1 00:00:23,290 --> 00:00:24,670 ‫چه حالی می‌ده. 2 00:00:38,460 --> 00:00:39,480 ‫این چیـه؟ 3 00:00:39,710 --> 00:00:41,130 ‫پَد سینه. 4 00:00:41,710 --> 00:00:44,500 ‫یه ابزار جادویی ‫که سینه‌ها رو بزرگ‌تر نشون می‌ده. 5 00:00:49,250 --> 00:00:51,170 ‫زود باش. ‫دو بار دیگه مونده. 6 00:01:01,380 --> 00:01:02,920 ‫خب، حالا آخری. 7 00:01:07,340 --> 00:01:09,710 ‫اِستوپ! ‫بازی تموم شد! 8 00:01:09,710 --> 00:01:12,290 ‫خوشت اومد، نه؟ 9 00:01:14,000 --> 00:01:16,500 ‫قدر این سینه‌های خوشگل رو بدون. 10 00:01:16,500 --> 00:01:18,540 ‫حالا بی‌حساب شدیم. 11 00:01:18,540 --> 00:01:20,250 ‫«نیاکو» به‌خاطر تو زنده و سلامتـه. 12 00:01:20,250 --> 00:01:23,040 ‫من که دیگه نمی‌خوام شکارچی باشم... 13 00:01:20,270 --> 00:01:22,220 ‫حرف واسه گفتن زیاد دارم، ولی... 14 00:01:23,210 --> 00:01:25,550 ‫ولی «ماکیماسان» ولم نمی‌کنه. 15 00:01:23,840 --> 00:01:24,850 ‫صبر کن بینم... 16 00:01:25,790 --> 00:01:27,780 ‫تا جایی که بتونم، کمکت می‌کنم. 17 00:01:28,170 --> 00:01:29,750 ‫امیدوارم بهمون خوش بگذره. 18 00:01:32,420 --> 00:01:33,710 ‫«نیاکو»، وقت خوابـه. 19 00:01:40,330 --> 00:01:41,600 ‫همه‌ش همین بود؟ 20 00:02:35,010 --> 00:02:39,080 ‫تیتراژ آغازین ‫عنوان «Kick Back» ‫با صدای Kenshi Yonezu 21 00:02:57,360 --> 00:03:02,160 ‫کارگردان: Ryuu Nakayama 22 00:03:04,150 --> 00:03:07,610 ‫استودیو: MAPPA 23 00:03:08,040 --> 00:03:11,840 ‫مَرد اَره‌ای 24 00:03:12,910 --> 00:03:15,910 ‫قسمت پنجم: «شیطان تفنگ» 25 00:03:19,630 --> 00:03:21,340 ‫چه خوش‌مژه‌شت. 26 00:03:23,160 --> 00:03:25,370 ‫یکی دیگه می‌خوام. 27 00:03:25,420 --> 00:03:26,670 ‫اگه نمی‌خوای، من می‌خورم! 28 00:03:26,700 --> 00:03:27,610 ‫چتـه؟ 29 00:03:27,790 --> 00:03:30,130 ‫امروز چه شیطانی می‌کُشیم؟ 30 00:03:38,540 --> 00:03:39,230 ‫قودا! 31 00:03:42,000 --> 00:03:44,800 ‫این نامه‌ی عذرخواهی بابت تخریب ساختمون‌هاست. 32 00:03:45,140 --> 00:03:48,540 ‫این مجوز استفاده از جسد یه شیطانـه. 33 00:03:48,730 --> 00:03:49,740 ‫و... 34 00:03:49,770 --> 00:03:51,780 ‫این هم ازطرف وزارت راه و شهرسازیـه. 35 00:03:52,150 --> 00:03:54,320 ‫اینجا و اینجا رو مُهر بزن. 36 00:04:01,240 --> 00:04:03,400 ‫کاغذبازی خسته‌ت کرده؟ 37 00:04:03,820 --> 00:04:05,730 ‫شیطان خفاش رو کُشتی... 38 00:04:05,750 --> 00:04:07,420 ‫ولی ظاهراً ناراحتـی. 39 00:04:09,750 --> 00:04:12,590 ‫چیزی شده، «دنجی‌کون»؟ 40 00:04:16,090 --> 00:04:17,090 ‫من... 41 00:04:17,630 --> 00:04:21,250 ‫بالاخره به آرزوم رسیدم. 42 00:04:22,590 --> 00:04:25,040 ‫ولی بعدش دیدم... 43 00:04:25,820 --> 00:04:28,610 ‫برخلاف تصورم، چیز خفنی نبود. 44 00:04:27,620 --> 00:04:28,620 ‫ژاک لاکان، فیلسوف و روان‌کاو فرانسوی، می‌گفت واقعیت دست‌نیافتنیـه، ولی انسان می‌تونه تاحدامکان بهش نزدیک بشه. ‫برای درک بهتر، پیشنهاد می‌کنم درباره‌ی «سه عضو تشکیل‌دهنده‌ی ذهن از نگاه لاکان» تحقیق کنین. 45 00:04:29,420 --> 00:04:35,010 ‫اگه در آینده هدف دیگه‌ای داشته باشم... 46 00:04:36,290 --> 00:04:40,960 ‫باز هم مسیرش لذت‌بخش‌تر از مقصدش می‌شه؟ 47 00:04:43,130 --> 00:04:46,710 ‫اون‌وقت این زندگی چه معنایی داره؟ 48 00:04:49,380 --> 00:04:51,960 ‫منظورت چه هدفیـه؟ 49 00:04:52,900 --> 00:04:54,940 ‫واسه اولین بار ممه‌های یه دختر رو مالیدم... 50 00:04:55,000 --> 00:04:57,500 ‫ولی اون‌قدرها هم حال نداد. 51 00:05:07,790 --> 00:05:08,860 ‫«دنجی‌کون» 52 00:05:09,210 --> 00:05:10,570 ‫توی مسائل جنسی... 53 00:05:11,290 --> 00:05:15,120 ‫هرچی با طرف مقابل آشناتر باشی... 54 00:05:15,420 --> 00:05:16,830 ‫حس بهتری بهت می‌ده. 55 00:05:19,840 --> 00:05:24,040 ‫درک احساسات بقیه خیلی سختـه. 56 00:05:25,840 --> 00:05:29,340 ‫باید اول به حرکات دست‌شون دقت کنی. 57 00:05:31,630 --> 00:05:34,210 ‫طول انگشت‌هاشون چقدره؟ 58 00:05:37,790 --> 00:05:40,710 ‫کف دست‌شون سرده... 59 00:05:41,750 --> 00:05:42,840 ‫یا گرم؟ 60 00:05:44,670 --> 00:05:46,210 ‫گوش‌شون چه شکلیـه؟ 61 00:05:51,250 --> 00:05:53,320 ‫تا حالا کسی انگشتت رو گاز گرفته؟ 62 00:05:53,670 --> 00:05:54,820 ‫گاز؟ 63 00:05:55,040 --> 00:05:56,160 ‫این رو یادت باشه. 64 00:05:57,170 --> 00:05:59,920 ‫حتی اگه چشم‌هات نبینه... 65 00:06:01,090 --> 00:06:03,010 ‫باید از شدت گازگرفتگی... 66 00:06:03,420 --> 00:06:05,710 ‫تشخیص بدی که کار من بوده. 67 00:06:07,540 --> 00:06:08,720 ‫یادت نره. 68 00:06:19,630 --> 00:06:21,420 ‫یادم نمی‌ره. 69 00:06:52,710 --> 00:06:53,770 ‫«دنجی‌کون»... 70 00:06:55,920 --> 00:06:57,830 ‫برات یه زحمت دارم. 71 00:06:58,840 --> 00:06:59,880 ‫اِشکال نداره؟ 72 00:07:02,250 --> 00:07:03,170 ‫در خدمتـم. 73 00:07:08,670 --> 00:07:11,000 ‫ازت می‌خوام شیطان تفنگ رو بُکشی. 74 00:07:12,170 --> 00:07:13,460 ‫شیطان تفنگ؟ 75 00:07:14,590 --> 00:07:17,890 ‫اولین بار ۱۳ سال پیش توی آمریکا ظاهر شد. 76 00:07:18,250 --> 00:07:20,420 ‫ولی الان معلوم نیست کجاست. 77 00:07:21,250 --> 00:07:24,190 ‫کُشتنش آرزوی همه‌ی شکارچی‌هاست. 78 00:07:24,590 --> 00:07:26,340 ‫آخه خیلی قویـه. 79 00:07:28,130 --> 00:07:32,130 ‫ولی فکر کنم تو از پسش برمی‌آی. 80 00:07:33,290 --> 00:07:37,500 ‫چون تو از بقیه‌ی شکارچی‌ها خاص‌تری. 81 00:07:38,710 --> 00:07:41,980 ‫اگه بُکشیش... 82 00:07:42,500 --> 00:07:44,420 ‫یه آرزوت رو برآورده می‌کنم. 83 00:07:44,790 --> 00:07:46,710 ‫هرچی که باشه. 84 00:07:49,500 --> 00:07:52,270 ‫اگه بُکشمش... 85 00:07:52,670 --> 00:07:54,710 ‫یه آرزوم رو برآورده می‌کنین. 86 00:07:54,910 --> 00:07:57,160 ‫هرچی که باشه. 87 00:08:00,090 --> 00:08:02,710 ‫منظورتون اینـه که... 88 00:08:03,470 --> 00:08:05,680 ‫اگه شیطان تفنگ رو بُکشم... 89 00:08:05,750 --> 00:08:09,500 ‫هر کاری بخوام، برام می‌کنین؟ 90 00:08:15,040 --> 00:08:16,300 ‫هر کاری... 91 00:08:17,040 --> 00:08:17,500 ‫مثلاً... 92 00:08:17,530 --> 00:08:19,710 ‫گفتم که هر کاری. 93 00:08:20,520 --> 00:08:23,480 ‫پشمام. ‫حتی کارهای مثبت‌هیجده؟ 94 00:08:24,590 --> 00:08:28,460 ‫مأموریت اون‌قدر سختـه ‫که لیاقت اون کارها رو هم داری. 95 00:08:29,670 --> 00:08:31,420 ‫ماجرا از زمانی شروع شد... 96 00:08:31,440 --> 00:08:33,690 ‫که انسان‌ها علیه شیطان‌ها ‫از سلاح گرم استفاده کردن. 97 00:08:34,090 --> 00:08:36,970 ‫حتی توی درگیری‌های داخلی هم ‫از تفنگ‌ها استفاده می‌شد. 98 00:08:38,340 --> 00:08:41,040 ‫اخبار هر روز حوادث جدیدی رو گزارش می‌داد... 99 00:08:41,380 --> 00:08:45,040 ‫که همین باعث شد مردم ‫بیشتر از گذشته از تفنگ‌ها بترسن. 100 00:08:44,060 --> 00:08:45,070 ‫جهت توضیح بیشتر، جا داره به نکته‌ی بسیار مهمی از روایت اشاره کنم. ‫ماکیما و آکی، توی قسمت سوم، مکالمه‌ی جالب‌توجهی درباره‌ی مفهوم «وحشت» دارن. ‫منبع اصلی قدرت شیطان‌ها ترسـه؛ ‫هرچی انسان‌ها از یه شیطان، یا مفهومی که از خودش ‫ارائه می‌ده (مثلاً اَره‌برقی)، بیشتر بترسن، اون قوی‌تر و بزرگ‌تر می‌شه. ‫برای مثال، شیطان خفاش حین مبارزه با دنجی دائماً بزرگ‌تر می‌شه، ‫چون بین مردم وحشت ایجاد می‌کنه؛ ولی بعدش، دنجی با دیوونه‌بازی‌هاش ‫اون رو می‌ترسونه و شکست می‌خوره. ‫مسلماً، توی هر مبارزه‌ای نترسیدن و اراده‌ی محکم ضروریـه، ‫و اینجا کل روایت بر مبنای همین فلسفه ساخته شده. ‫ذهن قوی و مقاوم نسبت به فیزیک قوی اولویت داره. 101 00:08:46,460 --> 00:08:50,500 ‫یه حمله‌ی تروریستی ‫با سلاح گرم توی آمریکا اتفاق افتاد. 102 00:08:49,510 --> 00:08:50,510 ‫روایت اصلی انیمه توی سال ۱۹۹۷ میلادی جریان داره. 103 00:08:51,420 --> 00:08:54,000 ‫اون موقع بود که شیطان تفنگ ظاهر شد. 104 00:08:58,170 --> 00:09:01,670 ‫«اینجا خونه‌ی منـه.» 105 00:09:01,880 --> 00:09:04,000 ‫موش شهری این رو گفت. 106 00:09:03,000 --> 00:09:04,020 ‫حکایت «موش شهری و موش روستایی»، نوشته‌ی اِزوپ، نویسنده‌ی یونانی. ‫این حکایت کودکانه در واقع بسیار عمیقـه و لایه‌های اجتماعی‌سیاسی زیادی داره. ‫موش شهری نماد انسانی راحت‌طلب و تحت‌کنترل سیستم هست ‫و موش روستایی نماد انسانی مسئولیت‌پذیر و مستقلـه. ‫«اختلاف طبقاتی» و «نظام سرمایه‌داری» از مضامین اصلی این انیمه هستن. 107 00:09:05,000 --> 00:09:08,030 ‫«چه خونه‌ی بزرگی داری!» 108 00:09:08,540 --> 00:09:09,500 ‫«خونواده‌ی موش شهری...» 109 00:09:09,500 --> 00:09:10,640 ‫بابا. 110 00:09:10,880 --> 00:09:12,390 ‫بیا توپ‌بازی کنیم. 111 00:09:12,960 --> 00:09:14,710 ‫«تایو» حالش خوب نیست. 112 00:09:15,290 --> 00:09:17,220 ‫فعلاً تنهایی بازی کن. 113 00:09:17,750 --> 00:09:19,150 ‫«تایو» هیچ‌وقت حالش خوب نیست. 114 00:09:19,590 --> 00:09:21,370 ‫همیشه‌ی خدا مریضـه. 115 00:09:21,710 --> 00:09:25,090 ‫داداش بزرگ‌تر باید مراقب داداش‌کوچیکه‌ش باشه. 116 00:09:27,420 --> 00:09:28,420 ‫من هم... 117 00:09:29,090 --> 00:09:31,590 ‫می‌خوام با داداش بازی کنم. 118 00:09:52,210 --> 00:09:53,420 ‫دنبالم نیا. 119 00:09:57,340 --> 00:09:59,350 ‫گم شو. ‫دنبالم نیا. 120 00:10:03,540 --> 00:10:05,170 ‫می‌خوام تنهایی بازی کنم. 121 00:10:12,090 --> 00:10:13,090 ‫بگیر که اومد! 122 00:10:16,000 --> 00:10:17,880 ‫می‌گم نزن، خره! 123 00:10:26,960 --> 00:10:27,960 ‫چه سرده. 124 00:10:34,420 --> 00:10:37,540 ‫اگه سرما بخوری، مامان‌بابا من رو می‌کُشن. 125 00:10:40,210 --> 00:10:43,210 ‫بیا توپ‌بازی کنیم که سرما هم نخوریم. 126 00:10:44,460 --> 00:10:45,880 ‫برو دست‌کش‌هات رو بیار. 127 00:10:48,040 --> 00:10:49,500 ‫آخ جون! 128 00:11:11,090 --> 00:11:15,650 ‫شیطان تفنگ در عرض پنج دقیقه، ‫۱/۲میلیون نفر رو کُشت... 129 00:11:16,420 --> 00:11:19,920 ‫و تا امروز دیگه کسی ندیدش. 130 00:11:25,590 --> 00:11:30,470 ‫از اون زمان، ‫ترس از همه‌ی شیطان‌ها چند برابر شد... 131 00:11:30,920 --> 00:11:35,210 ‫و همه‌شون قوی‌تر از همیشه شدن. 132 00:11:36,840 --> 00:11:39,880 ‫برای این‌که قدرت شیطان تفنگ بیشتر نشه... 133 00:11:40,000 --> 00:11:42,390 ‫قانون منع حمل سلاح تصویب شد. 134 00:11:42,590 --> 00:11:46,880 ‫دولت هم پوشش اخبار ‫مربوط به تیراندازی رو کم کرد. 135 00:11:48,680 --> 00:11:50,410 ‫دقیق نفهمیدم داستان چیـه... 136 00:11:50,700 --> 00:11:53,280 ‫ولی اصل مطلب اینـه که خیلی قویـه، درستـه؟ 137 00:11:54,250 --> 00:11:56,450 ‫به نظرت می‌تونی شکستش بدی؟ 138 00:11:56,880 --> 00:11:59,340 ‫خب... اگه... 139 00:11:59,540 --> 00:12:02,340 ‫تمام تلاشم رو بکنم... 140 00:12:03,210 --> 00:12:05,170 ‫حتماً می‌تونم! 141 00:12:06,250 --> 00:12:07,810 ‫پس اولین قدم... 142 00:12:08,130 --> 00:12:10,170 ‫اینـه که شیطان تفنگ رو پیدا کنیم. 143 00:12:12,130 --> 00:12:14,250 ‫خب چطوری؟ 144 00:12:15,590 --> 00:12:18,090 ‫این‌ها تیکه‌های بدن شیطان تفنگـه ‫که تا حالا جمع کردیم. 145 00:12:18,670 --> 00:12:20,460 ‫با سرعت بالایی حرکت می‌کنه... 146 00:12:20,500 --> 00:12:22,700 ‫واسه همین بخشی از بدنش می‌سوزه و جدا می‌شه. 147 00:12:23,330 --> 00:12:25,750 ‫اگه یه شیطان این رو بخوره... 148 00:12:25,860 --> 00:12:29,800 ‫بخشی از قدرت شیطان تفنگ رو می‌گیره ‫و قوی‌تر می‌شه. 149 00:12:30,140 --> 00:12:31,720 ‫دیدی؟ ‫چسبیدن به هم. 150 00:12:33,500 --> 00:12:36,660 ‫شیطان تفنگ خیلی قویـه... 151 00:12:36,880 --> 00:12:39,440 ‫واسه همین، وقتی تیکه‌های بدنش ‫به اندازه‌ی خاصی برسه... 152 00:12:39,740 --> 00:12:42,370 ‫به بدن اصلی‌ش برمی‌گرده. 153 00:12:42,960 --> 00:12:46,490 ‫وقتی این تیکه هم بزرگ‌تر بشه... 154 00:12:47,420 --> 00:12:49,420 ‫شیطان تفنگ رو پیدا می‌کنیم. 155 00:12:50,480 --> 00:12:51,490 ‫پیداش کردم. 156 00:12:54,380 --> 00:12:57,460 ‫این هم تیکه‌ی تفنگ رو خورده بود؟ 157 00:12:58,790 --> 00:13:01,710 ‫واسه همچین شیطان اُسگلی زیادی بوده. 158 00:13:03,090 --> 00:13:04,170 ‫به نظرت خودش خورده؟ 159 00:13:04,340 --> 00:13:05,560 ‫یا به‌زور بهش دادن؟ 160 00:13:07,790 --> 00:13:10,130 ‫واسه ما که فرقی نداره. 161 00:13:11,000 --> 00:13:12,590 ‫همه‌ی شیطان‌ها باید بمیرن. 162 00:13:14,540 --> 00:13:17,710 ‫فقط این‌طوری می‌تونیم پیداش کنیم. 163 00:13:21,670 --> 00:13:23,770 ‫یه گزارش جدید گرفتیم. 164 00:13:24,590 --> 00:13:26,910 ‫یه‌نفر گفته توی یه هتل یه شیطان دیده. 165 00:13:27,440 --> 00:13:29,650 ‫وضعیت ساکنینش مشخص نیست. 166 00:13:30,670 --> 00:13:34,670 ‫تا الان شکارچی‌های زیادی رو کُشته. 167 00:13:35,090 --> 00:13:38,880 ‫احتمالاً یه تیکه از شیطان تفنگ رو خورده. 168 00:13:39,920 --> 00:13:41,900 ‫واحد ۴... 169 00:13:42,380 --> 00:13:44,130 ‫شیش نفر از اعضاش رو می‌فرسته. 170 00:13:48,500 --> 00:13:50,880 ‫شیطان توی این هتل قایم شده. 171 00:13:51,500 --> 00:13:54,000 ‫یه شیطان معمولی هم نیست. 172 00:13:54,750 --> 00:13:57,010 ‫یه تیکه از شیطان تفنگ رو خورده. 173 00:13:57,600 --> 00:14:00,220 ‫شاید خود شیطان تفنگ باشه. 174 00:14:01,240 --> 00:14:04,060 ‫هرچی تیکه‌ی بزرگ‌تری باشه، ‫قدرت جذبش بیشتره. 175 00:14:04,580 --> 00:14:05,960 ‫این خیلی ضعیفـه. 176 00:14:07,090 --> 00:14:08,170 ‫صحیح. 177 00:14:09,750 --> 00:14:12,050 ‫فهمیدیم دیگه. ‫بریم سراغش! 178 00:14:13,210 --> 00:14:15,420 ‫گفتم مؤدبانه صحبت کنین. 179 00:14:17,710 --> 00:14:21,090 ‫- که چی؟ چه فایده داره؟ ‫- انسان‌ها چقدر گستاخ و احمقـن! 180 00:14:25,590 --> 00:14:26,820 ‫استاد «هایاکاوا». 181 00:14:27,210 --> 00:14:28,210 ‫بزرگواریـد. 182 00:14:28,520 --> 00:14:29,540 ‫حالا شد. 183 00:14:29,670 --> 00:14:30,680 ‫آخ جون! 184 00:14:32,000 --> 00:14:32,590 ‫چه راحت گرفتیم! 185 00:14:32,590 --> 00:14:33,740 ‫«هایاکاواسنپای» 186 00:14:34,380 --> 00:14:36,800 ‫به نظرتون می‌شه... 187 00:14:37,350 --> 00:14:39,930 ‫بهشون توی مبارزه با شیطان‌ها اعتماد کرد؟ 188 00:14:40,630 --> 00:14:43,380 ‫یه دورگه و یه بچه‌پُررو... 189 00:14:44,040 --> 00:14:45,540 ‫قابل‌اعتماد نیستن. 190 00:14:47,170 --> 00:14:49,130 ‫نیازی به اعتماد نیست. 191 00:14:49,960 --> 00:14:53,140 ‫توی هر مأموریتی، اول این‌ها رو می‌فرستیم جلو. 192 00:14:53,540 --> 00:14:55,710 ‫اگه فرار کنن یا بهمون خیانت کنن... 193 00:14:56,000 --> 00:14:57,370 ‫می‌کُشیمشون. 194 00:14:57,960 --> 00:15:00,000 ‫مگه ما حیوونـیم؟ 195 00:15:00,460 --> 00:15:02,340 ‫حداقل انسان نیستین. 196 00:15:04,090 --> 00:15:06,030 ‫چرا این‌قدر دل‌خوره؟ 197 00:15:06,170 --> 00:15:07,530 ‫به‌خاطر ماجرای صبحـه؟ 198 00:15:07,670 --> 00:15:10,250 ‫شوخی‌مون زیادی جدی بود؟ 199 00:15:10,340 --> 00:15:12,150 ‫تو به اون می‌گی شوخی؟ 200 00:15:12,220 --> 00:15:13,250 ‫همین‌جا بُکشمتون؟ 201 00:15:13,500 --> 00:15:15,500 ‫خدا مرگم. آروم باش. 202 00:15:16,130 --> 00:15:19,720 ‫به این بچه‌ها سخت نگیر، «آکی‌کون». 203 00:15:19,820 --> 00:15:20,790 ‫راست می‌گه. 204 00:15:20,790 --> 00:15:23,620 ‫ناسلامتی خفاش رو کُشتم، ‫ولی یه استراحت بهم نمی‌دین. 205 00:15:23,840 --> 00:15:24,920 ‫اصلاً جایزه می‌خوام! 206 00:15:26,840 --> 00:15:29,540 ‫باشه پس یه پیشنهاد دارم! 207 00:15:30,210 --> 00:15:32,990 ‫این بار هرکی شیطان رو بُکشه... 208 00:15:33,150 --> 00:15:35,770 ‫ازطرف من یه بوس از روی گونه داره! 209 00:15:38,500 --> 00:15:41,250 ‫نه. لطفاً این حرف رو نزنین! 210 00:15:41,540 --> 00:15:43,880 ‫آخه خانوم محترمی مثل شما... 211 00:15:45,540 --> 00:15:48,090 ‫باید با جایزه بهشون انگیزه بدیم دیگه. 212 00:15:48,250 --> 00:15:49,540 ‫مگه نه؟ 213 00:15:59,790 --> 00:16:01,220 ‫بوس نمی‌خوام. 214 00:16:01,540 --> 00:16:03,960 ‫نگران نباش. ‫خودم انگیزه دارم. 215 00:16:05,590 --> 00:16:08,700 ‫قراره یکی دیگه رو ببوسم. 216 00:16:09,380 --> 00:16:12,800 ‫همه‌ی تیکه‌های شیطان رو واسه‌ش جمع می‌کنم. 217 00:16:13,340 --> 00:16:16,380 ‫تا قبل‌از کُشتن شیطان تفنگ، ‫کسی رو نمی‌بوسم. 218 00:16:18,890 --> 00:16:21,100 ‫باورم نمی‌شه جلوی آکی این حرف رو زدی. 219 00:16:21,170 --> 00:16:23,880 ‫تازه یه درس مهم یاد گرفتم. 220 00:16:24,750 --> 00:16:29,250 ‫این کارها زمانی حال می‌ده ‫که طرف مقابلت رو خوب بشناسی. 221 00:16:29,790 --> 00:16:31,170 ‫من که اسمت رو هم نمی‌دونم. 222 00:16:31,170 --> 00:16:33,250 ‫چرا باید ببوسمت؟ 223 00:16:38,250 --> 00:16:41,750 ‫پس اگه این شیطان رو بُکشی... 224 00:16:43,380 --> 00:16:45,630 ‫یه لب آبدار بهت می‌دم. 225 00:16:53,890 --> 00:16:54,910 ‫صبر کن بینم. 226 00:16:55,090 --> 00:16:57,210 ‫تنهایی خطرناکـه. وایستا! 227 00:16:58,380 --> 00:17:01,000 ‫سربه‌سر گذاشتن پسرها خیلی حال می‌ده. 228 00:17:02,130 --> 00:17:04,090 ‫حالا چی‌کار کنم؟ 229 00:17:04,340 --> 00:17:05,750 ‫تشنه‌م شد. خون می‌خوام. 230 00:17:06,130 --> 00:17:08,420 ‫می‌گم خطرناکـه! وایستا! 231 00:17:11,830 --> 00:17:13,100 ‫توی شیش‌ماه گذشته... 232 00:17:13,290 --> 00:17:15,490 ‫«هیمنوسنپای» همه‌ش هوام رو داشته. 233 00:17:15,710 --> 00:17:18,930 ‫نمی‌ذارم یه بچه‌پُرروی بی‌ادب ‫لب‌هاش رو مال خودش کنه. 234 00:17:19,000 --> 00:17:20,880 ‫ترجیح می‌دم من رو ببوسه! 235 00:17:20,910 --> 00:17:21,970 ‫گم شو بابا! 236 00:17:22,040 --> 00:17:24,500 ‫بوی عن می‌دی! ‫گم شو! 237 00:17:24,500 --> 00:17:26,380 ‫- چی گفتی؟ ‫- گورت رو گم کن! 238 00:17:26,380 --> 00:17:29,000 ‫- خودم یه زید دارم! ‫- من هم بازی! 239 00:17:29,040 --> 00:17:31,090 ‫مال این حرف ها نیستی... 240 00:17:31,120 --> 00:17:32,220 ‫«هیمنوسنپای»... 241 00:17:32,500 --> 00:17:34,290 ‫این تازه‌کارها واقعاً به درد می‌خورن؟ 242 00:17:36,590 --> 00:17:40,220 ‫«آرای‌کون» خیلی قوی نیست، ولی انگیزه داره. 243 00:17:40,880 --> 00:17:44,210 ‫«کوبنی‌چان» یه‌کم ترسوئـه، ولی به‌جاش قویـه. 244 00:17:45,250 --> 00:17:48,840 ‫به نظر خودت زنده می‌مونن؟ 245 00:17:49,530 --> 00:17:50,980 ‫بیاین همدیگه رو بُکشیم! 246 00:17:51,040 --> 00:17:53,280 ‫نظر من مهم نیست. 247 00:17:53,510 --> 00:17:54,700 ‫چه قوی باشن، چه ضعیف... 248 00:17:55,460 --> 00:17:58,380 ‫بعداز یه سال، ‫یا می‌میرن یا استعفا می‌دن. 249 00:17:59,750 --> 00:18:02,590 ‫سؤال من این نبود. 250 00:18:00,720 --> 00:18:02,190 ‫خودم می‌کُشمت، «پاور»! 251 00:18:03,750 --> 00:18:05,770 ‫تو زنده بمون، «آکی‌کون». 252 00:18:03,760 --> 00:18:05,790 ‫تو رو هم می‌کُشم، کوتوله! 253 00:18:05,880 --> 00:18:06,790 ‫من چرا؟ 254 00:18:22,790 --> 00:18:23,870 ‫«هیمنو» 255 00:18:24,960 --> 00:18:26,960 ‫این هم‌گروهی جدیدتـه. 256 00:18:28,040 --> 00:18:30,930 ‫یه‌کم شیطونـه، ولی به درد می‌خوره. 257 00:18:31,340 --> 00:18:32,450 ‫موفق باشی. 258 00:18:38,090 --> 00:18:39,090 ‫من «آکی»ام. 259 00:18:39,690 --> 00:18:40,700 ‫خوش‌وقتـم. 260 00:18:47,000 --> 00:18:48,460 ‫به دردمون می‌خوری؟ 261 00:18:51,210 --> 00:18:53,500 ‫شاید. نمی‌دونم. 262 00:18:54,710 --> 00:18:57,410 ‫تو شیشمین هم‌گروهی منـی. 263 00:18:57,960 --> 00:18:59,460 ‫قبلی‌ها مُردن. 264 00:19:00,340 --> 00:19:02,750 ‫مُردن چون به‌دردنخور بودن. 265 00:19:06,420 --> 00:19:08,090 ‫تو زنده بمون، «آکی‌کون». 266 00:19:09,720 --> 00:19:13,710 ‫خبری از شیطان نیست. 267 00:19:15,420 --> 00:19:18,380 ‫اون تیکه‌هه قابل‌اعتماده؟ 268 00:19:22,040 --> 00:19:23,080 ‫خوابم گرفت. 269 00:19:23,420 --> 00:19:24,460 ‫«آکی‌کون» 270 00:19:26,170 --> 00:19:27,170 ‫داره می‌آد. 271 00:19:52,090 --> 00:19:53,120 ‫دارمت! 272 00:19:54,240 --> 00:19:55,250 ‫روی هواست! 273 00:19:55,710 --> 00:19:57,040 ‫بگیر که اومد! 274 00:20:05,950 --> 00:20:07,250 ‫شیطان کثیف! 275 00:20:07,340 --> 00:20:09,460 ‫داشتی از ترسِ من پرواز می‌کردی! 276 00:20:10,750 --> 00:20:12,790 ‫نه بابا، اون قدرت من بود. 277 00:20:12,920 --> 00:20:13,990 ‫یعنی چی؟ 278 00:20:14,340 --> 00:20:16,910 ‫من با شیطان شبح معالمه کردم. 279 00:20:17,380 --> 00:20:19,680 ‫چشم راستم رو در ازای قدرتش دادم. 280 00:20:19,840 --> 00:20:22,130 ‫حالا دست راستش دست منـه. 281 00:20:22,880 --> 00:20:26,790 ‫شیطان من قوی و نامرئیـه. ‫باحالـه، نه؟ 282 00:20:27,990 --> 00:20:29,190 ‫چی شد، «آکی‌کون»؟ 283 00:20:29,500 --> 00:20:31,010 ‫تیکه‌ی تفنگ داره یا نه؟ 284 00:20:31,380 --> 00:20:32,910 ‫واکنشی نداره. 285 00:20:33,210 --> 00:20:34,420 ‫این یکی نیست. 286 00:20:34,880 --> 00:20:35,990 ‫جداً؟ 287 00:20:36,460 --> 00:20:37,920 ‫پس بریم طبقه‌ی بالا. 288 00:20:39,920 --> 00:20:44,370 ‫اِشکالی نداره قدرتت رو بهم نشون می‌دی؟ 289 00:20:44,840 --> 00:20:47,730 ‫مگه نباید جلوی من مراقب باشین؟ 290 00:20:47,960 --> 00:20:50,710 ‫اگه بدونین قدرتم چیـه، ‫همکاری‌مون بهتر می‌شه دیگه. 291 00:20:51,130 --> 00:20:54,160 ‫تازه یه قدرت مخفی هم دارم. ‫نگران نباش. 292 00:20:54,420 --> 00:20:55,920 ‫نه بابا؟ 293 00:20:56,420 --> 00:20:59,290 ‫اگه بخوام این بنده‌خدا رو بُکشم چی؟ 294 00:21:00,870 --> 00:21:02,580 ‫جمعش کن. 295 00:21:02,630 --> 00:21:05,290 ‫اگه خوش‌مزه‌بازی دربیاری، می‌کُشمت. 296 00:21:08,420 --> 00:21:09,880 ‫نمی‌تونم بگیرمش؟ 297 00:21:16,540 --> 00:21:18,790 ‫به‌جای این کارها، بیاین با هم دوست باشیم. 298 00:21:21,820 --> 00:21:23,780 ‫یه‌روز خودم می‌خورمت! 299 00:21:24,090 --> 00:21:26,040 ‫از این غلط‌ها نکن. ‫قراره من رو ببوسه. 300 00:21:26,840 --> 00:21:29,420 ‫شیطان همین اطرافـه‌ها. 301 00:21:29,450 --> 00:21:30,690 ‫ساکت باشین. 302 00:21:34,650 --> 00:21:35,650 ‫یعنی چی؟ 303 00:21:42,100 --> 00:21:43,560 ‫خام که بدمزه‌ست. 304 00:21:42,650 --> 00:21:43,650 ‫چی شده؟ 305 00:21:43,710 --> 00:21:45,660 ‫یه‌جوری می‌گی انگار واقعاً می‌خوای بخوریش. 306 00:21:44,320 --> 00:21:48,890 ‫ما از طبقه‌ی هشتم رفتیم به نهم. 307 00:21:45,960 --> 00:21:49,250 ‫باهاش خورش درست کنم یا بریونی؟ 308 00:21:49,390 --> 00:21:50,400 ‫«طبقه‌ی هشتم» 309 00:21:49,560 --> 00:21:50,590 ‫ولم کن، روانی. 310 00:21:52,040 --> 00:21:53,670 ‫ولی این هم طبقه‌ی هشتمـه. 311 00:21:52,040 --> 00:21:53,680 ‫پس چجوری بپزمش؟ 312 00:21:53,710 --> 00:21:54,720 ‫عدد 8 با نوشتار انگلیسی شباهت زیادی به علامت «بی‌نهایت» (∞) داره؛ ‫یعنی یه چیز بی‌انتها... 313 00:21:55,630 --> 00:21:57,250 ‫شاید اشتباه دیدی. 314 00:21:57,290 --> 00:22:00,790 ‫نه. یه چیزی شده. ‫می‌رم ببینم چه خبره. 315 00:22:01,210 --> 00:22:03,500 ‫فهمیدم. باهاش گوشت اِستیک درست می‌کنم. 316 00:22:03,500 --> 00:22:04,670 ‫اِستیک؟ 317 00:22:04,670 --> 00:22:06,250 ‫دهنم آب افتاد. 318 00:22:10,000 --> 00:22:11,040 ‫یعنی چی؟ 319 00:22:13,710 --> 00:22:17,460 ‫مگه پایین نرفتی؟ 320 00:23:13,610 --> 00:23:16,150 ‫تیتراژ پایانی ‫عنوان «In the Back Room» ‫با صدای syudou