1 00:00:05,670 --> 00:00:08,080 ‫چرا واسه‌ی من همچین کاری کردی؟ 2 00:00:08,750 --> 00:00:11,080 ‫سرت به کار خودت باشه، لاشی. 3 00:00:12,210 --> 00:00:16,290 ‫نمی‌خوام مدیون کسی بشم. 4 00:00:17,580 --> 00:00:20,380 ‫اگه نجات پیدا کردیم، بی‌حساب می‌شیم. 5 00:00:30,290 --> 00:00:31,380 ‫بالاخره رفت. 6 00:00:49,330 --> 00:00:53,170 ‫می‌دونستم هنوز زنده‌ای، اَره‌برقی. 7 00:00:54,130 --> 00:00:55,420 ‫بمیر! 8 00:00:59,710 --> 00:01:02,330 ‫آخ! 9 00:01:03,290 --> 00:01:04,920 ‫بگیر که اومد! 10 00:01:06,540 --> 00:01:08,880 ‫فایده نداره، اَره‌برقی. 11 00:01:08,880 --> 00:01:09,830 ‫درد می‌کنه! 12 00:01:09,830 --> 00:01:11,080 ‫خیلی درد می‌کنه! 13 00:01:11,460 --> 00:01:14,210 ‫قلبم اینجا نیست. 14 00:01:14,210 --> 00:01:15,420 ‫نمی‌تونی من رو بُکشی. 15 00:01:26,830 --> 00:01:27,830 ‫خود شیطانـه... 16 00:01:28,290 --> 00:01:29,540 ‫اوضاع خیتـه. 17 00:01:30,330 --> 00:01:32,920 ‫دِنجی داره خون از دست می‌ده. 18 00:01:32,920 --> 00:01:35,960 ‫یه‌کم دیگه اَره‌برقی‌ش جمع می‌شه. 19 00:01:42,630 --> 00:01:45,290 ‫چقدر ضعیف شدی. 20 00:01:45,290 --> 00:01:46,080 ‫خجالت‌آوره. 21 00:01:46,080 --> 00:01:47,210 ‫اَره‌برقی! 22 00:03:17,540 --> 00:03:21,080 ‫[ مَرد اَره‌ای ] 23 00:03:21,960 --> 00:03:24,460 ‫[ قسمت هفتم: «طعم بوسه» ] 24 00:03:31,830 --> 00:03:35,750 ‫اَره‌برقی جمع شد. ‫خونم کم شده. 25 00:03:35,750 --> 00:03:37,250 ‫دیگه باختی. 26 00:03:37,250 --> 00:03:38,080 ‫بمیر. 27 00:03:38,080 --> 00:03:39,130 ‫اَره‌برقی. 28 00:03:48,920 --> 00:03:52,040 ‫خونت مزه‌ی عَن می‌ده. 29 00:03:52,040 --> 00:03:55,420 ‫ولی وقتی قیافه‌ی گُرخیده‌ت رو می‌بینم 30 00:03:55,960 --> 00:03:59,210 ‫برام مزه‌ی مربا می‌گیره! 31 00:04:01,920 --> 00:04:04,630 ‫شکارچی‌ای که شیطان‌ها ازش می‌ترسن 32 00:04:08,680 --> 00:04:11,060 ‫اون‌هایی‌ان که کسخل‌شون در رفته. 33 00:04:15,210 --> 00:04:17,500 ‫ساهارا زیادی عاقل بود. 34 00:04:18,750 --> 00:04:20,000 ‫برای همین مُرد. 35 00:04:20,880 --> 00:04:22,710 ‫کینوچی هم همین‌طور. 36 00:04:22,710 --> 00:04:24,460 ‫و سوبارو... 37 00:04:24,460 --> 00:04:25,960 ‫و ساساکی. 38 00:04:26,420 --> 00:04:29,780 ‫آخه آدم عاقل ‫از حمله‌ی شیطان می‌ترسه. 39 00:04:29,960 --> 00:04:32,630 ‫و حس ترس، شیطان رو قوی‌تر می‌کنه. 40 00:04:34,250 --> 00:04:37,790 ‫اون پسره آکی چطوره؟ 41 00:04:38,920 --> 00:04:40,130 ‫از اون عاقل‌هاشـه؟ 42 00:04:40,130 --> 00:04:44,830 ‫هیچ آدم عاقلی تصمیم به ‫انتقام از شیطان تفنگ نمی‌گیره. 43 00:04:45,500 --> 00:04:49,290 ‫خودت هم به‌خاطر ‫شیطان تفنگ اومدی توی کار، درستـه؟ 44 00:04:50,170 --> 00:04:52,670 ‫تو هم کسخلت در رفته؟ 45 00:04:53,920 --> 00:04:55,170 ‫نه. 46 00:04:55,710 --> 00:04:56,880 ‫همین دیگه. 47 00:04:56,880 --> 00:04:58,230 ‫فرقی با این‌ها نداری. 48 00:04:58,270 --> 00:05:02,630 ‫آرزوی اکثر شکارچی‌ها کُشتن تفنگـه. 49 00:05:03,080 --> 00:05:05,640 ‫همه‌شون هم آدم‌های ساده‌ای هستن. 50 00:05:05,920 --> 00:05:09,790 ‫برای همین شیطان‌ها می‌دونن ‫چطوری اون‌ها رو بترسونن. 51 00:05:10,540 --> 00:05:14,790 ‫ولی هیچ‌وقت نمی‌شه ‫طرز فکر یه کسخل رو پیش‌بینی کرد. 52 00:05:15,580 --> 00:05:18,830 ‫شیطان‌ها هم از چیزی که ‫درک نمی‌کنن، می‌ترسن. 53 00:05:21,580 --> 00:05:23,960 ‫خیلی الکل می‌خورین، استاد. 54 00:05:23,960 --> 00:05:26,130 ‫همین حرفت مال آدم عاقلـه. 55 00:05:26,130 --> 00:05:28,880 ‫سال‌ها زمان می‌بره ‫که بخوای یه کسخل واقعی بشی. 56 00:05:34,750 --> 00:05:37,710 ‫همین‌که هر ماه می‌آی سر قبر رفیق‌هات 57 00:05:37,710 --> 00:05:39,380 ‫داری بهونه دست شیطان‌ها می‌دی. 58 00:05:40,450 --> 00:05:41,840 ‫من رفتم. 59 00:05:42,080 --> 00:05:44,710 ‫آکی هنوز تازه‌وارده. ‫بهش آموزش بده. 60 00:05:46,000 --> 00:05:47,460 ‫عجله‌ای نیست. 61 00:05:48,290 --> 00:05:49,920 ‫اتفاقاً هست. 62 00:05:50,420 --> 00:05:53,830 ‫پسره داره تیکه‌های ‫تفنگ رو جمع می‌کنه. 63 00:05:54,170 --> 00:05:56,790 ‫چیزی نمونده پیداش کنه. 64 00:06:12,710 --> 00:06:13,880 ‫نه. 65 00:06:13,880 --> 00:06:16,960 ‫نمی‌خوام... نمی‌خوام... 66 00:06:18,790 --> 00:06:19,830 ‫نه. 67 00:06:20,630 --> 00:06:21,730 ‫آکی‌کون. 68 00:06:22,040 --> 00:06:24,630 ‫می‌خوای با هم به بخش ‫آزادکارها انتقالی بگیریم؟ 69 00:06:25,790 --> 00:06:28,170 ‫یکی بهم پیشنهادش رو داده. 70 00:06:28,750 --> 00:06:31,250 ‫اونجا مجبور نیستیم ‫دنبال شیطان تفنگ بگردیم. 71 00:06:31,250 --> 00:06:33,670 ‫می‌تونیم همیشه ‫برای ناهار بیایم همچین‌جایی... 72 00:06:33,670 --> 00:06:36,040 ‫بعضی‌وقت‌ها بعداز کار بریم سینما... 73 00:06:36,040 --> 00:06:37,880 ‫زندگی بَدی نمی‌شه. 74 00:06:39,380 --> 00:06:41,610 ‫هروقت خواستین، باهاتون می‌آم بیرون. 75 00:06:42,000 --> 00:06:45,420 ‫ولی هیچ‌وقت شکارچی آزادکار نمی‌شم. 76 00:06:45,420 --> 00:06:46,830 ‫دسر توفو رو می‌خورم. 77 00:06:48,500 --> 00:06:50,750 ‫پس یه نخ بده. 78 00:06:58,630 --> 00:07:00,880 ‫اگه آکی‌کون با شیطان تفنگ درگیر بشه 79 00:07:00,880 --> 00:07:02,750 ‫مطمئنـم کُشته می‌شه. 80 00:07:03,830 --> 00:07:06,710 ‫دلیلش هم این نیست که ما ضعیف‌تریـم 81 00:07:06,710 --> 00:07:10,040 ‫یا چون شیطان تفنگ می‌تونه ‫صدها نفر رو توی یه ثانیه بُکشه. 82 00:07:11,420 --> 00:07:13,880 ‫به‌خاطر اینـه که ‫آکی‌کون خیلی خون‌سرده 83 00:07:13,880 --> 00:07:16,040 ‫و همیشه جدیـه. 84 00:07:17,080 --> 00:07:19,380 ‫و عین آدم‌های معمولیـه. 85 00:07:20,880 --> 00:07:21,630 ‫ولی... 86 00:07:25,290 --> 00:07:26,580 ‫نزن... 87 00:07:33,380 --> 00:07:34,670 ‫من... 88 00:07:34,670 --> 00:07:35,920 ‫کُشتمش؟ 89 00:07:41,420 --> 00:07:42,580 ‫این پسره... 90 00:07:43,460 --> 00:07:45,130 ‫یه فکر بکر به ذهنم رسید. 91 00:07:46,920 --> 00:07:50,250 ‫هی می‌زنمت تا خون بریزی 92 00:07:50,250 --> 00:07:53,170 ‫و من هم خونت رو می‌خورم ‫و باز سرحال می‌شم. 93 00:07:53,960 --> 00:07:57,460 ‫این‌طوری تا ابد در خدمتـتم! 94 00:07:58,960 --> 00:08:02,210 ‫باید جایزه‌ی نوبل رو به من بدن! 95 00:08:05,880 --> 00:08:08,670 ‫اگه این دیوانه باهامون باشه 96 00:08:09,330 --> 00:08:11,420 ‫شاید واقعاً از پس شیطان تفنگ بربیایم. 97 00:08:12,290 --> 00:08:13,580 ‫آخ... 98 00:08:39,080 --> 00:08:41,290 ‫هنوز زنده‌ای، آکی‌کون؟ 99 00:08:44,710 --> 00:08:45,880 ‫چقدر... 100 00:08:46,750 --> 00:08:48,500 ‫چقدر گذشته؟ 101 00:08:49,330 --> 00:08:52,290 ‫حدوداً... سه روز. 102 00:08:53,460 --> 00:08:54,880 ‫نیاکو... 103 00:08:55,420 --> 00:08:58,250 ‫بریم نوشیدنی بزنیم. 104 00:08:59,250 --> 00:09:02,630 ‫تقریباً تمومـه. ‫می‌خوام بخوابم. 105 00:09:03,960 --> 00:09:05,210 ‫تمومـه؟ 106 00:09:07,500 --> 00:09:10,330 ‫نقطه‌ضعفم اینـه. 107 00:09:10,330 --> 00:09:12,460 ‫- این قلبمـه. ‫- لطفاً خلاصم کن. 108 00:09:12,460 --> 00:09:14,040 ‫- معذرت می‌خوام. ‫- ببخشین. 109 00:09:14,040 --> 00:09:15,500 ‫- دیگه نمی‌کِشم. ‫- درد دارم. 110 00:09:15,500 --> 00:09:17,510 ‫چه زود خسته شدی! 111 00:09:17,830 --> 00:09:19,380 ‫هنوز دارم حال می‌کنم! 112 00:09:19,380 --> 00:09:22,000 ‫انگار توی استخر مربا شنا می‌کنم! 113 00:09:33,290 --> 00:09:34,500 ‫اومدیم بیرون. 114 00:09:37,880 --> 00:09:40,500 ‫تیکه‌ی تفنگ هم گرفتیم. 115 00:09:40,500 --> 00:09:41,670 ‫هوا هم که عالیـه. 116 00:09:41,830 --> 00:09:44,040 ‫حس می‌کنم ریدم و سبک شدم. 117 00:09:44,630 --> 00:09:46,250 ‫دارم پرواز می‌کنم... 118 00:09:51,500 --> 00:09:52,830 ‫خوابش برد... 119 00:09:53,460 --> 00:09:56,170 ‫یه‌نفس با شیطانه ‫درگیر بود و نخوابید. 120 00:09:58,330 --> 00:10:02,080 ‫آکی‌کون و دنجی‌کون رو ‫می‌بریم بیمارستان. 121 00:10:02,080 --> 00:10:05,210 ‫شما دوتا برین اداره گزارش بدین. 122 00:10:12,880 --> 00:10:14,610 ‫دورهمی برای تازه‌واردها؟ 123 00:10:14,880 --> 00:10:15,790 ‫آره. 124 00:10:15,790 --> 00:10:18,580 ‫بچه‌های واحد ۴ ‫هیچ‌وقت دورهمی نداشتن. 125 00:10:18,580 --> 00:10:20,380 ‫باید با هم رفیق بشیم 126 00:10:20,380 --> 00:10:22,960 ‫و سنگ‌هامون رو وا بکنیم. 127 00:10:23,580 --> 00:10:24,630 ‫مگه چی شده؟ 128 00:10:24,630 --> 00:10:29,760 ‫کوبنی‌چان و آرای‌کون ‫می‌خوان استعفا بدن. 129 00:10:30,080 --> 00:10:32,320 ‫فقط به‌خاطر ترس از شیطان‌ها نیست. 130 00:10:32,540 --> 00:10:35,420 ‫احتمالاً پشیمونـن که ‫می‌خواستن دنجی‌کون رو بُکشن. 131 00:10:36,130 --> 00:10:38,830 ‫خودتون هم می‌خواستین بُکشینش که. 132 00:10:38,830 --> 00:10:40,040 ‫همین دیگه. 133 00:10:40,040 --> 00:10:42,860 ‫باورم نمی‌شه مردم ‫سر چه چیزهایی ناراحت می‌شن. 134 00:10:43,410 --> 00:10:46,110 ‫این چیزها خجالت نداره که. 135 00:10:47,000 --> 00:10:48,130 ‫توی دورهمی می‌تونیم 136 00:10:48,130 --> 00:10:50,460 ‫از دنجی‌کون عذرخواهی کنیم 137 00:10:50,460 --> 00:10:52,740 ‫و کاری کنیم ‫کوبنی‌چان و آرای‌کون بمونن. 138 00:10:52,790 --> 00:10:54,710 ‫دنبال بهونه‌ایـن که نوشیدنی بخورین. 139 00:10:56,710 --> 00:10:58,670 ‫کوچیکـه، ولی یه تیکه پیدا کردم. 140 00:10:59,750 --> 00:11:02,130 ‫پس دورهمی رو همین هفته بذارین. 141 00:11:03,130 --> 00:11:04,170 ‫چرا؟ 142 00:11:04,170 --> 00:11:06,960 ‫می‌خوام ماکیماسان رو دعوت کنم. 143 00:11:14,420 --> 00:11:16,860 ‫هفته‌ی بعدی، به کیوتو سفر کاری داره. 144 00:11:17,080 --> 00:11:19,130 ‫شنیدم می‌خواد درخواست کمک کنه 145 00:11:19,160 --> 00:11:21,140 ‫چون یه شیطان دنبال دنجی می‌گشته. 146 00:11:21,540 --> 00:11:23,330 ‫بهتره این هفته باشه. 147 00:11:26,420 --> 00:11:27,790 ‫حالا به نظرت 148 00:11:28,210 --> 00:11:30,250 ‫داستان دنجی‌کون چیـه؟ 149 00:11:32,340 --> 00:11:35,790 ‫اون شیطان می‌شناختش. 150 00:11:35,830 --> 00:11:37,820 ‫تا حالا همچین ‫دورگه‌ای هم ندیده بودم. 151 00:11:38,170 --> 00:11:42,710 ‫ولی سؤال اصلی اینـه که چرا ‫ماکیماسان این‌قدر بهش اهمیت می‌ده؟ 152 00:11:44,810 --> 00:11:45,940 ‫ماکیماسان... 153 00:11:45,960 --> 00:11:48,790 ‫معمولاً زیاد سفر می‌ره، ‫ولی تازگی توی توکیو موندگار شده. 154 00:11:48,790 --> 00:11:50,580 ‫به‌خاطر دنجی‌کون‌ـه، نه؟ 155 00:11:51,330 --> 00:11:53,920 ‫احتمالاً رازش رو می‌دونه. 156 00:11:58,380 --> 00:12:00,290 ‫بیا ماکیماسان رو مست کنیم ‫و ازش حرف بِکشیم. 157 00:12:02,880 --> 00:12:04,210 ‫سلامتی! 158 00:12:04,210 --> 00:12:06,580 ‫چه بوی خوبی داره! 159 00:12:08,250 --> 00:12:10,330 ‫- به‌به. ‫- یه‌عالمه غذا! 160 00:12:15,790 --> 00:12:16,330 ‫شروع کنیم. 161 00:12:16,330 --> 00:12:18,170 ‫- غذا زیاده. ‫- بشقاب‌ها اینجاست. 162 00:12:18,170 --> 00:12:19,000 ‫بگیرش. 163 00:12:19,000 --> 00:12:20,500 ‫اول کدوم یکی؟ 164 00:12:21,000 --> 00:12:22,270 ‫به‌به. 165 00:12:22,380 --> 00:12:24,130 ‫شیش‌ماهی می‌شه که آبجو نخوردم. 166 00:12:24,130 --> 00:12:27,000 ‫من هم همین‌طور. ‫فقط یه‌کم توی خونه می‌خوردم. 167 00:12:27,000 --> 00:12:30,540 ‫گم شو. ‫همه‌ی ساشیمی‌ها مال خودمـه. 168 00:12:30,540 --> 00:12:32,500 ‫این چیـه؟ دهنم آب افتاد. 169 00:12:33,630 --> 00:12:37,130 ‫ببخشین دیر شد. ‫گم شده بودم. 170 00:12:37,540 --> 00:12:39,830 ‫کوبه‌چان، بیا اینجا بشین. 171 00:12:40,420 --> 00:12:42,170 ‫ماکیماسان گفت دیر می‌رسه. 172 00:12:44,380 --> 00:12:46,500 ‫سه‌تا پارفه و... 173 00:12:47,250 --> 00:12:49,460 ‫سه تا پیراشکی شیراتامی. 174 00:12:50,210 --> 00:12:53,210 ‫تا حالا همچین غذای ‫خوش‌مزه‌ای نخورده بودم. 175 00:12:53,210 --> 00:12:56,190 ‫تو بیشتر حقوقت رو می‌فرستی خونه، نه؟ 176 00:12:56,420 --> 00:12:57,460 ‫پس بخور جون بگیری. 177 00:12:57,460 --> 00:12:59,080 ‫دستت رو بِکش، دزد! 178 00:12:59,080 --> 00:13:01,080 ‫مرغ سوخاری مال منـه! 179 00:13:01,830 --> 00:13:04,850 ‫دورگه‌تون رو نیاوردین، فوشی‌سان؟ 180 00:13:04,960 --> 00:13:07,520 ‫جرئت نکردم. 181 00:13:07,750 --> 00:13:11,920 ‫کاش دورگه‌ی من مثل مال تو منطقی بود. 182 00:13:11,920 --> 00:13:15,420 ‫تو هنوز جَوونـی. ‫زیاد سفارش بده که قوت بگیری. 183 00:13:15,420 --> 00:13:18,620 ‫ای بابا. ‫بیشتر این کلمه‌ها رو نمی‌تونم بخونم. 184 00:13:19,080 --> 00:13:20,210 ‫[ ماهی شیروگیسو ] ‫(تلفظ اسم این غذا توی زبان ژاپنی، شبیه واژه‌ی «بوسه» هست.) 185 00:13:23,170 --> 00:13:25,380 ‫راستی قضیه‌ی بوسه و این‌ها... 186 00:13:28,250 --> 00:13:30,830 ‫وقتی سرحالـم، خجالت می‌کِشم. 187 00:13:30,830 --> 00:13:32,500 ‫صبر کن یه‌کم مست بشم. 188 00:13:35,210 --> 00:13:37,750 ‫یه بوسه‌ی آبدار بهت می‌دم. 189 00:13:37,750 --> 00:13:41,460 ‫ببخش که می‌خواستیم بُکشیمت، دنجی‌کون. 190 00:13:41,460 --> 00:13:44,580 ‫کاملاً بخشیده شدید. ‫کاملاً. 191 00:13:45,290 --> 00:13:48,670 ‫این دورهمی واسه‌ی شما تازه‌کارهاست. ‫بلند شو خودت رو معرفی کن. 192 00:13:49,420 --> 00:13:52,000 ‫اسم خودت، سن‌وسال ‫و شیطانی که باهاش قرارداد داری رو بگو. 193 00:13:52,540 --> 00:13:55,310 ‫هیچ‌وقت اسم شیطانت رو به کسی نگو 194 00:13:55,710 --> 00:13:58,830 ‫مگه این‌که بهش اعتماد داشته باشی. 195 00:13:59,330 --> 00:14:01,730 ‫این‌قدر سخت نگیر، پسر. 196 00:14:01,960 --> 00:14:05,000 ‫حالا اِشکال نداره. 197 00:14:05,540 --> 00:14:07,500 ‫سرگرمی موردعلاقه‌ت چیـه؟ 198 00:14:07,530 --> 00:14:09,620 ‫معمولاً سرگرمی‌ها ‫شخصیت آدم رو نشون می‌دن. 199 00:14:09,830 --> 00:14:13,170 ‫اسمم دنجی‌ـه. ‫فکر کنم ۱۶ سالمـه. 200 00:14:13,330 --> 00:14:16,540 ‫سرگرمی‌م هم خوردن و خوابیدنـه. 201 00:14:17,460 --> 00:14:18,990 ‫وای، خیلی کم‌سن‌وسالـه. 202 00:14:19,500 --> 00:14:21,210 ‫الکل که نخوردی؟ 203 00:14:21,730 --> 00:14:22,710 ‫این چاییـه. 204 00:14:23,210 --> 00:14:26,040 ‫من آرای هیروکازو هستم، ۲۲ساله! 205 00:14:26,040 --> 00:14:27,960 ‫و با شیطان روباه قرارداد دارم! 206 00:14:27,960 --> 00:14:29,500 ‫سرگرمی‌م هایکوخوانیـه! 207 00:14:28,930 --> 00:14:29,500 ‫(هایکو: شعر اصیل ژاپنی که شامل سه مصرع می‌شه.) 208 00:14:30,290 --> 00:14:32,800 ‫همون شیطان هایاکاواسنپای‌ـه که. 209 00:14:33,080 --> 00:14:35,900 ‫شیطان روباه کلاً با انسان‌ها رفیقـه. 210 00:14:36,040 --> 00:14:38,460 ‫با خیلی از شکارچی‌ها قرارداد داره. 211 00:14:38,460 --> 00:14:41,580 ‫ولی فقط آدم‌های خوشگل ‫می‌تونن از سرش استفاده کنن. 212 00:14:41,580 --> 00:14:43,750 ‫اون خیلی به ظاهر اهمیت می‌ده. 213 00:14:45,380 --> 00:14:48,440 ‫من هیگاشیاما کوبنی هستم. ۲۰ سالمـه. 214 00:14:48,580 --> 00:14:51,560 ‫شیطانی که باهاش ‫قرارداد دارم... یه رازه. 215 00:14:51,830 --> 00:14:54,420 ‫سرگرمی‌م غذاهای خوش‌مزه‌ست. 216 00:14:55,450 --> 00:14:56,540 ‫چه لباس نازی داره. 217 00:14:56,720 --> 00:14:57,730 ‫آره. 218 00:14:57,750 --> 00:15:00,170 ‫خواهر بزرگم بهم داده. 219 00:15:00,280 --> 00:15:03,580 ‫می‌دونستی کوبنی‌چان ‫هشت‌تا خواهر داره؟ 220 00:15:01,780 --> 00:15:03,570 ‫تازه‌وارد شما کجاست، فوشی‌سان؟ 221 00:15:04,000 --> 00:15:05,300 ‫متأسفانه... 222 00:15:05,420 --> 00:15:06,710 ‫دیروز مُرد. 223 00:15:08,670 --> 00:15:10,420 ‫وای، متأشفـم! 224 00:15:10,420 --> 00:15:13,860 ‫لوحش... شاد... 225 00:15:14,130 --> 00:15:15,920 ‫باز مست شدین، سنپای. 226 00:15:17,720 --> 00:15:20,220 ‫چه سریع مُرد! 227 00:15:20,290 --> 00:15:21,950 ‫شیطان‌هایی که ‫آزادکارها حریفشون نمی‌شن 228 00:15:21,970 --> 00:15:23,700 ‫به شکارچی‌های اداره‌ی ‫امنیت سپرده می‌شه. 229 00:15:24,070 --> 00:15:26,190 ‫شکارچی‌ها سریع‌تر از ‫چیزی که فکر می‌کنی، می‌میرن. 230 00:15:26,290 --> 00:15:28,810 ‫هیچ‌کدوم از همکارهای ‫من الان زنده نیستن. 231 00:15:29,240 --> 00:15:33,080 ‫دنجی‌کون قراره من رو ببوسه. ‫پس قرار نیست بمیره. 232 00:15:35,460 --> 00:15:37,750 ‫هیمِنو هربار مست می‌کنه، ‫همه رو می‌بوسه. 233 00:15:39,000 --> 00:15:42,420 ‫به‌جز تازه‌واردها، همه رو بوسیده. 234 00:15:42,960 --> 00:15:44,500 ‫راه فراری نیست. 235 00:15:47,630 --> 00:15:48,830 ‫پس به مرادم می‌رسم. 236 00:15:51,830 --> 00:15:55,170 ‫امروز اولین بوسه‌م رو می‌گیرم. 237 00:15:55,750 --> 00:15:56,670 ‫بوسه؟ 238 00:15:57,630 --> 00:15:59,460 ‫ماکیماسان. 239 00:15:59,580 --> 00:16:02,250 ‫یه آبجو برای من بیارین، لطفاً. 240 00:16:02,920 --> 00:16:05,130 ‫بفرمایید اینجا، ماکیماسان. 241 00:16:07,830 --> 00:16:10,080 ‫اولین باره از نزدیک می‌بینمش. 242 00:16:12,380 --> 00:16:14,960 ‫قراره کسی رو ببوسی، دنجی‌کون؟ 243 00:16:14,960 --> 00:16:16,000 ‫خیر! 244 00:16:16,710 --> 00:16:19,210 ‫مگه نمی‌خوای من رو ببوسی، دنجی‌کون؟ 245 00:16:19,210 --> 00:16:20,250 ‫بله! 246 00:16:23,710 --> 00:16:26,000 ‫ببخشین، یکی دیگه، لطفاً. 247 00:16:28,420 --> 00:16:29,970 ‫قضیه‌ی بوسه چیـه؟ 248 00:16:30,130 --> 00:16:33,750 ‫نمی‌خوام ماکیماسان بوسیدنِ ‫من و هیمِنوسان رو ببینه. 249 00:16:34,380 --> 00:16:36,170 ‫پس نمی‌بوسیم؟ 250 00:16:36,170 --> 00:16:39,960 ‫ولی یه بوسه‌ی آبدار می‌خوام. 251 00:16:40,580 --> 00:16:42,710 ‫فعلاً بحث رو عوض می‌کنم. 252 00:16:43,420 --> 00:16:45,380 ‫راستی شنیدین چی شده، ماکیماسان؟ 253 00:16:45,380 --> 00:16:48,080 ‫یکی از چیزهای ‫شیطان تفنگ رو پیدا کردم. 254 00:16:48,750 --> 00:16:51,250 ‫آره، شنیدم. ‫آفرین به تو. 255 00:16:51,790 --> 00:16:56,500 ‫تازگی شیطان‌هایی که ‫تیکه‌های تفنگ دارن، زیاد شدن. 256 00:16:56,750 --> 00:16:59,180 ‫تازه اون شیطان دنبال دنجی بود. 257 00:16:59,460 --> 00:17:02,110 ‫یه خبرهایی هست. 258 00:17:02,540 --> 00:17:05,920 ‫شما درباره‌ی دنجی چیزی می‌دونین؟ 259 00:17:08,290 --> 00:17:09,420 ‫بده من! 260 00:17:11,540 --> 00:17:12,670 ‫اون هم مال منـه! 261 00:17:16,670 --> 00:17:18,960 ‫اگه توی نوشیدن ‫ازم جلو بزنی، بهت می‌گم. 262 00:17:21,580 --> 00:17:23,250 ‫دوتا آبجو، لطفاً. 263 00:17:24,880 --> 00:17:26,640 ‫من هم هستم. 264 00:17:26,890 --> 00:17:28,580 ‫یکی هم برای من بیارین. 265 00:17:28,580 --> 00:17:30,710 ‫گوشت اسب بیارین. ‫مرغ سوخاری و گوشت اسب. 266 00:17:30,710 --> 00:17:31,710 ‫مرغ سوخاری! 267 00:17:37,750 --> 00:17:38,830 ‫اون مال منـه! 268 00:17:38,830 --> 00:17:41,170 ‫یکی دیگه، لطفاً. 269 00:17:41,750 --> 00:17:43,920 ‫راستی تو خیلی کارِت درستـه، پاورچان. 270 00:17:43,920 --> 00:17:47,750 ‫کمتر دورگه‌ای پیدا می‌شه ‫که بتونه خشم خودش رو کنترل کنه. 271 00:17:47,750 --> 00:17:50,580 ‫بله، چون من آی‌کیوی بالایی دارم! 272 00:17:50,580 --> 00:17:53,160 ‫یعنی به آی‌کیو ربط داره؟ 273 00:17:53,540 --> 00:17:55,580 ‫تو آی‌کیوت چنده؟ 274 00:17:56,000 --> 00:17:56,960 ‫۱۰۰؟ 275 00:17:56,960 --> 00:18:01,280 ‫این زیاد حساب می‌شه؟ ‫مال من هم دوروبر ۱۰۰ـه. 276 00:18:01,580 --> 00:18:03,300 ‫پس ۱۲۰ـه. 277 00:18:03,420 --> 00:18:05,790 ‫آی‌کیوی فوشی‌سان هم بالاست، نه؟ 278 00:18:06,080 --> 00:18:07,790 ‫۱۳۴. 279 00:18:07,790 --> 00:18:10,500 ‫چه دقیق. ‫مثل این‌که ازش راضی‌ایـن. 280 00:18:11,330 --> 00:18:14,630 ‫فکر کنم مال من ۵۰۰ـه... یا ۱۰۰۰. 281 00:18:19,880 --> 00:18:20,880 ‫اِوا. 282 00:18:25,670 --> 00:18:28,750 ‫من رو دید! ‫ماکیماسان من رو دید! 283 00:18:28,750 --> 00:18:29,930 ‫این... دیگه چیـه؟ 284 00:18:28,760 --> 00:18:29,930 ‫دارن همدیگه رو می‌بوسن! 285 00:18:29,960 --> 00:18:31,790 ‫این گوشت... زبونشـه؟ 286 00:18:31,790 --> 00:18:33,420 ‫چه خوبـه. ‫خیلی نرمـه. 287 00:18:33,420 --> 00:18:35,210 ‫این یکی هم نرمـه. ‫یعنی چیـه؟ 288 00:18:35,210 --> 00:18:38,250 ‫چرا زبونش داره گرم می‌شه...؟ 289 00:18:38,250 --> 00:18:38,920 ‫زبونش... 290 00:18:38,920 --> 00:18:39,920 ‫نه! 291 00:18:40,630 --> 00:18:41,880 ‫استفراغـه! 292 00:18:44,670 --> 00:18:46,290 ‫تا آخر عمر یادش نمی‌ره. 293 00:18:48,210 --> 00:18:50,730 ‫ببخشین، یه دستمال می‌آرین، لطفاً؟ 294 00:18:50,830 --> 00:18:53,460 ‫اوه اوه. خیلی بَد شد. 295 00:18:55,210 --> 00:18:59,330 ‫دنجی عادت داره ‫هرچی توی دهنشـه رو قورت بده. 296 00:19:04,920 --> 00:19:05,970 ‫پوچیتا. 297 00:19:06,580 --> 00:19:07,830 ‫این به نظر خوردنیـه. 298 00:19:18,210 --> 00:19:19,530 ‫اونجا رو. 299 00:19:19,710 --> 00:19:22,250 ‫موش‌ها دارن استفراغ یکی رو می‌خورن. 300 00:19:22,630 --> 00:19:25,420 ‫باورت می‌شه؟ 301 00:19:25,540 --> 00:19:27,830 ‫از خودم خجالت می‌کِشم ‫که مثل این‌ها پستاندارم. 302 00:19:31,590 --> 00:19:32,770 ‫ای بابا. 303 00:19:32,880 --> 00:19:35,580 ‫هیمِنوسنپای نمی‌تونه ‫خودش رو کنترل کنه. 304 00:19:41,040 --> 00:19:42,740 ‫من توی کمک به مریض‌ها واردم. 305 00:19:43,170 --> 00:19:46,420 ‫آخه مادرم همیشه ‫از سر کار مست می‌اومد خونه. 306 00:19:47,330 --> 00:19:50,500 ‫هرچند توی شکارچی‌بودن، ‫استعداد تو رو ندارم. 307 00:19:51,500 --> 00:19:52,750 ‫بهت حسودیم می‌شه. 308 00:19:54,540 --> 00:19:56,080 ‫تو بهم حسودیت می‌شه؟ 309 00:19:56,540 --> 00:19:58,060 ‫مگه نمی‌بینی؟ 310 00:19:58,290 --> 00:20:00,880 ‫اولین بوسه‌ی عمرم با استفراغ بود. 311 00:20:00,880 --> 00:20:02,380 ‫چرا باید حسودیت... 312 00:20:12,290 --> 00:20:14,340 ‫من می‌رسونمشون خونه‌ی هایاکاوا. 313 00:20:14,370 --> 00:20:15,400 ‫با چی می‌ری خونه؟ 314 00:20:15,420 --> 00:20:17,050 ‫آرای‌کون، تو هیمِنوچان رو برسون. 315 00:20:15,430 --> 00:20:17,050 ‫امروز خیلی خوردم. 316 00:20:17,540 --> 00:20:20,130 ‫دوستان، امروز مهمون ماکیماسان بودیم. 317 00:20:20,180 --> 00:20:21,590 ‫ازشون تشکر کنین. 318 00:20:21,830 --> 00:20:25,210 ‫وقتی بقیه مهمونت می‌کنن، ‫بیشتر به آدم می‌چسبه. 319 00:20:25,210 --> 00:20:25,860 ‫دقیقاً. 320 00:20:29,580 --> 00:20:30,790 ‫دنجی‌کون کجاست؟ 321 00:20:30,920 --> 00:20:34,630 ‫هیمِنوسنپای با خودش بردش. 322 00:20:39,500 --> 00:20:41,820 ‫چه تاریکـه... ‫هیچی نمی‌بینم... 323 00:20:42,460 --> 00:20:44,080 ‫من کجائـم؟ 324 00:20:44,720 --> 00:20:46,980 ‫آب... ‫آب... 325 00:20:47,340 --> 00:20:48,480 ‫آب بدین... 326 00:20:49,880 --> 00:20:52,170 ‫راستی اون زنه استفراغیه 327 00:20:52,170 --> 00:20:53,750 ‫توی دهنم تخلیه کرد. 328 00:20:54,710 --> 00:20:56,380 ‫لاشی. 329 00:20:56,380 --> 00:20:58,920 ‫آب... ‫آب بدین... 330 00:21:18,290 --> 00:21:20,500 ‫دن‌دن‌دنجی‌کون... 331 00:21:20,500 --> 00:21:23,420 ‫توی خونه‌ی من چی‌کار می‌کنی؟ 332 00:21:25,040 --> 00:21:27,620 ‫خودم آوردمت؟ 333 00:21:30,830 --> 00:21:33,790 ‫سرم گیج می‌ره. ‫چه خبره؟ 334 00:21:37,880 --> 00:21:41,920 ‫پس تو ماکیماسان رو دوست داری، آره؟ 335 00:21:43,630 --> 00:21:45,330 ‫سرم داره می‌ترکه. 336 00:21:46,040 --> 00:21:49,210 ‫اون هرزه رو دوست نداشته باش. 337 00:21:49,240 --> 00:21:50,370 ‫ای بابا. 338 00:21:50,610 --> 00:21:52,180 ‫آکی‌کون هم عین تو دوستش داره. 339 00:21:52,460 --> 00:21:54,790 ‫جلوش یه‌هو خجالتی می‌شه. 340 00:21:54,790 --> 00:21:57,580 ‫ای بابا... ‫مــو... 341 00:21:57,580 --> 00:21:58,830 ‫عین گاو! 342 00:22:23,330 --> 00:22:24,500 ‫شروع کنیم؟