1 00:00:04,021 --> 00:00:05,521 ‫اسمِ من پرسی جکسونه 2 00:00:06,229 --> 00:00:07,813 ‫تو یه دورگه‌ای، 3 00:00:07,896 --> 00:00:09,563 ‫و دورگه‌ها 4 00:00:09,646 --> 00:00:11,229 ‫توی دنیا در امان نیستن 5 00:00:11,854 --> 00:00:15,396 ‫داستان‌ها در مورد خدایان ‫و قهرمانان و هیولاها، 6 00:00:15,479 --> 00:00:16,813 ‫اونا واقعی هستن 7 00:00:20,563 --> 00:00:22,854 ‫گروور، چرا نصفِ یه بُز توی شلوارته؟ 8 00:00:22,938 --> 00:00:25,563 ‫من یه ساتیرم و محافظت هستم 9 00:00:26,063 --> 00:00:28,188 ‫به اردوگاه خوش اومدی، پرسی جکسون 10 00:00:28,271 --> 00:00:29,896 ‫منتظرت بودیم 11 00:00:29,979 --> 00:00:31,229 ‫من لوک هستم 12 00:00:31,313 --> 00:00:32,813 ‫هرمس پدرمه 13 00:00:32,896 --> 00:00:34,604 ‫مهم نیست. ما توی یه تیم هستیم 14 00:00:35,854 --> 00:00:37,479 ‫تمومش کن، کلاریس 15 00:00:37,563 --> 00:00:40,396 ‫هر بچه‌ی تازه‌واردی که میاد اینجا ‫فکر می‌کنه خاصه 16 00:00:40,979 --> 00:00:41,979 ‫من آنابث هستم 17 00:00:43,646 --> 00:00:45,354 ‫آنابث دنیا رو یه جور دیگه می‌بینه 18 00:00:45,438 --> 00:00:46,813 ‫همیشه شش قدم از بقیه جلوتره 19 00:00:46,896 --> 00:00:48,479 ‫پرسی جکسون 20 00:00:48,563 --> 00:00:51,438 ‫تو توسط پوسایدون پذیرفته شدی 21 00:00:51,938 --> 00:00:53,688 ‫قبل از اردوگاه، توی خیابون‌ها بودم 22 00:00:53,771 --> 00:00:55,521 ‫من و یه بچه‌ی ممنوعه که ‫توی راه باهاش آشنا شدم 23 00:00:56,021 --> 00:00:57,146 ‫اسمش تالیاست 24 00:00:57,229 --> 00:00:59,604 ‫اولین بار که آنابث با تالیا و لوک ‫به اینجا اومد، 25 00:00:59,688 --> 00:01:01,354 ‫هیولاها تعقیبشون می‌کردن 26 00:01:01,438 --> 00:01:04,271 ‫زئوس دخالت کرد که جونش رو نجات بده و... 27 00:01:04,354 --> 00:01:05,771 ‫شکلش رو عوض کرد 28 00:01:08,063 --> 00:01:11,063 ‫زئوس داره با پوسایدون وارد جنگ میشه 29 00:01:11,146 --> 00:01:12,354 ‫خدایان المپ می‌جنگن، 30 00:01:12,438 --> 00:01:14,563 ‫ما خیانت می‌کنیم و از پشت چاقو می‌زنیم 31 00:01:14,646 --> 00:01:15,646 ‫آرس 32 00:01:15,729 --> 00:01:19,396 ‫دوباره سلام، قهرمانِ کوچک 33 00:01:19,479 --> 00:01:21,979 ‫کرونوس بود. همه چی زیرِ سر اونه 34 00:01:22,063 --> 00:01:24,104 ‫می‌دونم کرونوس کجاست 35 00:01:24,188 --> 00:01:25,271 ‫خودم اونجا قرارش دادم 36 00:01:25,354 --> 00:01:26,896 ‫هرچی که پیشگو گفت 37 00:01:26,979 --> 00:01:29,063 ‫یا محقق شده یا با عقل جور در میاد 38 00:01:29,729 --> 00:01:32,146 ‫«تو به سوی غرب می‌روی ‫و با خدای دگرگون شده روبه‌رو می‌شوی» 39 00:01:34,979 --> 00:01:38,521 ‫«آنچه دزدیده شده را می‌یابی و بازمی‌گردانی» 40 00:01:40,104 --> 00:01:43,854 ‫«و کسی که خودش را دوستت خطاب می‌کند ‫به تو خیانت خواهد کرد» 41 00:01:46,104 --> 00:01:48,604 ‫ما قراره به کرونوس کمک کنیم ‫عصر طلایی رو برگردونه 42 00:01:53,604 --> 00:01:55,146 ‫تو الان بیشتر از یه قهرمانی 43 00:01:55,229 --> 00:01:58,729 ‫تو در نظر رفقای دورگه‌ات یه رهبری 44 00:01:58,813 --> 00:02:01,188 ‫- گیرش آوردی؟ ‫- اون مجوز جستجوگریته؟ 45 00:02:01,271 --> 00:02:03,354 ‫مجوز رسمی گرفتم که مأموریت ‫جستجوی پن رو شروع کنم 46 00:02:03,438 --> 00:02:04,813 ‫هر اتفاقی که بیفته، 47 00:02:04,896 --> 00:02:06,813 ‫سالِ دیگه دوباره اینجا همدیگه رو می‌بینیم 48 00:02:13,337 --> 00:02:20,438 ‫« پرسی جکسون و المپ‌نشینان » ‫« فصل دوم - قسمت اول » 49 00:02:56,854 --> 00:02:57,938 ‫پن... 50 00:02:58,813 --> 00:03:00,146 ‫خدای حیات وحش، 51 00:03:00,229 --> 00:03:01,354 ‫اگه نزدیکی... 52 00:03:04,229 --> 00:03:05,229 ‫یه نشونه بهم بده 53 00:03:56,438 --> 00:03:57,438 ‫چندش 54 00:04:21,563 --> 00:04:23,479 ‫ازم جداش کنید! 55 00:04:27,813 --> 00:04:28,813 ‫الی؟ 56 00:04:29,771 --> 00:04:31,563 ‫الیسون سیمز، خودتی؟ 57 00:04:32,771 --> 00:04:33,854 ‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟ 58 00:04:33,938 --> 00:04:35,479 ‫اردوگاهی‌ها اجازه ندارن دنبال پن بگردن 59 00:04:35,563 --> 00:04:38,438 ‫ما دیگه اردوگاهی نیستیم، گروور 60 00:04:39,938 --> 00:04:41,438 ‫فقط می‌خوایم ببینیم چی پیدا کردی 61 00:04:50,854 --> 00:04:52,021 ‫بقیه‌اش کجاست؟ 62 00:04:53,271 --> 00:04:54,313 ‫بقیه‌ی چی؟ 63 00:04:58,354 --> 00:04:59,479 ‫یه بن‌بستِ دیگه 64 00:05:01,271 --> 00:05:03,021 ‫لوک خوشحال نمیشه 65 00:05:04,063 --> 00:05:05,104 ‫لوک؟ 66 00:05:07,271 --> 00:05:09,146 ‫صبر کن ببینم، شماها به شورش لوک ملحق شدید؟ 67 00:05:10,438 --> 00:05:11,521 ‫صبر کن، صبر کن، صبر کن 68 00:05:12,146 --> 00:05:13,563 ‫چرا من رو تعقیب می‌کردید؟ 69 00:05:13,646 --> 00:05:15,188 ‫لوک از پن چی می‌خواد؟ 70 00:05:16,854 --> 00:05:18,188 ‫تو همین الان هم زیادی دیدی 71 00:06:13,146 --> 00:06:15,188 ‫شماها هم کابوس می‌بینید، درسته؟ 72 00:06:16,688 --> 00:06:18,188 ‫احتمالاً مثل کابوس‌های من نیست 73 00:06:20,021 --> 00:06:22,979 ‫نیمه‌خدایان کابوس‌هایی می‌بینن ‫که آینده رو پیشگویی می‌کنن... 74 00:06:24,479 --> 00:06:25,979 ‫یا سعی می‌کنن ما رو بکشن 75 00:06:29,854 --> 00:06:33,354 ‫معمولاً با دوست‌های صمیمی‌ام ‫در این مورد حرف می‌زنم، اما... 76 00:06:34,354 --> 00:06:36,729 ‫گوشی‌ها هیولاها رو جذب می‌کنن، پس... 77 00:06:37,479 --> 00:06:39,021 ‫باید منتظر اردوگاه بمونم و... 78 00:06:39,729 --> 00:06:41,021 ‫امیدوار باشم حالشون خوب باشه 79 00:06:42,896 --> 00:06:43,979 ‫خبر خوب اینه که 80 00:06:44,563 --> 00:06:45,813 ‫لازم نیست زیاد منتظر بمونم 81 00:07:01,229 --> 00:07:03,063 ‫سلام، یه نفر زود بیدار شده 82 00:07:03,604 --> 00:07:05,354 ‫معجزه‌ی روز آخر مدرسه‌ست 83 00:07:07,854 --> 00:07:09,729 هی، تایسون. این مالِ توئه؟ 84 00:07:09,813 --> 00:07:10,813 ‫اوه 85 00:07:11,688 --> 00:07:12,688 ‫مرسی، پرسی 86 00:07:13,563 --> 00:07:16,146 ‫اون خیلی خفنه، تایسون. چی هست؟ 87 00:07:16,229 --> 00:07:17,438 ‫قطب‌نماست 88 00:07:18,271 --> 00:07:20,438 ‫تا گُم نشم 89 00:07:20,521 --> 00:07:22,771 ‫آها، آره. این تایسونه 90 00:07:23,479 --> 00:07:25,979 ‫اون یه سیکلوپه. الان با ما زندگی می‌کنه ‫(سیکلوپ: غول یک چشم) 91 00:07:26,938 --> 00:07:29,521 ‫مامان وقتی توی پناهگاه بی‌خانمان‌ها ‫کار می‌کرد با تایسون آشنا شد 92 00:07:30,188 --> 00:07:31,271 ‫بعدش... 93 00:07:32,271 --> 00:07:34,021 ‫اون رو توی مدرسه‌ام ثبت نام کرد 94 00:07:34,104 --> 00:07:35,146 ‫پرسی! 95 00:07:36,854 --> 00:07:38,313 ‫پرسی! 96 00:07:40,146 --> 00:07:42,021 ‫جایی که من تنها دوستش بودم 97 00:07:42,104 --> 00:07:43,104 ‫پرسی! 98 00:07:49,104 --> 00:07:52,104 ‫مامان تنها کس دیگه‌ای بود که می‌تونست شکل واقعیش رو ببینه 99 00:07:52,896 --> 00:07:54,813 ‫راستش، اون خیلی چیزها رو می‌بینه 100 00:07:55,396 --> 00:07:59,771 ‫گاهی با خودم فکر می‌کنم ‫شاید می‌تونست ببینه قراره چی بشه 101 00:08:01,646 --> 00:08:02,688 ‫چی شده؟ 102 00:08:02,771 --> 00:08:04,854 ‫امروز صبح یه چیزی ذهنت رو مشغول کرده. چیه؟ 103 00:08:07,271 --> 00:08:08,563 ‫یه کابوس دیدم 104 00:08:09,979 --> 00:08:11,021 ‫در مورد گروور بود 105 00:08:11,813 --> 00:08:13,021 ‫شاید بهتر باشه 106 00:08:13,729 --> 00:08:16,021 ‫به جای فردا، امشب شماها رو ببرم اردوگاه 107 00:08:16,688 --> 00:08:17,688 ‫«شماها»؟ 108 00:08:19,188 --> 00:08:20,229 ‫مامان، 109 00:08:20,854 --> 00:08:22,438 ‫چرا هی الکی امیدوارش می‌کنی... 110 00:08:22,521 --> 00:08:24,229 ‫منم یه خوابی دیدم 111 00:08:30,604 --> 00:08:33,771 ‫یه دراخمای طلایی که توی خلأ می‌چرخید 112 00:08:33,854 --> 00:08:36,521 ‫یه طرفش یه نیزه‌ی سه‌شاخه ‫و روی طرف دیگه... 113 00:08:37,563 --> 00:08:38,729 ‫یه داس بود 114 00:08:40,438 --> 00:08:41,521 ‫کرونوس 115 00:08:43,604 --> 00:08:44,896 ‫فکر می‌کنی یعنی چی؟ 116 00:08:44,979 --> 00:08:50,229 ‫شاید این‌که دو چیز که کاملاً مخالف ‫به نظر میان، یه جورایی... 117 00:08:50,313 --> 00:08:52,021 ‫دو روی یه سکه‌ان 118 00:08:54,021 --> 00:08:56,188 ‫من دنبال یه چیز عمیق‌تر بودم 119 00:09:01,229 --> 00:09:03,438 ‫مامان، اگه اینم یه بحث دیگه ‫راجع به من و تایسونه... 120 00:09:03,521 --> 00:09:04,688 ‫من چی؟ 121 00:09:06,938 --> 00:09:08,813 ‫تایسون، من همیشه چی میگم؟ 122 00:09:10,396 --> 00:09:11,521 ‫اوه، عه... 123 00:09:12,146 --> 00:09:13,271 ‫باشه، خودم شروع می‌کنم 124 00:09:16,479 --> 00:09:18,354 ‫یه قهرمان واقعی بودن... 125 00:09:20,271 --> 00:09:22,438 ‫یعنی دفاع کردن از دیگران 126 00:09:26,021 --> 00:09:27,188 ‫به حرف مادرت گوش کن 127 00:09:52,396 --> 00:09:53,771 ‫هی، جلوت رو نگاه کن 128 00:09:56,771 --> 00:09:58,729 ‫لازم نیست کلاهت رو انقدر پایین بیاری 129 00:09:59,229 --> 00:10:01,229 ‫مِه باعث می‌شه مردم هیولاها رو نبینن 130 00:10:01,313 --> 00:10:02,313 ‫پس تو... 131 00:10:03,729 --> 00:10:04,771 ‫مشکلی نداری 132 00:10:07,604 --> 00:10:09,188 ‫- عیب نداره ‫- نه، اینطور نیست 133 00:10:09,271 --> 00:10:11,479 ‫من الان بهت گفتم هیولا، ‫و این حرف قشنگی نبود 134 00:10:12,396 --> 00:10:14,021 ‫تو واقعاً دوست‌های هیولا داری 135 00:10:14,104 --> 00:10:16,313 ‫آره، من... دارم؟ 136 00:10:16,396 --> 00:10:17,938 ‫بهترین دوستت، بُزه 137 00:10:18,896 --> 00:10:20,604 ‫و به اونم اجازه دادن بره اردوگاه قهرمان‌ها 138 00:10:21,479 --> 00:10:22,771 ‫بی‌صبرانه منتظرم برم 139 00:10:23,438 --> 00:10:26,646 ‫خب، گروور یه ساتیره 140 00:10:27,521 --> 00:10:28,729 ‫یه جورایی مثل روح طبیعت 141 00:10:28,813 --> 00:10:31,354 ‫یعنی نیمف‌ها و درایادها همه ‫توی اردوگاه دورگه‌ها کار می‌کنن 142 00:10:31,438 --> 00:10:33,521 ‫ولی انسان‌ها و هیولاها 143 00:10:34,063 --> 00:10:35,063 ‫اجازه‌ی ورود ندارن 144 00:10:35,146 --> 00:10:36,188 ‫یه نایاد 145 00:10:36,813 --> 00:10:38,938 ‫مادرم یه نایاده. اون حساب میشه؟ 146 00:10:39,979 --> 00:10:41,604 ‫فکر می‌کردم پدر و مادرت رو نمی‌شناختی 147 00:10:41,688 --> 00:10:43,271 ‫- نمی‌شناسم ‫- پس از کجا می‌دونی... 148 00:10:51,063 --> 00:10:53,354 ‫خواهران خاکستری؟ 149 00:10:54,854 --> 00:10:57,021 ‫باشه. بذارم زمینم، مرد گُنده 150 00:10:57,729 --> 00:11:00,188 ‫گفت بذارش زمین 151 00:11:02,354 --> 00:11:04,063 ‫آنابث؟ تو اینجا چیکار می‌کنی... 152 00:11:04,604 --> 00:11:06,063 ‫وای، تایسون، هردوتون بس کنید 153 00:11:06,146 --> 00:11:08,354 ‫صبر کن ببینم. تو این سیکلوپه رو می‌شناسی؟ 154 00:11:09,104 --> 00:11:10,479 ‫اشکالی نداره، بذارم زمین 155 00:11:13,188 --> 00:11:14,229 ‫تو آنابثی 156 00:11:14,896 --> 00:11:16,396 ‫پرسی همیشه در موردت حرف می‌زنه 157 00:11:16,479 --> 00:11:17,479 ‫تایسون 158 00:11:17,563 --> 00:11:19,229 ‫تو همیشه به عکسش نگاه می‌کنی، درسته؟ 159 00:11:21,521 --> 00:11:24,229 ‫فکر می‌کردم توی ویرجینیا پیش بابات بودی 160 00:11:24,313 --> 00:11:26,438 ‫- چی شده؟ ‫- تو اون خواب رو ندیدی؟ 161 00:11:26,521 --> 00:11:27,854 ‫راجع به گروور؟ 162 00:11:27,938 --> 00:11:29,146 ‫راجع به اردوگاه 163 00:11:35,229 --> 00:11:38,229 ‫همه‌جا آتیش گرفته بود. ‫خوابگاه‌ها، میدان نبرد... 164 00:11:38,313 --> 00:11:41,021 ‫به محض این‌که بیدار شدم، ‫یه پیام آیریس به خونه‌ی بزرگ فرستادم 165 00:11:41,104 --> 00:11:42,104 ‫کیرون چی گفت؟ 166 00:11:42,188 --> 00:11:43,896 ‫جواب نداد. ولی نگاه کن 167 00:11:46,646 --> 00:11:48,313 ‫- این یارو جواب داد ‫- اون کیه 168 00:11:48,396 --> 00:11:50,938 ‫نمی‌دونم. ولی توی دفتر کیرون وایساده بود 169 00:11:51,021 --> 00:11:53,521 ‫اینجوری نگاهم کرد، بعد قطع کرد 170 00:11:53,604 --> 00:11:55,313 ‫و حالا بهم میگی گروور توی دردسر افتاده 171 00:11:55,396 --> 00:11:57,604 ‫آره، توی خوابم. فکر می‌کنی بهش ربط داره؟ 172 00:11:59,021 --> 00:12:00,604 ‫همه چی به هم ربط داره، بچه 173 00:12:00,688 --> 00:12:03,521 ‫دوست ساتیرت توی یه جای خیلی تاریکه 174 00:12:03,604 --> 00:12:06,396 ‫دور از هر چیزی که توی عمرش شناخته 175 00:12:06,479 --> 00:12:07,521 ‫خشم! 176 00:12:07,604 --> 00:12:10,438 ‫مجانی بهشون اطلاعات نده. هنوز پول ندادن 177 00:12:10,521 --> 00:12:11,771 ‫چرا، دادم 178 00:12:11,854 --> 00:12:13,396 ‫نه، برای اون ندادی 179 00:12:14,313 --> 00:12:16,313 ‫مسافر اضافه، کرایه‌ی اضافه 180 00:12:16,854 --> 00:12:18,688 ‫پرسی، با آخرین دراخمام پول تو رو دادم 181 00:12:18,771 --> 00:12:19,896 ‫پرسی؟ 182 00:12:19,920 --> 00:12:22,313 ‫صبر کن، در مورد گروور چی می‌گفتی؟ ‫می‌دونی کجاست؟ 183 00:12:24,604 --> 00:12:26,896 ‫خواهران خاکستری همه چی رو می‌بینن 184 00:12:27,604 --> 00:12:28,938 ‫اونا فقط یه چشم دارن؟ 185 00:12:29,021 --> 00:12:30,146 ‫- ببین... ‫- ...کی داره... 186 00:12:30,229 --> 00:12:32,479 ‫...حرف می‌زنه. پول بده یا برو بیرون 187 00:12:32,563 --> 00:12:34,313 ‫صبر کنید. یه دراخما دارم 188 00:12:34,396 --> 00:12:36,688 ‫هوم. پس این دوست‌پسرته، هان؟ 189 00:12:37,396 --> 00:12:39,854 ‫تعجبی نداره که خوابش رو می‌بینی 190 00:12:40,479 --> 00:12:41,563 ‫من هیچوقت نگفتم «دوست‌پسر» 191 00:12:43,563 --> 00:12:45,146 ‫- من هیچوقت نگفتم «دوست‌پسر» ‫- باشه 192 00:12:45,229 --> 00:12:46,938 ‫- نگفتم ‫- حرفت رو باور می‌کنم 193 00:12:47,021 --> 00:12:48,604 ‫شاید بهتر باشه با قطار بریم 194 00:12:48,688 --> 00:12:50,813 ‫نه، خواهران خاکستری ‫سریع‌ترین راه رسیدن به اردوگاهن 195 00:12:50,896 --> 00:12:51,938 ‫باید همین الان بریم اونجا 196 00:12:51,962 --> 00:12:53,146 ‫باشه، پیداش کردم. پیداش کردم 197 00:12:53,170 --> 00:12:54,229 چشم پیشِ منه. بذار نگاه کنم 198 00:12:54,313 --> 00:12:55,563 ‫با نگاه کردن نمی‌تونی بفهمی 199 00:12:55,646 --> 00:12:56,938 ‫واسپ راست میگه 200 00:12:57,021 --> 00:12:59,104 ‫راننده نباید چشم داشته باشه؟ 201 00:12:59,188 --> 00:13:00,813 ‫خشم، بذار نگاهش کنم! 202 00:13:00,896 --> 00:13:03,479 ‫به اندازه‌ی کافی دیدی. سکه درسته 203 00:13:03,563 --> 00:13:06,021 ‫سه نفر به مقصد اردوگاه دورگه‌ها! 204 00:13:06,104 --> 00:13:08,021 ‫صبر کنید، بهم بگید از گروور چی می‌دونید 205 00:13:08,104 --> 00:13:09,771 ‫کمربندهاتون رو ببندید 206 00:13:13,021 --> 00:13:14,396 ‫یوهو! 207 00:13:17,604 --> 00:13:19,229 ‫گروور اون یکی دوست‌پسرته؟ 208 00:13:19,313 --> 00:13:20,938 ‫- نه! ‫- یه دوست‌پسر دیگه داری؟ 209 00:13:21,021 --> 00:13:23,479 ‫همون قدبلنده توی خوابش 210 00:13:23,563 --> 00:13:25,563 ‫همه چی رو لو نده! 211 00:13:28,521 --> 00:13:31,438 ‫- پسش بده! پسش بده! ‫- پسش بده! پسش بده! 212 00:13:32,271 --> 00:13:33,604 ‫بهم بگین گروور کجاست! 213 00:13:33,688 --> 00:13:35,771 ‫نمی‌تونیم بگیم! 214 00:13:36,938 --> 00:13:39,063 ‫باشه، خب، معلومه برای رانندگی ‫به این نیاز ندارن 215 00:13:39,146 --> 00:13:41,438 ‫- بیا بندازیمش دور ‫- نه، چشم رو نه! 216 00:13:46,396 --> 00:13:47,646 ‫پسش بده! 217 00:13:47,729 --> 00:13:50,813 ‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده! 218 00:13:50,896 --> 00:13:53,271 ‫چی؟ گفتم گروور کجاست؟ 219 00:13:53,354 --> 00:13:57,604 ‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده! 220 00:14:00,563 --> 00:14:01,896 ‫اوه! 221 00:14:02,646 --> 00:14:05,146 ‫واقعاً خوش‌قیافه‌ست 222 00:14:17,521 --> 00:14:18,521 ‫نوبت منه! 223 00:14:19,271 --> 00:14:21,396 ‫- بیخیال ‫- نه، بده به من 224 00:14:21,479 --> 00:14:22,896 ‫زیادی حرف زدیم؟ 225 00:14:22,979 --> 00:14:24,479 ‫همیشه زیادی حرف می‌زنی 226 00:14:25,729 --> 00:14:26,729 ‫صبر کن 227 00:14:26,813 --> 00:14:28,146 ‫اون اعداد یعنی چی؟ 228 00:14:28,229 --> 00:14:29,896 ‫خواهی دید! 229 00:14:29,979 --> 00:14:31,938 ‫بزنید بریم! 230 00:14:32,021 --> 00:14:33,063 ‫تندتر برون! 231 00:14:38,271 --> 00:14:39,313 ‫چی؟ 232 00:14:39,979 --> 00:14:41,104 ‫آتیشی در کار نیست 233 00:14:41,646 --> 00:14:43,729 ‫همه چی خوب به نظر میاد 234 00:14:44,563 --> 00:14:46,021 ‫اینجا اردوگاه قهرمان‌هاست؟ 235 00:14:47,604 --> 00:14:48,729 ‫جدی؟ 236 00:14:50,771 --> 00:14:54,021 ‫در واقع، پشت اون درخت‌ها، بالای اون تپه‌ست 237 00:14:55,521 --> 00:14:56,563 ‫خیلی باحاله 238 00:15:01,188 --> 00:15:02,229 ‫چی شده؟ 239 00:15:03,688 --> 00:15:04,729 ‫فقط یکم سرگیجه دارم 240 00:15:05,354 --> 00:15:07,479 ‫کوه فضایی در مقایسه با خواهران خاکستری ‫هیچی نیست 241 00:15:08,313 --> 00:15:09,521 ‫تو ترن هوایی امتحان کردی؟ 242 00:15:10,021 --> 00:15:11,021 ‫دوستش داشتی؟ 243 00:15:11,771 --> 00:15:12,896 ‫خیلی چیزها امتحان کردم 244 00:15:13,438 --> 00:15:14,979 ‫حتی در مورد بعضی‌هاشون برات نوشتم 245 00:15:15,063 --> 00:15:16,188 ‫می‌دونم، همه‌ی نامه‌هات رو خوندم 246 00:15:17,063 --> 00:15:18,813 ‫صبر کن، نامه‌هام به دستت رسیدن، درسته؟ 247 00:15:20,479 --> 00:15:22,313 ‫به نظر میاد یه چیزهایی رو جا انداختی 248 00:15:27,438 --> 00:15:29,354 ‫تایسون یه مدته با ما زندگی می‌کنه 249 00:15:29,979 --> 00:15:31,146 ‫مامانم بهش پناه داد 250 00:15:31,813 --> 00:15:34,539 ‫قول داده بودم مراقبش باشم، ‫فکر نمی‌کردم بیاد اردوگاه 251 00:15:34,563 --> 00:15:36,521 ‫آره، ولی سالی باید این رو بدونه، درسته؟ 252 00:15:36,604 --> 00:15:37,688 ‫که نمی‌تونه وارد بشه؟ 253 00:15:37,771 --> 00:15:39,229 ‫سعی کردم بهش بگم. ببین... 254 00:15:40,104 --> 00:15:42,104 ‫میشه در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم؟ 255 00:15:43,396 --> 00:15:45,979 ‫می‌خوام بدونم نظرت ‫در مورد کوه فضایی چی بود و مثلاً... 256 00:15:46,979 --> 00:15:48,021 ‫مدرسه 257 00:15:55,479 --> 00:15:57,063 ‫چون من نامه‌هات رو خوندم 258 00:15:58,313 --> 00:16:00,854 ‫و راستش، حس کردم تو هم ‫یه چیزهایی رو جا انداختی 259 00:16:13,771 --> 00:16:15,479 ‫بدویید! 260 00:16:59,271 --> 00:17:00,354 ‫تایسون، نه! 261 00:17:13,688 --> 00:17:14,771 ‫چی؟ 262 00:17:17,396 --> 00:17:19,979 ‫سیکلوپ‌ها در برابر آتش مقاومن. ‫چیزیش نمیشه. بیا بریم 263 00:17:33,979 --> 00:17:35,813 ‫بهت گفتم نمی‌تونه از مرز رد بشه! 264 00:17:46,813 --> 00:17:48,188 ‫پرسی، نکن! 265 00:18:01,854 --> 00:18:02,938 ‫تایسون! 266 00:18:05,271 --> 00:18:06,896 ‫من، آنابث چیس، 267 00:18:06,979 --> 00:18:09,396 ‫بهت اجازه میدم وارد اردوگاه بشی! 268 00:18:11,854 --> 00:18:13,188 ‫تایسون! 269 00:18:13,271 --> 00:18:15,104 ‫به من اعتماد کن! باشه؟ 270 00:18:15,188 --> 00:18:16,188 ‫هوات رو دارم 271 00:18:31,438 --> 00:18:33,146 ‫من وارد شدم، بچه‌ها! 272 00:19:02,646 --> 00:19:05,146 ‫آماده. تیر بذارید. تیراندازی کنید! 273 00:19:18,188 --> 00:19:19,479 ‫دست نگه دارید 274 00:19:19,563 --> 00:19:21,979 ‫بریم، بریم! 275 00:19:22,063 --> 00:19:23,438 ‫صف ببندین! صف ببندین! 276 00:19:23,521 --> 00:19:25,479 ‫- سلام، کلاریس ‫- خفه شو، جکسون 277 00:19:29,896 --> 00:19:32,438 ‫- اوه، نیزه‌ات رو درست کردی ‫- حتی حرفشم نزن 278 00:19:33,354 --> 00:19:35,021 ‫شما دوتا اینجا چیکار می‌کنین؟ 279 00:19:35,104 --> 00:19:36,997 ‫همه غیررزمی‌ها باید توی خوابگاه‌ها پناه بگیرن 280 00:19:37,021 --> 00:19:38,063 ‫وقتی هیولاها حمله می‌کنن 281 00:19:38,146 --> 00:19:40,521 ‫من مسئول مرگ احمقانه‌تون نمیشم 282 00:19:40,979 --> 00:19:42,063 ‫زمین رو خالی کنین 283 00:19:42,979 --> 00:19:44,313 ‫و بذارین جنگجوها کارشون رو بکنن 284 00:19:49,646 --> 00:19:51,229 ‫تایسون، حالت خوبه؟ 285 00:19:52,021 --> 00:19:53,271 ‫خوبم 286 00:19:53,354 --> 00:19:54,854 ‫به اردوگاه دورگه‌ها خوش اومدی 287 00:19:56,271 --> 00:20:00,771 ‫معمولاً بیشتر دورِ آتیش مارشملو می‌خوریم ‫و از این حمله‌های زمینی در کار نیست 288 00:20:10,313 --> 00:20:11,521 ‫لایستریگونی‌ها 289 00:20:12,146 --> 00:20:13,313 ‫دوباره بگو؟ 290 00:20:15,146 --> 00:20:17,229 ‫غول‌های آدم‌خوار از شمال دور 291 00:20:17,854 --> 00:20:19,104 ‫ادیسیوس یه بار باهاشون جنگید 292 00:20:19,646 --> 00:20:21,604 ‫قدرتمند ولی احمقن 293 00:20:21,688 --> 00:20:24,313 ‫اونا تیمی می‌جنگن، پس زیادم احمق نیستن 294 00:20:24,854 --> 00:20:27,521 ‫ولی چرا به پشت اردوگاه حمله کردن؟ 295 00:20:28,896 --> 00:20:30,354 ‫این ممکنه حواس‌پرتی بوده باشه 296 00:20:30,938 --> 00:20:32,688 ‫نیروهای دفاعی رو از هدف اصلی دور کردن 297 00:20:32,771 --> 00:20:34,563 ‫و همزمان قدرتِ دیواره رو امتحان می‌کردن 298 00:20:34,646 --> 00:20:35,938 ‫منظورت همون دیواره‌ست... 299 00:20:37,438 --> 00:20:38,813 ‫که توسط درخت تالیا ساخته شده؟ 300 00:21:06,271 --> 00:21:07,396 ‫لوک! 301 00:21:11,104 --> 00:21:12,396 ‫باز داری فرار می‌کنی؟ 302 00:21:17,688 --> 00:21:19,104 ‫بیرون می‌بینمت 303 00:21:34,479 --> 00:21:36,396 ‫نه، نه، نه. نه 304 00:21:37,063 --> 00:21:38,229 ‫خدای من 305 00:21:40,021 --> 00:21:42,188 ‫تالیا... نه 306 00:21:43,021 --> 00:21:44,188 ‫چی شده؟ 307 00:21:44,896 --> 00:21:45,979 ‫نمی‌دونم... 308 00:21:50,438 --> 00:21:51,771 ‫زهرِ پایتون پیر 309 00:21:52,938 --> 00:21:54,188 ‫لوک مسمومش کرده 310 00:21:56,229 --> 00:21:58,938 ‫درخت یه... دختره؟ 311 00:22:01,063 --> 00:22:02,104 ‫بود 312 00:22:04,188 --> 00:22:05,521 ‫تالیا یه قهرمان بود 313 00:22:06,146 --> 00:22:07,813 ‫که آخرین مقاومتش رو همین‌جا کرد... 314 00:22:08,979 --> 00:22:10,313 ‫برای محافظت از دوست‌هاش 315 00:22:14,563 --> 00:22:15,896 ‫اون دختر زئوس بود 316 00:22:16,604 --> 00:22:17,771 ‫زئوس فداکاریش رو دید 317 00:22:19,771 --> 00:22:21,604 ‫نجاتش نداد، ولی... 318 00:22:23,229 --> 00:22:25,521 ‫تبدیلش کرد به چیزی که می‌تونست ‫بقیه رو نجات بده 319 00:22:30,104 --> 00:22:32,188 ‫اون درخت سپر جادویی می‌سازه 320 00:22:36,438 --> 00:22:38,021 ‫تالیا جون لوک رو نجات داد 321 00:22:38,604 --> 00:22:40,896 ‫- چطور تونست این کارو بکنه؟ ‫- چون اون دیگه لوک نیست 322 00:22:42,729 --> 00:22:43,854 ‫اون... 323 00:22:45,021 --> 00:22:46,063 ‫گمراه شده 324 00:22:46,604 --> 00:22:48,479 ‫اون حالا در خدمتِ کرونوسه، ‫همه چی برای همینه 325 00:22:50,146 --> 00:22:51,188 ‫کرونوس؟ 326 00:22:51,271 --> 00:22:52,771 ‫ارباب تایتان‌ها 327 00:22:53,354 --> 00:22:56,146 ‫می‌خواد المپ رو نابود کنه ‫و حالا لوک هم همین رو می‌خواد 328 00:22:56,229 --> 00:22:57,604 ‫اون هر چیزی رو نابود می‌کنه 329 00:22:57,688 --> 00:22:59,563 ‫اگه کمک کنه تایتان‌ها دوباره قدرت بگیرن 330 00:23:01,646 --> 00:23:02,771 ‫سیکلوپ! 331 00:23:02,854 --> 00:23:04,896 ‫روبروئه 332 00:23:04,979 --> 00:23:06,979 ‫اون یه دوسته 333 00:23:07,604 --> 00:23:09,104 ‫اون داخل مرز ماست 334 00:23:09,188 --> 00:23:11,438 ‫- برو کنار ‫- اون اجازه داره 335 00:23:12,521 --> 00:23:13,521 ‫از کی؟ 336 00:23:14,646 --> 00:23:15,896 ‫از من 337 00:23:15,979 --> 00:23:18,104 ‫اردوگاه هنوز پابرجاست؟ 338 00:23:18,188 --> 00:23:20,729 ‫اردوگاه محکم پابرجاست 339 00:23:27,646 --> 00:23:28,938 ‫پس، بیدار کردن من 340 00:23:29,604 --> 00:23:30,979 ‫لازم نبود 341 00:23:31,688 --> 00:23:33,229 ‫ببخشید، سرورم 342 00:23:34,313 --> 00:23:36,313 ‫- تلفاتی داشتیم؟ ‫- از طرف ما نه 343 00:23:36,396 --> 00:23:38,521 ‫ولی چندتا زخمی داریم، ‫دارن درمان میشن... 344 00:23:39,813 --> 00:23:41,938 ‫چیزی که الان مهمه 345 00:23:42,521 --> 00:23:45,188 ‫اینه که بفهمیم کی مسئوله 346 00:23:45,729 --> 00:23:47,646 ‫و چطور مجازاتش کنیم 347 00:23:49,688 --> 00:23:50,688 ‫لوک بود 348 00:23:52,354 --> 00:23:54,271 ‫اون غول‌ها رو مستقیم آورد همین‌جا 349 00:23:54,354 --> 00:23:56,271 ‫اونا فقط حواس‌پرتی بودن ‫تا اون درخته رو مسموم... 350 00:23:56,354 --> 00:23:57,354 ‫تو 351 00:23:58,188 --> 00:23:59,271 ‫نه، من تو رو می‌شناسم 352 00:23:59,354 --> 00:24:00,604 ‫کی هستی؟ 353 00:24:00,688 --> 00:24:02,521 ‫اون پرسی جکسونه، سرورم 354 00:24:03,563 --> 00:24:08,229 ‫آهان، آره. پسر پوسایدون. ‫تعریفت رو شنیدم 355 00:24:08,313 --> 00:24:09,479 ‫درسته 356 00:24:10,979 --> 00:24:12,188 ‫و شما؟ 357 00:24:13,938 --> 00:24:15,104 ‫تانتالوس 358 00:24:16,438 --> 00:24:19,563 ‫شاه تانتالوس از آناتولی 359 00:24:20,896 --> 00:24:22,146 ‫تانتالوس... 360 00:24:24,146 --> 00:24:27,146 ‫تو همونی هستی که هرچقدر هم گرسنه بشه ‫نمی‌تونه به غذا دست بزنه 361 00:24:27,229 --> 00:24:28,771 ‫بله، ممنون 362 00:24:29,604 --> 00:24:32,646 ‫که نفرینم رو یادآوری کردی. ‫لحظه‌ای فراموش کرده بودم 363 00:24:32,729 --> 00:24:34,063 ‫اون چیه؟ 364 00:24:34,146 --> 00:24:35,646 ‫سیکلوپ 365 00:24:35,729 --> 00:24:36,729 ‫قربان 366 00:24:38,438 --> 00:24:41,479 ‫آهان، درسته. بکشیدش 367 00:24:41,563 --> 00:24:42,813 ‫چند بار باید بگم... 368 00:24:42,896 --> 00:24:44,313 ‫اون با منه! 369 00:24:44,396 --> 00:24:47,063 ‫اون تهدید نیست. اون... 370 00:25:06,771 --> 00:25:08,104 ‫اون برادرته 371 00:25:25,313 --> 00:25:26,354 ‫خدای من 372 00:25:28,979 --> 00:25:30,771 ‫وای، عجب 373 00:25:30,854 --> 00:25:33,229 ‫اون هیچوقت نمی‌تونست ‫نیزه سه‌شاخه‌اش رو پیش خودش نگه داره 374 00:25:33,313 --> 00:25:34,813 ‫درسته؟ 375 00:25:35,479 --> 00:25:36,771 ‫خیلی خنده‌داره 376 00:25:36,854 --> 00:25:38,188 ‫آره! 377 00:25:38,271 --> 00:25:39,979 ‫باید حواست بهش باشه 378 00:25:40,896 --> 00:25:44,688 ‫آقای دی، میشه برگردیم ‫سراغ اون بخش که اردوگاه در خطره؟ 379 00:25:44,771 --> 00:25:46,396 ‫- اوه ‫- تو 380 00:25:47,229 --> 00:25:49,104 ‫من تو رو هم می‌شناسم 381 00:25:49,188 --> 00:25:50,479 ‫تو همونی هستی 382 00:25:50,563 --> 00:25:54,854 ‫که پیام آیریس رو باز کردی ‫توی اتاق خصوصی من 383 00:25:55,479 --> 00:25:56,854 ‫منظورت دفتر کیرونه؟ 384 00:25:56,938 --> 00:25:58,604 ‫منظورم دفتر منه 385 00:26:00,063 --> 00:26:04,104 ‫ببین، تانتالوس اینجا مدیر جدید فعالیت‌هاست 386 00:26:04,188 --> 00:26:08,729 ‫طبق فرمان شخصِ زئوس 387 00:26:08,813 --> 00:26:10,938 ‫که آقا اسبه رو هم بیرون کرد 388 00:26:11,021 --> 00:26:16,229 ‫به خاطر این‌که اون پسرِ کرونوسه 389 00:26:16,313 --> 00:26:17,521 ‫- چی؟ ‫- اوه 390 00:26:18,063 --> 00:26:19,146 ‫ببخشید 391 00:26:19,229 --> 00:26:20,771 ‫این رو نمی‌دونستی؟ 392 00:26:20,854 --> 00:26:22,188 ‫نه، من... 393 00:26:22,896 --> 00:26:24,563 ‫فقط این‌که دلیل خیلی احمقانه‌ایه 394 00:26:24,646 --> 00:26:26,854 ‫- اوه ‫- زئوس هم پسر کرونوسه 395 00:26:26,938 --> 00:26:28,729 ‫چرا خودش رو بیرون نمی‌کنه... 396 00:26:31,688 --> 00:26:33,521 ‫باشه. ببین، پیتر 397 00:26:34,229 --> 00:26:37,813 ‫همه می‌دونیم پارسال یه کار خفن کردی 398 00:26:38,354 --> 00:26:40,938 ‫راستش، حتی یادم نمیاد چی بود 399 00:26:41,021 --> 00:26:42,979 ‫ولی چون اون کارو کردی 400 00:26:43,063 --> 00:26:44,896 ‫می‌خوام بهت بگم 401 00:26:44,979 --> 00:26:47,271 ‫که خطری که اردوگاه رو تهدید می‌کنه 402 00:26:47,813 --> 00:26:50,563 ‫بیشتر از چیزیه که می‌تونی تصورش رو بکنی 403 00:26:55,438 --> 00:26:59,354 ‫ببین، تانتالوس یه ایده‌ی قشنگ داد 404 00:26:59,438 --> 00:27:04,313 ‫که مسابقه‌ی ارابه‌رانی رو به‌عنوان رقابت ‫سراسری اردوگاه امسال دوباره زنده کنیم 405 00:27:04,938 --> 00:27:06,438 ‫ولی این حمله‌ی اخیر 406 00:27:06,521 --> 00:27:10,354 ‫تهدید می‌کنه که کل برنامه‌مون رو بهم بریزه 407 00:27:11,771 --> 00:27:14,438 ‫نه، فکر نکنم لازم باشه برنامه رو ‫عقب بندازیم، لرد دیونیسوس 408 00:27:14,521 --> 00:27:16,438 ‫واقعاً؟ 409 00:27:19,771 --> 00:27:21,271 ‫اوه. ببخشید 410 00:27:22,188 --> 00:27:25,021 ‫یعنی واقعاً این داستان‌ها رو باور می‌کنی 411 00:27:25,104 --> 00:27:28,479 ‫که نیمه‌خدایان یاغی ‫هیولاها رو رهبری می‌کنن؟ 412 00:27:28,563 --> 00:27:31,854 ‫یا این فقط یه حمله‌ی فصلی معمولیه 413 00:27:31,938 --> 00:27:33,938 ‫که بیشترین آسیبش به روحیه‌ی اردوگاهه 414 00:27:34,021 --> 00:27:36,479 ‫که مسابقه‌ی ارابه‌رانی می‌تونه احیاش کنه؟ 415 00:27:36,563 --> 00:27:37,646 ‫هوم 416 00:27:39,938 --> 00:27:41,313 ‫الان واقعاً جدی هستی؟ 417 00:27:41,813 --> 00:27:43,813 ‫ما یه مأموریت برای درمان درخت تالیا نیاز داریم 418 00:27:45,896 --> 00:27:47,229 ‫درمانِ درخت 419 00:27:49,271 --> 00:27:50,271 ‫چطور؟ 420 00:27:50,354 --> 00:27:51,938 ‫آره. چطور؟ 421 00:27:52,479 --> 00:27:53,729 ‫یه مأموریت بهمون بده 422 00:27:55,146 --> 00:27:57,396 ‫- از لحنت خوشم نمیاد ‫- برام مهم نیست 423 00:27:57,479 --> 00:27:59,938 ‫لوک اینجا بود و می‌دونست چیکار می‌کنه 424 00:28:00,688 --> 00:28:03,021 ‫اگه درخت از بین بره، ‫دیواره از بین میره، 425 00:28:03,104 --> 00:28:05,188 ‫و اردوگاه در معرض هر حمله‌ای بی‌دفاع میشه 426 00:28:05,271 --> 00:28:06,354 ‫در معرض همه‌ی حملات! 427 00:28:07,354 --> 00:28:08,354 ‫نگهبان‌ها! 428 00:28:11,729 --> 00:28:13,063 ‫تنها اتحاد نیمه‌خدا-هیولایی 429 00:28:13,146 --> 00:28:14,146 ‫که امروز دیدم 430 00:28:14,229 --> 00:28:15,938 ‫بین تو و برادر سیکلوپت بود 431 00:28:16,021 --> 00:28:20,563 ‫پس چرا همین الان نمیری ‫توی حبس خوابگاهی بهش ملحق شی؟ 432 00:28:23,271 --> 00:28:24,938 ‫آقای دی، شما با این موافقین؟ 433 00:28:25,021 --> 00:28:27,521 ‫به نظر منم لحنت یکم تُند بود 434 00:28:30,354 --> 00:28:31,729 ‫می‌خوای چیزی اضافه کنی؟ 435 00:28:33,438 --> 00:28:34,521 ‫نه 436 00:29:10,396 --> 00:29:11,479 ‫داداش! 437 00:29:11,563 --> 00:29:13,479 ‫تو خبر داشتی؟ تمام این مدت؟ 438 00:29:13,979 --> 00:29:14,979 ‫نه 439 00:29:15,063 --> 00:29:16,497 ‫ولی گفتی مادرت یه نایاده 440 00:29:16,521 --> 00:29:19,146 ‫تو این رو می‌دونستی. ‫پس چطور می‌دونستی؟ 441 00:29:19,229 --> 00:29:20,688 ‫نمی‌دونستم... 442 00:29:20,771 --> 00:29:22,354 ‫به من دروغ نگو، تایسون. لطفاً 443 00:29:22,438 --> 00:29:23,438 ‫نه، امکان نداره 444 00:29:24,229 --> 00:29:25,688 ‫ما بهترین دوستیم و داداشیم 445 00:29:25,771 --> 00:29:26,854 ‫من هیچوقت دروغ نمیگم... 446 00:29:26,938 --> 00:29:28,229 ‫ما داداش نیستیم، ما... 447 00:29:30,354 --> 00:29:31,813 ‫پوسایدون پدرمونه، ولی... 448 00:29:34,188 --> 00:29:35,563 ‫- آره ‫- و... 449 00:29:36,354 --> 00:29:39,021 ‫کنار اومدن باهاش برام سخته 450 00:29:39,104 --> 00:29:41,729 ‫یعنی باید برای تو هم سخت باشه. ‫من فقط... 451 00:29:42,521 --> 00:29:44,438 ‫فقط مطمئن نیستم یعنی چی 452 00:29:49,438 --> 00:29:50,688 ‫یعنی این‌که تنها نیستم 453 00:30:06,021 --> 00:30:07,104 ‫خب، افتضاح بود 454 00:30:08,021 --> 00:30:09,146 ‫می‌خوای حرف بزنیم؟ 455 00:30:12,521 --> 00:30:15,688 ‫در واقع... می‌خوای قدم بزنیم؟ 456 00:30:16,479 --> 00:30:17,604 ‫عه... 457 00:30:17,688 --> 00:30:19,063 ‫بیخیال، ما الانم توی دردسر افتادیم 458 00:30:19,087 --> 00:30:20,271 ‫می‌خوان چیکار کنن؟ 459 00:30:22,438 --> 00:30:23,729 ‫نه، فقط این‌که... 460 00:30:24,438 --> 00:30:25,563 ‫تایسون یکم... 461 00:30:26,854 --> 00:30:28,854 ‫من الان دارم با اون حرف می‌زنم 462 00:30:28,938 --> 00:30:30,188 ‫چرا نمیای تو؟ 463 00:30:31,688 --> 00:30:33,729 ‫- نه، لازم نیست ‫- اشکالی نداره، جدی میگم 464 00:30:33,813 --> 00:30:34,979 ‫می‌دونم، فقط این‌که... 465 00:30:37,063 --> 00:30:39,271 ‫می‌خواستم برم آسیب درخت تالیا رو بررسی کنم 466 00:30:39,813 --> 00:30:41,396 ‫شاید با درایادها در موردش حرف بزنم 467 00:30:52,938 --> 00:30:54,646 ‫فکر می‌کردم گفتی هیچ دراخمایی نداری 468 00:30:55,563 --> 00:30:56,563 ‫ها؟ 469 00:30:56,646 --> 00:30:57,979 ‫توی یکی از نامه‌هات نوشتی 470 00:30:58,063 --> 00:30:59,563 ‫که کاش می‌تونستی پیام آیریس بفرستی 471 00:30:59,646 --> 00:31:01,729 ‫ولی دراخما نداشتی پیشکش کنی 472 00:31:01,813 --> 00:31:02,938 ‫نداشتم 473 00:31:03,021 --> 00:31:05,104 ‫اون یه دونه توی تاکسی رو ‫مامانم امروز صبح بهم داد 474 00:31:05,188 --> 00:31:06,563 ‫حتی نمی‌دونستم یکی داره 475 00:31:08,313 --> 00:31:11,938 ‫صبر کن، گفتی آخرین دراخمات رو ‫برای کرایه تاکسی من خرج کردی 476 00:31:12,021 --> 00:31:13,604 ‫یعنی حداقل دوتا داشتی 477 00:31:15,188 --> 00:31:17,563 ‫تمام این سال، چرا باهام تماس نگرفتی؟ 478 00:31:19,688 --> 00:31:21,313 ‫همین الان سعی دارم همین کارو بکنم 479 00:31:24,896 --> 00:31:26,188 ‫باشه، شاید فقط... 480 00:31:27,313 --> 00:31:28,438 ‫چند دقیقه بهم وقت بده؟ 481 00:31:32,021 --> 00:31:33,354 ‫نگرانش نباش 482 00:31:33,438 --> 00:31:34,604 ‫فقط یکم بخواب 483 00:31:46,479 --> 00:31:47,771 ‫حق باهاشه، می‌دونی 484 00:31:50,396 --> 00:31:52,563 ‫باید بخوابی 485 00:31:55,563 --> 00:31:57,021 ‫توی خیابون‌ها نمی‌تونی 486 00:31:58,021 --> 00:31:59,729 ‫چون هیولاها می‌فهمن 487 00:32:04,146 --> 00:32:05,771 ‫یه اسفینکس این رو بهم گفت 488 00:32:08,771 --> 00:32:10,271 ‫توی خیابون هفتاد و هفتم 489 00:32:14,563 --> 00:32:15,729 ‫یه قلدر گردن‌کلفت بود 490 00:32:19,938 --> 00:32:21,563 ‫گفت مامانم یه نایاده 491 00:32:22,063 --> 00:32:23,688 ‫و بابام یکی از خداهاست 492 00:32:26,438 --> 00:32:28,021 ‫فکر کردم داره گولم می‌زنه 493 00:32:34,729 --> 00:32:36,729 ‫هیولاها زیاد دنبالت میان 494 00:32:37,688 --> 00:32:38,688 ‫اون بیرون؟ 495 00:32:41,563 --> 00:32:42,646 ‫خواب خوبه 496 00:32:44,896 --> 00:32:46,188 ‫یعنی در امانی 497 00:32:49,229 --> 00:32:50,938 ‫و فکر کنم اینجا خواب خوبی داشته باشیم 498 00:33:30,938 --> 00:33:32,146 ‫می‌دونم درد داری 499 00:33:35,646 --> 00:33:37,063 ‫ولی هنوز صدام رو می‌شنوی؟ 500 00:33:40,188 --> 00:33:43,438 ‫فقط می‌پرسم چون حتی قبل از این‌که لوک بره، 501 00:33:43,521 --> 00:33:45,729 ‫تو تنها کسی بودی که واقعاً می‌تونستم ‫باهاش حرف بزنم 502 00:33:49,229 --> 00:33:51,354 ‫من درستش می‌کنم 503 00:33:52,229 --> 00:33:53,896 ‫فقط باید بفهمم چطوری 504 00:33:56,479 --> 00:33:57,729 ‫لطفاً... 505 00:33:59,688 --> 00:34:01,021 ‫بهم بگو چطوری 506 00:35:02,354 --> 00:35:04,229 ‫پرسی؟ 507 00:35:14,188 --> 00:35:15,188 ‫پرسی! 508 00:35:15,688 --> 00:35:16,688 ‫خودتی؟ 509 00:35:16,771 --> 00:35:17,854 ‫گروور! 510 00:35:19,063 --> 00:35:20,896 ‫پرسی! 511 00:35:20,979 --> 00:35:22,229 ‫هی، صدام رو می‌شنوی؟ 512 00:35:22,854 --> 00:35:24,146 ‫آره، می‌شنوم. صبر کن 513 00:35:24,813 --> 00:35:26,354 ‫چرا لباس‌های من رو پوشیدی؟ 514 00:35:27,979 --> 00:35:31,479 ‫من... فکر کنم به همون دلیل که ‫تو لباس‌های من رو پوشیدی 515 00:35:32,146 --> 00:35:33,979 ‫اوه، وای. این منطقیه؟ 516 00:35:34,854 --> 00:35:36,021 ‫فکر کنم منطقیه 517 00:35:36,104 --> 00:35:37,688 ‫چی؟ لطفاً بگو چی منطقیه 518 00:35:37,771 --> 00:35:41,729 تو تازگی‌ها با آنابث ‫و یه سیکلوپ توی تاکسی بودی؟ 519 00:35:42,396 --> 00:35:43,396 ‫آره 520 00:35:43,938 --> 00:35:46,229 ‫بوم! پیوند همدلی! باید خودش باشه! 521 00:35:46,313 --> 00:35:48,729 ‫- واقعاً؟ اون چیه؟ ‫- یه پیونده 522 00:35:48,813 --> 00:35:51,813 ‫یه پیوند ذهنی و همدلی ‫بین یه ساتیر و یه نیمه‌خدا 523 00:35:51,896 --> 00:35:54,729 ‫که می‌تونه از زمان، فضا و رویاها عبور کنه 524 00:35:55,271 --> 00:35:57,521 ‫خیلی نادره. فقط می‌تونه بین... 525 00:35:57,604 --> 00:35:58,938 ‫...بهترین دوست‌ها اتفاق بیفته 526 00:35:59,438 --> 00:36:00,438 ‫آره 527 00:36:00,938 --> 00:36:02,813 ‫ببخشید! ببخشید 528 00:36:03,438 --> 00:36:05,313 ‫اشکالی نداره 529 00:36:05,979 --> 00:36:08,646 ‫خب، این چطور کار می‌کنه؟ 530 00:36:08,729 --> 00:36:10,479 ‫واقعاً نمی‌دونم. یعنی مثلاً... 531 00:36:10,563 --> 00:36:12,729 ‫یعنی تو توی خواب منی، ‫یا من توی خواب توام؟ یا... 532 00:36:12,813 --> 00:36:13,938 ‫فکر کنم هردو؟ 533 00:36:14,021 --> 00:36:16,313 ‫انگار داریم همزمان یه خواب مشترک رو می‌سازیم 534 00:36:17,271 --> 00:36:19,104 ‫- خیلی باحاله ‫- خیلی باحاله 535 00:36:19,188 --> 00:36:20,229 ‫آره 536 00:36:25,979 --> 00:36:27,259 ‫فکر کنم خواب داره فرو می‌ریزه 537 00:36:27,688 --> 00:36:28,771 ‫یا اون داره برمی‌گرده 538 00:36:30,771 --> 00:36:32,271 ‫ببین، وقت زیادی نداریم 539 00:36:32,354 --> 00:36:34,146 ‫من واقعاً توی این غار گیر افتادم 540 00:36:34,229 --> 00:36:35,914 ‫هرچند توی واقعیت انقدر باحال نیست 541 00:36:35,938 --> 00:36:37,104 ‫با این آینه‌ها و... 542 00:36:37,188 --> 00:36:39,146 ‫- چطور اومدی اینجا؟ ‫- با یه هیولای دریایی، در واقع، 543 00:36:39,229 --> 00:36:40,909 ‫ولی همه بخشی از سیستم اونه. تله‌ی اونه 544 00:36:40,979 --> 00:36:42,521 ‫- «اون» کیه؟ ‫- پولیفموس 545 00:36:42,604 --> 00:36:45,188 ‫از رشته‌های پشم به عنوان طعمه ‫برای ساتیرها استفاده می‌کنه 546 00:36:45,271 --> 00:36:47,938 ‫چون جادوی طبیعتش ‫همون بوی پن رو میده 547 00:36:48,479 --> 00:36:50,021 ‫صبر کن، این همون چیزیه ‫که تیم لوک دنبالش بود 548 00:36:50,045 --> 00:36:51,896 ‫- نه پن، بلکه پشم ‫- گروور، آروم‌تر 549 00:36:51,979 --> 00:36:53,289 ‫از چی حرف می‌زنی؟ چه پشمی؟ 550 00:36:53,313 --> 00:36:54,688 ‫پشم زرین 551 00:36:58,896 --> 00:37:00,896 ‫اون قدرتِ درمان هر چیز و هرکسی رو داره 552 00:37:02,646 --> 00:37:04,396 ‫برام سؤاله تیمِ لوک واسه چی می‌خوادش 553 00:37:06,688 --> 00:37:08,896 ‫پرسی، باید من رو از اینجا دربیاری. ‫باید پیدام کنی 554 00:37:08,979 --> 00:37:11,205 ‫میام دنبالت. بهم بگو این غار دقیقاً کجاست 555 00:37:11,229 --> 00:37:14,146 ‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده 556 00:37:26,813 --> 00:37:27,854 ‫خواب بد دیدی؟ 557 00:37:28,354 --> 00:37:29,646 ‫گروور... 558 00:37:30,271 --> 00:37:31,688 ‫و گنج یه هیولا 559 00:37:33,146 --> 00:37:34,646 ‫دو روی یه سکه 560 00:37:36,063 --> 00:37:38,646 یه سکه؟ 561 00:37:39,396 --> 00:37:40,521 یعنی یه جا 562 00:37:50,521 --> 00:37:55,354 ‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده 563 00:37:57,438 --> 00:37:58,479 یه جا 564 00:38:00,750 --> 00:38:05,458 « دریای سارگاسو » « دریای هیولاها » 565 00:38:27,813 --> 00:38:29,229 ‫می‌دونم چطور اردوگاه رو نجات بدم 566 00:40:55,396 --> 00:40:57,421 ‫سرِ جاهاتون قرار بگیرید! 567 00:40:59,063 --> 00:41:00,521 ‫گروور به کمکم نیاز داره 568 00:41:00,604 --> 00:41:04,063 ‫و من اجازه نمیدم یه قانون احمقانه ‫در مورد مأموریت‌ها جلوم رو بگیره 569 00:41:04,646 --> 00:41:06,146 ‫- پرسی! ‫- گروور؟