1 00:00:11,330 --> 00:00:13,040 ‫صدای شکمم بود. 2 00:00:14,380 --> 00:00:16,830 ‫اسمت چیـه؟ 3 00:00:17,500 --> 00:00:18,590 ‫«دنجی» 4 00:00:18,670 --> 00:00:20,670 ‫یه چیز رو واسه‌ت روشن کنم. 5 00:00:21,250 --> 00:00:25,630 ‫از این به بعد، تو سگ منـی. 6 00:00:26,330 --> 00:00:28,520 ‫باید واسه‌م دُم تکون بدی و واق‌واق کنی. 7 00:00:28,670 --> 00:00:30,880 ‫سگی که حرف‌گوش‌کن نباشه، نمی‌خوام. 8 00:00:32,000 --> 00:00:33,380 ‫منظورتون چیـ 9 00:00:33,460 --> 00:00:36,400 ‫از پزشکی قانونی‌مون شنیدم... 10 00:00:36,750 --> 00:00:41,130 ‫که سازمان سگ‌های به‌دردنخور رو حذف می‌کنه. 11 00:00:46,380 --> 00:00:48,730 ‫فکر می‌کردم دختر مهربونیـه. 12 00:00:49,000 --> 00:00:51,080 ‫ازش خوشم هم اومد. 13 00:00:51,250 --> 00:00:53,870 ‫فکر نمی‌کردم این‌قدر ترسناک باشه... 14 00:00:54,080 --> 00:00:56,880 ‫و با آدم‌ها مثل حیوون رفتار کنه. 15 00:01:02,710 --> 00:01:05,250 ‫یادم آورد که «پوچیتا» زنده‌ست. 16 00:01:09,130 --> 00:01:14,610 ‫«سقوط اشیا در جاده می‌تواند منجر به تصادف شود. ‫لطفاً مراقب وسایل خود در اتومبیل باشید.» 17 00:01:09,580 --> 00:01:11,980 ‫راستی صبحونه نخوردیم. 18 00:01:12,210 --> 00:01:14,500 ‫بریم یه چیزی بخوریم. 19 00:01:15,040 --> 00:01:17,890 ‫شرمنده. پول ندارم. 20 00:01:18,210 --> 00:01:21,630 ‫هرچی دوست داری، بخور. ‫مهمون منـی. 21 00:01:23,040 --> 00:01:25,750 ‫این‌شکلی نمی‌شه بری بیرون. ‫این رو بپوش. 22 00:01:28,830 --> 00:01:29,840 ‫بیا. 23 00:01:35,380 --> 00:01:39,480 ‫همیشه همه ازم دوری می‌کردن، ‫انگار جذام داشتم. 24 00:01:39,580 --> 00:01:41,930 ‫اولین باره که یکی بهم لطف می‌کنه. 25 00:01:42,170 --> 00:01:44,580 ‫تازه خوشگل هم هست. 26 00:01:48,080 --> 00:01:49,420 ‫ازش خوشم اومد. 27 00:02:43,060 --> 00:02:47,130 ‫تیتراژ آغازین ‫عنوان «Kick Back» ‫با صدای Kenshi Yonezu 28 00:03:05,410 --> 00:03:10,190 ‫کارگردان: Ryuu Nakayama 29 00:03:12,220 --> 00:03:15,670 ‫استودیو: MAPPA 30 00:03:16,170 --> 00:03:20,350 ‫مَرد اَره‌ای 31 00:03:20,960 --> 00:03:23,690 ‫قسمت دوم: «ورود به توکیو» 32 00:03:24,000 --> 00:03:25,520 ‫سوپ اودون، بی‌زحمت. 33 00:03:25,710 --> 00:03:28,350 ‫سوپ اودون و... سوسیس آلمانی. 34 00:03:28,490 --> 00:03:29,450 ‫عیب نداره؟ 35 00:03:29,500 --> 00:03:32,630 ‫نه. ‫من اودونِ تُند می‌خوام. 36 00:03:32,790 --> 00:03:33,960 ‫چَشم. 37 00:03:34,580 --> 00:03:37,040 ‫اودون تُند هم باحالـه... 38 00:03:39,210 --> 00:03:41,790 ‫«دنجی‌کون»، حالت خوبـه؟ 39 00:03:42,830 --> 00:03:44,230 ‫چه بوی خوبی. 40 00:03:44,460 --> 00:03:46,050 ‫چقدر می‌شه؟ 41 00:03:46,250 --> 00:03:48,070 ‫«دنجی‌کون»... 42 00:03:48,420 --> 00:03:49,710 ‫ببخشین. 43 00:03:50,040 --> 00:03:52,730 ‫اَره‌برقی‌ها ازم خون زیادی می‌گیرن. 44 00:03:53,170 --> 00:03:55,770 ‫فکر کنم واسه همین بی‌حال شدم. 45 00:03:56,750 --> 00:03:59,280 ‫بدنت چطوری این‌شکلی شد؟ 46 00:03:59,630 --> 00:04:02,600 ‫شیطان خونگی‌م جای قلبم رو گرفت. 47 00:04:04,040 --> 00:04:05,700 ‫باورش سختـه، نه؟ 48 00:04:06,000 --> 00:04:08,010 ‫من هم نمی‌خوام باور کنم... 49 00:04:08,420 --> 00:04:11,050 ‫که «پوچیتا» به‌خاطر من خودش رو کُشته. 50 00:04:15,710 --> 00:04:20,460 ‫چنین موردی به‌شدت کمیابـه. 51 00:04:21,170 --> 00:04:23,830 ‫حتی واسه‌ش اسم نداریم. 52 00:04:25,750 --> 00:04:28,130 ‫حرفت رو باور می‌کنم. 53 00:04:30,080 --> 00:04:32,990 ‫حس بویایی من قویـه. 54 00:04:33,420 --> 00:04:34,880 ‫واسه همین حس می‌کنم... 55 00:04:35,960 --> 00:04:38,930 ‫که دوستت توی بدنت زنده‌ست. 56 00:04:39,290 --> 00:04:41,320 ‫منظورم خودشـه، نه یاد و خاطرش. 57 00:04:41,540 --> 00:04:45,670 ‫آخه بدنت هم بوی انسان می‌ده و هم بوی شیطان. 58 00:04:46,500 --> 00:04:48,750 ‫جدی می‌گین؟ ‫خدا رو شکر. 59 00:04:48,920 --> 00:04:50,670 ‫عالیـ... 60 00:04:59,040 --> 00:05:00,250 ‫اودون! 61 00:05:01,710 --> 00:05:02,880 ‫اودون. 62 00:05:08,960 --> 00:05:11,250 ‫می‌شه شروع کنم؟ 63 00:05:12,540 --> 00:05:13,700 ‫حالت خوبـه؟ 64 00:05:14,020 --> 00:05:15,480 ‫می‌تونی خودت غذا بخوری؟ 65 00:05:15,500 --> 00:05:16,640 ‫بله... 66 00:05:18,330 --> 00:05:19,660 ‫نه، نمی‌تونم. 67 00:05:20,080 --> 00:05:21,920 ‫هواپیما اومد... 68 00:05:24,980 --> 00:05:25,980 ‫خوش‌مزه‌ست؟ 69 00:05:26,000 --> 00:05:27,020 ‫واق! 70 00:05:27,130 --> 00:05:30,130 ‫ولی نودل‌هاش سرد شده‌ها. 71 00:05:30,290 --> 00:05:33,810 ‫واقعاً مثل یه سگ اشتها داری. 72 00:05:37,330 --> 00:05:38,360 ‫راستی... 73 00:05:38,790 --> 00:05:40,390 ‫اسم‌تون چیـه؟ 74 00:05:41,630 --> 00:05:42,700 ‫«ماکیما» 75 00:05:43,040 --> 00:05:44,260 ‫«ماکیماسان» 76 00:05:44,580 --> 00:05:47,830 ‫از چجور مَردی خوشتون می‌آد؟ 77 00:05:54,670 --> 00:05:56,960 ‫از یکی مثل «دنجی‌کون». 78 00:05:57,880 --> 00:05:59,230 ‫«دنجی‌کون»... 79 00:06:02,670 --> 00:06:03,860 ‫اون که منـم! 80 00:06:12,580 --> 00:06:15,330 ‫از چجور مَردی خوشتون می‌آد؟ 81 00:06:15,330 --> 00:06:17,500 ‫از یکی مثل «دنجی‌کون». 82 00:06:19,540 --> 00:06:23,000 ‫من هم از شما خوشم می‌آد. 83 00:06:24,130 --> 00:06:26,630 ‫«دنجی‌کون»، بیا اینجا. 84 00:06:28,870 --> 00:06:31,740 ‫اینجا شعبه‌ی توکیوی ‫اداره‌ی امنیت عمومی شکارچی‌های شیطانـه. 85 00:06:36,210 --> 00:06:41,290 ‫توی توکیو بیشتر از ‫هزارتا شکارچی دولتی و خصوصی داریم. 86 00:06:41,460 --> 00:06:43,410 ‫ولی اگه عضو این اداره باشی... 87 00:06:43,500 --> 00:06:45,830 ‫حتی روزهای تعطیل هم حقوق و مزایا داری. 88 00:06:49,210 --> 00:06:52,090 ‫«ماکیماسان» گفت ازم خوشش می‌آد. 89 00:06:52,580 --> 00:06:56,750 ‫پس کم‌کم قراره با هم لیلی و مجنون بشیم. 90 00:06:57,810 --> 00:06:59,690 ‫یعنی بالاخره... 91 00:06:59,710 --> 00:07:02,000 ‫می‌تونم باهاش شیطونی کنم. 92 00:07:02,500 --> 00:07:05,920 ‫آره! می‌خوام باهاش حرکت بزنم! 93 00:07:08,670 --> 00:07:09,780 ‫«دنجی‌کون»... 94 00:07:10,420 --> 00:07:11,500 ‫بله؟ 95 00:07:11,960 --> 00:07:14,650 ‫اینجا همه لباس‌فرم داریم. ‫این هم مال توئـه. 96 00:07:15,210 --> 00:07:17,760 ‫لباست رو که عوض کردی، ‫با همکارهات آشنات می‌کنم. 97 00:07:25,630 --> 00:07:27,910 ‫ایشون «هایاکاوا آکی»ـه. 98 00:07:28,250 --> 00:07:30,520 ‫سه سالـه که اینجا کار می‌کنه. 99 00:07:31,080 --> 00:07:33,330 ‫از امروز می‌تونی باهاش بری سر کار. 100 00:07:34,580 --> 00:07:37,290 ‫مگه با شما کار نمی‌کنم؟ 101 00:07:37,790 --> 00:07:39,550 ‫این چه حرفیـه؟ 102 00:07:39,310 --> 00:07:40,330 ‫نقاشی «فرشته‌ی سقوط‌کرده» از کتاب «کمدی الهی»، نوشته‌ی دانته آلیگیری. ‫این نقاشی ماجرای اخراج ابلیس از بهشت و سقوطش از عرش به زمین رو به تصویر کشیده. ‫چرا این نقاشی توی دفتر ماکیما نصب شده؟ 103 00:07:39,630 --> 00:07:42,240 ‫مقام «ماکیماسان» خیلی بالاتر از توئـه. 104 00:07:42,300 --> 00:07:43,380 ‫می‌ریم گشت بزنیم. 105 00:07:43,380 --> 00:07:45,790 ‫نمی‌خوام! ‫«ماکیماسان»! 106 00:07:47,090 --> 00:07:48,500 ‫بلند شو! 107 00:07:48,500 --> 00:07:51,880 ‫نوموخوام! ‫موخوام با «ماکیماسان» کار کنم. 108 00:07:54,750 --> 00:07:57,330 ‫اگه کارِت رو خوب انجام بدی... 109 00:07:57,330 --> 00:07:59,290 ‫می‌تونی یه روز با من هم کار کنی. 110 00:08:08,130 --> 00:08:10,330 ‫ببینم چی‌کار می‌کنی. 111 00:08:17,670 --> 00:08:19,250 ‫استاد، می‌گم... 112 00:08:20,080 --> 00:08:23,000 ‫«ماکیماسان» زِید داره؟ 113 00:08:26,420 --> 00:08:27,750 ‫با توام. 114 00:08:29,460 --> 00:08:30,580 ‫هوی! 115 00:08:31,040 --> 00:08:32,210 ‫بیا اینجا. 116 00:08:58,210 --> 00:08:59,850 ‫استعفا بده. 117 00:09:00,630 --> 00:09:02,960 ‫اگه فردا باز بیای، دوباره کتک می‌خوری. 118 00:09:03,710 --> 00:09:05,170 ‫چه مرگتـه؟ 119 00:09:06,130 --> 00:09:08,580 ‫دارم بهت لطف می‌کنم. 120 00:09:09,250 --> 00:09:11,870 ‫شکارچی‌هایی که کارشون رو جدی نمی‌گیرن، ‫زود می‌میرن. 121 00:09:12,250 --> 00:09:13,530 ‫حتی اگه همکار من باشن. 122 00:09:13,630 --> 00:09:16,290 ‫هرکی تا حالا واسه پولش اومده توی این کار... 123 00:09:16,290 --> 00:09:18,360 ‫زود کشته شده. 124 00:09:19,210 --> 00:09:23,580 ‫فقط کسایی دَووم می‌آرن ‫که انگیزه‌ی محکمی داشته باشن. 125 00:09:24,500 --> 00:09:25,620 ‫تو... 126 00:09:26,130 --> 00:09:28,740 ‫واسه «ماکیماسان» اومدی توی کار؟ 127 00:09:29,040 --> 00:09:30,690 ‫زدی تو خال. 128 00:09:31,580 --> 00:09:33,790 ‫پس حقتـه کتک بخوری. 129 00:09:38,500 --> 00:09:40,850 ‫به «ماکیماسان» می‌گم... 130 00:09:41,290 --> 00:09:44,040 ‫از شیطان‌ها ترسیدی و فرار کردی. 131 00:09:58,580 --> 00:10:01,460 ‫خیلی بهم آسون گرفتی، استاد. 132 00:10:02,380 --> 00:10:03,380 ‫ولی من... 133 00:10:04,000 --> 00:10:09,880 ‫موقع دعوا با مَردها، ‫فقط می‌رم سراغ تخم‌ها! 134 00:10:17,290 --> 00:10:19,980 ‫امروز واسه اولین بار اودون خوردم... 135 00:10:20,630 --> 00:10:22,540 ‫تازه سوسیس آلمانی هم خوردم. 136 00:10:22,880 --> 00:10:27,270 ‫واسه اولین بار باهام مثل آدم رفتار شد ‫و بهم غذا دادن. 137 00:10:28,210 --> 00:10:30,920 ‫تازه به آرزوم رسیدم. 138 00:10:31,710 --> 00:10:35,500 ‫شاید به دلیل درستی توی این کار نیومده باشم... 139 00:10:36,250 --> 00:10:38,460 ‫ولی حاضرم جونم رو بدم... 140 00:10:39,460 --> 00:10:41,250 ‫تا این زندگی جدید رو نگه دارم. 141 00:10:42,790 --> 00:10:44,850 ‫البته نه. 142 00:10:45,580 --> 00:10:47,460 ‫الان زندگی دو نفر روی دوشمـه. 143 00:10:52,790 --> 00:10:54,420 ‫آشغالی مثل تو... 144 00:10:55,000 --> 00:10:59,210 ‫لیاقت «ماکیماسان» رو نداره. 145 00:11:00,530 --> 00:11:01,700 ‫زر نزن. 146 00:11:01,750 --> 00:11:04,830 ‫مثل بچه‌ی آدم بگو تو هم دوستش داری دیگه. 147 00:11:09,710 --> 00:11:12,380 ‫لاشی... واقعاً... 148 00:11:13,540 --> 00:11:17,630 ‫فقط می‌ری سراغ تخم‌ها... 149 00:11:23,380 --> 00:11:24,450 ‫ای وای. 150 00:11:26,830 --> 00:11:30,470 ‫شیطان بیضه بهش حمله کرد. 151 00:11:31,040 --> 00:11:34,040 ‫به‌خدا دروغ می‌گه. 152 00:11:35,290 --> 00:11:38,670 ‫چطور بود؟ ‫با هم راحت بودین؟ 153 00:11:38,670 --> 00:11:41,340 ‫- اصلاً! ‫- به‌هیچ‌وجه! 154 00:11:41,460 --> 00:11:43,880 ‫پس واقعاً راحت بودین. 155 00:11:44,470 --> 00:11:47,590 ‫پس «دنجی‌کون» عضو تیم تو می‌شه. 156 00:11:47,790 --> 00:11:48,790 ‫تیم؟ 157 00:11:48,790 --> 00:11:50,630 ‫آخه این احمق؟ 158 00:11:50,880 --> 00:11:53,840 ‫همین‌طوریش هم توی تیم مشکل دارم. 159 00:11:54,170 --> 00:11:56,290 ‫اگه این هم اضافه بشه... 160 00:11:56,380 --> 00:11:58,760 ‫موقع تشکیل تیم بهت گفتم... 161 00:11:59,000 --> 00:12:02,580 ‫که می‌خوایم با این تیم ‫برنامه‌ی جدیدی رو امتحان کنیم. 162 00:12:05,750 --> 00:12:08,040 ‫حالا این کی هست؟ 163 00:12:08,230 --> 00:12:10,270 ‫«دنجی‌کون» انسانـه... 164 00:12:10,290 --> 00:12:12,250 ‫ولی می‌تونه به شیطان تبدیل بشه. 165 00:12:12,250 --> 00:12:14,250 ‫تا چشمت درآد. 166 00:12:14,290 --> 00:12:15,890 ‫جدی می‌گین؟ 167 00:12:16,130 --> 00:12:20,040 ‫فکر می‌کردم این داستان‌ها شایعه‌ست. 168 00:12:20,290 --> 00:12:22,390 ‫«دنجی‌کون» خیلی خاصـه. 169 00:12:23,210 --> 00:12:27,710 ‫و رفتار ما هم قراره باهاش خاص باشه. 170 00:12:28,170 --> 00:12:31,960 ‫اگه بخواد از اداره استعفا بده ‫یا قانون‌شکنی کنه... 171 00:12:31,960 --> 00:12:34,920 ‫مثل یه شیطان باهاش رفتار می‌شه. 172 00:12:37,080 --> 00:12:39,880 ‫منـ...ظورتون چیـه؟ 173 00:12:40,500 --> 00:12:43,670 ‫یعنی باید تا روز مرگت با ما کار کنی. 174 00:12:47,290 --> 00:12:50,760 ‫قراره با من زندگی کنی تا حواسم بهت باشه. 175 00:12:51,250 --> 00:12:54,380 ‫«ماکیماسان» اجازه‌ی کُشتنت رو بهم داده. 176 00:13:02,170 --> 00:13:04,130 ‫«ماکیماسان» آدم بَدیـه؟ 177 00:13:04,670 --> 00:13:07,280 ‫اگه نظرت اینـه، همین‌الان استعفا بده. 178 00:13:07,710 --> 00:13:09,190 ‫اگه واقعاً شیطانـی... 179 00:13:09,420 --> 00:13:11,440 ‫پس خدات رو شکر کن که زنده موندی. 180 00:13:11,790 --> 00:13:13,990 ‫می‌دونی که ما شکارچی شیطانـیم. 181 00:13:14,620 --> 00:13:16,660 ‫پس آدم خوبیـه؟ 182 00:13:16,710 --> 00:13:18,490 ‫صدالبته. 183 00:13:19,880 --> 00:13:22,420 ‫اون جونم رو نجات داده. 184 00:13:32,200 --> 00:13:33,560 ‫«ماکیماسان»... 185 00:13:34,540 --> 00:13:36,500 ‫دوست دارم دوباره بغلت کنم. 186 00:13:37,210 --> 00:13:38,710 ‫بلــه؟ 187 00:13:40,710 --> 00:13:44,670 ‫مربای توت‌فرنگی، هلو و پرتقال... 188 00:13:45,080 --> 00:13:47,970 ‫خامه، عسل و... 189 00:13:48,170 --> 00:13:50,040 ‫یه‌کم دارچین هم تنگش. 190 00:13:50,750 --> 00:13:53,710 ‫بهترین تُست دنیا آماده‌ست! 191 00:13:56,500 --> 00:13:57,830 ‫ای جانم! 192 00:13:59,670 --> 00:14:01,290 ‫حرف نداره! 193 00:14:11,130 --> 00:14:12,630 ‫بیا بیرون دیگه! 194 00:14:14,920 --> 00:14:16,370 ‫توی توالت نخواب! 195 00:14:27,040 --> 00:14:30,330 ‫یک شیطان دورگه در آپارتمانی ‫واقع در ناحیه‌ی شرقی نِریما رؤیت شده. 196 00:14:30,360 --> 00:14:34,390 ‫منطقه تخلیه شده ‫و محدوده تحت‌محاصره است. 197 00:14:34,920 --> 00:14:38,040 ‫هدف توی طبقه‌ی دومـه. 198 00:14:38,250 --> 00:14:40,150 ‫زحمتش با شما شکارچی‌ها. 199 00:14:40,380 --> 00:14:42,790 ‫«هایاکاواسان»، ایشون تازه‌کاره؟ 200 00:14:47,880 --> 00:14:50,080 ‫شیطان دورگه دیگه چیـه؟ 201 00:14:50,960 --> 00:14:53,340 ‫توی مدرسه یادت ندادن؟ 202 00:14:53,680 --> 00:14:55,390 ‫تا حالا مدرسه نرفتم. 203 00:14:57,460 --> 00:14:59,630 ‫شیطانی که جسد یه انسان رو تسخیر کرده. 204 00:14:59,630 --> 00:15:01,000 ‫دورگه اینـه. 205 00:15:04,290 --> 00:15:05,890 ‫پس من هم دورگه‌ام؟ 206 00:15:06,130 --> 00:15:07,130 ‫نه. 207 00:15:07,130 --> 00:15:09,650 ‫سَر دورگه‌ها همیشه یه فرقی با آدم‌ها داره. 208 00:15:10,080 --> 00:15:12,580 ‫الان خودت می‌بینی. 209 00:15:19,710 --> 00:15:21,920 ‫رفتارشون هم شیطانیـه. 210 00:15:21,920 --> 00:15:23,790 ‫این یکی مال تو. 211 00:15:24,290 --> 00:15:26,710 ‫تبدیل شو تا قدرتت رو ببینم. 212 00:15:26,710 --> 00:15:29,130 ‫می‌خوام ببینم به درد می‌خوری یا نه. 213 00:15:29,960 --> 00:15:31,220 ‫بهم نگاه نکنین. 214 00:15:31,460 --> 00:15:36,500 ‫همه‌ی شکارچی‌ها رو می‌کُشم! ‫همه‌شون رو! 215 00:15:44,330 --> 00:15:47,800 ‫هوی، چرا از قدرتت استفاده نکردی؟ 216 00:15:48,170 --> 00:15:49,240 ‫آخه... 217 00:15:49,900 --> 00:15:53,060 ‫اگه با قدرتم بُکشمشون... 218 00:15:53,080 --> 00:15:54,720 ‫خیلی درد می‌کِشن. 219 00:15:54,960 --> 00:15:56,180 ‫یه‌جورایی... 220 00:15:57,290 --> 00:16:00,930 ‫خودم رو جای اون‌ها گذاشتم. 221 00:16:01,380 --> 00:16:05,330 ‫می‌خوام سریع و بدون درد بُکشمشون. 222 00:16:06,920 --> 00:16:08,600 ‫گوش کن ببین چی می‌گم. 223 00:16:09,080 --> 00:16:10,750 ‫دورگه‌ها هم شیطانـن. 224 00:16:11,380 --> 00:16:13,750 ‫پس دل‌سوزی لازم ندارن. 225 00:16:14,380 --> 00:16:18,170 ‫یکی از همین‌ها خونواده‌م رو جلوی چشم‌هام کُشت. 226 00:16:18,790 --> 00:16:21,650 ‫چند باری با اون پلیس‌های بیرون گپ‌وگفت داشتم. 227 00:16:21,880 --> 00:16:25,790 ‫همه‌شون دارن واسه خونواده‌شون ‫از جون مایه می‌ذارن. 228 00:16:26,330 --> 00:16:28,570 ‫به‌جز تو، همه توی کارِ‌شون جدی‌ان. 229 00:16:29,040 --> 00:16:32,740 ‫اتفاقاً من دوست دارم مثل سگ درد بِکشن. 230 00:16:33,210 --> 00:16:36,750 ‫اومدی با شیطان‌ها رفیق بشی؟ 231 00:16:38,750 --> 00:16:41,710 ‫اگه یه شیطان بخواد باهام رفیق بشه، راضی‌ام. 232 00:16:42,630 --> 00:16:44,480 ‫آخه من رفیق ندارم. 233 00:16:48,750 --> 00:16:51,290 ‫این حرفت یادم نمی‌ره. 234 00:17:00,380 --> 00:17:02,140 ‫باز عصبانی شد. 235 00:17:02,630 --> 00:17:05,990 ‫فقط می‌خواستم این مجله‌ها خونی نشن. 236 00:17:06,580 --> 00:17:10,170 ‫اَره‌برقی اینجا رو مثل کشتارگاه می‌کرد. 237 00:17:10,790 --> 00:17:12,530 ‫سریع کُشتمت... 238 00:17:12,880 --> 00:17:14,320 ‫به‌جاش این‌ها رو ازت برمی‌دارم. 239 00:17:19,630 --> 00:17:21,880 ‫بسیار عالی. ‫خوشمان آمد. 240 00:17:22,380 --> 00:17:25,460 ‫بذار رؤیاهات رو ببینم. 241 00:17:25,510 --> 00:17:28,500 ‫دارم حسابی می‌ترکونم، «پوچیتا». 242 00:17:28,830 --> 00:17:32,130 ‫حواسم به معامله‌مون هست. 243 00:17:32,790 --> 00:17:35,080 ‫این حرفت یادم نمی‌ره. 244 00:17:35,460 --> 00:17:38,350 ‫من که به آرزوم رسیدم. 245 00:17:38,830 --> 00:17:40,750 ‫ولی اون نه. 246 00:17:43,210 --> 00:17:45,020 ‫هر روز می‌رم حموم... 247 00:17:45,330 --> 00:17:46,840 ‫غذای خوب می‌خورم... 248 00:17:47,040 --> 00:17:49,520 ‫و خانوم‌های خوشگل دوروبَرم هستن. 249 00:17:49,830 --> 00:17:52,100 ‫دیگه چی از زندگی می‌خوام؟ 250 00:17:52,500 --> 00:17:54,310 ‫احساس می‌کنم یه چیزی کمـه. 251 00:17:54,900 --> 00:17:58,020 ‫هدف اصلی‌م توی زندگی چیـه؟ 252 00:17:58,580 --> 00:18:00,950 ‫اون که دنبال انتقامـه. 253 00:18:01,330 --> 00:18:03,580 ‫اون‌ها هم مراقب خونواده‌شونـن. 254 00:18:06,710 --> 00:18:08,650 ‫یعنی «ماکیماسان» هم هدف داره؟ 255 00:18:09,740 --> 00:18:11,180 ‫«ماکیماسان»... 256 00:18:12,580 --> 00:18:15,710 ‫ممه! به من ممه بدهید! 257 00:18:21,330 --> 00:18:24,500 ‫قبلاً بیخیال هدف شدم، چون زندگی نداشتم. 258 00:18:24,670 --> 00:18:28,140 ‫ولی حالا که شاغل شدم، داستان فرق می‌کنه. 259 00:18:28,670 --> 00:18:31,340 ‫نمی‌شه یه‌هو یه زن رو بغل کنم. 260 00:18:32,210 --> 00:18:33,820 ‫ولی اگه فقط بحث ممه‌مالی باشه... 261 00:18:34,540 --> 00:18:37,870 ‫می‌تونم با عزمِ جزم بهش برسم! 262 00:18:38,340 --> 00:18:40,530 ‫به‌جز تو همه توی کارِ‌شون جدی‌ان. 263 00:18:40,670 --> 00:18:42,840 ‫این‌طوریاست، داداش؟ 264 00:18:43,170 --> 00:18:46,020 ‫پس حالا من هم جدی می‌گیرم. 265 00:18:46,290 --> 00:18:47,900 ‫هدف من هم... 266 00:18:48,130 --> 00:18:49,280 ‫اینـه که... 267 00:18:49,540 --> 00:18:50,670 ‫ممه بمالم! 268 00:18:51,170 --> 00:18:52,350 ‫ممه؟ 269 00:18:52,580 --> 00:18:54,840 ‫چرا چرت‌وپرت می‌گی، احمق؟ 270 00:18:55,190 --> 00:18:56,270 ‫چرت‌وپرت؟ 271 00:18:56,290 --> 00:18:59,670 ‫داشتم می‌گفتم امروز یه دوست جدید برات می‌آد. 272 00:19:00,040 --> 00:19:01,010 ‫دوست جدید؟ 273 00:19:01,170 --> 00:19:04,380 ‫قراره دوتایی با هم گشت بزنین... 274 00:19:04,500 --> 00:19:08,670 ‫و مأموریت‌های محلی رو انجام بدین. 275 00:19:09,460 --> 00:19:12,130 ‫بالاخره رسید. 276 00:19:13,170 --> 00:19:16,500 ‫فقط مراقب باش. ‫اون دورگه‌ست. 277 00:19:18,920 --> 00:19:20,460 ‫زانو بزن، انسان! 278 00:19:20,460 --> 00:19:22,290 ‫چراکه نام من «پاور» است! 279 00:19:22,290 --> 00:19:25,330 ‫دوست من تو هستی؟ 280 00:19:25,330 --> 00:19:26,250 ‫«پاور»؟ 281 00:19:26,280 --> 00:19:27,490 ‫اسمت «پاور»ـه؟ 282 00:19:26,870 --> 00:19:27,510 ‫«پاور» (Power) به‌معنای «قدرت». 283 00:19:27,710 --> 00:19:29,250 ‫دورگه هم هستی؟ 284 00:19:29,250 --> 00:19:32,210 ‫مگه دورگه‌ها هم شکارچی می‌شن؟ 285 00:19:35,500 --> 00:19:38,130 ‫مهم نیست. ‫خیلی خوش‌وقتـم. 286 00:19:39,460 --> 00:19:42,710 ‫دورگه‌ها و شیطان‌ها دشمن ما هستن. 287 00:19:42,710 --> 00:19:45,040 ‫ولی «پاورچان» رفتار معقولی داره. 288 00:19:45,040 --> 00:19:47,490 ‫واسه همین آوردمش به تیم «هایاکاواکون» 289 00:19:47,830 --> 00:19:49,380 ‫قبلاً هم گفتم... 290 00:19:49,380 --> 00:19:52,700 ‫واحد چهارم شعبه‌ی توکیو یه واحد آزمایشیـه. 291 00:19:51,590 --> 00:19:52,700 ‫عدد ۴ توی فرهنگ ژاپن نمادی از بدشانسیـه و بسیار نحسـه، ‫چون تلفظش شباهت زیادی با واژه‌ی «مرگ» توی زبان ژاپنی داره. 292 00:19:53,250 --> 00:19:54,830 ‫اگه به نتیجه نرسیم... 293 00:19:54,830 --> 00:19:58,310 ‫بالاسری‌ها واحد رو منحل می‌کنن. 294 00:19:58,890 --> 00:20:02,680 ‫می‌دونین که بعدش چه بلایی ‫سر شما دوتا می‌آد، آره؟ 295 00:20:08,960 --> 00:20:11,750 ‫شاخ‌های «پاورچان» خیلی تابلوئـن. 296 00:20:11,750 --> 00:20:15,000 ‫سعی کنین از جاهای خلوت برین. 297 00:20:25,630 --> 00:20:28,580 ‫ای انسان! ‫سریع برام یه شکار پیدا کن! 298 00:20:28,580 --> 00:20:30,710 ‫من تشنه‌ی خونـم. 299 00:20:33,920 --> 00:20:37,330 ‫فقط چون خوشگلـه، ‫از این کسخل‌بازی‌هاش می‌گذرم. 300 00:20:38,670 --> 00:20:41,380 ‫سؤال اینـه که چطوری ممه‌هاش رو بمالم؟ 301 00:20:44,230 --> 00:20:50,030 ‫اگه توی راه با شکارچی‌های خصوصی ‫یا پلیس روبه‌رو شدین... 302 00:20:50,420 --> 00:20:53,120 ‫اداره‌ی امنیت عمومی توکیو، واحد چهارم. 303 00:20:53,420 --> 00:20:55,420 ‫کارت‌تون رو نشون بدین... 304 00:20:55,420 --> 00:20:57,420 ‫و خودشون می‌رن پیِ کارِشون. 305 00:21:00,380 --> 00:21:02,360 ‫شیطان‌ها کدوم گوری‌ان؟ 306 00:21:03,130 --> 00:21:05,300 ‫احتمالاً به‌خاطر حضور منـه. 307 00:21:05,620 --> 00:21:10,050 ‫قبل‌از این‌که دورگه بشم، شیطان ترسناکی بودم. 308 00:21:10,250 --> 00:21:13,250 ‫این شیطان‌های پیزوری ‫بوی من رو که می‌فهمن، فرار می‌کنن. 309 00:21:13,250 --> 00:21:14,260 ‫چی؟ 310 00:21:14,380 --> 00:21:16,290 ‫پس قراره دست‌خالی برگردیم؟ 311 00:21:17,500 --> 00:21:21,280 ‫اگه سؤالی داشتین، از «هایاکاواکون» بپرسین. 312 00:21:21,650 --> 00:21:23,750 ‫اون ازم خواست که شما دوتا رو با هم بفرستم. 313 00:21:24,040 --> 00:21:25,250 ‫ای لاشی. 314 00:21:25,250 --> 00:21:27,160 ‫واسه‌م تله گذاشتی؟ 315 00:21:27,500 --> 00:21:30,540 ‫من رو با «پاور» انداختی ‫که نتونم هیچ کاری بکنم؟ 316 00:21:30,540 --> 00:21:32,790 ‫می‌خوای استعفا بدم؟ 317 00:21:36,210 --> 00:21:37,880 ‫بوی خون! 318 00:21:39,630 --> 00:21:42,080 ‫کجا می‌ری، دیوانه؟ 319 00:21:46,040 --> 00:21:47,750 ‫مبارزه! مبارزه! 320 00:21:48,290 --> 00:21:50,040 ‫تا پای مرگ! 321 00:21:50,040 --> 00:21:51,210 ‫چقدر سریعـه! 322 00:21:51,210 --> 00:21:55,040 ‫محدوده رو بستیم و تخلیه کردیم. 323 00:21:55,040 --> 00:21:57,440 ‫شیطان خیار دریاییـه. 324 00:21:57,830 --> 00:22:00,210 ‫لطفاً تیم پشتیبانی به نِریما بفرستین. 325 00:22:01,080 --> 00:22:03,960 ‫خیار دریایی می‌دونین چیـه؟ 326 00:22:05,210 --> 00:22:06,920 ‫نه، منظورم... 327 00:22:11,580 --> 00:22:12,980 ‫خیار دریـ... 328 00:22:13,380 --> 00:22:14,960 ‫خوشت اومد؟ 329 00:22:14,960 --> 00:22:17,000 ‫من کُشتمش! 330 00:23:23,410 --> 00:23:26,400 ‫تیتراژ پایانی ‫عنوان «Time Left» از Zutomayo