو فکر می‌کنی تنها کسی هستی ‫که ازش سوءاستفاده شده؟ 526 00:37:31,832 --> 00:37:32,833 ‫نه نیستی. 527 00:37:33,501 --> 00:37:35,670 ‫من لیاقت این رو دارم! 528 00:37:36,420 --> 00:37:37,630 ‫میک. 529 00:37:37,713 --> 00:37:41,425 ‫از این که فقط موقع شب بچه‌ها رو ‫بدزدم، خسته شدم. 530 00:37:43,678 --> 00:37:47,139 ‫می‌خوام تو روز روشن و هر موقع ‫که دلم می‌خوام بدزدمشون. خواسته زیادیه؟ 531 00:37:47,723 --> 00:37:50,017 ‫من نمی‌تونم بهت کمکی کنم. 532 00:37:50,101 --> 00:37:51,435 ‫نمی‌خوام هم کمک کنم. 533 00:37:51,519 --> 00:37:53,437 ‫لعنتی. 534 00:37:53,521 --> 00:37:56,190 ‫مثل این که باید کل اون وسایل ‫رو خودم جمع کنم، 535 00:37:56,274 --> 00:37:58,067 ‫- و این خیلی زمان‌بره. ‫- آره. 536 00:37:58,150 --> 00:37:59,902 ‫فقط کارکنان اجازه اومدن این پشت دارن. 537 00:37:59,986 --> 00:38:03,030 ‫می‌دونی میک، فکر می‌کنم ‫دلت می‌خواد از خودت بپرسی 538 00:38:03,739 --> 00:38:06,492 ‫که دوست داری یه گراز ماهی باشی ‫که توی بدن یه مرد گیر افتاده 539 00:38:06,575 --> 00:38:08,828 ‫با چند تا پشیمونی اضافی؟ 540 00:38:08,911 --> 00:38:11,122 ‫یا دلت می‌خواد که غذای ماهی بشی؟ 541 00:38:14,417 --> 00:38:16,544 ‫اشتباه کردم. 542 00:38:17,336 --> 00:38:19,839 ‫- اشتباه بزرگی کردم. ‫- اوهوم. 543 00:38:19,922 --> 00:38:21,799 ‫من شغلم رو دوست دارم. 544 00:38:21,882 --> 00:38:23,342 ‫کارم هم توش خوبه. 545 00:38:23,426 --> 00:38:25,720 ‫باورم نمیشه که دارم ‫به خاطر این دوتا پسرها به خطر میندازمش 546 00:38:25,803 --> 00:38:28,222 ‫فقط چون یه مرد شاد توی ماهی ‫بهم یه حلقه درخشان داد. 547 00:38:30,433 --> 00:38:32,852 ‫می‌دونستی که آدم می‌تونه ‫بعد از این که می‌میره هم به زندگی برگرده؟ 548 00:38:32,935 --> 00:38:34,020 ‫آره. 549 00:38:34,103 --> 00:38:36,981 ‫و منظورت از «تو می‌دوستی؟» چیه؟ ‫اون کتاب لعنتی منه. 550 00:38:37,064 --> 00:38:40,276 ‫- خوندنش تو دردسر میندازتت. ‫- بابام می‌تونه برگرده؟ 551 00:38:41,527 --> 00:38:43,029 ‫بهشون میگن «از گور برخواسته». 552 00:38:43,112 --> 00:38:46,490 ‫و فکر می‌کنم توی فرهنگ محبوب شما ‫بهشون میگن زامبی. 553 00:38:46,574 --> 00:38:48,492 ‫اصلاً دلت نمی‌خواد که اون شکلی برگرده. 554 00:38:50,494 --> 00:38:52,371 ‫مردی که توی ماهی بود هم زامبی بود؟ 555 00:38:52,455 --> 00:38:54,707 ‫راستش رو بگم نمی‌دونم که چی بود. 556 00:38:55,708 --> 00:38:57,418 ‫اما تو باعث میشی یادش بیوفتم. 557 00:38:57,501 --> 00:38:58,836 ‫و تو ازش خوشت میومد، درسته؟ 558 00:39:01,672 --> 00:39:02,673 ‫نه. 559 00:39:31,786 --> 00:39:32,786 ‫ادوین؟ 560 00:39:40,878 --> 00:39:41,878 ‫ادوین؟ 561 00:39:48,677 --> 00:39:49,929 ‫چارلز؟ 562 00:39:56,018 --> 00:39:57,144 ‫تویی؟ 563 00:40:01,357 --> 00:40:03,025 ‫وای رفیق، من... 564 00:40:04,610 --> 00:40:05,610 ‫ادوین! 565 00:40:41,522 --> 00:40:44,400 ‫تو باید خیلی خیلی ساکت باشی. 566 00:40:45,818 --> 00:40:47,903 ‫چارلز، اینجا چی کار می‌کنی؟ 567 00:40:49,447 --> 00:40:51,198 ‫اومدم نجاتت بدم. 568 00:40:51,949 --> 00:40:53,284 ‫یکی باید این کار رو بکنه. 569 00:40:53,993 --> 00:40:56,454 ‫اون خون‌ها کجا رفتن رفیق؟ ‫تا الان خون‌آلود بودی. 570 00:40:58,956 --> 00:41:00,249 ‫اون من قبلی بود. 571 00:41:22,688 --> 00:41:23,814 ‫چی... 572 00:41:23,898 --> 00:41:26,233 ‫این افتضاحه. می‌دونم افتضاحه. 573 00:41:26,317 --> 00:41:28,861 ‫اما باید خیلی ساکت باشیم. 574 00:41:36,577 --> 00:41:39,038 ‫فرار می‌کنم و من رو می‌گیره. 575 00:41:41,582 --> 00:41:44,084 ‫من رو تیکه تیکه می‌کنه و می‌خوره. 576 00:41:45,961 --> 00:41:47,505 ‫بعد دوباره از اول شروع میشه. 577 00:41:49,632 --> 00:41:50,632 ‫دوباره و دوباره. 578 00:41:51,592 --> 00:41:53,427 ‫برای دهه‌ها. 579 00:41:54,678 --> 00:41:56,722 ‫دوباره و دوباره و دوباره. 580 00:41:59,850 --> 00:42:02,269 ‫هی، هی. بیا از اینجا ببریمت بیرون. 581 00:42:02,353 --> 00:42:04,522 ‫لحظه که شروع به فرار کنم، ‫دنبال می‌کنه. 582 00:42:04,605 --> 00:42:06,106 ‫نمی‌تونم ازش فرار کنم. 583 00:42:07,483 --> 00:42:08,484 ‫نمی‌تونم. 584 00:42:14,240 --> 00:42:15,240 ‫خب، الان من اینجام. 585 00:42:17,326 --> 00:42:18,327 ‫پس... 586 00:42:21,455 --> 00:42:23,249 ‫وقته بازی قدیمی فریب و فراره. 587 00:43:01,078 --> 00:43:03,497 ‫تو اول رد شو. ‫من سریع پشت سرت میام. برو. 588 00:43:16,677 --> 00:43:18,637 ‫- اون‌ها دیگه از کجا اومدن؟ ‫- بجنب بیا. 589 00:43:45,414 --> 00:43:47,291 ‫هیچ کدوم از این چیزهای وحشتناک ‫اینجا نبودن رفیق. 590 00:43:47,374 --> 00:43:50,085 ‫تو باید جهنم رو تجربه کنی ‫تا ببینی واقعاً چی اینجاست. 591 00:44:01,597 --> 00:44:04,350 ‫چارلز! چارلز! چارلز! 592 00:44:04,433 --> 00:44:06,018 ‫ولش کنین! یالا. 593 00:44:07,061 --> 00:44:08,062 ‫یالا! 594 00:44:09,647 --> 00:44:10,648 ‫برو برو برو! 595 00:44:24,828 --> 00:44:26,455 ‫کاری از دستمون براشون بر نمیاد. 596 00:44:26,538 --> 00:44:27,831 ‫زنگوله چی؟ 597 00:44:27,915 --> 00:44:29,541 ‫نه، بهشون آسیب میزنه. 598 00:44:30,459 --> 00:44:31,460 ‫یالا. 599 00:44:33,295 --> 00:44:34,338 ‫بجنب چارلز. 600 00:44:48,560 --> 00:44:50,312 ‫تقریباً دیگه رسیدیم. ‫به آخرین مرحله رسیدیم. 601 00:45:11,083 --> 00:45:12,292 ‫وای، یالا دیگه. ‫دیگه به خروج نزدیکیم. 602 00:45:13,293 --> 00:45:14,837 ‫باید یه راه دیگه پیدا کنه ‫تا بهمون برسه، پس... 603 00:45:14,920 --> 00:45:16,338 ‫فقط یه لحظه وقت نیاز دارم. 604 00:45:16,422 --> 00:45:19,591 ‫و این که باورم نمیشه تو ‫تمام وجودیتت رو به خطر انداختی 605 00:45:19,675 --> 00:45:21,802 ‫که به خاطر من ‫به این نمایش آپرا ترسناک بیای. 606 00:45:21,885 --> 00:45:23,762 ‫خیلی احمقانه‌‌ـست. باورنکردنیه. 607 00:45:23,846 --> 00:45:26,306 ‫متاسفم. هیچ نسخه‌ای از این پیدا نمیشه ‫که من دنبالت نیام. 608 00:45:28,600 --> 00:45:29,601 ‫صبر کن چارلز. 609 00:45:31,603 --> 00:45:32,604 ‫چارلز، من... 610 00:45:33,897 --> 00:45:34,815 ‫من عصبانی نیستم. من... 611 00:45:34,898 --> 00:45:35,899 ‫من... 612 00:45:36,900 --> 00:45:39,194 ‫من یه سری چیزها رو ازت مخفی کردم. 613 00:45:40,404 --> 00:45:43,490 ‫و از اون جایی که ممکنه فرصت دیگه‌ای ‫برای گفتنشون پیدا نکنم... 614 00:45:43,574 --> 00:45:45,993 ‫اگه لطفاً بذاری به حرکت ادامه بدیم، 615 00:45:46,076 --> 00:45:47,744 ‫هرچی که می‌خوای رو می‌تونی بهم بگی. 616 00:45:47,828 --> 00:45:48,828 ‫دوست دارم. 617 00:45:50,372 --> 00:45:53,375 ‫عالیه. منم دوست دارم. ‫حالا می‌تونیم بریم؟ 618 00:45:53,459 --> 00:45:55,627 ‫متاسفانه بیشتر از یه دوست، دوست دارم. 619 00:45:58,922 --> 00:46:00,466 ‫چارلز، من عاشقتم. 620 00:46:03,218 --> 00:46:05,053 ‫مجبور نیستی که تو هم همچین حسی داشته باشی. 621 00:46:08,182 --> 00:46:09,475 ‫فقط نیاز داشتم که بدونی. 622 00:46:16,023 --> 00:46:17,983 ‫اوه، فهمیدم. 623 00:46:18,066 --> 00:46:20,944 ‫این از اون لحظات ارفیوس و اوریدس‌طوره، آره؟ 624 00:46:21,028 --> 00:46:23,614 ‫قطعاً امیدوارم این طور نباشه. ‫اون داستان پایانش خیلی غم‌انگیزه. 625 00:46:23,697 --> 00:46:25,782 ‫درسته. هیچ‌وقت نتونستم تمومش کنم. 626 00:46:25,866 --> 00:46:29,328 ‫چارلز، اگه معلوم نبود، ‫باید بگم که خیلی جدیم. 627 00:46:33,624 --> 00:46:35,667 ‫می‌خوام به حرف‌هام گوش بدی. 628 00:46:35,751 --> 00:46:38,962 ‫تو، ادوین پین، بهترین دوست منی. 629 00:46:39,671 --> 00:46:41,298 ‫این هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه. 630 00:46:41,381 --> 00:46:45,010 ‫برای من، تو مهم‌ترین آدم دنیایی. 631 00:46:46,595 --> 00:46:48,555 ‫و من واقعاً نمی‌تونم این شکلی بگمش 632 00:46:49,473 --> 00:46:51,767 ‫که منم عاشقتم، 633 00:46:52,643 --> 00:46:54,061 ‫اما هیچ کسی، 634 00:46:54,144 --> 00:46:55,896 ‫هیچ کسی نیست 635 00:46:56,605 --> 00:46:58,190 ‫که به خاطرش برم جهنم. 636 00:46:59,399 --> 00:47:00,400 ‫و ما... 637 00:47:01,068 --> 00:47:05,822 ‫و ما به معنا واقعی تا ابد وقت داریم ‫که بفهمیم بقیش چی میشه. 638 00:47:06,740 --> 00:47:08,325 ‫اما موقعی این طوریه ‫که بتونیم از اینجا بریم بیرون. 639 00:47:08,408 --> 00:47:09,409 ‫باشه؟ 640 00:47:21,421 --> 00:47:22,548 ‫فرار کن! 641 00:47:28,011 --> 00:47:29,346 ‫عجله کنین لطفاً. 642 00:47:29,429 --> 00:47:32,432 ‫- آره، داریم عجله می‌کنیم! ‫- داریم با تمام سرعت میایم. 643 00:47:32,516 --> 00:47:35,060 ‫بیاین بیاین بیاین! یالا! 644 00:47:42,859 --> 00:47:46,822 ‫وای خدای من! شما دو تا هنوز مرده‌این ‫و تا ابد توی جهنم گیر نیوفتادین! 645 00:47:46,905 --> 00:47:48,282 ‫نمی‌خواستم قبل‌تر چیزی بگم. 646 00:47:48,365 --> 00:47:50,951 ‫اما نگران بودم ‫که این نقشه دیوونه‌وار جواب نده. 647 00:47:51,910 --> 00:47:52,911 ‫میرم دنبال کریستال. 648 00:47:57,874 --> 00:47:59,626 ‫وای، خدا رو شکر. 649 00:48:06,758 --> 00:48:08,927 ‫خیلی تاثیرگذار بود پسرها. 650 00:48:09,595 --> 00:48:12,097 ‫حالا، کجا بودیم؟ 651 00:48:13,432 --> 00:48:15,559 ‫کریستال، پسرها برگشتن. 652 00:48:15,642 --> 00:48:17,436 ‫- پسرها از جهنم برگشتن. ‫- اوهوم. 653 00:48:21,982 --> 00:48:23,022 ‫- یعنی... ‫- نیکو. 654 00:48:23,066 --> 00:48:25,777 ‫الان گفتی کسی از جهنم برگشته؟ 655 00:48:25,861 --> 00:48:27,821 ‫نه، گفتم: «سلام». 656 00:48:27,904 --> 00:48:30,115 ‫حالا هرچی. ‫من چیزهای مهم‌تری توی ذهنم دارم. 657 00:48:30,198 --> 00:48:32,784 ‫آره. خیلی خب، کاملاً منصفانه‌ـست. ‫الان بر می‌گردم. 658 00:48:32,868 --> 00:48:34,620 ‫خیلی سریع میام. 659 00:48:37,331 --> 00:48:38,331 ‫یا خدا. 660 00:48:38,373 --> 00:48:40,292 ‫ببین! می‌بینی، اون‌ها برگشتن. 661 00:48:41,460 --> 00:48:43,295 ‫وای، شما سالمین. 662 00:48:43,378 --> 00:48:47,090 ‫اگه دیگه کارمون تموم شد، ‫حالا وقت انجام قرارمونه. 663 00:48:47,174 --> 00:48:50,218 ‫حالا جفتتون می‌تونین برای انجام پروسه ‫به بخش گم‌شده‌ها و پیداشده‌ها برین. 664 00:48:50,302 --> 00:48:53,138 ‫و ما این کثافت کاری رو راست و ریس می‌کنیم. 665 00:48:53,221 --> 00:48:56,475 ‫اگه می‌خواین خداحافظی کنین، ‫بهتون 30 ثانیه کم و بیش وقت میدم. 666 00:48:56,558 --> 00:48:57,851 ‫غیرمنطقی نمیگم. 667 00:49:00,312 --> 00:49:03,565 ‫چارلز، منظورش از «انجام قرارمون» چیه؟ 668 00:49:04,399 --> 00:49:06,610 ‫تنها راهی بود که اجازه می‌داد بیام جهنم. 669 00:49:06,693 --> 00:49:08,070 ‫متاسفم. 670 00:49:08,153 --> 00:49:10,822 ‫با خودم فکر کردم که تو راه برگشت ‫وقت برای ریختن نقشه داریم، اما... 671 00:49:10,906 --> 00:49:14,409 ‫اما چه طور باید برای یه عنکبوت غول‌پیکر ‫ساخته شده از سر عروسک بچه، نقشه‌ای بکشی؟ 672 00:49:14,493 --> 00:49:15,994 ‫- وای نه. ‫- اه... 673 00:49:16,078 --> 00:49:17,078 ‫متاسفم. 674 00:49:17,120 --> 00:49:19,915 ‫شما جفتتون روی اس‌اس‌آرآی اوردز کردین؟ ‫(اس‌اس‌آرآی دسته‌ای از داروهای ضدافسردگی‌ـست.) 675 00:49:19,998 --> 00:49:21,583 ‫اون جا دارن زنکس رایگان میدن؟ 676 00:49:21,667 --> 00:49:24,378 ‫- نمی‌تونین بذارین با خودش ببرتتون. ‫- فکر کنم مجبوریم. 677 00:49:24,461 --> 00:49:28,131 ‫وای، این کسشره. یه کارآگاه خوب ‫کاری که باید رو برای بستن پرونده انجام میده. 678 00:49:28,215 --> 00:49:29,466 ‫جفتتون این رو گفتین. 679 00:49:29,549 --> 00:49:31,760 ‫ببخشید. من یه سوال دارم. 680 00:49:31,843 --> 00:49:34,346 ‫تمام مدتی که نبودین، ‫این شکلی بودش. 681 00:49:34,429 --> 00:49:35,972 ‫کلی سوال می‌پرسه. 682 00:49:36,056 --> 00:49:37,808 ‫اگه مجبوری، بپرسشون. 683 00:49:37,891 --> 00:49:39,101 ‫ممنون. 684 00:49:40,143 --> 00:49:41,143 ‫ام... 685 00:49:41,812 --> 00:49:42,812 ‫خیلی خب. 686 00:49:43,855 --> 00:49:48,193 ‫طبق نوشته صفحه 179، ‫بند 14، پاراگراف 2، 687 00:49:48,276 --> 00:49:49,945 ‫یه ماده وجود داره که بیان می‌کنه 688 00:49:50,028 --> 00:49:52,280 ‫اگر ارواحی که قرار است جمع آوری شوند ‫بر روی زمین هستند، 689 00:49:52,364 --> 00:49:54,783 ‫قبل از سفر به بُعد دیگر، 690 00:49:54,866 --> 00:49:59,746 ‫باید فایلی به نام «برنامه ال‌اس 53-9» تشکیل شود 691 00:49:59,830 --> 00:50:03,750 ‫که بشود ارواح نام برده را ‫برای بار دوم از بُعد فانی حذف کرد. 692 00:50:05,794 --> 00:50:08,296 ‫مگه رفتن به جهنم ‫به عنوان رفتن به بُعد دیگه حساب نمیشه؟ 693 00:50:08,380 --> 00:50:11,883 ‫و مگه نباید یه فرمی پر کنی ‫تا بتونی حذفشون کنی؟ 694 00:50:19,766 --> 00:50:20,851 ‫هوم. 695 00:50:25,147 --> 00:50:26,148 ‫من، عه... 696 00:50:28,442 --> 00:50:31,069 ‫من باید این رو از سرپرستم بپرسم. 697 00:50:34,156 --> 00:50:35,157 ‫واقعاً... 698 00:50:35,824 --> 00:50:38,326 ‫این چیزیه که برای کمک کردن گیرم میاد؟ 699 00:50:40,078 --> 00:50:42,956 ‫این چیزیه که بابت قبول کردن ‫درخواستتون گیرم میاد؟ 700 00:50:43,039 --> 00:50:46,376 ‫از اینجا دور نشین. 701 00:50:51,506 --> 00:50:52,591 ‫اون دیگه چی بود؟ 702 00:50:52,674 --> 00:50:55,343 ‫- نیکو، کارت فوق‌العاده بود. ‫- ممنون. 703 00:50:55,427 --> 00:50:56,845 ‫می‌دونم که خیلی شجاع نیستم، 704 00:50:56,928 --> 00:51:00,056 ‫اما مهارت درک مطلب فوق‌العاده‌ای دارم. 705 00:51:01,600 --> 00:51:04,352 ‫وای، شما می‌دونستین؟ ‫زامبی‌ها واقعین. 706 00:51:10,984 --> 00:51:12,319 ‫عجب زندگی عجیبیه، مگه نه؟ 707 00:51:13,570 --> 00:51:14,571 ‫عجب مرگ عجیبیه. 708 00:51:16,031 --> 00:51:18,700 ‫خب، در هر صورت، الان جفتمون اینجاییم. 709 00:51:25,290 --> 00:51:26,374 ‫چارلز؟ 710 00:51:27,292 --> 00:51:30,253 ‫می‌خوام بگم متاسفم ‫اگه اعترافم باعث شد... 711 00:51:30,337 --> 00:51:31,588 ‫باعث چیزی نشد. 712 00:51:34,508 --> 00:51:37,886 ‫احتمالاً باید قبل از این که پرستار شب ‫برگرده، از شهر خارج بشیم. 713 00:51:37,969 --> 00:51:39,346 ‫اگه برگردیم لندن خیلی خوب میشه. 714 00:51:40,263 --> 00:51:41,640 ‫اینجا که دیگه خبری از دستبند نیست. 715 00:51:41,723 --> 00:51:42,724 ‫Happy to go. 716 00:51:46,603 --> 00:51:47,729 ‫حال جنی چه طوره؟ 717 00:51:47,813 --> 00:51:49,815 ‫داره استراحت می‌کنه، ولی ناراحته. 718 00:51:49,898 --> 00:51:52,442 ‫خدایا. باید فکر کنم ببینم ‫چی باید بهش بگم. 719 00:51:52,526 --> 00:51:53,902 ‫«کابوس به خاطر تب» به اندازه کافی خوب نیست، 720 00:51:53,985 --> 00:51:57,030 ‫اما اون قرار هم نیست ‫که از «شیطان تسخیرت کرد» هم خوشش بیاد. 721 00:51:57,113 --> 00:52:00,075 ‫احمقانه بود که خودت رو به خطر انداختی ‫و بدون ما با دیوید رو به رو شدی. 722 00:52:00,158 --> 00:52:02,118 ‫دیوونه کننده‌ترین چیز بود. 723 00:52:02,202 --> 00:52:06,206 ‫فهمیدم که دوستم رفته جهنم، ‫و باید سعی می‌کردم که نجاتش بدم. 724 00:52:06,289 --> 00:52:07,290 ‫اه، آره. 725 00:52:08,500 --> 00:52:10,794 ‫- خب... ‫- اگرچه هیچ‌وقت نتونستم بیام جهنم. 726 00:52:10,877 --> 00:52:12,629 ‫آخرشم کمکی نکردم. 727 00:52:13,713 --> 00:52:15,382 ‫خب، من که اسمش رو میذارم یه پیروزی بزرگ. 728 00:52:16,383 --> 00:52:18,051 ‫دقیقاً دیوید رو کجا گیر انداختی؟ 729 00:52:18,134 --> 00:52:21,638 ‫یه جورهایی چیز جدیدیه برای همین ‫هنوز سعی دارم بفهمم چیه. 730 00:52:22,430 --> 00:52:23,682 ‫اما فعلاً که رفته. 731 00:52:23,765 --> 00:52:25,475 ‫و... آره، 732 00:52:26,518 --> 00:52:27,561 ‫حالم خوبه. 733 00:52:27,644 --> 00:52:28,645 ‫خوبم. 734 00:52:29,479 --> 00:52:31,690 ‫و این هم از چیزی ‫که کل این ماجرا سرش بود. 735 00:52:35,193 --> 00:52:36,194 ‫خاطرات من. 736 00:52:37,946 --> 00:52:39,406 ‫حالا می‌خوای باهاشون چی کار کنی؟ 737 00:53:17,152 --> 00:53:19,279 ‫[بعید به نظر میرسه] 738 00:53:27,787 --> 00:53:29,205 ‫♪ Believer ♪ 739 00:53:30,749 --> 00:53:33,251 ‫♪ Took me over like a fever ♪ 740 00:53:35,128 --> 00:53:38,757 ‫♪ Caught you hiding ‫In the smoke, smoke, smoke ♪ 741 00:53:38,840 --> 00:53:42,636 ‫♪ Like a meteor, I glow, glow, glow ♪ 742 00:53:44,721 --> 00:53:48,475 ‫♪ Ooh ♪ 743 00:53:49,017 --> 00:53:52,896 ‫♪ Lay your red hand on me, baby ♪ 744 00:53:53,772 --> 00:53:57,317 ‫♪ Ooh, ooh ♪ 745 00:53:57,400 --> 00:54:00,195 ‫♪ As I go ♪ 746 00:54:19,881 --> 00:54:21,801 ‫[ادامه دارد...] 747 00:54:22,842 --> 00:54:26,513 ‫♪ All that burning ♪ 748 00:54:27,055 --> 00:54:28,515 ‫♪ Into the sea ♪ 749 00:54:31,101 --> 00:54:34,813 ‫♪ All that burning ♪ 750 00:54:35,313 --> 00:54:36,564 ‫♪ Into the sea ♪ 751 00:54:39,401 --> 00:54:42,862 ‫♪ All that burning ♪ 752 00:54:43,530 --> 00:54:44,906 ‫♪ Into the sea ♪ 753 00:54:47,784 --> 00:54:51,496 ‫♪ All that burning ♪