1 00:01:15,032 --> 00:01:22,731 ‫شیشه‌گر 2 00:01:30,371 --> 00:01:34,034 ‫ چه مغازه خوشگلیه ‫چیزای خیلی قشنگی دارن 3 00:02:09,647 --> 00:02:12,968 ‫[نمایشگاه شیشه ۲۶ اکتبر] 4 00:02:14,727 --> 00:02:16,647 ‫متن رو تیره‌تر کن 5 00:02:16,766 --> 00:02:19,366 ‫از رنگای شاد استفاده کن ‫یه کم رمز و راز بهش بده 6 00:02:22,206 --> 00:02:24,567 ‫حالا غیر این چیزها، از بقیه جهات بی‌نقصه 7 00:02:31,566 --> 00:02:33,166 ‫هوم، میگه یه کم رمز و راز بش بده 8 00:02:34,365 --> 00:02:35,846 ‫شنیدی میهر؟ 9 00:02:36,006 --> 00:02:38,245 ‫پسره رمز و راز می‌خواد 10 00:02:40,805 --> 00:02:44,045 ‫قبلاً، این من بودم که بهت ‫می‌گفتم باید چیکار کنی 11 00:02:58,484 --> 00:03:00,084 ‫پاشو بیا سر کار 12 00:03:02,323 --> 00:03:03,283 ‫وینسنت 13 00:03:05,123 --> 00:03:06,923 ‫دیگه قطارو ول کن 14 00:03:14,402 --> 00:03:15,641 ‫دیدی چیکار کردم؟ 15 00:03:16,122 --> 00:03:19,000 ‫دوست دارم نم ‫باشه، بدون رنگ زیاد 16 00:03:19,121 --> 00:03:21,481 ‫مثل شیشه‌ست، انگار شفافه 17 00:03:22,675 --> 00:03:24,275 ‫بعد رنگ اضافه می‌کنم 18 00:03:27,601 --> 00:03:29,600 ‫مادرت هیچ‌وقت هیچی نمی‌کشید 19 00:03:32,600 --> 00:03:34,720 ‫طرح‌ها تو سرش بود 20 00:03:39,159 --> 00:03:40,479 ‫خب دست به کار شیم 21 00:04:07,317 --> 00:04:09,396 ‫- چطوره به نظرت؟ خیلی خوبه - 22 00:04:09,958 --> 00:04:11,476 ‫حالا قسمت باحالش می‌رسه 23 00:04:31,435 --> 00:04:33,795 ‫حالا با شیشه شفاف روشو می‌پوشونیم ‫ 24 00:04:43,114 --> 00:04:44,874 ‫خیلی آسونه، می‌بینی؟ 25 00:04:48,394 --> 00:04:50,914 [‫]اعلام جنگ در تنگه بزرگ 26 00:05:00,393 --> 00:05:02,152 ‫نوبت توئه، فوت کن وینسنت 27 00:05:02,312 --> 00:05:05,552 ‫- ولی می‌سوزم ‫- فقط اون سر دیگه‌ش میسوزونه 28 00:05:06,032 --> 00:05:06,991 ‫فوت کن، پسرم 29 00:05:12,271 --> 00:05:14,791 ‫ریه‌های خوبی داری، خداروشکر 30 00:05:16,111 --> 00:05:18,711 ‫برو یه هوایی بخور ‫خیلی خوب انجامش دادی 31 00:06:06,746 --> 00:06:09,386 ‫سلام جن، اونجایی؟ 32 00:06:14,906 --> 00:06:16,786 ‫یه کم حالت گرفته‌ست 33 00:06:17,266 --> 00:06:18,745 ‫چی شده؟ 34 00:06:19,465 --> 00:06:20,946 ‫وایسین مالک 35 00:06:21,535 --> 00:06:22,895 ‫محاله منو بگیرین 36 00:06:22,919 --> 00:06:24,879 ‫این دفعه نمی‌بری مالک 37 00:06:42,104 --> 00:06:44,984 ‫نمی‌دونم چرا می‌خوای ‫با اون بچه‌ها بازی کنی 38 00:06:45,784 --> 00:06:47,384 ‫تو مثل اونا نیستی 39 00:06:49,183 --> 00:06:51,263 ‫شاید اگه می‌رفتم مدرسه 40 00:06:51,423 --> 00:06:54,223 ‫واسه چی می‌خوای ‫وقتتو اونجا تلف کنی؟ 41 00:06:55,663 --> 00:06:58,942 ‫تنها چیزی که یه شیشه‌گر نیاز داره ‫اینه که بلد باشه تو شیشه فوت کنه 42 00:06:59,062 --> 00:07:01,742 ‫خوندن، نوشتن و یه کم ریاضی و شیمی 43 00:07:01,861 --> 00:07:04,502 ‫ولی... من می‌خوام ‫که اینا رو هم من بهت یاد می‌دم 44 00:07:08,022 --> 00:07:08,981 ‫وینسنت؟ 45 00:07:11,221 --> 00:07:12,501 ‫وینسنت 46 00:07:16,420 --> 00:07:17,381 ‫بله بابا 47 00:07:18,341 --> 00:07:20,900 ‫طرح‌ها و نقشه‌های نمایشگاه 48 00:07:22,060 --> 00:07:23,580 ‫باید مرتبشون کنی 49 00:07:24,020 --> 00:07:26,499 ‫گالری، باید کاتالوگ رو آماده کنه 50 00:07:28,060 --> 00:07:29,979 ‫باشه ببینم چیکار می‌تونم بکنم 51 00:07:59,296 --> 00:08:00,457 ‫بد نیستن 52 00:08:10,856 --> 00:08:11,816 ‫جن 53 00:08:17,015 --> 00:08:18,175 ‫چیه؟ 54 00:09:04,051 --> 00:09:05,332 ‫وینسنت عزیز: 55 00:09:05,706 --> 00:09:07,811 ‫امیدوارم خوب باشی 56 00:09:08,402 --> 00:09:11,514 ‫می‌دونم دارم می‌رم ‫یه جورایی ناگهانی 57 00:09:11,870 --> 00:09:14,950 ‫همیشه همینطوره، نمی‌تونم ‫به موسیقی فکر نکنم 58 00:09:16,290 --> 00:09:19,370 ‫هیچ‌وقت یادم نمی‌ره روزی ‫که رسیدم به شهر اسکله 59 00:09:19,490 --> 00:09:23,050 ‫وقتی رفتم دور و بر رو ببینم ‫و اتفاقی با مغازه تو روبرو شدم 60 00:09:32,569 --> 00:09:36,088 ‫هیچ‌وقت تو زندگیم ‫همچین چیز قشنگی ندیده بودم 61 00:10:33,860 --> 00:10:35,544 ‫عجیبه، نه؟ 62 00:10:35,740 --> 00:10:37,540 ‫اتفاقی رسیدم اونجا 63 00:10:37,564 --> 00:10:40,563 ‫درست اون موقعی که ‫اون گل رو نجات دادم 64 00:10:40,713 --> 00:10:42,434 ‫و بعد با تو آشنا شم 65 00:10:42,698 --> 00:10:45,728 ‫کارِ تقدیر بود، تقدیر 66 00:10:46,402 --> 00:10:48,842 ‫آلیز، آلیز 67 00:10:50,122 --> 00:10:51,561 ‫کجا غیب شد؟ 68 00:10:52,162 --> 00:10:53,521 ‫دیگه بازی بسه 69 00:10:55,842 --> 00:10:56,881 ‫بیا 70 00:11:21,559 --> 00:11:23,918 ‫بهترین مواد اولیه، بهترین قیمت 71 00:11:24,039 --> 00:11:26,318 ‫بهترین قیمت‌ها ‫رو داریم بیاین جلو 72 00:11:35,559 --> 00:11:38,318 ‫بابا، برام گلاب جامون می‌خری؟ [گلاب جامون: نوعی شیرینی بر پایه شیر] 73 00:12:12,114 --> 00:12:14,474 ‫بابا، بگو چطوری با مامان آشنا شدی 74 00:12:15,035 --> 00:12:17,274 ‫تو داستانو بهتر از من بلدی 75 00:12:17,394 --> 00:12:20,114 ‫خواهش می‌کنم بابا ‫باشه اگه اصرار داری 76 00:12:20,714 --> 00:12:23,355 ‫مادرت یک شیشه‌گر بود 77 00:12:23,713 --> 00:12:24,954 ‫دقیقاً 78 00:12:25,073 --> 00:12:27,314 ‫و رفت پیشِ پدربزرگم 79 00:12:27,434 --> 00:12:29,993 ‫پیش پدربزرگت، تا ازش کار بخواد 80 00:12:30,113 --> 00:12:33,033 ‫هیچ‌وقت، یه زن شیشه‌گر رو ندیده بودیم ‫ 81 00:12:33,154 --> 00:12:35,834 ‫درسته و قصد نداشت استخدامش کنه 82 00:12:35,992 --> 00:12:39,673 ‫ولی معلوم شد کارش بهترین ‫چیزی بود که تا حالا دیده بود 83 00:12:40,393 --> 00:12:43,512 ‫خوبه که دوست ‫داری من تعریف کنم 84 00:12:43,992 --> 00:12:45,433 ‫بقیه‌شو بگو بابا 85 00:12:45,592 --> 00:12:47,431 ‫مادرت یه هنرمند بالفطره بود 86 00:12:47,912 --> 00:12:51,271 ‫و پدربزرگت به اندازه کافی ‫باهوش بود که تشخیص بده 87 00:12:53,631 --> 00:12:55,191 ‫اینجان؟ ببینم 88 00:13:20,898 --> 00:13:27,332 ‫پدرم رو اونجا مستقر کرده بودن، شاید ‫جنگ به سمت جنوب پیشروی می‌کرد 89 00:13:27,628 --> 00:13:29,932 ‫همه انتظارات زیادی ازش داشتن 90 00:13:30,126 --> 00:13:32,708 ‫ولی دختر سرهنگ آمانو بودن، آسون نبود 91 00:13:32,828 --> 00:13:34,667 ‫ما مرکز توجه همه بودیم 92 00:13:34,787 --> 00:13:38,252 ‫گمشین از اینجا ‫جنگ شما رو ما نمی‌خوایم 93 00:13:38,587 --> 00:13:40,467 ‫از شهر ما برین بیرون 94 00:13:47,347 --> 00:13:52,250 ‫چرا ساکت نمی‌شی؟ یه کم ‫به سربازای ما احترام بذارین 95 00:14:02,305 --> 00:14:05,145 ‫تنگه بزرگ یه منطقه مورد طمعه 96 00:14:05,345 --> 00:14:10,464 ‫منابع معدنیش غنیه ‫بهترین زمین‌های کشاورزی رو داره 97 00:14:11,384 --> 00:14:14,143 ‫همه می‌خوان کنترلش ‫کنن، واسه همینه که جنگه 98 00:14:14,824 --> 00:14:15,865 ‫احمقا 99 00:14:16,624 --> 00:14:19,344 ‫ولی این سرزمین مال کیه؟ 100 00:14:19,699 --> 00:14:20,983 نمیدونم پسر 101 00:14:21,387 --> 00:14:25,967 فقط میدونم بی گناها همیشه زجر می‌کشن 102 00:14:26,418 --> 00:14:28,881 ‫وینسنت، تنها زمینی ‫که واقعاً برام مهمه 103 00:14:28,959 --> 00:14:30,741 ‫زمینیه که کارگاه ‫ما توش قرار داره 104 00:14:30,883 --> 00:14:33,502 ‫و ساحل پایین ‫با شن‌های بی‌نظیرش 105 00:14:46,862 --> 00:14:48,342 ‫چیزی پیدا کردی؟ 106 00:14:48,460 --> 00:14:50,661 ‫بهت گفتم بذارشون توی کوره 107 00:14:56,620 --> 00:14:58,540 ‫کوره فقط واسه شیشه‌ست 108 00:15:28,258 --> 00:15:31,617 ‫بابا می‌تونست برای یک شهر بزرگ درخواست ‫کنه 109 00:15:31,857 --> 00:15:35,776 ‫ولی تو یکی از سفرهای شناسایی منطقه ‫از شهر اسکله دیدن کرد 110 00:15:35,916 --> 00:15:38,555 ‫و به نظرش یه جای ‫آروم و صمیمی اومد 111 00:15:39,320 --> 00:15:42,161 ‫که برای اسکان خونواده‌ ایده‌آل بود 112 00:15:43,017 --> 00:15:47,616 ‫من که فقط بخش موسیقی دبیرستان محلی برام مهم بود 113 00:16:06,054 --> 00:16:09,614 ‫سرهنگ آمانو، خانم آمانو خوش آمدید، ‫چه خوشحالم می‌بینمتون 114 00:16:10,654 --> 00:16:13,413 ‫صبح بخیر، مدیر بهاتی، همینطور من 115 00:16:13,533 --> 00:16:15,374 ‫امیدوارم خیلی زود نیومده باشیم 116 00:16:15,494 --> 00:16:16,453 ‫اصلاً 117 00:16:16,614 --> 00:16:18,653 ‫از آدمای که تاخیر می‌کنن، متنفرم 118 00:16:19,213 --> 00:16:20,853 ‫شما باید آلیز باشین 119 00:16:20,973 --> 00:16:22,933 ‫به مرکز ما خوش اومدین 120 00:16:23,732 --> 00:16:25,613 ‫حال شما چطوره مدیر؟ 121 00:16:27,197 --> 00:16:30,596 ‫پروفسور انصاری از بخش موسیقی 122 00:16:30,733 --> 00:16:32,012 ‫سلام، آلیز 123 00:16:32,132 --> 00:16:33,932 ‫بی‌صبرانه منتظرم هترتو بشنوم 124 00:17:14,209 --> 00:17:15,448 ‫اون کیه؟ 125 00:17:16,248 --> 00:17:17,928 ‫تا حالا ندیده بودمش 126 00:17:18,487 --> 00:17:20,088 ‫دختر سرهنگ نیست؟ 127 00:17:20,248 --> 00:17:21,888 ‫آره؟ درسته 128 00:17:22,447 --> 00:17:25,847 ‫مامانم می‌گه با پارتی اومده 129 00:17:25,967 --> 00:17:28,486 ‫مامان منم می‌گه که مامان تو خیلی زرنگه 130 00:17:28,607 --> 00:17:31,766 ‫سادیا، یه لحظه ساکت شو ‫گوش کن چه خوب می‌زنه 131 00:17:43,390 --> 00:17:45,230 ‫فوق‌العاده‌ست 132 00:18:06,323 --> 00:18:07,283 ‫جن؟ 133 00:18:08,084 --> 00:18:09,203 ‫تویی؟ 134 00:18:16,451 --> 00:18:18,762 ‫داری تعقیبم می‌کنی؟ 135 00:18:20,123 --> 00:18:22,722 ‫فکر ‌کردم اون ‫وسیله‌ت، جن توی غار باشه 136 00:18:22,843 --> 00:18:24,082 ‫صدای گربه خرخرو می‌ده 137 00:18:24,201 --> 00:18:26,642 ‫ببخشید ولی این ‫ویولونه نه یه وسیله 138 00:18:26,761 --> 00:18:30,482 ‫و تنها کسی که اینجا ‫شبیه گربه خرخروئه، تویی 139 00:18:37,121 --> 00:18:38,681 ‫اون دیگه خود جنه 140 00:18:41,480 --> 00:18:43,399 ‫نمی‌دونم چیه 141 00:18:44,120 --> 00:18:45,080 ‫جن؟ 142 00:18:53,479 --> 00:18:56,599 ‫جن‌ها ارواحی هستن که ‫از آتیش بی‌دود به وجود میان 143 00:18:57,839 --> 00:18:59,839 ‫قدرت‌های خاصی دارن 144 00:19:01,279 --> 00:19:03,743 ‫چه جور قدرت‌هایی؟ 145 00:19:04,198 --> 00:19:07,158 ‫جن‌ها، می‌تونن بپرن بین ‫دنیای خودشون و دنیای ما 146 00:19:07,294 --> 00:19:12,476 ‫می‌تونن به یه حیوون تبدیل ‫بشن و بعضی وقتا حتی آدم 147 00:19:13,463 --> 00:19:17,462 ‫یه بار یه گربه رو با جن اشتباه ‫گرفتم، چون از دهنش انگار دود می‌اومد 148 00:19:17,837 --> 00:19:19,478 ‫ولی شبیه یه گلوله مویی بود 149 00:19:20,473 --> 00:19:22,821 ‫خیلی چندش بود 150 00:19:30,196 --> 00:19:32,516 ‫بعضی از جن‌ها خوبن و بعضی بد 151 00:19:32,816 --> 00:19:34,495 ‫تقریباً تو همه شهرها یکی هست 152 00:19:34,780 --> 00:19:37,180 ‫جن ما، تو این غار زندگی می‌کنه 153 00:19:37,316 --> 00:19:40,460 ‫از خوب‌هاست یا بدها؟ 154 00:19:40,716 --> 00:19:42,595 ‫همینه که دارم سعی می‌کنم بفهمم 155 00:19:42,716 --> 00:19:46,395 ‫در هر صورت مردم رو ‫از شن‌ها دور نگه می‌داره 156 00:19:46,515 --> 00:19:47,755 ‫پس بد نیست 157 00:19:49,154 --> 00:19:51,074 ‫این شن‌ها چه خاصیتی دارن؟ 158 00:19:51,394 --> 00:19:53,115 ‫چه خاصیتی دارن؟ 159 00:19:53,235 --> 00:19:55,715 ‫نمی‌دونی بهترین شن‌های دنیاست؟ 160 00:19:56,994 --> 00:19:58,273 ‫نمی‌گی؟ 161 00:19:58,394 --> 00:20:02,434 ‫واسه همینه که جد اندر جد من ‫اینجا کارگاه شیشه‌گری رو راه انداخت 162 00:20:03,244 --> 00:20:06,041 ‫از سیلیس ساخته شده ‫واسه همینه انقدر سفیده 163 00:20:06,553 --> 00:20:08,832 ‫چه ربطی به شیشه داره؟ 164 00:20:09,312 --> 00:20:11,953 ‫نمی‌دونی شیشه با شن درست می‌شه؟ 165 00:20:18,431 --> 00:20:21,071 ‫چطوری می‌خوای لیوان ‫درست کنی، یا بطری یا گل رز 166 00:20:21,791 --> 00:20:22,992 ‫فقط با این؟ 167 00:20:23,551 --> 00:20:24,872 ‫آی، آلیز 168 00:20:24,992 --> 00:20:26,511 ‫اسم منو از کجا می‌دونی؟ 169 00:20:26,672 --> 00:20:29,991 ‫شن با مواد دیگه مخلوط می‌شه 170 00:20:30,111 --> 00:20:35,375 ‫باید دقیقاً طبق فرمول ‫پیش بری تا ترک نخوره 171 00:20:35,710 --> 00:20:39,351 ‫داری از خودت درمیاری ؟ اگه ‫بخوای می‌تونم بهت نشون بدم 172 00:20:40,591 --> 00:20:41,949 ‫باید برم 173 00:20:44,690 --> 00:20:45,929 ‫خداحافظ وینسنت 174 00:20:51,309 --> 00:20:53,589 ‫اسممو می‌دونی 175 00:21:01,229 --> 00:21:02,428 ‫چه خوشمزه 176 00:21:02,828 --> 00:21:03,788 ‫معلومه که هست 177 00:21:04,628 --> 00:21:07,788 ‫اگه بتونی شن رو بپزی ‫هر چی بخوای می‌تونی بپزی 178 00:21:14,868 --> 00:21:15,867 ‫بابا 179 00:21:18,666 --> 00:21:21,826 ‫دختر سرهنگ باور نمی‌کنه ‫که شیشه با شن درست می‌شه 180 00:21:21,946 --> 00:21:22,787 ‫ممکنه که ...؟ 181 00:21:23,187 --> 00:21:25,826 ‫می‌خوای دختر ‫سرهنگ رو بیاری اینجا؟ 182 00:21:26,386 --> 00:21:28,227 ‫چه فکرهای عجیبی می‌کنی پسر 183 00:21:28,585 --> 00:21:31,025 ‫تصور کن با فر بسوزه 184 00:21:31,265 --> 00:21:33,545 ‫یا یه تیکه چوب تو دستش فرو بره 185 00:21:33,665 --> 00:21:37,185 ‫پدرش کارگاه ما رو ‫می‌بنده، نظامی‌ها همینجورین 186 00:21:39,105 --> 00:21:40,345 ‫باشه، بابا 187 00:21:44,745 --> 00:21:47,825 ‫پروفسور انصاری چند تا قطعه بهم داده 188 00:21:47,945 --> 00:21:49,143 ‫تا عقب‌افتادگی‌هامو جبران کنم 189 00:21:49,304 --> 00:21:50,544 ‫تو مدرسه قبلیم 190 00:21:54,303 --> 00:21:55,264 ‫درست رفتار کن 191 00:21:56,424 --> 00:21:58,303 ‫باید سازتو به فلوت تغییر بدی 192 00:21:59,343 --> 00:22:02,664 ‫چی از این بهتر، ولی این ‫تنها چیزی بود که تو انباری بود 193 00:22:02,784 --> 00:22:05,023 ‫به گفته پدرم اگه یه ‫ساز از قدت بلندتر باشه ... 194 00:22:05,143 --> 00:22:06,302 ‫سلام، وینسنت 195 00:22:08,623 --> 00:22:09,662 ‫آلیز 196 00:22:11,022 --> 00:22:13,942 ‫اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫چند تا تحویلی برای پدرم دارم 197 00:22:14,062 --> 00:22:16,501 ‫اون شیشه‌گره، درسته؟ 198 00:22:17,062 --> 00:22:18,781 ‫پنی، وینسنت رو بهت معرفی می‌کنم 199 00:22:19,261 --> 00:22:20,462 ‫سلام، پنی 200 00:22:20,820 --> 00:22:23,941 ‫می‌گه شیشه با شن درست ‫می‌شه، ولی باور نمی‌کنم 201 00:22:24,061 --> 00:22:26,621 ‫واسه همین می‌خواد ‫کارگاه رو نشونم بده 202 00:22:27,101 --> 00:22:28,221 ‫کی می‌تونم برم؟ 203 00:22:28,955 --> 00:22:30,435 ‫خب 204 00:22:30,970 --> 00:22:32,610 ‫الان؟ فردا؟ هفته دیگه؟ 205 00:22:32,830 --> 00:22:34,150 ‫جمعه بیا 206 00:22:34,620 --> 00:22:36,820 ‫منم می‌تونم بیام؟ بهتره نه 207 00:22:36,940 --> 00:22:38,660 ‫خیلی بعیده خوشت بیاد 208 00:22:51,418 --> 00:22:54,019 ‫انگار خورشید اون توئه 209 00:22:54,139 --> 00:22:55,898 ‫منم همین فکر رو می‌کردم 210 00:22:56,018 --> 00:22:58,858 ‫با وجود گرما، چند ساعت‌ ‫طول می‌کشه تا ذوب شه 211 00:22:58,978 --> 00:23:01,017 ‫و همه حباب‌هاش از بین بره 212 00:23:01,137 --> 00:23:01,938 ‫می‌بینی؟ 213 00:23:02,097 --> 00:23:03,497 ‫هنوز چند تا مونده 214 00:23:05,897 --> 00:23:07,098 ‫یه کاری بکن 215 00:23:07,817 --> 00:23:09,657 ‫تا حالا تنهایی کاری نکردم 216 00:23:09,777 --> 00:23:11,657 ‫ولی فکر کنم بتونم امتحان کنم 217 00:23:15,896 --> 00:23:19,177 ‫نه می‌سوزی مواظبم 218 00:23:26,935 --> 00:23:30,175 ‫وقتی یه کاری رو واسه تفریح ‫انجام می‌دیم، بهش می‌گیم "هوس" 219 00:23:30,894 --> 00:23:31,936 ‫هوس 220 00:23:38,534 --> 00:23:40,255 ‫خیلی باحاله، وینسنت 221 00:23:44,934 --> 00:23:45,894 ‫سلام 222 00:23:46,494 --> 00:23:47,934 ‫من رسیدم خونه 223 00:23:49,694 --> 00:23:52,253 قرار نبود به این زودی برگرده 224 00:24:04,093 --> 00:24:05,653 ‫نشنیدی وینسنت؟ 225 00:24:09,560 --> 00:24:11,691 ‫دختر سرهنگ آمانو 226 00:24:12,252 --> 00:24:13,212 ‫من آلیزم 227 00:24:13,331 --> 00:24:15,452 ‫حال شما چطوره آقای اولیور؟ 228 00:24:16,131 --> 00:24:18,811 ‫اگه اشکالی نداره ‫ازتون می‌خوام که برین، آلیز 229 00:24:35,170 --> 00:24:36,930 ‫برم اتاقم؟ 230 00:24:37,569 --> 00:24:39,049 ‫خودت چی فکر می‌کنی؟ 231 00:24:55,928 --> 00:24:57,328 ‫بد نیست 232 00:24:59,608 --> 00:25:01,126 ‫اینجا چیکار می‌کنه؟ 233 00:25:02,407 --> 00:25:04,687 ‫برام چیزی آوردی؟ مواظب باش 234 00:25:04,807 --> 00:25:06,047 ‫ببینم وینسنت 235 00:25:09,727 --> 00:25:11,806 ‫سلام آلیز ‫آلیز 236 00:25:11,926 --> 00:25:13,566 ‫من نامرئی‌ام یا چی؟ 237 00:25:14,046 --> 00:25:15,726 ‫چیزی می‌گفتی پنی؟ 238 00:25:16,485 --> 00:25:19,006 ‫می‌شناسیش؟ 239 00:25:19,326 --> 00:25:21,725 ‫وینسنت اولین دوستی بود ‫که اینجا پیدا کردم 240 00:25:21,846 --> 00:25:24,285 ‫خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم 241 00:25:26,765 --> 00:25:29,085 ‫بیا بریم گلاب جامون بخوریم 242 00:25:30,565 --> 00:25:33,524 ‫باشه، چرا که نه 243 00:25:34,045 --> 00:25:35,445 ‫خداحافظ، بچه‌ها 244 00:25:36,644 --> 00:25:37,644 ‫خداحافظ، طارق 245 00:25:42,044 --> 00:25:44,164 ‫قادر، نوید، وایسین 246 00:25:53,482 --> 00:25:55,882 ‫انگار یه دنیا توش باشه 247 00:25:56,002 --> 00:25:59,642 ‫یه روز، یه چیز فوق‌العاده ‫برات درست می‌کنم قول می‌دم 248 00:26:09,761 --> 00:26:11,680 ‫یه کیهان توشه 249 00:26:58,997 --> 00:27:01,437 ‫سلام 250 00:28:01,111 --> 00:28:03,351 [کارگاه شیشه‌گری اولیور] 251 00:28:54,187 --> 00:28:57,107 ‫بیایین ‫موسیقی رو در درونتون حس کنین 252 00:29:06,906 --> 00:29:08,026 ‫مالک 253 00:29:16,254 --> 00:29:19,414 ‫مردم دیگه فقط لیوان می‌خوان 254 00:29:23,224 --> 00:29:26,224 از یه رنگ دیگه استفاده کردی؟ آخه مس دیگه نمونده 255 00:29:26,543 --> 00:29:28,823 ‫ارتش همه چی رو غارت می‌کنه 256 00:29:32,303 --> 00:29:33,903 ‫شاید باید لیوان درست کنیم 257 00:29:34,824 --> 00:29:37,263 ‫لیوان درست کردن چیزی یاد نمی‌ده 258 00:30:09,950 --> 00:30:11,710 ‫بابا، واقعاً خوشت اومد؟ 259 00:30:11,780 --> 00:30:13,059 ‫چطور ممکنه خوشم نیاد؟ 260 00:30:14,020 --> 00:30:16,619 ‫کاش منم بلد بودم مثل تو بزنم 261 00:30:16,740 --> 00:30:18,339 ‫ولی نمی‌شه چون 262 00:30:18,499 --> 00:30:21,699 ‫پدرت معتقده یه سرباز ‫وقت این کارا رو نداره 263 00:30:22,459 --> 00:30:26,018 ‫آره، دقیقاً نادیا 264 00:30:26,179 --> 00:30:28,578 ‫وقت خوابه آلیز 265 00:30:33,351 --> 00:30:36,362 ‫پدرم عشقش به هنر و موسیقی ‫رو تو وجودم نهادینه کرد 266 00:30:38,097 --> 00:30:40,822 ‫خیلی تلاش می‌کنه ‫ازمون محافظت کنه 267 00:30:42,098 --> 00:30:44,161 ‫هر کاری می‌کردم تا خوشحالش کنم 268 00:30:45,378 --> 00:30:47,241 ‫خیلی بهش افتخار می‌کنم 269 00:30:47,873 --> 00:30:49,871 ‫حتی وقتی جنگ بدتر شد 270 00:30:49,895 --> 00:30:51,575 ‫و دشمن پیشروی کرد 271 00:30:51,680 --> 00:30:53,600 ‫سعی کرد روحیه رو بالا نگه داره 272 00:30:56,176 --> 00:30:59,416 ‫چپ، چپ، چپ، راست، چپ 273 00:31:01,735 --> 00:31:04,256 ‫چپ، چپ، چپ، راست 274 00:31:08,135 --> 00:31:09,375 ‫گروهان، ‫ایست 275 00:31:11,415 --> 00:31:12,855 ‫تو ادامه بده رضا 276 00:31:13,334 --> 00:31:15,734 ‫چشم قربان ‫عقب‌گرد 277 00:31:15,894 --> 00:31:17,055 ‫خانم آمانو 278 00:31:21,974 --> 00:31:23,653 ‫ببین کی اومده آلیز 279 00:31:24,214 --> 00:31:26,934 ‫عصر بخیر خانم آمانو ‫سلام آلیز 280 00:31:27,510 --> 00:31:28,949 ‫سلام مالک 281 00:31:28,973 --> 00:31:32,197 ‫چه یونیفورم بهت میاد 282 00:31:32,673 --> 00:31:34,953 ‫خیلی خوشتیپه، نه آلیز؟ 283 00:31:35,333 --> 00:31:39,533 ‫داشتیم می‌رفتیم چای بخوریم بفرمایید با ما چایی، تعارف نمی‌کنم 284 00:31:42,732 --> 00:31:46,532 ‫من از اولین کسایی بودم که ثبت نام ‫کردم، وقتی شروع به سربازگیری کردن 285 00:31:46,742 --> 00:31:50,140 ‫تو یه جوون خیلی شجاعی، می‌دونم 286 00:31:51,986 --> 00:31:54,866 ‫قصد دارم ... امروز صبح پخته شده 287 00:31:54,936 --> 00:31:58,494 ‫کیک زردآلوی معروفمون 288 00:31:58,531 --> 00:32:00,291 ‫مهمون ما، درسته؟ 289 00:32:00,650 --> 00:32:01,851 ‫کمترین کاریه به افتخار 290 00:32:01,971 --> 00:32:05,850 ‫اپذیرایی از ‫همسر و دختر سرهنگ انجام بدیم 291 00:32:05,970 --> 00:32:08,649 ‫البته، چقدر لطف دارید، خانم پاپالزای 292 00:32:08,769 --> 00:32:10,770 ‫ممنون از سخاوتتون 293 00:32:21,437 --> 00:32:23,958 ‫سلام، خانم پاپالزای ‫لیوان‌ها رو براتون آوردم 294 00:32:25,808 --> 00:32:26,768 ‫وینسنت؟ 295 00:32:31,312 --> 00:32:32,753 ‫ببینین 296 00:32:33,887 --> 00:32:36,328 ایشون پسره اون ترسوئه صلح‌طلبه 297 00:32:43,127 --> 00:32:45,087 ‫پسر یه صلح‌طلب 298 00:32:45,566 --> 00:32:46,646 ‫چه شرم‌آوره 299 00:32:51,166 --> 00:32:53,046 ‫شماها اینجا طرفداری ندارید 300 00:32:59,726 --> 00:33:01,885 ‫ولی این یکی از کارهای مورد علاقه‌هاتون بود 301 00:33:02,005 --> 00:33:04,805 ‫هیچ‌وقت نمی‌خواستی ‫بفروشیش، انقدر که دوستش داشتی 302 00:33:04,925 --> 00:33:06,605 ‫به رنگ نیاز داری 303 00:33:07,805 --> 00:33:08,685 ‫بابا 304 00:33:09,204 --> 00:33:10,604 ‫گردان جوانان 305 00:33:11,204 --> 00:33:12,445 ‫چی شده؟ 306 00:33:12,925 --> 00:33:15,723 ‫تقریباً همه پسرهای ‫هم سن من بهش پیوستن 307 00:33:16,804 --> 00:33:18,564 ‫حق پدر مادراشونه 308 00:33:42,322 --> 00:33:44,082 ‫ببین مامان 309 00:33:47,041 --> 00:33:50,201 ‫چیه؟ برو کنار لینا ‫ببخشید 310 00:33:52,121 --> 00:33:53,160 ‫آلیز 311 00:33:54,001 --> 00:33:55,041 ‫بابا 312 00:33:55,161 --> 00:33:57,361 ‫عزیزم ‫خیلی دلمون برات تنگ شده بود 313 00:33:57,880 --> 00:34:01,680 ‫آلیز، یه هدیه برات آوردم ‫در حد استعدادت 314 00:34:02,640 --> 00:34:05,040 ‫یه ویولن خیلی خاصه 315 00:34:05,314 --> 00:34:07,274 ‫یه ژنرال می‌خواست نگهش داره 316 00:34:08,039 --> 00:34:10,320 ‫ولی تو یه دست تخته نرد ازش بردم 317 00:34:14,319 --> 00:34:16,063 ‫یه اسم روش نوشته شده 318 00:34:17,919 --> 00:34:20,678 ‫غنیمت جنگیه، آلیز 319 00:34:20,798 --> 00:34:23,037 ‫خیلی کم پیش میاد کسی یه ‫همچین ویولنی داشته باشه 320 00:34:23,187 --> 00:34:26,462 ‫دیگه بهش فکر نکن و قدردشو بدون 321 00:34:26,798 --> 00:34:30,118 ‫وقتی بابا برمی‌گشت ‫خونه انگار یه جشن بود 322 00:34:30,757 --> 00:34:33,741 ‫حالا می‌دونم که جنگ برعکسشه 323 00:34:34,067 --> 00:34:35,187 ‫یه بیماریه 324 00:34:35,278 --> 00:34:37,758 ‫که پخش می‌شه و ‫همه رو آلوده می‌کنه 325 00:34:37,917 --> 00:34:40,596 ‫اگه از ۱۹۴۳۵ 326 00:34:41,236 --> 00:34:43,597 ‫۱۴۱۹ رو کم کنم می‌شه 327 00:34:45,636 --> 00:34:46,876 ‫چه خبره؟ 328 00:34:47,557 --> 00:34:49,356 ‫باز کنین آقای اولیور 329 00:34:49,836 --> 00:34:52,756 ‫صداتونو شنیدیم 330 00:35:00,035 --> 00:35:01,195 ‫سرهنگ آمانو؟ 331 00:35:01,355 --> 00:35:02,514 ‫حق ندارین 332 00:35:02,675 --> 00:35:05,873 ‫تمام حق دنیا رو دارم، اومدم ‫در مورد تجارت حرف بزنم 333 00:35:06,034 --> 00:35:08,794 ‫در مورد تجارت؟ من ‫با ارتش تجارت نمی‌کنم 334 00:35:08,914 --> 00:35:10,115 ‫رخصت بده 335 00:35:11,033 --> 00:35:12,395 ‫رخصت 336 00:35:12,913 --> 00:35:16,073 ‫بهتون توصیه می‌کنم ‫خوب گوش بدین، توماس 337 00:35:21,593 --> 00:35:22,553 ‫بفرمایید 338 00:35:24,753 --> 00:35:28,032 ‫شاید پسرتون بهتره دخالت نکنه 339 00:35:28,192 --> 00:35:30,952 ‫ما هیچ رازی نداریم و ‫هیچ‌وقت هم نخواهیم داشت 340 00:35:51,751 --> 00:35:54,710 ‫این چیه؟ تا حالا ‫همچین چیزی ندیده بودم 341 00:35:55,270 --> 00:35:57,229 ‫چون یه رازه 342 00:35:57,710 --> 00:36:00,270 ‫یه یکسوساز جیوه‌ایه 343 00:36:00,789 --> 00:36:05,709 ‫به ما کمک می‌کنه هواپیماهای دوگانه‌سوز جدیدمون رو راه بندازیم ‫ 344 00:36:21,463 --> 00:36:22,583 ‫همونطور که می‌بینین 345 00:36:22,607 --> 00:36:24,928 ‫پوشش شیشه‌ای دوام نمیاره 346 00:36:25,777 --> 00:36:30,657 ‫مطمئنم یه استاد شیشه‌گر ‫می‌دونه چطوری درستش کنه 347 00:36:31,306 --> 00:36:34,427 ‫ما برای ساختن سلاح جنگی کمک نمی‌کنیم ‫ 348 00:36:34,907 --> 00:36:37,706 ‫راهی هست که نظرشو عوض کنه؟ 349 00:36:38,746 --> 00:36:40,347 ‫خودتون چی فکر می‌کنین؟ 350 00:36:43,626 --> 00:36:47,466 ‫ولم کنین مزدورای لعنتی ‫ولش کنین 351 00:36:48,025 --> 00:36:49,105 ‫نه وینسنت 352 00:36:49,585 --> 00:36:52,865 ‫حتی فکرشم نکن پسر ‫ولم کن 353 00:36:55,784 --> 00:36:56,945 ‫توماس اولیور 354 00:36:57,065 --> 00:36:59,865 ‫آموزشش رو، در ارتش ملی تموم ‫می‌کنه 355 00:36:59,984 --> 00:37:02,344 ‫و می‌فرستیمش به خط مقدم 356 00:37:02,863 --> 00:37:04,384 ‫نمی‌تونید 357 00:37:04,544 --> 00:37:06,303 ‫ولم کنین 358 00:37:06,664 --> 00:37:08,903 ‫وینسنت نمی‌تونه تنها بمونه، بچه ست 359 00:37:09,024 --> 00:37:11,103 ‫فقط منو داره 360 00:37:11,503 --> 00:37:13,983 ‫آماده نیست که بتونه از ‫کارگاه تنهایی مراقبت کنه 361 00:37:14,863 --> 00:37:17,664 ‫به نظرتون راه بهتری هم می‌رسه؟ 362 00:37:20,943 --> 00:37:21,942 ‫باشه 363 00:37:22,703 --> 00:37:26,062 ‫ولی در عوض یه چیزی می‌خوام ‫فکر می‌کنه می‌تونه چونه بزنه 364 00:37:26,921 --> 00:37:31,601 ‫همه مواد اولیه رو فراهم می‌کنید ‫تا وینسنت آموزش‌هاشو کامل کنه 365 00:37:31,822 --> 00:37:33,782 ‫ابزار مواد شیمیایی 366 00:37:33,902 --> 00:37:37,822 ‫شنیدم که نمی‌شه شیشه‌ها ‫رو تو فر مخلوط کرد 367 00:37:38,341 --> 00:37:41,340 ‫تزئینات و ظروف تولید ‫رو به تاخیر میندازن 368 00:37:41,501 --> 00:37:42,661 ‫همونطور که می‌دونین 369 00:37:42,781 --> 00:37:45,660 ‫یه شیشه مخصوص، لازمه واسه بدنه 370 00:37:46,140 --> 00:37:47,821 ‫فرض می‌کنم محرمانه باشه 371 00:37:48,380 --> 00:37:50,180 ‫همین الان می‌خواستم بهتون بگم 372 00:37:50,780 --> 00:37:53,660 ‫یکسوسازها به نفع دشمن تموم می‌شن 373 00:37:54,219 --> 00:37:56,099 ‫اگه به دستشون بیفتن، نه؟ 374 00:37:56,579 --> 00:37:57,540 ‫واضحه 375 00:37:57,660 --> 00:38:00,779 ‫پوشش خوبی می‌شه که مثل ‫همیشه به فروش ادامه بدیم 376 00:38:03,898 --> 00:38:07,699 ‫هر چی لازم باشه واسه ساختن بدنه‌ها براتون ‫فراهم می‌کنیم 377 00:38:10,259 --> 00:38:12,978 ‫علاوه بر اون چیزی ‫که درخواست کردین 378 00:39:03,493 --> 00:39:06,053 ‫با دقت زیاد 379 00:39:06,173 --> 00:39:07,574 ‫بله بابا 380 00:39:24,932 --> 00:39:26,971 ‫نگهش دار گرفتمش 381 00:39:40,409 --> 00:39:44,170 ‫ما یه حلقه دیگه از زنجیره ‫جنگیم، متاسفم وینسنت 382 00:40:17,247 --> 00:40:18,367 ‫یه صدایی میاد 383 00:40:18,527 --> 00:40:19,527 ‫اون چی بود؟ 384 00:40:20,886 --> 00:40:22,407 ‫دارن بهمون حمله می‌کنن؟ 385 00:40:29,206 --> 00:40:31,566 ‫نگاه کنین، علامت‌ها رو می‌بینین؟ 386 00:40:31,686 --> 00:40:33,886 ‫هیچی نیست، خودی هستن 387 00:40:38,885 --> 00:40:41,685 ‫به هر دوتون تبریک می‌گم 388 00:40:42,565 --> 00:40:45,045 ‫بدنه‌های یکسوسازها 389 00:40:45,524 --> 00:40:48,564 ‫مورد تایید مهندسین ما قرار گرفته 390 00:40:49,284 --> 00:40:51,404 ‫وینسنت هیچ دخالتی نداشته 391 00:40:55,004 --> 00:40:57,964 ‫قفسه‌ها پرتر از دفعه قبلن 392 00:40:59,884 --> 00:41:01,563 ‫می‌تونم یه نگاه بندازم؟ 393 00:41:03,168 --> 00:41:04,848 ‫سعی کنین چیزی رو نشکنین 394 00:41:06,123 --> 00:41:09,123 ‫آرامش زیادی منتقل می‌کنه ‫و رنگ‌هاش فوق‌العاده‌ست 395 00:41:09,243 --> 00:41:10,442 ‫چطوری ساخته شده؟ 396 00:41:10,962 --> 00:41:13,962 ‫واسه آبی از مس استفاده ‫می‌شه و واسه سبز از آهن 397 00:41:14,803 --> 00:41:18,402 ‫تبریک می‌گم آقای ‫اولیور، یه اثر نفیسه 398 00:41:18,522 --> 00:41:20,802 ‫من درستش نکردم، وینسنت درستش کرده 399 00:41:21,201 --> 00:41:22,641 ‫به مادرش رفته 400 00:41:23,225 --> 00:41:24,346 ‫میخوامش 401 00:41:24,921 --> 00:41:28,121 ‫پس باید پولشو بدین کمترین کاره 402 00:41:31,120 --> 00:41:34,160 ‫چطور به فکرت رسید از ‫اون صلح‌طلب چیزی بخری؟ 403 00:41:35,000 --> 00:41:38,639 ‫عزیزم، خیلی بعیده هیچ پسر ‫۱۴ ساله‌ای صلح‌طلب باشه 404 00:41:38,959 --> 00:41:39,920 ‫وینسنت؟ 405 00:41:41,328 --> 00:41:44,929 ‫این یه هدیه برای شماست ‫می‌ترسم خبرای بدی داشته باشم 406 00:41:45,678 --> 00:41:47,320 ‫جنگ خوب پیش نمی‌ره 407 00:41:47,799 --> 00:41:50,200 تو تنگه بزرگ تلفات داشتیم‫ 408 00:41:50,318 --> 00:41:51,959 ‫و اونا دوباره سازماندهی کردن 409 00:41:52,079 --> 00:41:53,439 ‫در نتیجه 410 00:41:53,559 --> 00:41:56,478 ‫من و گردانم ‫باید راهی شمال بشیم 411 00:41:56,598 --> 00:41:57,878 ‫فردا حرکت می‌کنیم 412 00:41:59,278 --> 00:42:00,998 ‫دارین می‌رین تنگه بزرگ؟ 413 00:42:01,118 --> 00:42:03,677 ‫بخشی از گردان ‫جوانان همراهمون میان 414 00:42:03,797 --> 00:42:06,317 ‫تا به عنوان ‫برانکاردبر و پیام‌رسان کار کنن 415 00:42:06,438 --> 00:42:08,717 ‫از جمله دوستت مالک خان 416 00:42:18,556 --> 00:42:20,676 ‫گوش کنین ‫توجه کنین 417 00:42:20,796 --> 00:42:23,100 ‫می‌خوام چند کلمه بگم 418 00:42:23,716 --> 00:42:25,060 ‫همشهریان 419 00:42:25,316 --> 00:42:29,515 ‫من اینجا به عنوان یه سرباز ‫هستم تا از فداکاری شما تشکر کنم 420 00:42:29,636 --> 00:42:33,699 ‫به خاطر جدا شدن از پسراتون ‫برادراتون، شوهراتون و پدراتون 421 00:42:33,955 --> 00:42:34,954 ‫و دخترا 422 00:42:35,196 --> 00:42:38,595 ‫بله البته تا برن جنگ 423 00:42:39,459 --> 00:42:41,819 ‫دشمن با عزم راسخ پیشروی می‌کنه 424 00:42:42,435 --> 00:42:46,234 ‫ولی، نباید عشق ما رو به وطن رو دست کم بگیرن ‫ 425 00:42:46,354 --> 00:42:50,513 ‫بهتون قول می‌دم هر کاری ‫بتونم می‌کنم تا اونا رو برگردونم 426 00:42:50,633 --> 00:42:53,113 ‫سالم و پیروز 427 00:42:59,959 --> 00:43:01,398 ‫دیگه وقتشه، عزیزم 428 00:43:02,073 --> 00:43:04,993 ‫تقریباً حسودیم می‌شه که داری از اینجا می‌ری شروع نکن 429 00:43:05,752 --> 00:43:07,152 ‫آلیز، این کارو به خاطر تو می‌کنم 430 00:43:07,272 --> 00:43:08,312 ‫چی می‌گی؟ 431 00:43:08,792 --> 00:43:09,753 ‫رفتن به خط مقدم 432 00:43:09,873 --> 00:43:11,752 ‫به خاطر من؟ چه مزخرفی 433 00:43:12,232 --> 00:43:13,991 ‫یه روز مال من می‌شی 434 00:43:14,471 --> 00:43:15,671 ‫که مال تو می‌شم؟ 435 00:43:17,072 --> 00:43:18,790 ‫مسافرین سوار شن 436 00:43:18,911 --> 00:43:20,670 ‫بابا ‫وقت رفتنه 437 00:43:24,511 --> 00:43:27,151 ‫بابا خواهش می‌کنم نرو ‫منو تنها نذار 438 00:43:27,710 --> 00:43:30,230 ‫باید یه دختر شجاع باشی، عزیزم 439 00:43:30,350 --> 00:43:31,390 ‫ولی، بابا 440 00:44:33,544 --> 00:44:36,465 ‫چه کار فوق‌العاده‌ای پسرم ‫ممنون بابا 441 00:44:39,064 --> 00:44:40,025 ‫من می‌رم 442 00:44:40,944 --> 00:44:42,184 ‫باید حال و هوام عوض شه 443 00:44:51,646 --> 00:44:52,606 ‫آلیز؟ 444 00:44:53,263 --> 00:44:54,623 ‫سلام وینسنت 445 00:44:57,223 --> 00:45:00,622 ‫نباید اینجا ببیننت ‫خیلی محبوب نیستیم 446 00:45:06,942 --> 00:45:08,701 ‫چه چیزای قشنگی 447 00:45:10,440 --> 00:45:13,440 ‫خودت درست کردی؟ چطور حدس زدی؟ 448 00:45:13,581 --> 00:45:14,662 ‫معلوم بود 449 00:45:15,640 --> 00:45:16,641 ‫و این؟ 450 00:45:17,940 --> 00:45:19,901 ‫پدرم یه کار از تو خرید 451 00:45:21,220 --> 00:45:23,661 ‫از معدود کارهایی ‫که اخیراً فروختیم 452 00:45:23,980 --> 00:45:25,940 ‫داشتی یه چیزی می ساختی؟ نشونم می‌دی؟ 453 00:45:26,060 --> 00:45:28,820 ‫آخرین باری که اومدم ‫مجبور شدم فرار کنم 454 00:45:34,340 --> 00:45:37,459 ‫نمی‌شه یه نگاه سریع 455 00:45:37,699 --> 00:45:39,379 ‫بابا ‫مهمون داریم 456 00:45:47,098 --> 00:45:49,258 ‫ببین کی اومده ‫آلیز آمانو 457 00:45:49,858 --> 00:45:51,538 ‫ایشون 458 00:45:54,818 --> 00:45:56,097 ‫سلام آقای اولیور 459 00:46:13,936 --> 00:46:15,136 ‫خانم آمانو 460 00:46:20,095 --> 00:46:22,056 ‫چای میل دارین؟ 461 00:48:22,325 --> 00:48:24,404 ‫بعد مدیر سعی کرد بگیرتش 462 00:48:24,524 --> 00:48:27,364 ‫چرا پنجره رو باز ‫نکردین تا بره بیرون؟ 463 00:48:27,525 --> 00:48:29,564 ‫این کارو کرد، ولی ندیدش 464 00:48:29,684 --> 00:48:33,323 ‫بالای سرش پرواز کرد و ‫وقتی بالا رو نگاه کرد، حدس بزن 465 00:48:33,444 --> 00:48:34,244 ‫نه 466 00:48:34,684 --> 00:48:36,163 ‫چرا 467 00:48:37,003 --> 00:48:38,323 ‫یه کم احترام بذارین 468 00:48:51,802 --> 00:48:53,762 ‫نباید اینو ببینین 469 00:48:54,107 --> 00:48:56,906 ‫نه، برای ما هم قراره منع ‫رفت و آمد شروع شه 470 00:48:57,161 --> 00:48:58,921 ‫باید برگردین خونه 471 00:49:26,599 --> 00:49:29,639 ‫آلیز، دنبالم بیا از اون طرف 472 00:49:52,037 --> 00:49:53,076 ‫وینسنت 473 00:50:09,756 --> 00:50:10,795 ‫بریم 474 00:50:11,755 --> 00:50:13,515 ‫باید منتظر علامت باشیم 475 00:50:13,634 --> 00:50:15,634 ‫تو مدرسه بهمون گفتن 476 00:50:16,915 --> 00:50:18,194 ‫چقدر ترسیدم 477 00:50:19,555 --> 00:50:20,673 ‫منم همینطور 478 00:50:21,153 --> 00:50:22,953 ‫تا حالا بمب ندیده بودم 479 00:50:23,514 --> 00:50:25,113 ‫پدرم نگران می‌شه 480 00:50:25,674 --> 00:50:27,434 ‫مادر منم همینطور 481 00:50:28,313 --> 00:50:30,073 ‫چه بازار آرومی شد 482 00:50:33,714 --> 00:50:35,593 ‫باید یه کم گلاب جامون می‌خوردم 483 00:50:36,273 --> 00:50:39,953 ‫مالک همیشه می‌گه دلش تنگ شده ‫واسه گلاب جامون‌های خانم عباسی 484 00:50:40,792 --> 00:50:41,873 ‫مالک؟ 485 00:50:43,112 --> 00:50:46,192 ‫باید خیلی وحشتناک باشه ‫اینقدر دور از خونه بودن 486 00:50:46,312 --> 00:50:47,432 ‫خیلی دور 487 00:50:47,591 --> 00:50:49,192 ‫چه موقع باهاش حرف می‌زنی؟ 488 00:50:49,312 --> 00:50:52,272 ‫چطور مگه؟ گاهی برام نامه می‌نویسه 489 00:50:52,392 --> 00:50:55,831 ‫ولی ماه‌هاست که از اون ‫و پدرم هیچ خبری ندارم 490 00:50:56,791 --> 00:50:59,671 ‫از کی برات نامه ‫می‌نویسه؟ از خیلی وقت پیش 491 00:50:59,791 --> 00:51:01,791 ‫وقتی رفت دلتنگش می‌شدم 492 00:51:01,911 --> 00:51:04,471 ‫و پدرم ازم خواست براش بنویسم 493 00:51:05,590 --> 00:51:07,830 ‫تصور می‌کنم یه روز ‫با هم ازدواج می‌کنین 494 00:51:08,310 --> 00:51:09,911 ‫چی می‌گی؟ 495 00:51:10,630 --> 00:51:12,070 ‫بمب زده به کله‌ت؟ 496 00:51:12,709 --> 00:51:14,109 ‫با مالک ازدواج می‌کنی 497 00:51:14,230 --> 00:51:16,829 ‫و زن یه نظامی می‌شی، مثل مادرت 498 00:51:17,549 --> 00:51:18,789 ‫چه اشکالی داره؟ 499 00:51:18,909 --> 00:51:22,429 ‫پدرم و مالک شجاعت ‫اینو داشتن که برن جنگ 500 00:51:22,548 --> 00:51:23,708 ‫نه مثلِ 501 00:51:25,028 --> 00:51:26,588 ‫بیا بگو 502 00:51:27,068 --> 00:51:30,468 ‫به من نگو چی بگم ‫یا با کی ازدواج کنم 503 00:51:30,588 --> 00:51:32,269 ‫قصد ندارم با کسی ازدواج کنم 504 00:51:32,748 --> 00:51:35,027 ‫من یه ویولنیست بزرگ می‌شم 505 00:51:35,187 --> 00:51:37,667 ‫هر چقدر هم استعداد ‫موسیقی داشته باشی 506 00:51:37,787 --> 00:51:39,508 ‫هیچ‌وقت یه هنرمند نمی‌شی 507 00:51:40,107 --> 00:51:41,347 ‫که هیچ‌وقت نمی‌شم؟ 508 00:51:41,467 --> 00:51:42,667 ‫منظورت چیه؟ 509 00:51:42,787 --> 00:51:46,427 ‫چیزی رو اجرا می‌کنی که بقیه ‫ساختن، تو هیچی خلق نمی‌کنی 510 00:51:46,547 --> 00:51:50,026 ‫کار من اصیله، از ‫تخیل من نشأت می‌گیره 511 00:51:50,546 --> 00:51:53,386 ‫من با تمام وجود ویولن می‌زنم 512 00:51:53,946 --> 00:51:59,490 ‫وقتی فارغ‌التحصیل شم، تو کنسرواتوار یه جا ‫بهم پیشنهاد شده 513 00:51:59,906 --> 00:52:02,825 ‫آلیز، این فوق‌العاده‌ست 514 00:52:02,945 --> 00:52:04,585 ‫شاید یه هنرمند باشی 515 00:52:05,385 --> 00:52:07,544 ‫ولی به چه قیمتی برای کشور؟ 516 00:52:10,464 --> 00:52:13,224 ‫منو ترسو می‌دونی؟ 517 00:52:18,104 --> 00:52:19,384 ‫بگیر مال خودت 518 00:52:37,228 --> 00:52:38,547 ‫تا خونه همراهیت می‌کنم 519 00:53:02,540 --> 00:53:05,339 ‫آلیز، سربازا دنبالت می‌گشتن 520 00:53:05,939 --> 00:53:08,260 ‫هیچی نیست مامان، من اینجام 521 00:53:14,700 --> 00:53:16,579 ‫خبر رسیده، آلیز 522 00:53:16,699 --> 00:53:20,177 ‫پدرت تو جنگ ناپدید ‫شده، مرده حسابش کردن 523 00:53:26,979 --> 00:53:27,938 ‫نه 524 00:53:37,936 --> 00:53:39,177 ‫سلام وینسنت 525 00:53:39,737 --> 00:53:42,776 ‫شنیدم نمایشگاه داری تبریک می‌گم 526 00:53:42,896 --> 00:53:43,897 ‫ممنون خضر 527 00:53:44,457 --> 00:53:47,416 ‫من و زنم، می‌ریم پایتخت ‫تا ببینیمش 528 00:53:47,535 --> 00:53:50,536 ‫خیلی بهت افتخار ‫می‌کنیم خیلی ممنون 529 00:53:56,095 --> 00:53:58,335 ‫مهمون ما، به مناسبت جشن 530 00:53:58,815 --> 00:53:59,974 ‫ممنون 531 00:54:07,774 --> 00:54:10,638 ‫باورم نمی‌شد مرده باشه 532 00:54:10,909 --> 00:54:13,707 ‫بابا همیشه راهی ‫پیدا می‌کرد که برگرده 533 00:54:14,113 --> 00:54:16,633 ‫عاشق شنیدن ساز زدنم بود 534 00:54:17,414 --> 00:54:19,934 ‫واسه همین به نواختن ‫براش ادامه دادم 535 00:54:24,533 --> 00:54:25,692 ‫فوق‌العاده‌ست 536 00:54:26,021 --> 00:54:27,941 ‫برای اجرا آماده‌این 537 00:54:27,971 --> 00:54:30,171 ‫یه تک‌نوازی خواهیم داشت 538 00:54:30,517 --> 00:54:34,517 ‫به خاطر استعداد استثنایی‌شون ‫به عهده آلیز آمانو خواهد بود 539 00:54:34,692 --> 00:54:36,452 ‫ممنون پروفسور انصاری 540 00:54:37,412 --> 00:54:38,732 ‫مبارکه آلیز 541 00:54:49,691 --> 00:54:52,690 ‫کاش منم بلد بودم مثل تو بزنم 542 00:54:52,850 --> 00:54:55,369 ‫هر چقدر هم استعداد ‫موسیقی داشته باشی 543 00:54:55,490 --> 00:54:57,331 ‫هیچ‌وقت یه هنرمند نمی‌شی 544 00:55:09,729 --> 00:55:12,769 ‫صبح بخیر، توماس ‫صبح بخیر، تام 545 00:55:13,740 --> 00:55:15,808 ‫کاش برام صورتحساب نیورده باشی 546 00:55:17,329 --> 00:55:18,809 ‫من فقط یه پیکم 547 00:55:21,488 --> 00:55:22,927 ‫کی به وینسنت نامه می‌نویسه؟ 548 00:55:23,568 --> 00:55:25,367 ‫آره منم متوجه شدم 549 00:55:31,968 --> 00:55:35,447 ‫یه دعوته برای اجرای آلیز 550 00:55:36,646 --> 00:55:39,966 ‫"ارائه دعوتنامه الزامی است" 551 00:55:40,086 --> 00:55:41,087 ‫چه باکلاس 552 00:55:45,605 --> 00:55:49,086 ‫یه روز یه چیز فوق‌العاده ‫برات درست می‌کنم، قول می‌دم 553 00:56:39,041 --> 00:56:40,320 ‫ وار نه نه نه نه 554 00:56:40,441 --> 00:56:42,121 ‫وینسنت؟ امکان نداره 555 00:56:42,394 --> 00:56:43,394 ‫طلا نمونده 556 00:56:43,680 --> 00:56:45,600 ‫پس گیره رو چطوری درست کنم؟ 557 00:56:47,800 --> 00:56:49,320 ‫شاید یه چیزی پشتش باشه 558 00:56:49,480 --> 00:56:51,160 ‫نه اینجا هم نمونده 559 00:56:51,641 --> 00:56:54,040 ‫ببینم اینجا چی ‫اینجا هم نمونده 560 00:56:54,280 --> 00:56:56,840 ‫آروم باش پسرم یه ‫فکری به سرمون می‌رسه 561 00:57:02,159 --> 00:57:03,519 ‫اینجا طلا به وفور هست 562 00:57:04,079 --> 00:57:06,039 ‫می‌خوای تاج مامان رو ذوب کنی؟ 563 00:57:06,159 --> 00:57:09,679 ‫با یه همچین ریه‌های ضعیفی ‫هیچ‌وقت نباید شیشه‌گر می‌شد 564 00:57:10,118 --> 00:57:13,999 ‫ولی به استعدادش آگاه ‫بود و می‌دونست سرنوشتشه 565 00:57:14,318 --> 00:57:16,197 ‫این چیزیه که اون می‌خواست 566 00:57:34,837 --> 00:57:37,395 ‫این ژاکت خیلی وصله داره 567 00:57:38,236 --> 00:57:40,116 ‫چیز دیگه نداری؟ 568 00:57:40,275 --> 00:57:42,156 ‫مگه اینکه بخوای ‫لباس مادرتو بپوشی 569 00:57:42,235 --> 00:57:43,476 ‫این بهترین چیزیه که هست 570 00:57:43,596 --> 00:57:45,195 ‫همینجوری خوبی 571 00:57:49,795 --> 00:57:50,834 ‫وینسنت 572 00:57:52,195 --> 00:57:55,434 ‫چیزی یادت نرفته؟ ممنون بابا 573 00:57:56,274 --> 00:57:58,754 ‫امشب شب خاطره‌انگیزی می‌شه 574 00:58:19,072 --> 00:58:20,031 ‫ایست 575 00:58:20,151 --> 00:58:22,592 ‫لطفاً، دیرم شده ‫همونجا بایست 576 00:58:22,711 --> 00:58:24,273 ‫منع رفت و آمده 577 00:58:24,392 --> 00:58:26,152 ‫نکنه سربازی؟ نه 578 00:58:26,751 --> 00:58:29,792 ‫چند تا سرباز ناشناس رو دیدن 579 00:58:29,911 --> 00:58:32,630 ‫فراری‌های تحت تعقیب از هر دو طرف 580 00:58:33,221 --> 00:58:36,791 ‫خطرناک و ناامیدن ما داریم کشیک می‌دیم 581 00:58:36,911 --> 00:58:38,870 ‫تو هم فراری هستی؟ چی؟ 582 00:58:38,991 --> 00:58:41,510 ‫نه ، منو به اجرا دعوت کردن 583 00:58:42,271 --> 00:58:45,790 ‫می‌دونم کی هستی ‫پدرت اون دیوونه‌ست 584 00:58:45,910 --> 00:58:47,590 ‫کی دعوتت کرده؟ 585 00:58:48,070 --> 00:58:50,069 ‫آلیز آمانو، دختر سرهنگ 586 00:58:50,190 --> 00:58:52,669 ‫دختر سرهنگ؟ دختر سرهنگ آمانو؟ 587 00:58:52,788 --> 00:58:54,350 ‫نگاه کنین اینجاست 588 00:58:54,469 --> 00:58:57,492 ‫چی داری اونجا؟ نشونم بده 589 00:59:09,669 --> 00:59:11,268 ‫چه استرسی 590 00:59:17,227 --> 00:59:19,147 [‫]رزرو شده 591 00:59:24,325 --> 00:59:25,186 ‫مواظب باش ‫بده شریف 592 00:59:25,306 --> 00:59:26,947 ‫نمی‌دونم توش چیه 593 00:59:27,067 --> 00:59:28,626 ‫زود پسش بده 594 00:59:32,426 --> 00:59:34,426 ‫هنوز نبندید 595 00:59:35,545 --> 00:59:37,306 ‫باشه، می‌تونی بری 596 00:59:41,946 --> 00:59:43,785 ‫دعوتنامه رو پس می‌دی؟ 597 00:59:43,945 --> 00:59:45,705 ‫منظورت اینه؟ 598 00:59:45,865 --> 00:59:48,185 ‫بگیر بردارش نه 599 00:59:54,224 --> 00:59:56,584 ‫تو چته احمق؟ 600 00:59:56,704 --> 00:59:57,903 ‫من؟ 601 00:59:58,063 --> 01:00:01,767 ‫فکر کن ‫چرا باید اونو به اجرا دعوت کنن؟ 602 01:00:02,082 --> 01:00:05,361 ‫اونو یا اون پدر ترسوش ‫مطمئنم قلابیه 603 01:00:05,422 --> 01:00:07,943 ‫اگه نباشه چی؟ بهش فکر نکرده بودم 604 01:00:26,182 --> 01:00:28,621 ‫شب بخیر ‫اومدم برای اجرا 605 01:00:29,261 --> 01:00:30,821 ‫دیر اومدی ‫آخه... 606 01:00:30,981 --> 01:00:32,181 ‫همین الان شروع شد 607 01:00:32,300 --> 01:00:34,261 ‫ولی می‌تونم از پشت راهت بدم 608 01:00:34,725 --> 01:00:35,925 ‫دعوتنامه؟ 609 01:00:36,420 --> 01:00:39,100 ‫نگهبانا ازم گرفتن 610 01:00:39,220 --> 01:00:41,060 ‫بدون دعوتنامه نمی‌تونی بری 611 01:00:41,180 --> 01:00:44,300 بخاطر فراری‌ها، باید خیلی مراقب باشیم 612 01:00:44,420 --> 01:00:48,060 ‫آلیز آمانو منو دعوت کرده ‫بدون دعوتنامه نمی‌تونی بری 613 01:00:48,260 --> 01:00:49,979 ‫منو شخصاً دعوت کرده 614 01:00:50,099 --> 01:00:53,659 ‫بدون دعوتنامه نمیشه ‫ فهمیدم 615 01:01:02,099 --> 01:01:04,817 [‫]رزرو شده 616 01:01:07,817 --> 01:01:10,737 ‫خانم آمانو اینجاست ‫باهاش حرف بزنین 617 01:01:10,857 --> 01:01:13,377 ‫چی شده آلیز؟ نوبت توئه 618 01:01:13,857 --> 01:01:15,377 ‫یه لحظه وقت می‌خوام 619 01:01:21,936 --> 01:01:24,537 ‫به همه اونایی فکر کن که منتظرن 620 01:01:24,657 --> 01:01:27,896 ‫تو دختر سرهنگ آمانویی ‫می‌خوای ناامیدشون کنی؟ 621 01:01:28,016 --> 01:01:28,976 ‫نه 622 01:01:29,696 --> 01:01:30,655 ‫یا بابا؟ 623 01:01:31,856 --> 01:01:34,695 ‫پس برو اون بیرون و برای بابا بزن 624 01:01:46,335 --> 01:01:49,054 ‫خانم‌ها و آقایان بعد از شنیدن ‫صدای نوازندگان جوانمون 625 01:01:49,174 --> 01:01:53,413 ‫با من موافق خواهید بود ‫که آینده در دستان امنی است 626 01:01:53,733 --> 01:01:57,452 ‫اجازه بدین معرفی کنم ‫دانش‌آموز ممتاز ما آلیز آمانو رو 627 01:02:00,373 --> 01:02:01,573 ‫یه نفر بهم گفت 628 01:02:02,973 --> 01:02:06,852 ‫یه نفر یه روز بهم گفت که ‫برای هنرمند بودن باید خلق کرد 629 01:02:08,052 --> 01:02:09,732 ‫واسه همین اینو ساختم 630 01:04:20,760 --> 01:04:22,001 ‫اونا فراری‌ها هستن؟ 631 01:04:41,599 --> 01:04:43,239 ‫سرهنگ آمانو 632 01:05:07,756 --> 01:05:08,836 ‫بابا 633 01:05:16,316 --> 01:05:20,555 ‫نسخه روزنامه‌ها رو ‫می‌شنیدی از رشادت مالک 634 01:05:25,955 --> 01:05:27,754 ‫ولی کم گفتن 635 01:05:34,794 --> 01:05:37,154 ‫دسته‌های گردان پدرم 636 01:05:37,273 --> 01:05:40,393 ‫خسته بعد از سال‌ها جنگ 637 01:05:41,074 --> 01:05:44,434 ‫تو تنگه بزرگ، آخرین تلاششون رو ‫کردن 638 01:05:44,913 --> 01:05:47,713 ‫هیچ کدوم از طرفین ‫حاضر به تسلیم نبودن 639 01:05:53,272 --> 01:05:54,433 ‫ناامید نشین 640 01:05:54,552 --> 01:05:57,392 ‫به همه اون شجاعانی فکر ‫کنین، که جونشون رو دادن 641 01:05:57,952 --> 01:06:00,752 ‫حرف زدن خیلی آسونه همینو بگو 642 01:06:27,390 --> 01:06:29,630 ‫به پیش، شجاعان من 643 01:06:32,842 --> 01:06:34,843 ‫بیاین ‫متوقف نشین 644 01:06:41,429 --> 01:06:42,748 ‫نه ‫رضا 645 01:07:14,865 --> 01:07:16,425 ‫حرکت کنین ‫زود باشین 646 01:07:29,545 --> 01:07:30,864 ‫سرهنگ آمانو 647 01:07:49,541 --> 01:07:50,622 ‫نه 648 01:08:32,523 --> 01:08:33,483 ‫سرهنگ 649 01:08:35,378 --> 01:08:37,737 ‫من اینجام سرهنگ ‫من با شمام 650 01:08:42,777 --> 01:08:45,138 ‫بقیه نفرات چی شدن؟ 651 01:08:50,962 --> 01:08:53,211 ‫نوید ‫اون قادره 652 01:10:14,890 --> 01:10:17,889 ‫مالک پدرمو برگردوند 653 01:10:18,089 --> 01:10:20,393 ‫بهش بدهکار بودم 654 01:10:21,209 --> 01:10:23,049 ‫به قیافه یه قهرمان نگاه کنین 655 01:10:23,169 --> 01:10:25,368 ‫شک دارم دیگه به ‫این زودی‌ها همچین چیزی ببینین 656 01:10:46,967 --> 01:10:48,527 ‫پنی ‫طارق 657 01:10:52,406 --> 01:10:53,718 ‫سلام، وینسنت 658 01:10:53,759 --> 01:10:55,999 ‫آلیز کجاست؟ 659 01:10:57,806 --> 01:10:59,549 ‫داره از شهر می‌ره 660 01:10:59,805 --> 01:11:01,006 ‫با پدر و مادرش 661 01:11:02,125 --> 01:11:03,245 ‫و با مالک 662 01:11:07,725 --> 01:11:09,964 ‫آلیز 663 01:11:10,294 --> 01:11:11,495 ‫چه خبره؟ 664 01:11:13,925 --> 01:11:16,325 ‫اجازه بدین با آلیز حرف بزنم ‫اون اینجا نیست 665 01:11:16,484 --> 01:11:18,324 ‫می‌تونم با سرهنگ حرف بزنم؟ 666 01:11:19,124 --> 01:11:20,764 ‫متاسفم، نه 667 01:11:24,244 --> 01:11:26,363 ‫اجازه بدین، خواهش ‫می‌کنم باید باهاش حرف بزنم 668 01:11:42,882 --> 01:11:44,522 ‫ولم کنین 669 01:11:44,642 --> 01:11:46,481 ‫آلیز ‫خواهش می‌کنم 670 01:11:46,842 --> 01:11:47,801 ‫ولم کنین 671 01:11:48,641 --> 01:11:49,961 ‫گمشو از اینجا 672 01:11:58,920 --> 01:11:59,919 ‫مامان؟ 673 01:12:01,040 --> 01:12:02,000 ‫صدای جیغ شنیدم 674 01:12:02,160 --> 01:12:05,760 ‫نگران نباش، فقط یه سگ ولگرد بود 675 01:12:14,240 --> 01:12:16,800 ‫امیدوارم صداش مزاحمتون نشده باشه 676 01:13:41,712 --> 01:13:42,791 ‫می‌خوام کمکت کنم 677 01:13:43,271 --> 01:13:44,272 ‫با چی؟ 678 01:13:45,071 --> 01:13:47,910 ‫آلیز رو از دست دادم به خاطر جنگ 679 01:13:48,471 --> 01:13:49,870 ‫می‌خوام تموم شه 680 01:13:51,511 --> 01:13:54,629 ‫باید تولید رو بالا ببریم ‫قبلاً در موردش حرف زدیم 681 01:13:54,750 --> 01:13:57,910 ‫نمی‌خوام کمکم کنی ‫تو کار خودتو بکن 682 01:14:01,590 --> 01:14:04,109 ‫شاید باید به ارتش ملحق شم 683 01:14:14,908 --> 01:14:16,669 ‫اینو به مواد اضافه کن 684 01:14:17,308 --> 01:14:19,189 ‫کمک کن شیشه رو آبدیده کنیم 685 01:15:12,743 --> 01:15:14,024 ‫غنیمت جنگی 686 01:15:14,503 --> 01:15:15,544 ‫مثل خودم 687 01:15:46,701 --> 01:15:48,701 ‫مجسمه مرجور چی شد؟ 688 01:15:50,060 --> 01:15:51,341 ‫فروختمش به تام 689 01:15:52,540 --> 01:15:53,820 ‫به پستچی؟ 690 01:15:54,380 --> 01:15:56,180 ‫واسه چی می‌خواستش؟ 691 01:15:58,540 --> 01:16:00,339 ‫می‌خواست به مادرش هدیه بده 692 01:16:13,258 --> 01:16:14,937 ‫جنگ به سمت شمال پیشروی می‌کنه 693 01:16:18,818 --> 01:16:19,777 ‫آلیز؟ 694 01:16:22,017 --> 01:16:23,698 ‫حال شما چطوره آقای اولیور؟ 695 01:16:24,497 --> 01:16:27,177 ‫می‌تونم کمکتون کنم، عزیزم؟ 696 01:16:27,896 --> 01:16:30,976 ‫خب... ‫متاسفانه وینسنت نیست 697 01:16:32,016 --> 01:16:34,097 ‫نمی‌دونم این اواخر چش شده 698 01:16:34,656 --> 01:16:36,256 ‫هیچی نیست 699 01:16:40,136 --> 01:16:42,095 ‫می‌تونین اینو تحویلش بدین؟ 700 01:16:45,335 --> 01:16:47,414 ‫امشب داریم می‌ریم 701 01:16:48,375 --> 01:16:50,615 ‫آهان، فهمیدم 702 01:16:51,336 --> 01:16:52,694 ‫فردا بهش می‌دم 703 01:16:52,854 --> 01:16:54,534 ‫فوری بهش می‌دم 704 01:16:57,254 --> 01:16:58,439 ‫خیلی ممنون 705 01:16:58,814 --> 01:17:00,174 ‫به خاطر همه چیز 706 01:17:01,289 --> 01:17:04,038 ‫در اینجا همیشه به روی تو بازه 707 01:17:24,572 --> 01:17:27,091 ‫زود باشین ‫بیارینش پایین 708 01:17:37,891 --> 01:17:40,131 ‫آروم‌تر 709 01:17:41,851 --> 01:17:44,930 ‫وینسنت چند روزه خیلی عجیب شدی 710 01:17:45,050 --> 01:17:47,690 ‫چی شده؟ باید فرار کنیم 711 01:17:47,810 --> 01:17:51,474 ‫اولیور ‫جعبه رو زود بیار پایین 712 01:17:52,208 --> 01:17:55,113 ‫چی شده پسرم؟ می‌تونی بهم بگی 713 01:17:55,529 --> 01:17:57,209 ‫این آشغالا و جنگشون 714 01:17:57,689 --> 01:17:59,448 ‫با ما مثل آشغال رفتار می‌کنن 715 01:17:59,568 --> 01:18:00,609 ‫حالا می‌بینن 716 01:18:01,249 --> 01:18:02,768 ‫حسابشونو می‌رسم 717 01:18:03,228 --> 01:18:05,867 ‫وینسنت چیکار کردی؟ 718 01:18:06,088 --> 01:18:09,888 ‫یه کم تغییرات کوچیک دادم ‫تو یکسوسازهای عزیزشون 719 01:19:02,364 --> 01:19:07,283 ‫می‌دونم اوضاع خراب شده ‫ولی نذار نفرت برت داره 720 01:19:09,962 --> 01:19:11,683 ‫ما اینطوری نیستیم 721 01:19:17,402 --> 01:19:19,721 ‫فقط می‌خواستم جلو ‫پروازشونو بگیرم 722 01:19:20,762 --> 01:19:22,481 ‫اون بالا چی شده؟ 723 01:19:23,691 --> 01:19:26,425 ‫دوباره ببرینش بالا 724 01:19:33,521 --> 01:19:34,920 ‫پسش بدین 725 01:19:35,040 --> 01:19:37,200 ‫فکر می‌کنین چیکار دارین می‌کنین؟ 726 01:20:08,853 --> 01:20:11,222 ‫من چیکار کردم؟ 727 01:20:27,875 --> 01:20:30,955 ‫متاسفم بابا ‫منو ببخش 728 01:20:32,034 --> 01:20:32,995 ‫پسرم 729 01:20:34,076 --> 01:20:35,595 ‫این مسخره‌ست 730 01:20:53,513 --> 01:20:55,073 ‫زود باشین ‫ما رو از اینجا ببرین بیرون 731 01:21:05,673 --> 01:21:08,593 ‫بابا بندازش ‫باید نابودشون کنیم 732 01:21:08,713 --> 01:21:09,672 ‫وایسا 733 01:21:14,073 --> 01:21:15,591 ‫وایسا وینسنت 734 01:21:40,189 --> 01:21:41,750 ‫بابا 735 01:21:53,909 --> 01:21:55,188 ‫وینسنت؟ 736 01:22:29,225 --> 01:22:31,129 ‫دلم برات تنگ شده 737 01:22:31,656 --> 01:22:33,775 ‫خیلی متاسفم که اذیتت کردم 738 01:22:34,064 --> 01:22:35,904 ‫تو هیچ‌وقت ترسو نبودی 739 01:22:36,294 --> 01:22:37,808 ‫حق با تو بود 740 01:22:38,214 --> 01:22:41,368 ‫یه هنرمند باید خلق کنه 741 01:22:41,745 --> 01:22:43,984 ‫چون بدون هنر و بدون موسیقی 742 01:22:44,064 --> 01:22:46,984 ‫چی برامون می‌مونه؟ تو این ‫دنیا پر از درگیری و جنگ؟ 743 01:22:47,104 --> 01:22:49,224 ‫کاش رفته بودی اجرا 744 01:22:49,703 --> 01:22:52,062 ‫یه سورپرایز برات داشتم 745 01:22:52,307 --> 01:22:56,223 ‫وقتی اینو می‌خونی ما دیگه از شهر رفتیم 746 01:22:56,403 --> 01:22:59,463 ‫ولی می‌خوام بدونی ‫که منتظرت می‌مونم 747 01:22:59,747 --> 01:23:02,446 ‫دوستت دارم، وینسنت 748 01:23:34,459 --> 01:23:37,139 ‫[نمایشگاه شیشه ۲۶ اکتبر] 749 01:24:10,536 --> 01:24:12,096 ‫خانم‌ها و آقایان 750 01:24:12,215 --> 01:24:13,497 ‫لحظه‌ای فرا رسیده است 751 01:24:13,616 --> 01:24:16,496 ‫که باید چند کلمه‌ای ‫درباره این هنرمند بگویم 752 01:24:16,975 --> 01:24:19,055 ‫پسرم، وینسنت اولیور 753 01:24:20,096 --> 01:24:24,015 ‫شاید خیلی‌ها ندونن که ‫شیشه از شن ساخته می‌شه 754 01:24:24,935 --> 01:24:29,095 ‫آیا تا به حال شن رو با دست ‫گرفتین و دونه‌هاشو تماشا کردین؟ 755 01:24:29,854 --> 01:24:34,718 ‫و اگه بهتون بگم که دو دانه یکسان تو دنیا وجود نداره چی؟ 756 01:24:35,384 --> 01:24:36,545 ‫از کجا می‌دونم؟ 757 01:24:38,494 --> 01:24:39,693 ‫نمی‌دونم 758 01:24:39,814 --> 01:24:43,614 برای دونستنش، باید همه شن‌های سیاره رو بررسی ‫کنم 759 01:24:43,734 --> 01:24:45,493 ‫و فکر نکنم وقت داشته باشم 760 01:24:46,573 --> 01:24:49,613 ‫دیگه چشمای سابق رو ندارم 761 01:24:50,693 --> 01:24:52,853 ‫ولی یه چیزی هست که مطمئنم 762 01:24:53,853 --> 01:24:56,413 ‫فقط یه وینسنت اولیور وجود داره 763 01:24:56,573 --> 01:25:01,252 ‫هیچ‌کس با این همه تخیل وجود ‫نداره، مهارت و عشق به شیشه 764 01:25:01,373 --> 01:25:03,932 ‫و بی‌نهایت و امکانات باشکوهش 765 01:25:04,092 --> 01:25:05,052 ‫وینسنت 766 01:25:05,611 --> 01:25:07,731 ‫بهت فشار آوردم که بهترین باشی 767 01:25:07,891 --> 01:25:10,051 ‫امیدوارم خوشحالت کرده باشه 768 01:25:10,211 --> 01:25:12,731 ‫چند کلمه حرف بزن ‫ 769 01:25:15,570 --> 01:25:17,450 ‫دیدن همه‌تون اینجا، منو ‫تحت تاثیر قرار می‌ده 770 01:25:18,211 --> 01:25:19,529 ‫ممنون، بابا 771 01:25:20,771 --> 01:25:23,931 ‫تو مرشد من بودی پدرم و دوست من 772 01:25:25,049 --> 01:25:26,010 ‫دوست من 773 01:25:40,208 --> 01:25:42,688 ‫سرنوشت من این بود ‫که به شیشه بپردازم 774 01:25:43,168 --> 01:25:45,768 ‫مادرم میهر، اون هم یه شیشه‌گر بود 775 01:25:46,568 --> 01:25:50,848 ‫یه روز رفت کارگاه ‫پدربزرگم، دنبال کار 776 01:25:51,568 --> 01:25:55,367 ‫کارش بهترین چیزی بود ‫که اون تو زندگیش دیده بود 777 01:26:21,305 --> 01:26:22,504 ‫چای درست می‌کنم 778 01:26:22,805 --> 01:26:23,765 ‫عالیه 779 01:26:50,082 --> 01:26:52,948 ‫انگار خورشید اون توئه 780 01:28:41,251 --> 01:28:50,850 Sync By DoctorBand