1 00:00:19,460 --> 00:00:23,620 ‫اگه شکار یکی دیگه رو بُکشی، ‫قانون رو زیر پا گذاشتی. 2 00:00:24,210 --> 00:00:26,500 ‫اون‌وقت مجرم شناخته می‌شی. 3 00:00:27,250 --> 00:00:31,440 ‫همیشه قبل‌از عمل فکر کن، «پاورچان». 4 00:00:31,880 --> 00:00:34,790 ‫باید حواست بهش باشه، «دنجی‌کون». 5 00:00:35,670 --> 00:00:36,740 ‫من؟ 6 00:00:36,960 --> 00:00:40,460 ‫«پاورچان» قبل‌از این‌که دورگه بشه، ‫شیطان خون بوده. 7 00:00:40,750 --> 00:00:43,630 ‫مهارتش دست‌کاری خون بدنـه. 8 00:00:44,170 --> 00:00:46,270 ‫ولی بعضی‌وقت‌ها زیاده‌روی می‌کنه. 9 00:00:46,960 --> 00:00:49,720 ‫فکر کنم مناسب شغل ما نیست. 10 00:00:51,170 --> 00:00:54,540 ‫این پسرک مجبورم کرد بُکشمش... 11 00:00:56,040 --> 00:00:59,170 ‫یعنی چی؟ ‫چرا دروغ می‌گی؟ 12 00:00:59,170 --> 00:01:00,710 ‫دروغم کجا بود؟ 13 00:01:00,710 --> 00:01:04,170 ‫این انسان ازم خواست که شیطان رو بُکشم. 14 00:01:04,170 --> 00:01:05,040 ‫راست می‌گم! 15 00:01:05,040 --> 00:01:06,330 ‫برو بابا! 16 00:01:07,330 --> 00:01:10,190 ‫این شیطان سرتاپاش دروغـه، «ماکیماسان». 17 00:01:10,500 --> 00:01:14,380 ‫باید دستگیر بشی. ‫دروغ‌گفتن جُرمـه! 18 00:01:14,380 --> 00:01:17,080 ‫نه‌خیر. اون ازم خواست که بُکشمش! 19 00:01:17,080 --> 00:01:20,670 ‫شیطان‌ها دروغ‌گو نیستن! ‫فقط انسان‌ها دروغ می‌گن! 20 00:01:20,670 --> 00:01:22,530 ‫چرت‌وپرت نگو. 21 00:01:22,630 --> 00:01:26,130 ‫خودت همین‌الان دروغ گفتی، اسگل. 22 00:01:26,130 --> 00:01:30,880 ‫انسان‌ها دروغ‌گوهای کثیفی‌ان. ‫خودت ازم خواستی! 23 00:01:30,910 --> 00:01:33,320 ‫چطوری روت می‌شه دروغ بگی؟ ‫فکر کردی کی‌ای؟ 24 00:01:33,400 --> 00:01:34,860 ‫واقعاً که. 25 00:01:35,000 --> 00:01:36,670 ‫می‌شه ساکت باشین؟ 26 00:01:39,080 --> 00:01:41,080 ‫چَـ... چَشم. 27 00:01:43,540 --> 00:01:45,600 ‫آفرین، «پاورچان». 28 00:01:46,080 --> 00:01:49,770 ‫راستش واسه‌م مهم نیست مقصر کیـه. 29 00:01:50,080 --> 00:01:52,670 ‫فقط می‌خوام ببینم کار گروهی‌تون چطوره. 30 00:01:53,580 --> 00:01:55,990 ‫از پسش برمی‌آین؟ 31 00:01:56,290 --> 00:01:59,170 ‫بـ... بله. 32 00:02:25,630 --> 00:02:29,250 ‫فعلاً نمی‌شه حواسم رو به ممه‌ها پرت کنم. 33 00:02:46,330 --> 00:02:50,710 ‫خوردن این نوشابه هم واسه‌م یه رؤیا بود. 34 00:02:51,920 --> 00:02:54,230 ‫ولی اگه یه اشتباه دیگه بکنم... 35 00:02:54,630 --> 00:02:57,470 ‫عواقبش جدی‌تر از نوشابه‌نخوردنـه. 36 00:02:58,790 --> 00:03:02,500 ‫ولی خوش ندارم با یه دروغ‌گو همکار بشم. 37 00:03:04,540 --> 00:03:07,500 ‫من فقط با گربه‌ها راحتـم. 38 00:03:09,130 --> 00:03:11,000 ‫از انسان‌ها متنفرم. 39 00:03:11,250 --> 00:03:13,790 ‫نه واسه این‌که باهام کاری کردن. 40 00:03:14,170 --> 00:03:16,880 ‫بیشتر به‌خاطر غریزه‌ی شیطانی‌مـه. 41 00:03:17,040 --> 00:03:19,040 ‫از شیطان‌ها هم همون‌قدر بدم می‌آد. 42 00:03:19,330 --> 00:03:22,740 ‫یکی‌شون گربه‌م «نیاکو» رو ازم دزدید. 43 00:03:24,500 --> 00:03:29,020 ‫می‌خواستم نجاتش بدم ‫که «ماکیما» من رو پیدا کرد. 44 00:03:29,670 --> 00:03:31,850 ‫شاید تا الان مُرده باشه... 45 00:03:32,210 --> 00:03:33,510 ‫ولی من بیخیال نمی‌شم. 46 00:03:34,250 --> 00:03:37,210 ‫حاضرم هر کاری بکنم، ‫حتی به انسان‌ها کمک کنم... 47 00:03:37,210 --> 00:03:39,560 ‫تا اون رو پس بگیرم. 48 00:03:40,250 --> 00:03:44,130 ‫فکر کنم تو گربه دوست نداری ‫و نمی‌فهمی چی می‌گم. 49 00:03:44,540 --> 00:03:47,790 ‫گربه‌ها؟ ‫حال نمی‌دن. 50 00:03:48,380 --> 00:03:52,080 ‫ولی واسه ممه‌مالیدن هر کاری می‌کنم. 51 00:03:53,500 --> 00:03:56,630 ‫واقعاً آبم با انسان‌ها توی یه جوب نمی‌ره. 52 00:04:00,420 --> 00:04:03,380 ‫اگه سگ داشتی، درکت می‌کردم. 53 00:04:05,750 --> 00:04:08,460 ‫اگه «نیاکو» رو از دست شیطان نجات بدی... 54 00:04:08,580 --> 00:04:10,920 ‫می‌تونی ممه‌هام رو بمالی. ‫خوبـه؟ 55 00:04:16,290 --> 00:04:18,080 ‫ای شیطان بی‌ناموس. 56 00:04:18,790 --> 00:04:22,130 ‫چطور جرئت کرده گربه‌ت رو بدزده؟ 57 00:04:23,080 --> 00:04:25,420 ‫نمی‌ذارم آب خوش از گلوش پایین بره! 58 00:04:27,790 --> 00:04:30,000 ‫به‌عنوان یه شکارچی واقعاً شاکی‌ام! 59 00:04:31,130 --> 00:04:35,330 ‫خودم پاره‌ش می‌کنم. 60 00:05:28,050 --> 00:05:32,130 ‫تیتراژ آغازین ‫عنوان «Kick Back» ‫با صدای Kenshi Yonezu 61 00:05:50,390 --> 00:05:55,320 ‫کارگردان: Ryuu Nakayama 62 00:05:57,200 --> 00:06:00,680 ‫استودیو: MAPPA 63 00:06:01,260 --> 00:06:05,140 ‫مَرد اَره‌ای 64 00:06:05,920 --> 00:06:10,510 ‫قسمت سوم: «مکان نیاکو» 65 00:06:11,060 --> 00:06:13,630 ‫اجازه‌ی مرخصی «پاور» داده شد. 66 00:06:15,460 --> 00:06:17,800 ‫لطفاً تا قبل‌از ساعت ۵ برگردین. 67 00:06:18,290 --> 00:06:20,690 ‫تنهایی نمی‌تونی بری بیرون؟ 68 00:06:20,880 --> 00:06:24,210 ‫نه. ‫اینجا هم حوصله‌م سر می‌ره. 69 00:06:37,790 --> 00:06:40,890 ‫می‌دونم شیطانه کجاست. 70 00:06:41,170 --> 00:06:43,880 ‫ولی فقط تو باید باهاش مبارزه کنی. 71 00:06:45,330 --> 00:06:49,970 ‫آخه هروقت من رو می‌بینه، ‫«نیاکو» رو گروگان می‌گیره. 72 00:06:50,960 --> 00:06:53,290 ‫هیچ کاری ازم برنمی‌آد. 73 00:06:56,960 --> 00:06:59,860 ‫من هم یه شیطان داشتم که اسمش «پوچیتا» بود. 74 00:07:00,500 --> 00:07:02,880 ‫دیگه نمی‌تونم باهاش بازی کنم. 75 00:07:03,170 --> 00:07:04,350 ‫ولی اِشکالی نداره. 76 00:07:05,170 --> 00:07:07,160 ‫آخه هنوز اینجا دارمش. 77 00:07:07,750 --> 00:07:09,960 ‫انسان‌ها واقعاً احمقـن. 78 00:07:11,170 --> 00:07:14,000 ‫مگه نمی‌گی «پوچیتا» مُرده؟ 79 00:07:14,210 --> 00:07:15,960 ‫مُردن یعنی از دنیا رفتن. 80 00:07:15,960 --> 00:07:20,710 ‫وقتی می‌گی هنوز باهاتـه، ‫یعنی داری الکی خودت رو آروم می‌کنی. 81 00:07:27,830 --> 00:07:30,670 ‫بعله. حق با شماست. 82 00:07:36,540 --> 00:07:39,090 ‫صد سال سیاه هم نمی‌تونم... 83 00:07:39,880 --> 00:07:41,100 ‫با این کنار بیام. 84 00:07:48,960 --> 00:07:50,580 ‫بعداز ماجرای آمریکا... 85 00:07:50,580 --> 00:07:53,750 ‫حزب رادیکال شوروی داره ‫قدرت زیادی به دست می‌آره. 86 00:07:54,460 --> 00:07:58,070 ‫حتی شایعه شده که دارن ‫از شیطان‌ها توی ارتش استفاده می‌کنن. 87 00:07:58,710 --> 00:08:03,500 ‫امیدوارم شیطان‌ها تنها دشمن‌های ژاپن باشن. 88 00:08:03,850 --> 00:08:05,100 ‫«ماکیماکون» 89 00:08:05,170 --> 00:08:08,390 ‫اوضاع سگ‌های واحدت چطوره؟ 90 00:08:08,830 --> 00:08:11,660 ‫احتمالاً یکی‌شون ‫انتظارات شما رو برآورده می‌کنه. 91 00:08:12,040 --> 00:08:13,740 ‫مورد جالبیـه. 92 00:08:14,130 --> 00:08:15,560 ‫عجب... 93 00:08:15,960 --> 00:08:18,080 ‫یه سگـه که توی خیابون پیداش کردم. 94 00:08:19,540 --> 00:08:23,640 ‫کار تو اینـه که سگ‌ها رو آموزش بدی ‫و بهشون دستور بدی. 95 00:08:24,080 --> 00:08:27,210 ‫حواست باشه وابسته نشی. 96 00:08:42,330 --> 00:08:45,580 ‫«دنجی» خیلی رواعصابـه و مورد جالبی نیست. 97 00:08:47,250 --> 00:08:49,790 ‫پس چرا این‌قدر بهش اطمینان دارین؟ 98 00:09:04,630 --> 00:09:08,170 ‫همه‌ی شیطان‌ها واسه خودشون اسم دارن. 99 00:09:08,830 --> 00:09:11,790 ‫هرچی اسم‌شون ترسناک‌تر باشه... 100 00:09:11,790 --> 00:09:14,500 ‫قوی‌تر می‌شن. 101 00:09:15,250 --> 00:09:16,630 ‫مثلاً «قهوه» رو در نظر بگیر. 102 00:09:17,080 --> 00:09:19,450 ‫هیچ چیز ترسناکی نداره. 103 00:09:19,670 --> 00:09:22,830 ‫اگه «شیطان قهوه» وجود داشته باشه، ‫حتماً موجود ضعیفیـه. 104 00:09:23,540 --> 00:09:26,840 ‫ولی مثلاً «شیطان ماشین» چطور؟ 105 00:09:27,380 --> 00:09:31,630 ‫طرف به له‌شدن زیر ماشین فکر می‌کنه. ‫پس می‌تونه ترسناک باشه. 106 00:09:33,710 --> 00:09:37,330 ‫«دنجی‌کون» شیطان اَره‌برقیـه. 107 00:09:39,170 --> 00:09:41,630 ‫به نظر من که مورد جالبیـه. 108 00:09:45,290 --> 00:09:48,460 ‫شاید جالب باشه، ولی خودش واسه تیم مفید نیست. 109 00:09:50,380 --> 00:09:54,370 ‫همه توی اداره یه هدف یا انگیزه دارن. 110 00:09:54,630 --> 00:09:58,710 ‫ولی اون هیچ‌کدوم رو نداره. 111 00:09:59,380 --> 00:10:01,580 ‫مناسب این کار نیست. 112 00:10:01,880 --> 00:10:05,750 ‫تازه فکر می‌کنه می‌تونه با شیطان‌ها دوست بشه. 113 00:10:06,250 --> 00:10:07,790 ‫مثل بچه‌هاست. 114 00:10:08,500 --> 00:10:09,580 ‫احمق. 115 00:10:23,130 --> 00:10:24,750 ‫اون خونه‌ست. 116 00:10:25,630 --> 00:10:28,000 ‫شیطانه و «نیاکو» اونجان. 117 00:10:29,460 --> 00:10:30,710 ‫که این‌طور... 118 00:10:31,210 --> 00:10:33,030 ‫پس بریم. 119 00:10:40,630 --> 00:10:43,830 ‫نمی‌خوام اَره‌برقی‌م رو فعال کنم. ‫خون زیادی ازم می‌ره. 120 00:10:45,250 --> 00:10:46,520 ‫اَره‌برقی؟ 121 00:10:46,880 --> 00:10:49,520 ‫آره. من می‌تونم اَره‌برقی بشم. 122 00:10:49,920 --> 00:10:52,590 ‫انسان‌ها جوک‌های عجیبی می‌گن. 123 00:10:57,830 --> 00:10:59,310 ‫چی شده؟ 124 00:10:59,710 --> 00:11:03,420 ‫مگه نگفتی طرف نباید تو رو ببینه؟ 125 00:11:03,920 --> 00:11:06,420 ‫پس نباید نزدیک بشی. 126 00:11:07,920 --> 00:11:10,210 ‫آها، یادم رفته بود. 127 00:11:10,210 --> 00:11:11,670 ‫یادت رفت؟ 128 00:11:11,670 --> 00:11:14,170 ‫اشتباه کردم. 129 00:11:29,080 --> 00:11:30,650 ‫بااین‌که احمقـی... 130 00:11:31,130 --> 00:11:33,260 ‫ولی غریزه‌ت خوب کار می‌کنه. 131 00:11:58,080 --> 00:12:02,500 ‫خیلی منتظرم گذاشتی، شیطان خون. 132 00:12:02,710 --> 00:12:05,410 ‫فکر کردم فرار کردی. 133 00:12:05,670 --> 00:12:07,320 ‫طلب که نداری! 134 00:12:07,420 --> 00:12:09,830 ‫به‌سختی تونستم فرار کنم. 135 00:12:10,500 --> 00:12:12,840 ‫همون‌طور که خواستی، یه انسان آوردم... 136 00:12:13,290 --> 00:12:14,510 ‫خفاش. 137 00:12:18,210 --> 00:12:20,660 ‫دلم لک زده بود واسه همچین غذایی. 138 00:12:21,000 --> 00:12:25,880 ‫یه پسر جَوون؟ ‫امیدوارم انرژی جَوونی‌ش زیاد باشه. 139 00:12:31,750 --> 00:12:34,760 ‫زخم دستم رو می‌بینی، انسان؟ 140 00:12:35,130 --> 00:12:38,110 ‫تقصیر نژاد شماست. 141 00:12:38,170 --> 00:12:43,500 ‫به‌خاطر این زخم مجبور شدم اینجا قایم بشم. 142 00:12:44,290 --> 00:12:46,420 ‫من که زخمی‌ت نکردم، اسگل. 143 00:12:46,420 --> 00:12:48,670 ‫دهنت رو ببند! 144 00:12:48,670 --> 00:12:54,080 ‫زخمی که انسان‌ها زدن، ‫باید با خون خودشون درمان بشه. 145 00:13:01,080 --> 00:13:02,500 ‫چه مزه‌ی گندی! 146 00:13:05,040 --> 00:13:07,040 ‫چطور جرئت می‌کنی... 147 00:13:07,070 --> 00:13:10,570 ‫این خون مزخرف رو برام بیاری؟ 148 00:13:14,500 --> 00:13:17,540 ‫مزه‌ی دهنم تلخ شد. 149 00:13:17,540 --> 00:13:21,130 ‫باید خون انسان‌های ‫دیگه رو بخورم تا مزه‌ش بره. 150 00:13:29,210 --> 00:13:32,210 ‫اومدی با شیطان‌ها رفیق بشی؟ 151 00:13:37,330 --> 00:13:41,170 ‫فکر نمی‌کردم حرفم رو باور کنی. 152 00:13:44,000 --> 00:13:47,080 ‫انسان‌ها واقعاً ابلهـن. 153 00:13:54,750 --> 00:13:56,640 ‫بوی تنباکو... 154 00:13:57,170 --> 00:13:59,780 ‫مواد آرایشی و دارویی... 155 00:14:00,000 --> 00:14:01,920 ‫- خدایی؟ ‫- والا! 156 00:14:03,580 --> 00:14:06,120 ‫بوی بدی نیست. 157 00:14:06,790 --> 00:14:10,130 ‫این دفعه یه بچه رو امتحان می‌کنم. 158 00:14:10,580 --> 00:14:12,020 ‫شیطان خفاش! 159 00:14:13,750 --> 00:14:16,300 ‫طبق توافق‌مون یه انسان واسه‌ت آوردم. 160 00:14:16,750 --> 00:14:18,580 ‫حالا «نیاکو» رو پس بده. 161 00:14:22,790 --> 00:14:25,540 ‫یادم رفته بود. 162 00:14:29,500 --> 00:14:30,580 ‫«نیاکو»! 163 00:14:30,580 --> 00:14:35,830 ‫واسه‌م خون بدمزه‌ای آوردی، ‫پس باید تنبیه بشی. 164 00:14:40,330 --> 00:14:41,500 ‫«نیاکو»... 165 00:14:41,920 --> 00:14:43,180 ‫«نیاکو»! 166 00:14:43,540 --> 00:14:45,420 ‫از این به بعد اسمت «نیاکو»ئـه. 167 00:14:45,540 --> 00:14:48,540 ‫بااین‌که گربه‌ای، ولی بوی خوبی داری. 168 00:14:53,040 --> 00:14:55,580 ‫پوست‌واستخون شدی که. 169 00:14:56,500 --> 00:14:59,450 ‫وقتی چاق‌تر شدی، می‌خورمت. 170 00:15:09,710 --> 00:15:11,980 ‫سریع تپل شو. 171 00:15:12,330 --> 00:15:15,580 ‫منتظرم که بُکشمت و بخورمت. 172 00:15:24,830 --> 00:15:28,420 ‫یه زمانی هر موجود زنده‌ای رو می‌کُشتم. 173 00:15:30,080 --> 00:15:34,240 ‫حس خوبی داره که فقط صدای دادوفریاد نمی‌شنوم. 174 00:15:35,710 --> 00:15:37,330 ‫باورش سختـه. 175 00:15:43,880 --> 00:15:45,920 ‫شیطان خون... 176 00:15:47,960 --> 00:15:50,180 ‫من خون لازم دارم. 177 00:15:50,670 --> 00:15:53,960 ‫اگه می‌خوای این گربه زنده بمونه... 178 00:15:53,960 --> 00:15:56,460 ‫یه انسان واسه‌م بیار. 179 00:16:14,080 --> 00:16:17,380 ‫گفتی دیگه نمی‌تونی با «پوچیتا» بازی کنی. 180 00:16:18,920 --> 00:16:21,330 ‫حالا حرفت رو می‌فهمم. 181 00:16:22,630 --> 00:16:24,710 ‫حس مزخرفیـه. 182 00:16:32,920 --> 00:16:36,630 ‫افتضاحـه! ‫هرچی خون خوردم، افتضاح بود. 183 00:16:41,330 --> 00:16:44,210 ‫مزه‌ی دهنم خیلی بَده. 184 00:16:44,210 --> 00:16:47,250 ‫باید با خون یه بچه عوضش کنم. 185 00:16:52,130 --> 00:16:56,200 ‫بعدش برای پیش‌غذا، یه دختر باکره می‌خورم. 186 00:16:56,670 --> 00:16:59,790 ‫یه مَرد چاق هم برای غذای اصلی. 187 00:16:59,790 --> 00:17:02,420 ‫و یه زن حامله هم برای دسر. 188 00:17:06,380 --> 00:17:09,030 ‫ممه‌ها رو پس بده! 189 00:17:09,380 --> 00:17:13,130 ‫داری خون من رو می‌خوری؟ چندش! 190 00:17:13,290 --> 00:17:16,990 ‫خون کثیفت رو نزدیک من نیار! 191 00:17:19,210 --> 00:17:21,710 ‫یادمـه یه‌بار «پوچیتا» گم شد. 192 00:17:22,710 --> 00:17:25,040 ‫وقتی بیدار شدم، دیدم نیست. 193 00:17:25,880 --> 00:17:28,420 ‫همه‌جای شهر رو گشتم، ولی نبود. 194 00:17:29,830 --> 00:17:32,420 ‫فکر کردم یه شیطان اون رو خورده. 195 00:17:34,330 --> 00:17:35,580 ‫ولی وقتی اومدم خونه... 196 00:17:35,990 --> 00:17:38,410 ‫دیدم «پوچیتا» منتظرم نشسته ‫و داره گریه می‌کنه. 197 00:17:39,710 --> 00:17:42,830 ‫خیالم راحت شد و همون‌جا با هم خوابیدیم. 198 00:17:45,000 --> 00:17:47,500 ‫این شیطان هم گربه‌ی اون رو دزدید. 199 00:17:48,940 --> 00:17:51,550 ‫یعنی اون شب رو تنهایی چطور گذرونده؟ 200 00:18:03,920 --> 00:18:06,540 ‫تو که شیطانـی! 201 00:18:32,250 --> 00:18:34,790 ‫احمق! دوست داری بخورت؟ 202 00:18:37,460 --> 00:18:40,240 ‫به انسان‌ها می‌گی فرار کنن؟ 203 00:18:40,500 --> 00:18:44,170 ‫تو دیگه چه شیطانی‌ای؟ ‫هدفت چیـه؟ 204 00:18:45,880 --> 00:18:48,250 ‫می‌خوام شکمت رو پاره کنم... 205 00:18:48,250 --> 00:18:50,580 ‫و یه‌کم ممه بمالم! 206 00:19:32,880 --> 00:19:34,290 ‫فرار کن! 207 00:19:43,750 --> 00:19:47,170 ‫فراری‌دادن انسان‌ها کار ترسوهاست. 208 00:19:49,550 --> 00:19:51,680 ‫بی‌زحمت این رو اَره کن! 209 00:19:55,830 --> 00:19:57,960 ‫اَره‌برقی‌هام می‌تونن جمع بشن؟ 210 00:19:57,960 --> 00:20:00,380 ‫قدرت زیادی داری که لایقش نیستی. 211 00:20:00,380 --> 00:20:03,330 ‫چرا داری انسان‌ها رو نجات می‌دی؟ 212 00:20:05,290 --> 00:20:07,670 ‫نجات؟ 213 00:20:09,040 --> 00:20:12,540 ‫فکر کردی زندگیِ یه مَرد... 214 00:20:13,750 --> 00:20:15,080 ‫واسه‌م مهمـه؟ 215 00:20:46,500 --> 00:20:48,630 ‫از خونت واسه درمان زخم‌هام استفاده می‌کنم. 216 00:20:48,630 --> 00:20:52,000 ‫خونت بوی تنباکو می‌ده، ولی چاره‌ای نیست. 217 00:20:55,330 --> 00:20:58,080 ‫چطوری هنوز زنده‌ای؟ 218 00:21:00,500 --> 00:21:03,960 ‫نمی‌دونی چقدر پاره شدم... 219 00:21:05,420 --> 00:21:07,880 ‫تا به اینجایی که هستم، برسم. 220 00:21:10,270 --> 00:21:13,360 ‫ولی هنوز هم... 221 00:21:13,630 --> 00:21:18,960 ‫یه جفت ممه نمالیدم! 222 00:21:32,750 --> 00:21:35,580 ‫جـ... جلو نیا! 223 00:23:29,500 --> 00:23:32,280 ‫تیتراژ پایانی ‫عنوان «2-hundred-million-centimeter-long blades» ‫از گروه Maximum The Hormone