1 00:00:17,600 --> 00:00:19,477 ‫آنچه در «کارآگاهان جوان مرده» گذشت... 2 00:00:20,478 --> 00:00:21,604 ‫وای خدای من. 3 00:00:21,688 --> 00:00:24,691 ‫نیکو آلوده انگلی غیرطبیعی شده. 4 00:00:24,774 --> 00:00:25,692 ‫پری‌های قاصدک. 5 00:00:25,775 --> 00:00:27,586 ‫- وقتی به اندازه کافی قوی میشن... ‫- بدن رو ترک می‌کنن. 6 00:00:27,610 --> 00:00:30,989 ‫به جاش بدن من رو بگیر. ‫من یه غیبگو واسط بین دو جهانم. هیچ‌وقت گشنت نمیشه. 7 00:00:31,531 --> 00:00:33,366 ‫جداً اون تو بوی گُه میده. 8 00:00:34,743 --> 00:00:35,910 ‫این‌ها دوست‌هاتن؟ 9 00:00:35,994 --> 00:00:37,537 ‫وایسا ببینم، تو می‌تونی ببینیشون؟ 10 00:00:37,620 --> 00:00:41,708 ‫این آدم کوچولوها رو ببین. ‫نمیشد بذاریم تو اتاق من زندگی کنن؟ 11 00:00:44,711 --> 00:00:48,173 ‫- پدر و مادرتن؟ ‫- آره. پدرم سخت‌گیر بود. 12 00:00:48,256 --> 00:00:49,466 ‫این دیگه چه کوفتیه؟ 13 00:00:49,549 --> 00:00:51,843 ‫این تو رو توی این شهر نگه می‌داره. 14 00:00:51,926 --> 00:00:54,304 ‫من شاه گربه خوبیم. 15 00:00:54,387 --> 00:00:57,474 ‫اگه تمام گربه‌های توی ‫پورت تاونزند رو بشمری، دستبند باز میشه. 16 00:00:57,557 --> 00:00:59,392 ‫نمی‌تونیم بمونیم. خطرناکه. 17 00:00:59,476 --> 00:01:01,019 ‫بخش گم‌شده‌ها و پیداشده‌ها. 18 00:01:01,102 --> 00:01:03,063 ‫نباید اجازه بدیم ‫که این دوتا پسر از کنترل خارج بشن. 19 00:01:03,146 --> 00:01:04,647 ‫فریب دادن «مرگ». 20 00:01:04,731 --> 00:01:06,232 ‫تسخیر بدن یه جادوگر؟ 21 00:01:06,316 --> 00:01:07,567 ‫دیگه تکرار نمیشه. 22 00:01:08,985 --> 00:01:11,404 ‫مانتی، کلاغ مطیع و عزیزم. 23 00:01:11,488 --> 00:01:12,989 ‫اخه کی به همچین چهره‌ای اعتماد نمی‌کنه؟ 24 00:01:19,799 --> 00:01:20,977 ‫[پرونده‌های احتمالی] 25 00:01:28,211 --> 00:01:30,491 [این ارواح مشکلات زیادی دارن] 26 00:01:30,799 --> 00:01:35,470 ‫این نهمین دفعه‌ تو این ماهه ‫که همچین چیزی رو آّب به ساحل میاره. 27 00:01:35,553 --> 00:01:38,973 ‫یعنی... اصلاً از کجا میان؟ 28 00:01:39,057 --> 00:01:42,352 ‫اما خیلی نزدیک نشین ‫وگرنه مرغ دریایی شیطانی شما رو... 29 00:01:42,435 --> 00:01:43,937 ‫وای صبر کن، یه لحظه وایسا. 30 00:01:44,020 --> 00:01:45,897 ‫- یه مرغ دریایی شیطانی؟ ‫- آره. 31 00:01:45,980 --> 00:01:48,066 ‫درسته. 32 00:01:48,149 --> 00:01:51,319 ‫یا خدا! 33 00:01:51,402 --> 00:01:53,988 ‫انقدر سرم درد می‌کنه ‫که انگار چشم‌هام قراره از کاسه در بیاد! 34 00:01:54,072 --> 00:01:56,116 ‫ما پزشک‌های جوان مرده نیستیم. 35 00:02:09,462 --> 00:02:11,714 ‫طلسم شدم که همیشه همراه این نقاشی باشم. 36 00:02:12,549 --> 00:02:16,761 ‫درحالی که من پیرتر میشم، ‫اون دائم جوون‌تر میشه. 37 00:02:16,845 --> 00:02:19,848 ‫جادو دون‌پایه معمولا برای ترکیب شمایل‌نگاری ‫با قدرت معنوی استفاده میشه. 38 00:02:19,931 --> 00:02:23,977 ‫رو تمام نقاشی ترپانتین بمال ‫و تصویر رو پاک کن. طلسم به پایان میرسه. 39 00:02:24,727 --> 00:02:25,727 ‫خداحافظ. 40 00:02:28,982 --> 00:02:30,608 ‫یا خود خدا. 41 00:02:30,692 --> 00:02:32,944 ‫کی می‌دونست این شهر مثل مکه ‫برای ارواح ناآرامه. 42 00:02:33,027 --> 00:02:35,280 ‫اونم ارواحی با همچین مشکلات عجیبی. 43 00:02:35,947 --> 00:02:37,949 ‫همه‌جا انقدر روح زیاده؟ 44 00:02:38,032 --> 00:02:39,325 ‫بیش از حد پرجمعیتن. 45 00:02:39,409 --> 00:02:41,661 ‫هیچ‌وقت قرار نبود ‫که انقدر انسان توی دنیا وجود داشته باشه. 46 00:02:41,744 --> 00:02:44,205 ‫اون دنیا نمی‌تونه آمار همه رو داشته باشه. 47 00:02:44,289 --> 00:02:48,042 ‫این باعث میشه ما بمونیم با ارواحی پر از مشکل ‫و پرونده‌های بیشتری برای حل کردن. 48 00:02:48,126 --> 00:02:50,587 ‫درسته. همش حقیقته. 49 00:02:50,670 --> 00:02:53,673 ‫اما پرونده تو هنوزم ‫پرونده مورد علاقه ماست کریستال. 50 00:02:57,844 --> 00:02:59,429 ‫یه مشتری احتمالی دیگه. 51 00:03:09,272 --> 00:03:12,734 ‫درسته. صبحتون به‌خیر. ‫چه کمکی از دست «کارآگاهان جوان مرده» بر میاد؟ 52 00:03:12,817 --> 00:03:15,153 ‫اسم من سوزانه. سوزان کسلر. 53 00:03:15,236 --> 00:03:19,407 ‫تو سال 1994 شوهر خواهرم، ‫خواهرم و دوتا خواهرزاده‌هام رو به قتل رسوند. 54 00:03:19,490 --> 00:03:23,119 ‫مطمئنم همه راجع به قتل خانواده دولین شنیدین، ‫پس من... 55 00:03:23,202 --> 00:03:25,830 ‫راستش رو بخوای، ما تو شهر تازه‌واردیم. 56 00:03:26,789 --> 00:03:29,417 ‫وای، خب این داستان برای 30 سال پیش بود. 57 00:03:29,500 --> 00:03:31,002 ‫هنوزم صحبت راجع بهش سخته. 58 00:03:31,085 --> 00:03:34,422 ‫شوهر خواهرم عقلش رو از دست داد، ‫اول خانوادش و بعد خودش رو کشت. 59 00:03:34,505 --> 00:03:36,966 ‫- افتضاحه. ‫- کدوم هیولایی همچین کاری با خانوادش می‌کنه؟ 60 00:03:37,926 --> 00:03:40,845 ‫اما درون این قتل، ‫معما ماوراء طبیعی وجود نداره. 61 00:03:40,929 --> 00:03:41,929 ‫هی. 62 00:03:42,305 --> 00:03:43,640 ‫باهاش هم‌دردی کن. 63 00:03:44,265 --> 00:03:47,018 ‫ما کارآگاه‌هایی هستیم ‫که معماهای ماوراء طبیعی رو حل می‌کنیم. 64 00:03:47,101 --> 00:03:49,312 ‫شما همین الانش هم می‌دونین قاتل کیه. 65 00:03:49,395 --> 00:03:50,438 ‫یه کسی... 66 00:03:50,521 --> 00:03:53,524 ‫یه چیزی هنوز توی خونه‌ای ‫که توش مردن، هست. 67 00:03:53,608 --> 00:03:55,109 ‫و از این مسئله مطمئنین؟ 68 00:03:55,193 --> 00:03:59,155 ‫بعد از مرگشون خونه به من رسید، ‫اما هیچ‌وقت دلم نیومد که برم تو. 69 00:03:59,239 --> 00:04:03,326 ‫اما وقتی هفته قبل مردم، ‫می‌خواستم برای آخرین بار به اون جا سر بزنم. 70 00:04:04,160 --> 00:04:05,912 ‫اما وقتی نزدیکش شدم، می‌تونستم... 71 00:04:06,871 --> 00:04:08,790 ‫از داخل صدای جیغ می‌شنیدم. 72 00:04:10,083 --> 00:04:12,460 ‫خیلی ترسناکه. 73 00:04:12,543 --> 00:04:15,088 ‫یه چیز وحشتناکی هنوز توی اون خونه‌ـست. 74 00:04:15,797 --> 00:04:19,509 ‫قبل از این که بتونم از این دنیا دل بکنم، ‫باید مطمئن بشم که جای خانوادم امنه. 75 00:04:23,638 --> 00:04:26,140 ‫پول زیادی ندارم ولی... 76 00:04:29,310 --> 00:04:30,812 ‫باید با دقت باشیم. 77 00:04:30,895 --> 00:04:33,273 ‫باید پرونده‌ای باشه ‫که حل کردن فقط از ما بر بیاد. 78 00:04:33,356 --> 00:04:35,316 ‫باید یه اشتباه ماوراء طبیعی رو درست کنه. 79 00:04:35,400 --> 00:04:37,026 ‫مرغ دریایی شیطانی، پای قطع شده. 80 00:04:37,110 --> 00:04:41,281 ‫آره. شاید باید پول گرفتن رو مد نظر بگیریم؟ 81 00:04:41,364 --> 00:04:44,450 ‫بعضی از ماها موعد اجازه هفتگیشون رسیده. ‫و به معنا واقعی فرداـه. 82 00:04:44,534 --> 00:04:46,744 ‫سوزان و خانواده به قتل رسیده‌ـش چی؟ 83 00:04:46,828 --> 00:04:48,871 ‫یعنی... اون خیلی داغون و بهم ریخته‌ـست. 84 00:04:48,955 --> 00:04:51,874 ‫این همون ناعدالتیه که باهاش می‌جنگیم دیگه، مگه نه؟ ‫کریستال هم پول اجارش در میاد، 85 00:04:51,958 --> 00:04:55,295 ‫و حل کردن یه معما 30 ساله این شهر، ‫باعث میشه به خودمون افتخار کنیم. 86 00:04:56,587 --> 00:04:57,880 ‫دلایل خوبی بود چارلز. 87 00:04:58,464 --> 00:04:59,549 ‫موافقم. 88 00:05:03,886 --> 00:05:05,722 ‫داره جمجمه‌ـم رو از وسط نصف می‌کنه! 89 00:05:10,893 --> 00:05:12,979 ‫- وای. ‫- اه. 90 00:05:13,062 --> 00:05:16,399 ‫الان خیلی حالم بهتره. 91 00:06:30,082 --> 00:06:34,082 ‫‫« کارآگاهان جوان مرده » 92 00:06:45,238 --> 00:06:48,741 ‫با این که سوزان باهامون درد دل کرد، ‫اما چیز خاصی بهمون نداد که باهاش کار کنیم. 93 00:06:48,825 --> 00:06:50,409 ‫حداقل سرش منفجر نشد. 94 00:06:50,493 --> 00:06:52,036 ‫اگه قرار باشه این پرونده رو حل کنیم، 95 00:06:52,120 --> 00:06:54,080 ‫به نظر میرسه لازمه ‫که روی اون خانواده و خونه تحقیق کنیم. 96 00:06:54,163 --> 00:06:56,165 ‫وایسا ببینم، ‫مگه جنی اینجا به دنیا نیومده؟ 97 00:06:56,249 --> 00:06:58,334 ‫مطمئنم که اون یه چیزی ‫راجع به اون خانواده می‌دونه. 98 00:06:58,417 --> 00:07:00,294 ‫فکر بکریه. منم باهات میام. 99 00:07:00,378 --> 00:07:03,381 ‫معلومه که تو باهاش میری. ‫همیشه با همدیگه میرین. 100 00:07:03,464 --> 00:07:05,675 ‫هی. ممنون میشم از این حرف‌ها نزنی. 101 00:07:05,758 --> 00:07:07,718 ‫ما همه کارهامون رو با هم انجام نمیدیم. 102 00:07:07,802 --> 00:07:09,679 ‫بیاین همین الان این مشکل رو حل کنیم. 103 00:07:09,762 --> 00:07:12,765 ‫آره، اگه دوست‌پسر قبلی شیطانی و روانیم ‫درحال تعقیب کردنم نبود، 104 00:07:12,849 --> 00:07:15,810 ‫و چارلز هم واقعاً... می‌دونی... زنده بود، 105 00:07:15,893 --> 00:07:18,521 ‫اون هم به شریک‌های جنسیم اضافه میشد. 106 00:07:19,939 --> 00:07:20,815 ‫شریک‌های جنسی؟ 107 00:07:20,898 --> 00:07:23,526 ‫داره میگه که رو هم می‌ریختیم. 108 00:07:23,609 --> 00:07:25,903 ‫باهم می‌خوابیدیم. سکس می‌کردیم. 109 00:07:25,987 --> 00:07:27,405 ‫راستی، منم موافقم. 110 00:07:27,488 --> 00:07:29,657 ‫به این راحتی‌ها هم نمیشد، ‫ولی قابل انجام بود. 111 00:07:31,200 --> 00:07:35,705 ‫عه... اما معلومه که کریستال داره ‫چیزهای زیادی رو پشت سر میذاره، 112 00:07:35,788 --> 00:07:39,709 ‫و من هم یه حرفه‌ایم پس... ‫آره، هیچ... هیچ اتفاقی نمیوفته. 113 00:07:39,792 --> 00:07:41,210 ‫باشه. باشه. 114 00:07:41,836 --> 00:07:44,630 ‫من میرم کتابخونه ‫تا بتونم تحقیقات واقعی انجام بدم، 115 00:07:44,714 --> 00:07:46,090 ‫نه این که از حدس‌های شخص دیگه‌ای استفاده کنم. 116 00:07:46,716 --> 00:07:49,051 ‫احتمالاً من بتونم توی راه ‫گربه‌های بیشتری بشمرم. 117 00:07:49,135 --> 00:07:50,845 ‫یالا نیکو. کلی کار برای انجام دادن داریم. 118 00:07:51,471 --> 00:07:53,473 ‫من؟ منم میام؟ 119 00:07:53,556 --> 00:07:54,556 ‫ایول! 120 00:07:58,394 --> 00:08:01,856 ‫کتابخونه شهر، ‫چهارمین مکان عمومی مورد علاقم برای بازدیده. 121 00:08:06,235 --> 00:08:08,946 ‫می‌دونستی که می‌تونی بدون این ‫که موضوعات رو بیان کنی بهشون فکر کنی؟ 122 00:08:09,030 --> 00:08:10,656 ‫معلومه که ادوین حسودیش شده. 123 00:08:10,740 --> 00:08:11,741 ‫هوم. 124 00:08:14,744 --> 00:08:16,996 ‫به نظر میرسه طوفانی تو راهه. 125 00:08:17,079 --> 00:08:19,373 ‫لطفاً درون خانه‌ها بمانید و مراقب باشید. 126 00:08:19,457 --> 00:08:21,125 ‫حالا به موسیقی بر می‌گردیم. 127 00:08:23,294 --> 00:08:25,755 ‫ورق نشکن، ها؟ 128 00:08:25,838 --> 00:08:28,382 ‫سعی داری جلوی دزدهای همبرگر رو بگیری؟ 129 00:08:32,011 --> 00:08:33,804 ‫طوفان بزرگی تو راهه. 130 00:08:33,888 --> 00:08:35,515 ‫اگه برنامه‌ای دارین، بهم بزنید. 131 00:08:35,598 --> 00:08:37,475 ‫توی اخبار دارن میگن قراره خیلی شدید باشه. 132 00:08:37,558 --> 00:08:39,602 ‫خب، در مورد خبری کمتر وحشتناک... 133 00:08:39,685 --> 00:08:41,646 ‫یا شاید هم همون قدر وحشتناک... 134 00:08:41,729 --> 00:08:43,314 ‫- آفرین. داری عالی پیش میری. ‫- عه... 135 00:08:43,397 --> 00:08:45,316 ‫چیزی راجع به قتل خانواده دولین می‌دونی؟ 136 00:08:48,819 --> 00:08:51,906 ‫لطفاً بهم بگین که قرار نیست ‫پادکست مسخره‌ای یا همچین چیزی بسازین. 137 00:08:51,989 --> 00:08:53,574 ‫نه! نه، عه... 138 00:08:53,658 --> 00:08:58,538 ‫فقط شنیدم که چند نفر داشتن ‫راجع بهش صحبت می‌کردن توی... 139 00:08:58,621 --> 00:09:00,164 ‫- خدایا، توی... ‫- فروشگاه نوشیدنی بود؟ 140 00:09:00,248 --> 00:09:03,042 ‫....توی فروشگاه نوشیدنی داشتن صحبت می‌کردن ‫و خیلی دیوونه‌وار به نظر می‌رسید. 141 00:09:03,125 --> 00:09:04,877 ‫وقتی اتفاق افتاد خیلی کوچک بودم، 142 00:09:04,961 --> 00:09:08,381 ‫برای همین کل چیزی که راجع بهش شنیدم فقط شایعه ‫و یک کلاغ چهل کلاغ‌های شهرهای کوچک بود. 143 00:09:11,759 --> 00:09:14,136 ‫اگه راجع بهش بهتون بگم، ‫دست از سرم بر می‌دارین؟ 144 00:09:14,220 --> 00:09:15,805 ‫- اوهوم. ‫- عالیه. 145 00:09:15,888 --> 00:09:18,307 ‫داستان خیلی افتضاحیه، ‫برای همین نیاز به کافئین دارم. 146 00:09:19,011 --> 00:09:21,111 [خاله سیندیِ نیکو] 147 00:09:26,983 --> 00:09:28,109 ‫انقدر زل نزن. 148 00:09:28,192 --> 00:09:30,152 ‫فقط یه پوششه. 149 00:09:30,236 --> 00:09:32,363 ‫ادوین، تو همیشه زنی؟ 150 00:09:32,446 --> 00:09:34,240 ‫چارلز هم زنه؟ 151 00:09:34,323 --> 00:09:36,784 ‫می‌تونی مثل آقای سیب‌زمینی ‫چشم‌ها و بینیت رو عوض کنی؟ 152 00:09:36,867 --> 00:09:39,203 ‫می‌دونی آقای سیب‌زمینی کیه؟ 153 00:09:40,705 --> 00:09:43,207 ‫آره. نه. نه. آره. 154 00:09:44,000 --> 00:09:44,875 ‫تمومش کن. 155 00:09:44,959 --> 00:09:45,959 ‫باشه. 156 00:09:46,669 --> 00:09:48,170 ‫چرا امروز پوشیدیش؟ 157 00:09:48,254 --> 00:09:52,383 ‫برای این که جوری به نظر نرسه ‫که انگار تو آشفته‌ای و داری با خودت صحبت می‌کنی. 158 00:09:52,466 --> 00:09:53,801 ‫عصبی به نظر میرسی. 159 00:09:55,011 --> 00:09:56,095 ‫متوجهم. 160 00:09:56,178 --> 00:09:58,556 ‫به‌ خاطر چارلز و کریستاله. می‌فهمم. 161 00:09:58,639 --> 00:10:00,266 ‫نمی‌دونم راجع به چی داری حرف می‌زنی. 162 00:10:00,349 --> 00:10:02,351 ‫وقتی داشتن راجع به سکس با همدیگه ‫صحبت می‌کردن، 163 00:10:02,435 --> 00:10:06,480 ‫میشد جاذبه جنسی بینشون رو حس کرد. 164 00:10:07,189 --> 00:10:08,649 ‫هی! 165 00:10:11,027 --> 00:10:14,322 ‫اما تمام مقاله‌های مربوط به خانواده دولین رو ‫براتون روی میکروفیش آوردم. 166 00:10:15,281 --> 00:10:18,284 ‫فکر می‌کردم قرار گذاشتن سخته. ‫اما ببین وقتی ازدواج کنی، چی میشه. 167 00:10:19,493 --> 00:10:20,493 ‫یا خدا. 168 00:10:22,496 --> 00:10:24,248 ‫خب، دستگاه اون سمته. 169 00:10:24,332 --> 00:10:26,208 ‫اگه به کمکی نیاز داشتین، فقط داد بزنین. 170 00:10:27,501 --> 00:10:29,045 ‫حالا جدی جدی داد نزنینا. 171 00:10:29,879 --> 00:10:31,631 ‫کتاب‌خونه‌ـست. 172 00:10:32,214 --> 00:10:34,258 ‫اگه بهم نیاز داشتین، ‫همینجا پشت میزمم. 173 00:10:36,844 --> 00:10:37,844 ‫ممنون مکسین. 174 00:10:38,721 --> 00:10:41,057 ‫من و خاله سیندی واقعاً بابت کمکت ممنونیم. 175 00:10:43,851 --> 00:10:45,394 ‫آره، خیلی ممنون. 176 00:10:46,103 --> 00:10:49,440 ‫خیلی خب، پس دولین‌ها تو دهه 1990 ‫که مردم واقعاً توانشون به خرید خونه می‌رسید، 177 00:10:49,523 --> 00:10:52,109 ‫توی اون خونه دو طبقه قدیمی ‫توی هیوود زندگی می‌کردن. 178 00:10:52,193 --> 00:10:53,361 ‫اون‌ها خانواده نمونه بودن. 179 00:10:55,363 --> 00:10:57,698 ‫اما همه رازهایی دارن. 180 00:10:57,782 --> 00:11:00,743 ‫و یه شب، پدر خانواده ‫فاز روانی‌های فیلم‌های اسلشر رو گرفت. 181 00:11:00,826 --> 00:11:04,830 ‫مادر و دخترها رو موقعی که داشتن ‫تلویزیون نگاه می‌کردن، کشت. حرومی. 182 00:11:06,916 --> 00:11:08,459 ‫از تبر استفاده کرد. 183 00:11:09,877 --> 00:11:12,463 ‫اون باید بهمون می‌گفت ‫که اون مرد از یه تبر استفاده کرد، مگه نه؟ 184 00:11:18,803 --> 00:11:20,638 ‫حالا بپرس که چرا پدره دیوونه شد. 185 00:11:20,721 --> 00:11:23,641 ‫خب، پدره چرا دیوونه شد؟ 186 00:11:23,724 --> 00:11:25,393 ‫شنیدم که همسرش داشت بهش خیانت می‌کرد. 187 00:11:25,476 --> 00:11:29,563 ‫یا شاید هم فروشگاه لوازم برقی جدید شهر ‫داشت کار و کاسبی فروشگاهش رو نابود می‌کرد. 188 00:11:29,647 --> 00:11:31,232 ‫واقعاً اهمیتی داره؟ 189 00:11:31,315 --> 00:11:32,566 ‫شنیدم که... عه... 190 00:11:32,650 --> 00:11:36,320 ‫می‌دونم احمقانه‌ـست، ‫ولی شنیدم که اون خونه تسخیر شده‌ـست. 191 00:11:36,404 --> 00:11:38,864 ‫خوبه که دارن اون جا رو خراب می‌کنن. 192 00:11:38,948 --> 00:11:41,367 ‫وایسا ببینم، دارن خرابش می‌کنن؟ 193 00:11:42,952 --> 00:11:44,495 ‫این دیگه چه کوفتیه؟ 194 00:11:44,578 --> 00:11:48,082 ‫بابت حرف مستاجرم معذرت می‌خوام. ‫احتمالاً مسته. 195 00:11:48,165 --> 00:11:49,417 ‫امان از دست بچه‌های این دوره زمونه. 196 00:11:49,500 --> 00:11:50,835 ‫به همچین چهره‌های زیبا 197 00:11:51,502 --> 00:11:55,089 ‫و جوونی نمیاد انقدر پرخاشگر باشن. 198 00:11:57,258 --> 00:11:58,926 ‫یه لحظه صبر کنین، ‫الان میام سفارشتون رو می‌گیرم. 199 00:11:59,009 --> 00:12:00,428 ‫می‌دونین که هرگونه استعمالی ممنوعه. 200 00:12:07,852 --> 00:12:09,311 ‫نکن، برای سلامتیم ضرر داره. 201 00:12:10,020 --> 00:12:13,149 ‫از دیدن جفتتون خیلی خوش‌حالم، ‫از این که هنوز اینجاـین. 202 00:12:13,232 --> 00:12:14,984 ‫اون یکی... با کلاسه کجاست؟ 203 00:12:15,067 --> 00:12:17,862 ‫- خیلی دوست دارم جویای حالش بشم. ‫- می‌خوای جویای حالش بشی؟ 204 00:12:17,945 --> 00:12:21,282 ‫جویای حال زن خونی و غول‌پیکری ‫که توی اقیانوس درون سرت زندگی می‌کنه؟ 205 00:12:21,365 --> 00:12:24,118 ‫بعضی وقت‌ها پیش میاد 206 00:12:24,201 --> 00:12:27,663 ‫که تو در عوض نامیرا شدن، ‫معامله‌ای با الهه باستانی لیلیث می‌کنی، 207 00:12:27,746 --> 00:12:29,415 ‫و خب، می‌دونی... 208 00:12:29,957 --> 00:12:31,459 ‫باید یه خونی ریخته بشه دیگه. 209 00:12:32,460 --> 00:12:34,879 ‫و اون می‌تونه خیلی فریب‌دهنده باشه. 210 00:12:34,962 --> 00:12:37,047 ‫منظورت از نامیرایی... زندگی ابدیه؟ 211 00:12:37,131 --> 00:12:39,758 ‫بسه دیگه همسایه‌های مهربون. ‫بزن بریم. 212 00:12:39,842 --> 00:12:41,093 ‫فقط یه نصیحت کوچک می‌کنم. 213 00:12:41,177 --> 00:12:43,637 ‫در حقیقت این شهر اصلاً ‫برای همسایه‌های مهربون ساخته نشده. 214 00:12:46,557 --> 00:12:47,975 ‫اخ، پوست روحیم درد گرفت. 215 00:12:52,146 --> 00:12:54,148 ‫داری پنجره‌ها رو برای طوفان آماده می‌کنی. 216 00:12:54,231 --> 00:12:56,775 ‫یه روزی کل این شهر توی اقیانوس غرق میشه. 217 00:12:56,859 --> 00:12:58,486 ‫این عالی نمیشه؟ 218 00:12:58,569 --> 00:13:00,696 ‫من که بدم نمیاد. 219 00:13:00,779 --> 00:13:03,032 ‫اوه. 220 00:13:03,115 --> 00:13:06,952 ‫وای جنی. چه رفتار غیردوستانه‌ای داری. 221 00:13:07,703 --> 00:13:08,871 ‫هیچ‌وقت خودت رو تغییر نده. 222 00:13:09,538 --> 00:13:10,748 ‫البته مگه این که موهات باشه. 223 00:13:10,831 --> 00:13:12,666 ‫می‌دونی که کل این چربیه دیگه. 224 00:13:13,375 --> 00:13:17,254 ‫هوم. این یکی از مواد سرّی رژیم پوستیمه. 225 00:13:17,338 --> 00:13:20,799 ‫شگفت‌انگیزه که چطور خوردن ترکیبات درست، 226 00:13:20,883 --> 00:13:24,011 ‫می‌تونه جلوی پیر شدن رو بگیره. 227 00:13:25,221 --> 00:13:27,139 ‫درسته، خب طبق اطلاعاتی که ما جمع کردیم، 228 00:13:27,223 --> 00:13:29,808 ‫به نظر می‌رسه ‫که از همون زمان خالی از سکنه... 229 00:13:29,892 --> 00:13:31,894 ‫وای! خیلی متاسفم. 230 00:13:31,977 --> 00:13:33,979 ‫کدوم احمقی موقع بالا رفتن ‫از پله‌ها میوفته اخه! 231 00:13:34,063 --> 00:13:36,857 ‫باید می‌دیدمت. ‫نمی‌دونم چطور تو و... 232 00:13:38,442 --> 00:13:41,195 ‫دوست بامزه کروات‌زده‌ـت رو ندیدم. 233 00:13:41,278 --> 00:13:44,240 ‫راستی، چه دستبند قشنگی داری. ‫قطعه چشم‌نوازیه. 234 00:13:44,323 --> 00:13:45,323 ‫وایسا ببینم. 235 00:13:46,242 --> 00:13:47,618 ‫تو می‌تونی ادوین رو ببینی؟ 236 00:13:47,701 --> 00:13:49,370 ‫آره. اون یه روحه، درسته؟ 237 00:13:49,453 --> 00:13:51,080 ‫- تو چه طور... ‫- راست میگی، ببخشید. 238 00:13:51,163 --> 00:13:55,084 ‫به‌خاطر یه تصادف واقعاً بد، ‫تو کما... تو کما رفتم. 239 00:13:55,167 --> 00:13:58,546 ‫اما، ام... آره دیگه، از وقتی ‫که به هوش اومدم می‌تونم ارواح رو ببینم. 240 00:13:58,629 --> 00:13:59,630 ‫منم همین‌طور. 241 00:14:00,673 --> 00:14:03,092 ‫به غیر از بخش تصادف با ماشین، ‫و بخش کما. 242 00:14:03,175 --> 00:14:06,220 ‫یه سری پری بودن که از درون داشتن ‫من رو می‌پاشوندن، موهام رو سفید کردن، 243 00:14:06,303 --> 00:14:08,430 ‫و الانم توی یه شیشه توی اتاقم زندگی می‌کنن. 244 00:14:08,514 --> 00:14:10,349 ‫خیلی خب. 245 00:14:10,432 --> 00:14:13,143 ‫راستی، اسم من مانتیه. ‫خب، عه... تو باید ادوین باشی. 246 00:14:13,227 --> 00:14:15,187 ‫- و اسم شما؟ ‫- نیکوـه. 247 00:14:15,271 --> 00:14:17,523 ‫از آشنایی باهات خوش‌حال شدم مانتی. 248 00:14:17,606 --> 00:14:19,858 ‫- چهل و هشت، چهل و نه. هوم؟ ‫- چی شد؟ 249 00:14:21,694 --> 00:14:22,694 ‫دارم گربه می‌شمرم. 250 00:14:23,821 --> 00:14:26,490 ‫ستاره‌شناسی. چه قدر خفن. 251 00:14:26,574 --> 00:14:28,826 ‫آره. این یکی از خصوصیات بارز علامت زودیاک دلوـه. 252 00:14:28,909 --> 00:14:30,995 ‫از کجا می‌دونستی؟ ‫بعدی برای ادوین رو بگو. 253 00:14:31,620 --> 00:14:34,957 ‫باور ندارم که فعل و انفعالات انسانی ‫توسط ستاره‌ها تعیین میشه. 254 00:14:35,040 --> 00:14:36,709 ‫خیلی خب، به این میگن پیش داوری. 255 00:14:36,792 --> 00:14:39,628 ‫اما به طور جذابی لجبازی. 256 00:14:40,838 --> 00:14:41,838 ‫علامت زودیاکت «جدی»ـه؟ 257 00:14:44,174 --> 00:14:47,303 ‫نمیشه که کل 2400 سال الگو غلط باشه. مگه نه؟ 258 00:14:47,386 --> 00:14:49,555 ‫اگه دلتون بخواد، می‌تونم بدم مطالعه کنین. 259 00:14:49,638 --> 00:14:50,556 ‫- نه. ‫- آره. 260 00:14:50,639 --> 00:14:52,725 ‫ما بالای قصابی «زبان و دم» زندگی می‌کنیم. 261 00:14:53,684 --> 00:14:55,853 ‫اه، خیلی خب، ‫فکر کنم اشکلی نداشته باشه. 262 00:14:56,562 --> 00:14:57,562 ‫اگه این طور دلت می‌خواد. 263 00:14:57,605 --> 00:14:58,731 ‫به دست آوردنت سخته، ها؟ 264 00:15:00,274 --> 00:15:01,274 ‫به این مسئله احترام میذارم. 265 00:15:02,067 --> 00:15:04,028 ‫عه... بهتره این کتاب‌ها رو ببرم داخل بذارم. 266 00:15:04,111 --> 00:15:05,529 ‫از آشنایی با جفتتون خوش‌وقتم. 267 00:15:07,573 --> 00:15:08,573 ‫وای خدای من. 268 00:15:08,616 --> 00:15:09,783 ‫خیلی ازت خوشش اومده. 269 00:15:09,867 --> 00:15:12,828 ‫اون یه پسره، منم پسرم. ‫احتمالاً اون فقط با روح‌ها حال می‌کنه. 270 00:15:12,912 --> 00:15:15,998 ‫می‌دونی که دوتا پسر از هم می‌تونن ‫از همدیگه خوششون بیاد دیگه، مگه نه؟ 271 00:15:16,081 --> 00:15:17,666 ‫من کلی مانگا راجع بهش دارم. 272 00:15:17,750 --> 00:15:19,793 ‫خیلی زیبا و واضحه. 273 00:15:20,336 --> 00:15:21,670 ‫کریستال و چارلز منتظرمونن. 274 00:15:21,754 --> 00:15:22,588 ‫اوه. 275 00:15:22,671 --> 00:15:25,507 ‫خیلی خب. خب، درباره به اون عکس‌ها. 276 00:15:25,591 --> 00:15:27,760 ‫دخترهای مرده، تبر، کلی خون. 277 00:15:27,843 --> 00:15:30,596 ‫- هفته پیش نزدیک بود بمیرم، اشکالی نداره که... ‫- نیکو. 278 00:15:31,221 --> 00:15:35,100 ‫این رو به کسی نگو، ‫چون من شهرتی دارم که باید حفظش کنم، 279 00:15:35,184 --> 00:15:36,602 ‫ولی کاملاً درکت می‌کنم. 280 00:15:41,084 --> 00:15:42,084 ‫[سر به سر دفتردار نذارید] 281 00:15:56,872 --> 00:15:58,540 ‫هیچ شخص خاصی وجود نداره. 282 00:15:59,792 --> 00:16:01,418 ‫خاص بودن یه کلیده. 283 00:16:01,502 --> 00:16:04,046 ‫خاص بودن باعث میشه این چرخ‌ها بچرخن. 284 00:16:04,129 --> 00:16:08,258 ‫من فکر می‌کردم که این رو درک می‌کنی، ‫اما می‌بینم که با همچین درخواستی اومدی پیشم. 285 00:16:08,342 --> 00:16:12,054 ‫تو اجازه سفر به زمین ‫در شکل جی 1215 می‌خوای، 286 00:16:12,137 --> 00:16:14,223 ‫اما فقط یه موقعیت مکانی مبهم و نامشخص داری. 287 00:16:14,306 --> 00:16:17,184 ‫مبهم بودن دشمن خاص بودنه. 288 00:16:17,267 --> 00:16:20,229 ‫این دوتا پسرها جایی هستن ‫که بهش تعلق ندارن. 289 00:16:20,813 --> 00:16:23,107 ‫فعالیت بخش گم‌شده‌ها و پیداشده‌ها اینه 290 00:16:23,190 --> 00:16:27,069 ‫که مطمئن بشه تمام بچه‌های مرده ‫به مکان معین شده برن. 291 00:16:27,152 --> 00:16:31,448 ‫بچه‌ها عین ماهی لیز می‌خورن ‫و خیلی راحت ممکنه نادیده گرفته بشن. 292 00:16:32,116 --> 00:16:34,743 ‫تو که همچین چیزی نمی‌خوای، مگه نه؟ 293 00:16:37,538 --> 00:16:40,332 ‫این که تو موفق نشدی ‫اطلاعات درستی تهیه کنی، 294 00:16:40,416 --> 00:16:43,836 ‫تقصیر منه چون خیلی به جزئیات دقت می‌کنم؟ 295 00:16:45,129 --> 00:16:46,130 ‫چه قدر جالب. 296 00:16:47,423 --> 00:16:51,176 ‫بخش 8، پاراگراف 11، پیوست 93سی ‫درمورد سفر بین جهانی میگه 297 00:16:51,260 --> 00:16:55,597 ‫که اجازه دسترسی به زمین ‫فقط تا شعاع 2 کیلومتری داده میشه 298 00:16:55,681 --> 00:16:57,933 ‫اون هم برای متوقف کردن ارواح مهاجم. 299 00:17:07,735 --> 00:17:10,529 ‫شاید بهتر باشه که سرپرستم ‫راجع به این موضوع بشنوه. 300 00:17:10,612 --> 00:17:16,493 ‫مطمئنم عاشق این مسئله میشه ‫که جلوم رو موقع انجام وظیفه‌ گرفتی. 301 00:17:16,577 --> 00:17:18,746 ‫توی گرفتن قرار ملاقات موفق باشی. 302 00:17:18,829 --> 00:17:20,414 ‫همه سرمون شلوغه. 303 00:17:20,497 --> 00:17:23,292 ‫ببین چه قدر همه‌چیز رو هم تلمبار شده. 304 00:17:23,375 --> 00:17:25,586 ‫بیشتر از گنجایشمون، ‫مرده برای پردازش داریم. 305 00:17:25,669 --> 00:17:28,005 ‫با یه موقعیت مکانی مشخص توی بُعد فانی بیا، 306 00:17:28,088 --> 00:17:29,548 ‫اون موقع اجازه سفر رو میدم. 307 00:17:29,631 --> 00:17:31,508 ‫ساده، واضح، 308 00:17:32,676 --> 00:17:35,137 ‫و موثره. هوم؟ 309 00:17:44,521 --> 00:17:46,398 ‫پس قراره که خونه رو خراب کنن؟ 310 00:17:46,482 --> 00:17:49,151 ‫سابقه جنایی جنی به چیزهایی ‫که توی کتاب‌خونه پیدا کردیم، می‌خوره. 311 00:17:49,234 --> 00:17:51,862 ‫می‌تونستیم اطلاعات بیشتری گیر بیاریم ‫اما سر و کله استر فینچ پیدا شد. 312 00:17:51,945 --> 00:17:53,739 ‫جادوگره؟ دنبال ما می‌گشت؟ 313 00:17:53,822 --> 00:17:56,909 ‫نه. گفت که نامیراـه، ‫برای همین کلی وقت برای انتقام داره. 314 00:17:56,992 --> 00:17:59,411 ‫انگار قوی بودن کافیش نبود. ‫الان نامیرا هم شده. 315 00:17:59,495 --> 00:18:02,331 ‫بهت که گفتم شلوغش می‌کنه. ‫ببین، شهر کوچکیه، مگه نه؟ 316 00:18:02,414 --> 00:18:04,124 ‫ولی این دلیل نمیشه ‫که اون داره دنبالمون می‌کنه. 317 00:18:04,208 --> 00:18:06,835 ‫این که می‌دونه ما هنوز توی پورت تاونزندیم، ‫چیز خوبی نیست. 318 00:18:06,919 --> 00:18:09,588 ‫بیاین تمرکزمون رو بذاریم ‫رو خونه تسخیرشده‌ای که جلوی رومونه. 319 00:18:11,006 --> 00:18:13,592 ‫الان که سوزان مرده، ‫اون‌ها نمی‌خوان وقت رو هدر بدن. 320 00:18:14,259 --> 00:18:15,761 ‫همین فردا خراب میشه. 321 00:18:15,844 --> 00:18:18,806 ‫یه شب وقت داریم تا پرده از این راز برداریم ‫و ببینیم چه چیزی تو خونه باقی‌مونده 322 00:18:18,889 --> 00:18:21,391 ‫که سوزان بتونه به جهان پس از مرگ بره. 323 00:18:21,469 --> 00:18:23,666 [خانه‌ای در جاده هیوود] 324 00:18:53,257 --> 00:18:56,760 ‫راحت باش. شاه گربه گفت ‫که حواسمون به اون عجیبه باشه. 325 00:18:56,844 --> 00:19:00,722 ‫حداقل مجبور نیستیم که بریم داخل. ‫این خونه خیلی وضعیتش داغونه. 326 00:19:11,150 --> 00:19:15,154 ‫این رو یادمه. کاستش رو داشتم. 327 00:19:15,237 --> 00:19:18,198 ‫پیرمرد از شنیدنش خسته شد ‫و با یه چکش خردش کرد. 328 00:19:18,282 --> 00:19:20,868 ‫ببخشید، بابات با یه چکش نوارت رو خرد کرد؟ 329 00:19:21,785 --> 00:19:24,705 ‫آره، خب... مسئله بزرگی نیست. 330 00:19:24,788 --> 00:19:28,458 ‫این باعث میشه یه سوالی مطرح بشه، ‫کی تو این خونه متروکه پخشش کرده؟ 331 00:19:30,627 --> 00:19:31,753 ‫♪ Prove yourself... ♪ 332 00:19:33,547 --> 00:19:34,707 ‫خودشه؟ 333 00:19:36,425 --> 00:19:37,467 ‫پدر روانی. 334 00:19:39,678 --> 00:19:41,597 ‫اما اون یه روحه. چرا نمی‌تونه ما رو ببینه؟ 335 00:19:44,183 --> 00:19:45,642 ‫و چرا از در استفاده کرد؟ 336 00:19:46,143 --> 00:19:47,144 ‫♪ Watch it now ♪ 337 00:19:48,228 --> 00:19:49,730 ‫♪ The eagle in the sky ♪ 338 00:19:49,813 --> 00:19:52,357 ‫♪ How he dancin' one and only ♪ 339 00:19:53,567 --> 00:19:54,735 ‫♪ You, lose yourself... ♪ 340 00:19:54,818 --> 00:19:58,989 ‫ببخشید. سلام، من کریستالم. ‫ما دوست‌های خواهرت، سوزان هستیم. 341 00:20:01,742 --> 00:20:02,743 ‫♪ Be yourself ♪ 342 00:20:03,202 --> 00:20:04,995 ‫♪ Give your free will a chance ♪ 343 00:20:09,416 --> 00:20:11,293 ‫عه... بچه‌ها، اون تبر دستشه. 344 00:20:12,878 --> 00:20:13,879 ‫برندن؟ 345 00:20:15,088 --> 00:20:16,088 ‫داری چی کار می‌کنی؟ 346 00:20:16,131 --> 00:20:17,341 ‫نامه رو پیدا کردم. 347 00:20:18,258 --> 00:20:19,801 ‫فکر کردی می‌تونی ‫به خاطر هادسن، من رو ترک کنی؟ 348 00:20:20,469 --> 00:20:21,887 ‫هیچ‌کدومتون نمی‌تونین ترکم کنین. 349 00:20:21,970 --> 00:20:23,722 ‫♪ Owner of a lonely heart ♪ 350 00:20:28,018 --> 00:20:31,897 ‫♪ Owner of a lonely heart ♪ 351 00:20:37,361 --> 00:20:40,739 ‫لطفاً! نه! نه! لطفاً! 352 00:20:40,822 --> 00:20:42,574 ‫بس کن! نه! 353 00:20:42,658 --> 00:20:47,204 ‫♪ Owner of a lonely heart ♪ 354 00:20:57,464 --> 00:20:59,466 ‫- اون... اون سلاخیشون کرد. ‫- درسته. 355 00:20:59,549 --> 00:21:01,927 ‫- نمی‌تونیم اجازه بدیم از زیرش قصر در بره. ‫- بزن بریم. 356 00:21:02,010 --> 00:21:03,470 ‫وایسا وایسا وایسا. 357 00:21:03,553 --> 00:21:06,390 ‫وایسا وایسا وایسا! ‫ما هنوز تمام اطلاعات رو نداریم. 358 00:21:16,900 --> 00:21:18,026 ‫رفتن به زندگی پس از مرگ؟ 359 00:21:18,694 --> 00:21:20,153 ‫اگه سر و کله مرگ پیدا بشه، ‫خودت متوجه میشی. 360 00:21:20,237 --> 00:21:23,240 ‫اول از همه می‌بینی ‫که ما در جهت مخالف فرار می‌کنیم. 361 00:21:23,323 --> 00:21:24,533 ‫ادوین، رفیق، فکری نداری؟ 362 00:21:25,409 --> 00:21:27,411 ‫هنوز کاملاً مطمئن نیستم. 363 00:21:27,494 --> 00:21:29,955 ‫من مطمئنم یه جوری آسیب روانی خوردم ‫که تا عمر دارم باهام می‌مونه. 364 00:21:44,469 --> 00:21:46,096 ‫مامان، دارم میزنم فیلم شروع بشه. 365 00:21:46,805 --> 00:21:48,890 ‫می‌تونی به بابا بگی ‫که صدای موسیقیش رو کم کنه؟ 366 00:21:50,267 --> 00:21:52,394 ‫درسته. پس این چیه؟ 367 00:21:52,477 --> 00:21:54,521 ‫من... من نمی‌فهمم. 368 00:21:55,856 --> 00:21:58,817 ‫♪ Take your chances, win or loser ♪ 369 00:21:59,860 --> 00:22:02,446 ‫♪ Say you don't want to chance it♪ 370 00:22:04,364 --> 00:22:06,783 ‫برندن، داری میای پایین؟ 371 00:22:07,784 --> 00:22:09,911 ‫حداقل صدای موسیقی رو بیار پایین! 372 00:22:09,995 --> 00:22:11,330 ‫♪ The eagle in the sky ♪ 373 00:22:15,000 --> 00:22:17,294 ‫♪ You, lose yourself... ♪ 374 00:22:18,920 --> 00:22:20,255 ‫اون تو چی کار می‌کنه؟ 375 00:22:21,214 --> 00:22:24,134 ‫عه... می‌دونی وقتی مضطرب میشه، ‫چه طوری میشه که. 376 00:22:24,217 --> 00:22:26,386 ‫فقط تنهاش بذار. 377 00:22:26,845 --> 00:22:29,222 ‫♪ You've got to want to succeed ♪ 378 00:22:30,015 --> 00:22:31,058 ‫برندن؟ 379 00:22:32,726 --> 00:22:33,726 ‫داری چی کار می‌کنی؟ 380 00:22:33,769 --> 00:22:35,270 ‫نامه رو پیدا کردم. 381 00:22:35,353 --> 00:22:37,647 ‫فکر کردی می‌تونی ‫به خاطر هادسن، من رو ترک کنی؟ 382 00:22:37,731 --> 00:22:39,274 ‫هیچ‌کدومتون نمی‌تونین ترکم کنین. 383 00:22:39,357 --> 00:22:40,817 ‫وای نه. داره دوباره اتفاق میوفته. 384 00:22:43,361 --> 00:22:45,989 ‫مامان! نه! 385 00:22:48,909 --> 00:22:52,996 ‫♪ Owner of a lonely heart ♪ 386 00:22:59,628 --> 00:23:01,379 ‫چه طور جلوش رو بگیریم؟ 387 00:23:01,463 --> 00:23:03,840 ‫نمی‌تونیم همین‌طوری اینجا بشینیم ‫و اتفاق افتادنش رو تماشا کنیم. 388 00:23:13,391 --> 00:23:16,686 ‫انگار... ‫انگار روی تکرار گیر کردن. 389 00:23:16,770 --> 00:23:18,230 ‫دقیقاً همینه. 390 00:23:19,064 --> 00:23:21,483 ‫اگه حق با من باشه، این چرخه‌ـست. 391 00:23:22,567 --> 00:23:24,569 ‫و از سال 1994، اون‌هاش داخلش گیر کردن. 392 00:23:24,653 --> 00:23:28,490 ‫اون از سال 1994 داره ‫دوباره و دوباره خانوادش رو می‌کشه؟ 393 00:23:31,034 --> 00:23:32,452 ‫می‌تونن حسش کنن؟ 394 00:23:32,536 --> 00:23:33,995 ‫ادوین، اصلاً همچین چیزی ممکنه؟ 395 00:23:40,418 --> 00:23:42,420 ‫یا خدا، دیگه نمی‌تونم نگاه کنم. 396 00:23:44,381 --> 00:23:46,133 ‫چی می‌دونین راجع به... 397 00:23:46,181 --> 00:23:48,670 ‫[نظریه نوار گیر کرده] 398 00:23:48,718 --> 00:23:50,095 ‫...نظریه نوار گیر کرده؟ 399 00:23:51,096 --> 00:23:52,472 ‫داری چی کار می‌کنی؟ 400 00:23:52,556 --> 00:23:53,682 ‫نشانه‌سنجی؟ 401 00:23:53,765 --> 00:23:55,517 ‫فکر کردی می‌تونی ‫به خاطر هادسن، من رو ترک کنی؟ 402 00:23:55,600 --> 00:23:57,352 ‫روان‌سنجی؟ هیچی؟ 403 00:23:57,435 --> 00:23:59,479 ‫اون متون توی اداره نمایشی نیستن. 404 00:23:59,563 --> 00:24:01,773 ‫کمتر غر بزن و بیشتر یادمون بنداز. 405 00:24:01,857 --> 00:24:03,608 ‫این دیگه چه کوفتیه؟ 406 00:24:03,692 --> 00:24:07,320 ‫در مواقع خاص، اگه آسیب عاطفی ‫یه مرگ به اندازه کافی نهادینه بشه، 407 00:24:07,404 --> 00:24:10,699 ‫در فضای اطراف، دیوارهای اطراف نقش می‌بنده. 408 00:24:10,782 --> 00:24:13,118 ‫این باعث میشه ارواح ‫درون یه چرخه گیر کنن، 409 00:24:13,201 --> 00:24:15,954 ‫قادر به تغییر چیزی نیستن، ‫و حتی از مرگ خودشون بی‌خبرن. 410 00:24:16,037 --> 00:24:18,748 ‫- ارواحی که توی تله گیر کردن. ‫- این زن‌ها مجبور شدن 411 00:24:18,832 --> 00:24:21,042 ‫که دردناک‌ترین لحظه زندگیشون رو 412 00:24:21,126 --> 00:24:23,628 ‫دوباره و دوباره به مدت 30 سال، زندگی کنن؟ 413 00:24:23,712 --> 00:24:26,089 ‫نمی‌تونی از چرخ و فلکی ‫که هیچ‌وقت متوقف نمیشه، پیاده شی. 414 00:24:26,173 --> 00:24:28,842 ‫اون‌ها گم شدن، ‫قادر نیستن که به جهان پس از مرگ برن. 415 00:24:28,925 --> 00:24:31,845 ‫باید یه کاری باشه که انجام بدیم ‫تا بهشون کمک کنیم که به جهان پس از مرگ برن. 416 00:24:31,928 --> 00:24:33,889 ‫طبق نظریه‌ها، ‫این پرونده‌ها یه جرقه‌ای دارن، 417 00:24:33,972 --> 00:24:35,473 ‫یه اتفاقی که باعث به وجود اومدن چرخه شده. 418 00:24:35,557 --> 00:24:38,894 ‫پیداش کنین، از بین ببرینش، ‫اون موقع چرخه شکسته میشه. 419 00:24:38,977 --> 00:24:40,270 ‫پس... 420 00:24:40,353 --> 00:24:43,648 ‫خیلی خب، اگه ما چیزی که باعث شد ‫اون پدر آشغال رد بده رو پیدا کنیم، 421 00:24:43,732 --> 00:24:45,525 ‫- می‌تونیم آزادشون کنیم؟ ‫- دقیقاً. 422 00:24:47,360 --> 00:24:50,864 ‫اون نامه. اون گفت یه نامه‌ای ‫از طرف یه یارویی به اسم هادسن پیدا کرده. 423 00:24:50,947 --> 00:24:53,116 ‫جنی گفته بود یه شایعه‌ای بود ‫راجع به این که مادره داشت خیانت می‌کرد. 424 00:24:53,200 --> 00:24:57,829 ‫پدره متوجه میشه، رگ غرور مردونه و شکنندش ‫بالا میزنه و شبیه جک تورنس تو «درخشش» میشه 425 00:24:57,913 --> 00:24:59,831 ‫- «درخشش» چیه دیگه؟ ‫- یه فیلم ترسناک. 426 00:24:59,915 --> 00:25:02,876 ‫پس... ما دنبال یه نامه عاشقانه‌ایم. 427 00:25:11,051 --> 00:25:12,052 ‫داره دیر میشه. 428 00:25:12,719 --> 00:25:15,639 ‫اگه فضایی نباشه که این چرخه رو در بر بگیره، ‫این ارواح نابود میشن. 429 00:25:15,722 --> 00:25:17,974 ‫اون‌ها همین الانشم مردن. ‫منظورت از «نابود میشن» چیه؟ 430 00:25:18,058 --> 00:25:21,686 ‫حذف میشن. نه جهان پس از مرگی در کاره، ‫نه پایانی، فقط تاریکی ابدیه. 431 00:25:21,770 --> 00:25:23,730 ‫بدترین اتفاقیه که می‌تونه ‫برای یه روح بیوفته. 432 00:25:23,813 --> 00:25:24,981 ‫گذر زمان سمت ما نیست. 433 00:25:25,065 --> 00:25:26,065 ‫زمان داره تموم میشه. 434 00:25:27,984 --> 00:25:30,862 ‫به نظرت دختره و اون مو مشکیه، ‫میریزن رو هم؟ 435 00:25:30,946 --> 00:25:32,530 ‫این رو جدی بگیر، باشه؟ 436 00:25:32,614 --> 00:25:34,449 ‫ولی خب... آره، میرن تو کارش. 437 00:25:40,789 --> 00:25:41,623 ‫لیتی؟ 438 00:25:41,706 --> 00:25:44,125 ‫ما همیشه چیزهای مرموزی پیدا می‌کنیم. 439 00:25:44,209 --> 00:25:47,462 ‫اما دلیلی نداره با معده خالی، بترسیم. 440 00:25:47,545 --> 00:25:49,005 ‫یه بادوم بخور. 441 00:25:49,089 --> 00:25:51,675 ‫هوم. 442 00:25:52,676 --> 00:25:55,845 ‫جمعه شب داری تنها شام می‌خوری؟ ‫چه غم‌انگیز. 443 00:25:55,929 --> 00:26:00,016 ‫اشکالی نداره. بقیه دارن روی یه پرونده ‫توی یه خونه ترسناک اون سمت شهر کار می‌کنن. 444 00:26:00,100 --> 00:26:02,185 ‫- شنیدیم. ‫- راجع بهش شنیدیم. 445 00:26:02,269 --> 00:26:05,230 ‫انگار تنهات گذاشتن چون بدرد نمی‌خوری. 446 00:26:05,313 --> 00:26:07,274 ‫به قیافت هم می‌خوره به درد نخور باشی، دختر. 447 00:26:07,357 --> 00:26:09,734 ‫اون‌ها تنهام نذاشتن. 448 00:26:09,818 --> 00:26:11,278 ‫- ناراحت شدی؟ ‫- معلومه که ناراحتی. 449 00:26:11,361 --> 00:26:12,862 ‫- موهات خیلی غم‌انگیزه. ‫- الان گریم می‌گیره. 450 00:26:12,946 --> 00:26:16,783 ‫خودم خواستم که باهاشون نرم، ‫و ادوین هم کاملاً با درک بود. 451 00:26:16,866 --> 00:26:19,369 ‫بغضم گرفت. باید خیلی خوب باشه ‫که دوست‌های با درکی داشته باشی. 452 00:26:19,452 --> 00:26:21,246 ‫همین‌طوره. دوست‌های زیادی ندارم. 453 00:26:21,329 --> 00:26:23,123 ‫- با عقل جور در میاد. ‫- چه قدر غافلگیر شدم. 454 00:26:23,206 --> 00:26:24,206 ‫آره، معلومه. 455 00:26:24,249 --> 00:26:26,835 ‫قراره کمتر هم بشن، ‫چون قراره اون جا بمیرن. 456 00:26:26,918 --> 00:26:28,420 ‫فاتحه همشون خونده‌ـست. 457 00:26:28,503 --> 00:26:31,256 ‫تو دوستی نداری، اما چیزیت نمیشه. 458 00:26:31,339 --> 00:26:32,424 ‫وایسا. بس کن. 459 00:26:32,507 --> 00:26:35,135 ‫- ژاکت لازم نیست. همین‌طوری راحتیم. ‫- نه نه نه! 460 00:26:35,844 --> 00:26:37,637 ‫نه! 461 00:26:37,721 --> 00:26:40,307 ‫داشتیم باهات شوخی می‌کردیم! ‫جنبه یه شوخی نداری؟ 462 00:26:40,390 --> 00:26:43,143 ‫دستم رو بگیر لیتی. ‫من از ژاکت‌ها خوشم نمیاد. 463 00:26:43,226 --> 00:26:45,186 ‫زنیکه جنده‌ی احمق! 464 00:26:47,856 --> 00:26:49,983 ‫متاسم، ناراحتم. 465 00:26:52,444 --> 00:26:54,487 ‫♪ Owner of a lonely heart ♪ 466 00:27:39,949 --> 00:27:42,744 ‫هی، اه... از اتاق بغلی، ‫پیش دریچه یه صداهایی شنیدم. 467 00:27:42,827 --> 00:27:43,912 ‫دفترچه خاطراتش رو پیدا کردم. 468 00:27:44,704 --> 00:27:45,705 ‫دفترچه خاطرات هوپ. 469 00:27:48,541 --> 00:27:50,418 ‫«انگار بابا همیشه حواسش بهم هست.» 470 00:27:51,336 --> 00:27:53,004 ‫«از زیر بار هیچی نمی‌تونم در برم.» 471 00:27:53,838 --> 00:27:56,925 ‫«خیلی مراقبم که قوانین دیوونه‌کنندش رو نشکونم.» 472 00:27:57,675 --> 00:27:59,344 ‫«اما هی سخت‌تر و سخت‌تر میشن.» 473 00:28:00,512 --> 00:28:02,347 ‫«به این زودی‌ها، فارغ‌التحصیلی نمیرسه.» 474 00:28:05,392 --> 00:28:07,102 ‫فکر می‌کنی منظورش چه جور قوانینیه؟ 475 00:28:08,103 --> 00:28:09,104 ‫یادته که... عه... 476 00:28:10,563 --> 00:28:11,981 ‫وقتی خانوادم رو از توی آینه دیدیم، 477 00:28:12,941 --> 00:28:15,026 ‫راجع به پدرم چی گفتم؟ 478 00:28:15,527 --> 00:28:16,736 ‫آره، تو گفتی که اون... 479 00:28:18,363 --> 00:28:19,363 ‫سرسخت بود. 480 00:28:19,823 --> 00:28:20,824 ‫درسته. 481 00:28:21,950 --> 00:28:23,326 ‫اما بیشتر از این حرف‌ها بود. 482 00:28:25,537 --> 00:28:28,456 ‫به پدر و مادرم سر میزنم چون... ‫دلم براشون تنگ میشه. 483 00:28:31,418 --> 00:28:32,961 ‫اما در کنارش هم مطمئن میشم که... 484 00:28:34,629 --> 00:28:38,133 ‫پدرم اون جوری که به من آسیب میزد، 485 00:28:39,759 --> 00:28:40,802 ‫به مادرم آسیب نزنه. 486 00:28:42,178 --> 00:28:44,889 ‫خیلی حرومزاده بود. 487 00:28:46,808 --> 00:28:49,269 ‫و هیچ کاری از دستم بر نمیومد ‫که اون رو خوش‌حال کنه. 488 00:28:50,687 --> 00:28:55,024 ‫مهم نبود که چه قدر خفن بودم، ‫یا این که چه قدر توی ورزش خوب بودم، یا هرچی. 489 00:28:58,194 --> 00:28:59,195 ‫این دختر، 490 00:29:00,655 --> 00:29:01,990 ‫اون می‌دونه که این چه حسی داره. 491 00:29:03,700 --> 00:29:04,743 ‫الان هم گیر افتاده. 492 00:29:05,285 --> 00:29:07,203 ‫چارلز، خیلی متاسفم. 493 00:29:08,538 --> 00:29:10,832 ‫- حالت... ‫- بیاین! یه چیزی پیدا کردم! 494 00:29:14,169 --> 00:29:15,170 ‫چیزی نیست. 495 00:29:17,464 --> 00:29:18,840 ‫♪ Move yourself... ♪ 496 00:29:22,093 --> 00:29:24,554 ‫چارلز، داشتی گریه می‌کردی؟ 497 00:29:25,346 --> 00:29:29,601 ‫نه رفیق. گرد و خاک این جا یا همچین چیزیه. 498 00:29:30,185 --> 00:29:31,102 ‫چی پیدا کردی؟ 499 00:29:31,186 --> 00:29:34,898 ‫یه نامه قبولی تو دانشگاهه. ‫یه جایی به اسم میلواکی. 500 00:29:34,981 --> 00:29:35,981 ‫هوپ داشت می‌رفت. 501 00:29:36,483 --> 00:29:38,693 ‫دانشگاه؟ پس نامه عاشقانه چی شد؟ 502 00:29:38,777 --> 00:29:40,028 ‫ستون سر صفحه رو بخون. 503 00:29:40,111 --> 00:29:42,197 ‫اسمش دانشگاه هادسنه. 504 00:29:59,464 --> 00:30:01,382 ‫خیلی خب، بیاین به کار سرعت بدیم. 505 00:30:01,466 --> 00:30:04,803 ‫چارلز، توی دفترچه خاطرات هوپ نوشته ‫که این روانی دائما درحال کنترل کردنشون بوده. 506 00:30:04,886 --> 00:30:07,180 ‫اگه فهمیده باشه که یکی از دخترهاش داره از پیشش میره... 507 00:30:07,263 --> 00:30:09,390 ‫«فکر کردی می‌تونی ‫به خاطر هادسن، من رو ترک کنی؟» 508 00:30:09,474 --> 00:30:12,185 ‫همسرش نبود که می‌خواست ‫به‌خاطر یه مرد دیگه، ترکش کنه. 509 00:30:12,268 --> 00:30:14,646 ‫دخترش داشت می‌رفت دانشگاه. 510 00:30:14,729 --> 00:30:16,397 ‫این نامه قبولی همون جرقه‌ـست. 511 00:30:16,481 --> 00:30:19,067 ‫بیاین جلوی اون حرومزاده رو بگیریم ‫که دستش به این نامه نرسه. 512 00:30:19,150 --> 00:30:20,944 ‫توی پیدا کردنش موفق باشی، آشغال. 513 00:30:26,324 --> 00:30:27,367 ‫عه... 514 00:30:27,450 --> 00:30:28,535 ‫کریستال. 515 00:30:35,667 --> 00:30:36,751 ‫♪ Move yourself ♪ 516 00:30:37,794 --> 00:30:39,587 ‫♪ You always live your life ♪ 517 00:30:39,671 --> 00:30:42,423 ‫♪ Never thinking of the future ♪ 518 00:30:43,007 --> 00:30:44,007 ‫♪ Prove yourself ♪ 519 00:30:45,093 --> 00:30:47,095 ‫♪ You are the move you make ♪ 520 00:30:47,178 --> 00:30:49,889 ‫♪ Take your chances, win or loser ♪ 521 00:30:51,057 --> 00:30:52,392 ‫♪ See yourself... ♪ 522 00:30:52,475 --> 00:30:54,811 ‫برندن، داری میای پایین؟ 523 00:30:54,894 --> 00:30:56,813 ‫حداقل صدای موسیقی رو بیار پایین! 524 00:31:02,485 --> 00:31:05,029 ‫♪ So the story goes... ♪ 525 00:31:13,913 --> 00:31:16,708 ‫- داری چی کار می‌کنی؟ ‫- فکر کردی می‌تونی به خاطر هادسن، من رو ترک کنی؟ 526 00:31:20,169 --> 00:31:21,546 ‫بچه‌ها، چرا جواب نداد؟ 527 00:31:21,629 --> 00:31:24,507 ‫این چرخه لعنتی رو چه طوری از کار بندازیم؟ 528 00:31:25,049 --> 00:31:27,199 ‫[نیکو و حباب شیشه] 529 00:31:28,136 --> 00:31:30,221 ‫- اسمش چی بود؟ ‫- نیکو. 530 00:31:30,305 --> 00:31:31,389 ‫تو از کجا می‌دونی؟ 531 00:31:31,472 --> 00:31:34,183 ‫- چون توجه می‌کنم. ‫- خیلی خب. 532 00:31:36,603 --> 00:31:39,022 ‫از طوفان می‌ترسی؟ ‫می‌دونی من از چی می‌ترسم؟ 533 00:31:39,564 --> 00:31:41,024 ‫یه راهنمایی می‌کنم. تاریکیه. 534 00:31:45,528 --> 00:31:47,405 ‫من از طوفان نمی‌ترسم. 535 00:31:47,488 --> 00:31:51,326 ‫موقعی که گذاشتی دوست‌هات ‫که تو رو نجات دادن 536 00:31:51,409 --> 00:31:53,161 ‫تنها برن به اون خونه ترسناک، گیج شده بودم 537 00:31:53,244 --> 00:31:56,164 ‫اما الان می‌بینم تو فقط یه بزدل کوچولویی. 538 00:31:58,791 --> 00:32:00,335 ‫- اه! وای خدای من! ‫- هوم! 539 00:32:00,418 --> 00:32:01,836 ‫این حرف رو نزن. 540 00:32:01,920 --> 00:32:04,005 ‫مادرزادی بزدلی؟ 541 00:32:04,088 --> 00:32:07,008 ‫یا با سال‌ها تمرین بهش رسیدی؟ 542 00:32:07,091 --> 00:32:09,594 ‫من فقط یه ترس خیلی منطقی از مرگ دارم. 543 00:32:10,136 --> 00:32:12,347 ‫هر کسی ممکنه بمیره. پدرم مرد. 544 00:32:12,430 --> 00:32:15,016 ‫و خودم هم به معنا واقعی ‫همین دیروز نزدیک بود بمیرم. 545 00:32:15,099 --> 00:32:18,770 ‫- این حرفت از قیافت هم احمقانه‌تر بود. ‫- این اصلاً چه ربطی داشت؟ 546 00:32:18,853 --> 00:32:21,439 ‫ببین، شاید هم همشون بمیرن ‫و مجبور بشی تا ابد با عذاب وجدانش کنار بیای. 547 00:32:21,522 --> 00:32:22,523 ‫آره. 548 00:32:24,609 --> 00:32:25,944 ‫دارین میگین که باید برم؟ 549 00:32:26,027 --> 00:32:28,696 ‫هر کاری که دلت می‌خواد انجام بده. ‫به من ربطی نداره. می‌دونی منظورم چیه؟ 550 00:32:28,780 --> 00:32:30,281 ‫- آره. ‫- حق با شماست. 551 00:32:30,365 --> 00:32:31,449 ‫باید کمک کنم. 552 00:32:31,532 --> 00:32:33,618 ‫- گشنته؟ ‫- خیلی گشنمه. 553 00:32:34,160 --> 00:32:36,829 ‫- عزیزم، غذا داری؟ ‫- آره، گشنمونه. 554 00:32:37,538 --> 00:32:40,208 ‫- الو؟ الو؟ ‫- عزیزم؟ غذا. 555 00:32:41,042 --> 00:32:43,002 ‫- داری کجا میری؟ ‫- غذا نداری؟ 556 00:32:43,086 --> 00:32:46,923 ‫قابلمه. خیلی خب، اینجاست، ‫این هم از قاشق. 557 00:32:47,006 --> 00:32:50,426 ‫- قبل از این که بری، راجع بهش حرف بزن. ‫- تو ترسناک نیستی. 558 00:32:51,052 --> 00:32:52,237 ‫- الو؟ ‫- خیلی خب. 559 00:32:52,261 --> 00:32:53,304 ‫داری کجا میری؟ 560 00:32:54,263 --> 00:32:55,598 ‫داری این جا تنهامون میذاری؟ 561 00:32:55,682 --> 00:32:56,724 ‫ممنون بچه‌ها! 562 00:32:57,600 --> 00:32:58,601 ‫خیلی خب. 563 00:33:00,311 --> 00:33:01,311 ‫خداحافظ. 564 00:33:02,647 --> 00:33:05,942 ‫ایول لیتی. حالا اگه اون بمیره، ‫کی قراره ما رو از توی این شیشه در بیاره؟ 565 00:33:06,025 --> 00:33:08,987 ‫حس می‌کنم انگار خودم تنهایی ‫دارم تمام این کارها رو می‌کنم. 566 00:33:09,112 --> 00:33:11,239 ‫خدایا! 567 00:33:12,490 --> 00:33:13,992 ‫ازت متنفرم! 568 00:33:14,075 --> 00:33:16,077 ‫خب، منم ازت متنفرم! 569 00:33:23,668 --> 00:33:25,753 ‫حذف کردن جرقه باید جواب می‌داد. 570 00:33:25,837 --> 00:33:28,006 ‫مگه این که اون نامه، جرقه نبوده باشه. 571 00:33:30,508 --> 00:33:31,884 ‫هیچ کدومتون این صدا رو شنیدین؟ 572 00:33:34,095 --> 00:33:36,514 ‫با صدای موسیقی شنیدنش سخته، ‫ولی... همین صدا. 573 00:33:36,597 --> 00:33:39,684 ‫- شبیه صدای کلیکه. ‫- جدی؟ سعی کن یکم حواست رو جمع کنی. 574 00:33:39,767 --> 00:33:44,063 ‫لازم نیست به خاطر این که توی همه‌چیز ‫متخصص و همه‌چی‌دان نیستی، به اون گیر بدی. 575 00:33:45,481 --> 00:33:47,650 ‫امروز دقیقاً چت شده چارلز؟ 576 00:33:47,734 --> 00:33:49,235 ‫اصلاً شبیه خودت رفتار نمی‌‌کنی. 577 00:33:49,318 --> 00:33:52,697 ‫فقط از دیدن این که این حرومزاده، ‫بدون هیچ دلیلی میلیون‌ها بار 578 00:33:52,780 --> 00:33:53,948 ‫خانوادش رو می‌کشه، خسته شدم. 579 00:33:56,367 --> 00:33:58,661 ‫راه تو رو امتحان کردیم و نتیجه‌ای نداد. 580 00:33:59,454 --> 00:34:01,956 ‫دیگه برام مهم نیست، ‫بیا راه من رو امتحان کنیم. 581 00:34:02,498 --> 00:34:03,916 ‫چارلز، داری چی کار می‌کنی؟ 582 00:34:04,000 --> 00:34:08,004 ‫فکر کردی با اون تبر خیلی گنده و سرسختی؟ ‫یه گنده‌بکی که یه مشت زن رو می‌کشه؟ 583 00:34:08,087 --> 00:34:10,214 ‫پس این رو داشته باش. 584 00:34:12,383 --> 00:34:13,383 ‫آسیب دیدی؟ 585 00:34:13,843 --> 00:34:15,386 ‫بیا از روی زمین بلندت کنیم. 586 00:34:15,470 --> 00:34:18,514 ‫خیلی خب، باید پاشی. ‫ادوین، چه خبر شده؟ 587 00:34:18,598 --> 00:34:21,476 ‫همچین اتفاقی نباید بیوفته. ‫اون راست میگه، من همه‌چی رو نمی‌دونم. 588 00:34:21,559 --> 00:34:24,353 ‫- چارلز؟ صدام رو می‌شنوی؟ چارلز! ‫- هی. 589 00:34:24,437 --> 00:34:26,481 ‫- باید تکونش بدیم. ‫- چارلز، یالا! 590 00:34:26,564 --> 00:34:28,191 ‫- چارلز! تکون بخور! ‫- یالا! 591 00:34:28,274 --> 00:34:29,484 ‫- تکونش بده! ‫- دارم تلاش می‌کنم! 592 00:34:29,567 --> 00:34:30,443 ‫بیشتر تلاش کن! 593 00:34:34,947 --> 00:34:37,075 ‫کدوم گوری رفت؟ 594 00:34:37,158 --> 00:34:38,659 ‫- ادوین! ‫- من، ام... 595 00:34:38,743 --> 00:34:41,913 ‫اون برای تغییر مکان بین فضایی ‫به یه آینه نیاز داره، پس این... 596 00:34:43,414 --> 00:34:44,791 ‫- چارلز؟ ‫- صدام رو می‌شنوی؟ 597 00:34:44,874 --> 00:34:46,334 ‫کجا رفتی؟ چارلز! 598 00:34:46,417 --> 00:34:48,836 ‫- این خنده‌دار نیست! ‫- هی، چارلز! 599 00:34:48,920 --> 00:34:50,254 ‫چارلز، کجایی؟ 600 00:34:50,338 --> 00:34:51,964 ‫- چارلز؟ ‫- چارلز! 601 00:34:56,385 --> 00:34:57,386 ‫اون، اینجاست. 602 00:34:58,304 --> 00:34:59,305 ‫خدا رو شکر. اینجاست. 603 00:35:00,139 --> 00:35:03,893 ‫لازم نیست به خاطر این که توی همه‌چیز ‫متخصص و همه‌چی‌دان نیستی، به اون گیر بدی. 604 00:35:04,727 --> 00:35:05,561 ‫وای نه. 605 00:35:05,645 --> 00:35:09,190 ‫فقط از دیدن این که این حرومزاده، ‫بدون هیچ دلیلی میلیون‌ها بار 606 00:35:09,273 --> 00:35:10,441 ‫خانوادش رو می‌کشه، خسته شدم. 607 00:35:12,735 --> 00:35:15,071 ‫راه تو رو امتحان کردیم و نتیجه‌ای نداد. 608 00:35:16,030 --> 00:35:17,030 ‫برام مهم نیست. 609 00:35:18,950 --> 00:35:19,951 ‫بیا راه من رو امتحان کنیم. 610 00:35:20,034 --> 00:35:23,246 ‫- فکر کردی می‌تونی به خاطر هادسن، من رو ترک کنی؟ ‫- فکر کردی با اون تبر خیلی سرسختی؟ 611 00:35:23,329 --> 00:35:25,706 ‫یه گنده‌بکی که یه مشت زن رو می‌کشه؟ 612 00:35:25,790 --> 00:35:27,708 ‫پس این رو داشته باش. 613 00:35:33,506 --> 00:35:34,924 ‫اون هم توی چرخه گیر افتاده. 614 00:35:36,175 --> 00:35:38,427 ‫با عقل جور در نمیاد. ‫برای این که درون چرخه نقش ببندی، 615 00:35:38,511 --> 00:35:40,721 ‫نیاز به واکنش احساسی قوی ‫به اون آسیب روانی داره. 616 00:35:40,805 --> 00:35:43,975 ‫معلوم نیست؟ چارلز هم ‫با یه سری سوءاستفاده‌ها دست و پنجه نرم کرده. 617 00:35:44,058 --> 00:35:46,185 ‫وقتی به آقای دولین نگاه می‌کنه، ‫پدر خودش رو می‌بینه. 618 00:35:46,269 --> 00:35:48,271 ‫پدرش، مرد خوبی نبود. 619 00:35:48,354 --> 00:35:51,357 ‫خیلی خب، داری بریتانیایی بازی در میاری. ‫پدرش آدم بدی بود، ادوین. 620 00:35:51,440 --> 00:35:53,067 ‫به طور افتضاحی هم بد بود. 621 00:35:53,151 --> 00:35:55,111 ‫چارلز و مادرش رو میزد. 622 00:35:55,194 --> 00:35:57,655 ‫فکر می‌کنی چرا همیشه ‫خودش رو خوش‌حال نشون میده؟ 623 00:35:57,738 --> 00:35:58,865 ‫چون که چارلزه. 624 00:35:58,948 --> 00:36:00,324 ‫هیچکس دائماً انقدر خوش‌حال نیست. 625 00:36:00,408 --> 00:36:03,619 ‫دهه‌هاست که می‌شناسمش. ‫اگه مشکلی بود، من می‌فهمیدم. 626 00:36:03,703 --> 00:36:06,581 ‫خودت همین الان گفتی ‫برای این که فرد جدیدی توی حلقه گیر کنه، 627 00:36:06,664 --> 00:36:10,209 ‫احساسات شدیدی لازمه، ‫و حالا چارلز هم گیر افتاده. 628 00:36:10,293 --> 00:36:12,837 ‫تو کارآگاهی. ‫نتیجه‌گیری کن که این یعنی چی. 629 00:36:13,838 --> 00:36:17,008 ‫ازت پنهانش کرده بود. ‫احتمالاً حتی از خودش هم پنهانش کرده بود. 630 00:36:17,091 --> 00:36:20,761 ‫- همچین چیزهایی رو از من پنهان نمی‌کنه. ‫- دیوونه‌ای؟ همه راز دارن. 631 00:36:20,845 --> 00:36:23,306 ‫یعنی تو راجع به تمام اتفاقات زندگیت، ‫راستش رو میگی؟ 632 00:36:26,851 --> 00:36:29,145 ‫ببین، مهم نیست، باشه؟ ‫باید به چارلز کمک کنیم. 633 00:36:29,228 --> 00:36:32,440 ‫توی اون کوله‌پشتی بینهایت ‫چیزی نیست که بتونی ازش استفاده کنی؟ 634 00:36:32,523 --> 00:36:34,942 ‫چارلز سال‌ها تمرین کرد ‫تا بتونه یاد بگیره چطور ازش استفاده کنه. 635 00:36:35,026 --> 00:36:37,361 ‫اگه من دستم رو ببرم اون تو، قطع میشه. 636 00:36:37,445 --> 00:36:40,156 ‫- این رو باید تا الان بدونی دیگه! ‫- از کجا باید بدونم؟ 637 00:36:40,239 --> 00:36:42,366 ‫با این موسیقی، اصلاً چه طور میشه فکر کرد؟ 638 00:36:42,450 --> 00:36:45,703 ‫یه اهریمن داره دنبالم می‌کنه. ‫هیچ ایده‌ای ندارم که کی هستم. 639 00:36:45,786 --> 00:36:48,789 ‫و تنها کسی هم که هوام رو داره ‫به کمک نیاز داره، 640 00:36:48,873 --> 00:36:51,250 ‫و ما هیچ ایده‌ای نداریم ‫که باید چی کار کنیم. 641 00:36:51,876 --> 00:36:55,713 ‫اگه یه بار دیگه مجبور بشم اون آهنگ لعنتی رو ‫گوش بدم، رسماً دیوونه میشم. 642 00:36:57,673 --> 00:36:58,674 ‫موسیقی. 643 00:36:59,217 --> 00:37:00,551 ‫کریستال، عجب فکر بکری. 644 00:37:02,011 --> 00:37:05,139 ‫ما خونه رو گشتیم. ‫جایی یه ویکترولا ندیدی؟ 645 00:37:05,223 --> 00:37:08,100 ‫- یه چی؟ ‫- یه ویکترولایی، گرامافونی، استریو یا همچین چیزی. 646 00:37:09,435 --> 00:37:11,020 ‫این موسیقی از کجا میاد؟ 647 00:37:12,438 --> 00:37:14,982 ‫یه جایی توی این خونه، ‫اتاقی هست که هنوز پیداش نکردیم. 648 00:37:15,066 --> 00:37:18,611 ‫وای، لعنت بهش، آره. برندن با کنترلی ‫که طبقه بالا بود، صدا رو کم و زیاد می‌کرد. 649 00:37:23,783 --> 00:37:26,577 ‫حداقل صدای موسیقی رو بیار پایین! 650 00:37:35,294 --> 00:37:36,837 ‫اه، به این سمت گرفتش. 651 00:37:41,008 --> 00:37:42,218 ‫اه. 652 00:37:42,969 --> 00:37:44,512 ‫عجله کن. یه کمکی بهم برسون. 653 00:37:45,471 --> 00:37:47,139 ‫♪ You always live your life ♪ 654 00:37:47,765 --> 00:37:50,309 ‫♪ Never thinking of the future ♪ 655 00:37:51,060 --> 00:37:52,228 ‫♪ Prove yourself ♪ 656 00:37:53,271 --> 00:37:54,897 ‫♪ You are the move you make ♪ 657 00:37:54,981 --> 00:37:57,733 ‫♪ Take your chances, win or loser ♪ 658 00:37:58,693 --> 00:37:59,986 ‫♪ See yourself ♪ 659 00:38:00,820 --> 00:38:02,780 ‫♪ You are the steps you take ♪ 660 00:38:02,863 --> 00:38:05,199 ‫♪ You and you, and that's the only way ♪ 661 00:38:06,284 --> 00:38:09,203 ‫♪ Shake, shake yourself ‫You're every move you make... ♪ 662 00:38:09,287 --> 00:38:10,871 ‫این جا کدوم جهنم‌دره‌ـست؟ 663 00:38:10,955 --> 00:38:12,832 ‫معلومه که پلیس پیداش نکرد. 664 00:38:17,586 --> 00:38:20,256 ‫♪ Owner of a lonely heart... ♪ 665 00:38:21,257 --> 00:38:22,258 ‫وای خدای من. 666 00:38:23,843 --> 00:38:26,345 ‫حرومزاده یه فروشگاه لوازم برقی داشت. 667 00:38:26,429 --> 00:38:28,014 ‫می‌بینی، هوپ فقط بدبین نبود. 668 00:38:28,097 --> 00:38:30,224 ‫اون نوشته بود پدرش همیشه می‌دونست ‫که اون داره چی کار می‌کنه. 669 00:38:30,308 --> 00:38:31,517 ‫چون داشت نگاهش می‌کرد. 670 00:38:31,600 --> 00:38:35,688 ‫توضیح میده که از کجا می‌دونست ‫اون نامه رو توی اون کشو قفل شده پیدا کنه. 671 00:38:46,157 --> 00:38:48,409 ‫♪ In the end you've got to go ♪ 672 00:38:48,492 --> 00:38:50,745 ‫- ♪ Look before you leap ♪ ‫- ♪ Owner of a lonely heart ♪ 673 00:39:05,843 --> 00:39:08,763 ‫خودت گفتی که چرخه ‫درون دیوارهای خونه نقش بسته. 674 00:39:08,846 --> 00:39:12,808 ‫اگه موسیقی نباشه، ‫ممکنه توی چیز دیگه‌ای نقش بسته باشه؟ 675 00:39:14,435 --> 00:39:15,728 ‫مثل نوار وی‌اچ‌اس؟ 676 00:39:16,354 --> 00:39:17,521 ‫چی؟ 677 00:39:20,608 --> 00:39:21,609 ‫نه! 678 00:39:22,318 --> 00:39:23,861 ‫اگه این چرخه رو نگه داشته، 679 00:39:23,944 --> 00:39:27,406 ‫نابود کردنش مثل نابود کردن خونه می‌مونه. ‫ممکنه من جارلز رو... 680 00:39:27,490 --> 00:39:28,908 ‫ممکنه ما چارلز رو از دست بدیم. 681 00:39:30,534 --> 00:39:32,453 ‫چرخه توی این نوار ضبط شده. 682 00:39:32,536 --> 00:39:34,288 ‫اگه نمی‌تونیم نابودش کنیم، چی میشه... 683 00:39:35,164 --> 00:39:37,291 ‫- چی میشه اگه تصاویرش رو پاک کنیم؟ ‫- بیشتر توضیح بده. 684 00:39:37,375 --> 00:39:40,753 ‫مثل همون چیزی که خودت راجع به ‫نقاشی طلسم‌شده اون مرد زشت و ترپانتین گفتی. 685 00:39:40,836 --> 00:39:41,754 ‫تصویر رو حذف کن... 686 00:39:41,837 --> 00:39:43,130 ‫و طلسم حذف میشه. 687 00:39:43,214 --> 00:39:44,882 ‫توی نوار حدود 4 هزار تا تصویر هست. 688 00:39:44,965 --> 00:39:47,635 ‫می‌تونیم تصاویر جدیدی روش ضبط کنیم، ‫یا حتی می‌تونیم توش پارازیت ایجاد کنیم. 689 00:39:47,718 --> 00:39:49,887 ‫خطریه، اما ممکنه واقعاً جواب بده. 690 00:39:49,970 --> 00:39:51,097 ‫فقط آماده فرار باش. 691 00:39:51,180 --> 00:39:52,932 ‫وقعی که اون‌ها آزاد بشن، مرگ میاد. 692 00:39:53,015 --> 00:39:55,643 ‫بیشتر از سه دهه‌ـست ‫که داریم از دستش فرار می‌کنیم. 693 00:39:55,726 --> 00:39:58,604 ‫موقع اومدنش نمی‌تونیم اینجا باشیم ‫وگرنه با دولین‌ها میریم. متوجهی؟ 694 00:39:58,687 --> 00:39:59,814 ‫خیلی خب. 695 00:40:02,566 --> 00:40:04,026 ‫نمی‌دونم این چه طوری کار می‌کنه. 696 00:40:05,069 --> 00:40:07,571 ‫شانس آوردیم ‫که من فیلم‌های دهه 80 زیاد دیدم. 697 00:40:09,156 --> 00:40:11,367 ‫♪ Owner of a lonely heart... ♪ 698 00:40:14,829 --> 00:40:15,830 ‫صدای اون رو نمی‌شنوی؟ 699 00:40:30,761 --> 00:40:31,595 ‫هیس! 700 00:40:31,679 --> 00:40:35,307 ‫اون یه میزری ریث‌ـه. ‫معمولاً اون‌ها رو در کمین و اطراف جهنم می‌بینم. 701 00:40:35,391 --> 00:40:37,226 ‫از احساسات منفی تغذیه می‌کنن. 702 00:40:37,309 --> 00:40:39,186 ‫درد توی چرخه باید به اینجا جذبش کرده باشه. 703 00:40:39,270 --> 00:40:41,397 ‫یه قاتل بی‌رحم کافی نبود؟ 704 00:40:41,480 --> 00:40:43,899 ‫به چیزهای شاد فکر کن، ‫و سریع و در سکوت کار رو تموم کن. 705 00:40:43,983 --> 00:40:44,900 ‫افکار شاد؟ 706 00:40:44,984 --> 00:40:48,946 ‫اگه با انرژی منفی جذبش کنی، ‫روانت رو نابود و تا سال‌ها از رنجت تغذیه می‌کنه. 707 00:40:50,366 --> 00:40:52,376 [به چیزهای شادی فکر کن] 708 00:40:54,076 --> 00:40:57,329 ‫لعنت بهش. می‌دونم از عمد بدترین لحظه‌ها رو ‫برای ظاهر شدن انتخاب می‌کنی. 709 00:40:57,413 --> 00:40:58,914 ‫عه... درواقع من اومدم که کمک کنم. 710 00:40:59,457 --> 00:41:00,583 ‫کریستال، چه اتفاقی داره میوفته؟ 711 00:41:00,666 --> 00:41:03,752 ‫نمیشه یه زمان دیگه ‫با روان و کلم ور بری؟ 712 00:41:03,836 --> 00:41:07,006 ‫لعنتی. کریستال، اگه صدام رو می‌شنوی، ‫سعی کن که مثبت بمونی. 713 00:41:08,924 --> 00:41:12,386 ‫خیلی خب ادوین. باید سعی کنی ‫که خودت این چرخه رو متوقف کنی. 714 00:41:14,763 --> 00:41:20,311 ‫کریستال، از دور زدن پیش ‫زمین اسکیت متروکه، و ترسوندن نوجوون‌ها 715 00:41:20,394 --> 00:41:21,687 ‫خسته شدم. 716 00:41:21,770 --> 00:41:25,733 ‫فقط بذار برگردم اون جا ‫و اون موجود رو نابود می‌کنم. 717 00:41:25,816 --> 00:41:26,942 ‫خدایا، تو خیلی... 718 00:41:27,026 --> 00:41:30,321 ‫نه، نه. به افکار شاد فکر می‌کنم. 719 00:41:34,950 --> 00:41:37,369 ‫اما من دارم حس‌های منفی ازت می‌گیرم. 720 00:41:37,453 --> 00:41:40,372 ‫تو رو به کشتن میده، ‫اما خیلی هم جذابه. 721 00:41:40,956 --> 00:41:42,833 ‫نه. دوست‌هام به کمکم نیاز دارن. 722 00:41:42,917 --> 00:41:44,752 ‫اون زن‌های رنج‌کشیده به کمک نیاز دارن. 723 00:41:48,255 --> 00:41:52,092 ‫باید بهت بگم که این دوست‌های جدید، ‫باعث میشن خیلی حوصله‌سربر بشی. 724 00:41:52,176 --> 00:41:54,303 ‫قدیم خیلی باهات خوش می‌گذشت. 725 00:41:58,057 --> 00:42:00,059 ‫قدیم خیلی باهات خوش می‌گذشت. 726 00:42:00,142 --> 00:42:03,270 ‫قدیم خیلی باهات خوش می‌گذشت. ‫باهات خوش می‌گذشت. 727 00:42:04,897 --> 00:42:06,398 ‫قدیم خیلی باهات خوش می‌گذشت. 728 00:42:10,861 --> 00:42:12,780 ‫چرا مجبورم کردی اون کارها رو بکنم؟ 729 00:42:12,863 --> 00:42:14,907 ‫اوه، من که نمی‌تونم مجبورت کنم کاری کنی. 730 00:42:16,867 --> 00:42:17,868 ‫داره نزدیک‌تر میشه. 731 00:42:17,952 --> 00:42:21,580 ‫خب، اگه یه موقع واقعاً دلت خواست ‫که بدونی چی واقعیه و چی نیست، 732 00:42:21,664 --> 00:42:23,082 ‫باید بذاری برگردم اون تو. 733 00:42:24,250 --> 00:42:26,168 ‫اون گفت دکمه «ضبط». 734 00:42:26,252 --> 00:42:29,380 ‫♪ Owner of a lonely heart ♪ 735 00:42:38,097 --> 00:42:40,182 ‫- داره جواب میده. ‫- برو به جهنم. 736 00:42:41,141 --> 00:42:43,310 ‫کریستال! 737 00:42:43,394 --> 00:42:46,063 ‫لازم نیست دوستم داشته باشی، ‫حتی لازم نیست ازم خوشت بیاد، 738 00:42:46,146 --> 00:42:48,899 ‫اما یه جوری، من بر می‌گردم. 739 00:42:48,983 --> 00:42:53,153 ‫خیلی خب، دیگه انرژیم رو ‫روی مزخرفات راجع به لاشی بودنت، نمیذارم. 740 00:42:55,656 --> 00:42:58,158 ‫چی شد؟ جواب داد؟ 741 00:42:58,242 --> 00:43:00,661 ‫نمی‌دونم. ‫عجله کن، بیشتر نمی‌تونم نگهش دارم. 742 00:43:08,252 --> 00:43:09,962 ‫چارلز. 743 00:43:20,306 --> 00:43:21,306 ‫کریستال، ما موفق شدیم. 744 00:43:21,348 --> 00:43:23,851 ‫پشمام، واقعاً انجامش دادیم. 745 00:43:25,227 --> 00:43:26,270 ‫هی. 746 00:43:28,022 --> 00:43:29,023 ‫اون‌ها آزاد شدن. 747 00:43:29,648 --> 00:43:30,648 ‫الانه که مرگ بیاد. 748 00:43:35,904 --> 00:43:41,577 ‫به علاوه این که یه موجود بدون صورت ‫طبقه بالاست که از درد تغذیه می‌کنه، پس بریم. 749 00:43:52,254 --> 00:43:54,673 ‫خودت رو تو خطر انداختی ‫با این که می‌دونستی مرگ ممکنه... 750 00:43:54,757 --> 00:43:57,259 ‫یه کارآگاه خوب کاری رو انجام میده ‫که برای بستن پرونده، لازمه. 751 00:43:58,093 --> 00:43:59,553 ‫واقعاً زیباست. 752 00:43:59,637 --> 00:44:01,430 ‫بعدی قرار نیست انقدر زیبا باشه. 753 00:44:14,016 --> 00:44:16,716 ‫[پرونده خاتمه یافت] 754 00:44:20,616 --> 00:44:23,160 ‫ممنون که اون موجود رو ازم دور کردی. 755 00:44:23,243 --> 00:44:24,745 ‫واقعاً هوام رو داشتی. 756 00:44:24,828 --> 00:44:28,999 ‫و منم باید اعتراف کنم که امشب ‫یه سری کارآگاه‌بازی‌های خوبی در آوردی. 757 00:44:29,083 --> 00:44:30,000 ‫هوم؟ 758 00:44:30,084 --> 00:44:31,251 ‫مگه نه چارلز؟ 759 00:44:31,794 --> 00:44:33,003 ‫- چارلز؟ ‫- هوم؟ 760 00:44:33,921 --> 00:44:38,342 ‫اوه. البته. نجاتم دادی، مگه نه؟ ‫واقعاً کارت خفن بود. 761 00:44:38,425 --> 00:44:41,512 ‫آره، خب، اگه چیزی که دیوید ‫امشب بهم نشون داد واقعی باشه، 762 00:44:41,595 --> 00:44:44,264 ‫مطمئن نیستم ‫که آدم خفنی باشم. 763 00:44:44,348 --> 00:44:45,849 ‫اهریمن‌ها دروغ میگن کریستال. 764 00:44:45,933 --> 00:44:48,394 ‫من حرف‌هایی که راجع به نجات دادن چارلز ‫بهش گفتی رو شنیدم. 765 00:44:49,311 --> 00:44:50,479 ‫کاری که در گذشته کردی مهم نیست. 766 00:44:51,021 --> 00:44:52,815 ‫کاری که الان می‌کنه، اهمیت داره. 767 00:44:55,526 --> 00:44:57,903 ‫خب، چارلز، مطمئنی که حالت خوبه؟ 768 00:44:57,986 --> 00:44:59,863 ‫چی... بعد گیر افتادن تو اون حلقه؟ 769 00:44:59,947 --> 00:45:01,448 ‫بهت که گفتم، عالی عالیم. 770 00:45:01,990 --> 00:45:03,951 ‫خب، اگه هر موقع نیاز به حرف زدن داشتی... 771 00:45:04,034 --> 00:45:05,911 ‫پرونده رو بستیم. حالم خوبه. 772 00:45:08,038 --> 00:45:09,206 ‫من دارم میام! 773 00:45:11,667 --> 00:45:13,377 ‫شیطان از این جا دور شو! 774 00:45:13,460 --> 00:45:14,837 ‫تقریباً رسیدم! 775 00:45:14,920 --> 00:45:16,004 ‫وای خدای من. 776 00:45:17,214 --> 00:45:18,924 ‫اومدم که کمک کنم. 777 00:45:19,007 --> 00:45:21,718 ‫تو اینترنت نوشته بود که تولید صدا ‫با کوبیدن به قابلمه و ماهیتابه، 778 00:45:21,802 --> 00:45:23,846 ‫موجودات شیطانی رو فراری میده. 779 00:45:26,473 --> 00:45:29,059 ‫نیکو، این یه... ‫این یه دیلمه؟ 780 00:45:30,310 --> 00:45:31,311 ‫آره. 781 00:45:32,312 --> 00:45:35,816 ‫می‌بینی؟ چیزی که داشتم ‫راجع بهش صحبت می‌کردم، این بود. 782 00:45:39,812 --> 00:45:43,312 ‫[کلاغی زیبا و اردکی بی‌دفاع] 783 00:45:50,080 --> 00:45:52,040 ‫گفتی میزری ریث بود؟ 784 00:45:52,124 --> 00:45:53,792 ‫خدایا، مطمئنم خیلی فشار روانی داشته. 785 00:45:53,876 --> 00:45:56,170 ‫همون مانور قدیمی بمیر و بگرد رو انجام دادین؟ 786 00:45:56,253 --> 00:45:57,963 ‫من و کریستال یه چیز جدید امتحان کردیم. 787 00:45:58,046 --> 00:46:00,257 ‫آره، مانور قدیمی فرار برای زنده موندن. 788 00:46:00,340 --> 00:46:01,425 ‫خیلی وحشتناک بود. 789 00:46:01,508 --> 00:46:03,218 ‫خب، احتمالاً تا الان ‫تبدیل به گرد و خاک شده. 790 00:46:03,302 --> 00:46:05,929 ‫اگه دردی برای تغذیه نباشه، ‫میزری ریث نمی‌تونه دووم بیاره. 791 00:46:07,306 --> 00:46:09,808 ‫مانتیه، دوست جدیدمون. 792 00:46:09,892 --> 00:46:13,145 ‫هی. ایول، عجب جمعی دارین. 793 00:46:13,228 --> 00:46:15,564 ‫پس... اون زنده‌ـست ‫و می‌تونه پسرها رو ببینه؟ 794 00:46:15,647 --> 00:46:17,983 ‫اوه، قطعاً می‌تونه ادوین رو ببینه. 795 00:46:19,651 --> 00:46:21,528 ‫من چارلزم. از دیدنت خوش‌وقتم رفیق. 796 00:46:21,612 --> 00:46:23,697 ‫تمام رفیق‌های ادوین، برای من عزیزن. 797 00:46:23,780 --> 00:46:26,825 ‫آره. شرمنده، دست‌هام پرن. 798 00:46:27,618 --> 00:46:30,329 ‫مودب بودم دیگه، مگه نه؟ 799 00:46:30,412 --> 00:46:31,997 ‫- معذب‌کننده بود. ‫- آره، تو کارت خوب بود. 800 00:46:33,207 --> 00:46:34,833 ‫- اومدی اینجایی؟ ‫- آره. 801 00:46:34,917 --> 00:46:36,084 ‫اومدم اینجا. 802 00:46:36,168 --> 00:46:39,546 ‫یعنی، کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداشتم. ‫شمارت هم نگرفته بودم. 803 00:46:39,630 --> 00:46:41,715 ‫من گوشی ندارم. 804 00:46:42,716 --> 00:46:43,717 ‫قابل احترامه. 805 00:46:43,800 --> 00:46:50,432 ‫اوه، اه... من متوجه شدم که... اون زهره، ‫امروز... از پنجمین برجم عبور می‌کنه. 806 00:46:50,516 --> 00:46:53,936 ‫برای همین فکر کردم بهترین موقع‌ـست ‫که بریم سراغ مطالعه‌ای که قولش رو داده بودم. 807 00:46:54,019 --> 00:46:55,270 ‫یه نگاهی به کتاب بالایی بنداز. 808 00:47:03,070 --> 00:47:05,447 ‫- وای، واقعاً لازم نبود که... ‫- ولی انجامش دادم دیگه. 809 00:47:07,157 --> 00:47:09,451 ‫و کنجکاوم بدونم که نظرت راجع بهش چیه. 810 00:47:11,578 --> 00:47:16,750 ‫اه، خب... این روز موش‌خرما ‫پر از خودکشی و قتل با تبر، خستم کرد، پس... 811 00:47:17,292 --> 00:47:19,586 ‫من... من دیگه کم کم میرم. 812 00:47:19,670 --> 00:47:20,879 ‫خیلی خب، منم سریع میام. 813 00:47:22,214 --> 00:47:24,341 ‫فکر می‌کنی معنی این خط چیه؟ 814 00:47:24,424 --> 00:47:25,842 ‫قرمز یا صورتی؟ 815 00:47:26,343 --> 00:47:28,178 ‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم. 816 00:47:28,262 --> 00:47:29,846 ‫خیلی خب، خیلی خب، بذار برات توضیح بدم. 817 00:47:29,930 --> 00:47:32,099 ‫باشه، خب، این یعنی تو خیلی محافظه‌کاری. 818 00:47:35,477 --> 00:47:38,689 ‫وای پسر. شاه گربه بفهمه خوش‌حال نمیشه. 819 00:47:38,772 --> 00:47:41,108 ‫تو بهش بگو. من که نمیگم. 820 00:47:45,612 --> 00:47:48,323 ‫انقدر این ور و اون ور نرین، حیوون‌های لعنتی. 821 00:47:48,949 --> 00:47:51,326 ‫وگرنه زنگ میزنم کنترل حیوانات. 822 00:47:55,372 --> 00:47:56,372 ‫هوم... 823 00:48:10,596 --> 00:48:12,139 ‫سرم شلوغه. 824 00:48:12,222 --> 00:48:16,602 ‫اگه اطلاعاتی پیدا نکردی که باهاش ‫دفتردار رو آروم کنم، تنهام بذار. 825 00:48:17,311 --> 00:48:18,979 ‫دقیقاً راجع به همینه خانم. 826 00:48:19,688 --> 00:48:21,398 ‫یه چیزی هست که باید ببینین. 827 00:48:34,828 --> 00:48:37,748 ‫این دوتا به مدت 29 سال ‫توی فهرست گم‌شده‌هامون بودن، 828 00:48:37,831 --> 00:48:40,417 ‫و خونه‌ای رو توی پورت تاونزند، واشنگتن ‫تسخیر کرده بودن. 829 00:48:40,500 --> 00:48:44,296 ‫اون‌ها داستان خیلی جالبی برای گفتن ‫راجع به دوتا پسر مرده که اونجا بودن، دارن. 830 00:48:49,468 --> 00:48:51,178 ‫ما توی یه کابوس گیر افتاده بودیم، 831 00:48:51,928 --> 00:48:54,097 ‫و اون دو تا روح معرکه آزادمون کردن. 832 00:48:54,640 --> 00:48:57,726 ‫اوه، اون‌ها و دوست زندشون، ‫اون هم کمک کرد. 833 00:48:57,809 --> 00:48:59,186 ‫نجاتمون دادن. 834 00:49:00,896 --> 00:49:03,732 ‫خب... مطمئنم که همین‌طوره. 835 00:49:04,483 --> 00:49:06,151 ‫چه قدر شجاع بود. 836 00:49:07,069 --> 00:49:08,153 ‫بیب! 837 00:49:09,196 --> 00:49:15,994 ‫دخترها، لطفاً همه‌چیز رو ‫راجع به این سه قهرمان بهم بگین. 838 00:49:19,096 --> 00:49:20,996 ‫[ادامه دارد...]