1 00:00:06,583 --> 00:00:09,625 ‫وقتی بچه بودم، ‫پدر و مادرم اولین قهرمان‌هام بودن. 2 00:00:11,208 --> 00:00:13,125 ‫ولی بعدش زندگی پیچیده‌تر شد 3 00:00:14,333 --> 00:00:15,333 ‫اون یه کایجوئه 4 00:00:15,750 --> 00:00:19,250 ‫قهرمان نیست، ولی شرور هم نیست 5 00:00:21,625 --> 00:00:23,041 ‫اوناهاش 6 00:00:23,791 --> 00:00:25,375 ‫اون قهرمانِ ماست 7 00:00:26,291 --> 00:00:27,750 ‫اولترامن 8 00:00:32,291 --> 00:00:34,250 ‫سی ساله که اون ازمون محافظت کرده، 9 00:00:34,333 --> 00:00:37,708 ‫با استفاده از قدرت‌های شگفت‌انگیزش ‫برای محافظت از همه 10 00:00:38,625 --> 00:00:40,500 ‫اون بهش می‌گفت حفظ توازن 11 00:00:41,083 --> 00:00:43,000 ولی به نظر من فقط خفن بود 12 00:00:43,083 --> 00:00:48,291 ‫ولی قهرمان، محبوب و اسطوره بودن ‫چیزی نیست که شما فکر می‌کنید 13 00:00:48,833 --> 00:00:50,833 ‫قهرمان باید انتخاب‌های سختی انجام بده 14 00:00:51,500 --> 00:00:53,791 ‫و تصمیم بگیره کی بیشتر اهمیت داره 15 00:00:55,083 --> 00:00:57,166 ‫اما این سخت‌ترین کار نیست 16 00:00:57,250 --> 00:00:58,958 ‫سخت‌ترین کار... 17 00:00:59,041 --> 00:01:03,458 ‫خب، اصلاً نمی‌دونستم چیه ‫تا این که نوبتِ من رسید 18 00:01:04,000 --> 00:01:11,000 *نسخه هارد ساب شده توسط موویوبات* موویوبات کامل ترین و پیشرفته ترین رسانه دانلود فیلم و سریال movieobot.com 19 00:01:15,317 --> 00:01:18,184 ‫[اودابیا، ژاپن] 20 00:01:20,875 --> 00:01:24,083 دستش رو تکون میده... ‫و پرتاب می‌کنه. داخله. 21 00:01:24,166 --> 00:01:25,875 ‫شو... شوواچ! 22 00:01:25,958 --> 00:01:28,500 ‫من اولترامن هستم! 23 00:01:28,583 --> 00:01:31,500 ‫اولترامن، باید به کاری سر بزنیم! 24 00:01:34,500 --> 00:01:36,166 ‫مینا، گزارشِ وضعیت 25 00:01:36,250 --> 00:01:38,250 ‫دما پایداره، 26 00:01:38,333 --> 00:01:41,375 ‫ولی نیاز به هم زدن داره، پروفسور ساتو 27 00:01:42,791 --> 00:01:43,791 ‫نظرت چیه؟ 28 00:01:43,833 --> 00:01:46,000 ‫امم... ده دقیقه دیگه 29 00:01:48,166 --> 00:01:50,375 ‫آره، ده دقیقه دیگه 30 00:01:52,083 --> 00:01:53,166 ‫به چی نگاه می‌کنی؟ 31 00:01:54,083 --> 00:01:55,083 ‫هیچی 32 00:01:55,125 --> 00:01:56,500 ‫هی، اولترامن! 33 00:01:56,583 --> 00:01:58,583 ‫وقتی نجات دادن کاریِ بابات رو تموم کردی، 34 00:01:58,666 --> 00:02:01,458 ‫شاید بخوای پرواز کنی بیای اینجا ‫و تیمت رو نجات بدی 35 00:02:03,375 --> 00:02:06,208 ‫و حالا ماتسوئی میاد! 36 00:02:06,291 --> 00:02:09,958 ‫تیم تایگرز داره می‌بازه. ‫احتمالاً باید مادرت رو تنها بذاری. 37 00:02:11,958 --> 00:02:13,375 ‫امروز نه، گامورا! 38 00:02:13,458 --> 00:02:15,375 ‫اولترامن، از سپرِ نیروت استفاده کن 39 00:02:17,250 --> 00:02:21,250 ‫خیلی قویه. نمی‌تونم بیشتر دوام بیارم 40 00:02:21,333 --> 00:02:23,500 ‫با بُرشِ اولترا حواسش رو پرت کن! 41 00:02:23,583 --> 00:02:25,000 ‫برو عقب، هیولا! 42 00:02:27,125 --> 00:02:28,166 ‫- اولترامن! ‫- ها؟ 43 00:02:28,250 --> 00:02:29,583 ‫تایمرِ رنگیته 44 00:02:29,666 --> 00:02:32,625 ‫باید تمرکز کنی وگرنه دوباره ‫به شکل انسان در میای 45 00:02:35,791 --> 00:02:41,708 ‫کنجی. مهم‌ترین وظیفه‌ی اولترامن ‫پیدا کردنِ توازنه 46 00:02:42,875 --> 00:02:43,875 ‫فهمیدی؟ 47 00:02:45,250 --> 00:02:47,666 ‫هی، بیا سرت رو بذار روی سرِ مامان 48 00:02:48,666 --> 00:02:50,000 پرتاب می‌کنه 49 00:02:51,458 --> 00:02:53,666 ‫ضربه محکمی می‌زنه و توپ ‫به سمتِ مرکز زمین میره 50 00:02:53,750 --> 00:02:55,750 ‫ایول، ماتسوئی! 51 00:02:55,833 --> 00:02:58,291 ‫آره، کارش خیلی عالیه 52 00:02:58,375 --> 00:03:00,083 ‫حیف که برای تیمِ جاینتس بازی می‌کنه 53 00:03:00,166 --> 00:03:03,083 ‫مامان. بیخیال. اون بهترین بازیکنِ لیگه 54 00:03:04,958 --> 00:03:06,500 ‫حمله‌ی صوتی! 55 00:03:07,875 --> 00:03:11,541 ‫نه! بس کن! 56 00:03:12,500 --> 00:03:17,208 ‫کنجی، اگه می‌تونستی هرکسی باشی، ‫کی رو انتخاب می‌کردی؟ 57 00:03:18,166 --> 00:03:20,666 ‫ماتسوئی یا اولترامن؟ 58 00:03:23,875 --> 00:03:26,750 ‫این سؤال بزرگی واسه یه پسر کوچولوئه 59 00:03:29,383 --> 00:03:30,726 [هشدار کایجو] 60 00:03:30,750 --> 00:03:32,916 ‫تماس دریافتی از دکتر اوندا 61 00:03:33,000 --> 00:03:34,875 ‫امیکو. هایائو... 62 00:03:35,458 --> 00:03:36,958 ‫...خطوط دفاعی‌مون رو نابود کرد 63 00:03:37,041 --> 00:03:39,416 ‫خانواده‌ی تو و من در خطرن 64 00:03:39,500 --> 00:03:41,208 ‫جایگانترون داره میاد 65 00:03:41,291 --> 00:03:43,250 ‫جایگانترون داره به سمت شما میاد 66 00:03:46,375 --> 00:03:49,000 ‫من میرم. تو اینجا پیش کنجی بمون 67 00:03:49,083 --> 00:03:50,458 ‫نرو، بابایی 68 00:03:50,541 --> 00:03:52,083 ‫لطفاً بمون 69 00:03:52,166 --> 00:03:53,791 ‫با ما بازی رو تماشا کن 70 00:03:53,875 --> 00:03:56,333 ‫قبل از وقت استراحت دور هفتم برمی‌گردم 71 00:03:58,166 --> 00:03:59,166 ‫قول میدی؟ 72 00:04:27,250 --> 00:04:28,250 ‫بابایی 73 00:04:28,274 --> 00:04:38,274 « ترجمه از سینـا صداقت » .:: SinCities ::. 74 00:04:40,083 --> 00:04:42,816 ‫سلام کنجی، بابا هستم 75 00:04:43,033 --> 00:04:45,500 ‫ازم عصبانی هستی. درک می‌کنم ‫[بیست سال بعد] 76 00:04:45,524 --> 00:04:46,559 ‫[بیست سال بعد] 77 00:04:46,583 --> 00:04:51,000 ‫می‌دونم ول کردن زندگی‌ات ‫انتخابِ آسونی نبود 78 00:04:52,041 --> 00:04:55,291 ‫لس‌آنجلس، داجرز، میلیون‌ها هوادارِ عاشقت 79 00:04:56,583 --> 00:04:59,541 ‫ولی چیزی که می‌خوام بزرگ‌تر از بیسباله 80 00:05:00,791 --> 00:05:04,750 ‫دنیا نیاز داره که تو نقشِ مهم‌تری... 81 00:05:04,774 --> 00:05:06,059 ‫[30 دقیقه تا کنفرانس مطبوعاتی] 82 00:05:06,083 --> 00:05:07,125 ‫...ایفا کنی 83 00:05:09,083 --> 00:05:11,916 ‫شرمنده، مادرت این کارو بهتر بلد بود 84 00:05:12,625 --> 00:05:14,208 ‫به هر حال من اینجام 85 00:05:15,833 --> 00:05:19,541 ‫در چند هفته‌ی گذشته یک نام ‫در سرتیتر تمام خبرها بوده... 86 00:05:19,625 --> 00:05:23,250 ‫که قراره لحظه‌ای تاریخی در بیسبال رقم بزنه 87 00:05:24,042 --> 00:05:29,666 ‫فقط سه روز بعد، هوادارانِ جاینتس از یک اسطوره ‫در ورزشگاه جدید توکیو استقبال خواهند کرد 88 00:05:29,750 --> 00:05:33,208 ‫وقتی کن ساتو به زادگاهش برمی‌گرده 89 00:05:34,125 --> 00:05:38,250 ‫حالا، لطفاً بیاید باهم ‫از بازگشتش به ژاپن استقبال کنیم، 90 00:05:38,333 --> 00:05:41,000 ‫جدیدترین عضو خانواده‌ی جاینتس ما، 91 00:05:41,083 --> 00:05:43,041 ‫کن ساتو! 92 00:05:44,125 --> 00:05:45,925 ‫- کن! ‫- ممنون که منتظر موندید، دوستان 93 00:05:46,000 --> 00:05:48,375 ‫خیلی خب، اول نوبتِ کیه؟ 94 00:05:48,458 --> 00:05:50,041 ‫من به خاطر هوادارها انجامش میدم 95 00:05:50,125 --> 00:05:52,375 ‫مهم اصول پایه‌ست 96 00:05:52,458 --> 00:05:56,541 ‫نه، نه، نه. منظورم این بود که ‫من بهترین بازیکنِ «زنده» هستم 97 00:05:56,625 --> 00:05:58,875 ‫خب، اوتانی می‌تونه هرچی دلش می‌خواد بگه 98 00:05:58,958 --> 00:06:01,500 ‫اوه، خیلی لطف دارید. ممنون 99 00:06:01,583 --> 00:06:03,750 ‫من عاشق بیسبالم. ‫تنها چیزیه که دارم. 100 00:06:03,833 --> 00:06:05,666 ‫سوپِ استخون و جوانه‌ی گندم داداش 101 00:06:05,750 --> 00:06:07,833 ‫داداش. داداش. داداش! 102 00:06:07,916 --> 00:06:10,708 ‫تازه‌کاره؟ این که بیسبالِ کودکان نیست، داداش 103 00:06:12,375 --> 00:06:14,750 ‫بازیکن‌های آمریکایی خیلی فرق می‌کنن 104 00:06:14,833 --> 00:06:18,333 ‫چطور با سبکِ بازی ژاپنی سازگار میشی؟ 105 00:06:18,416 --> 00:06:20,125 ‫اسمت آقای ایتو بود، درسته؟ 106 00:06:20,208 --> 00:06:22,166 ‫بیسبال بیسباله، مرد 107 00:06:22,250 --> 00:06:24,541 ‫نمایش کن ساتو همونه 108 00:06:24,625 --> 00:06:26,750 ‫اینجا، آمریکا، هرجا 109 00:06:26,833 --> 00:06:29,291 ‫آقای ساتو. چرا برگشتید ژاپن؟ 110 00:06:30,708 --> 00:06:32,750 ‫ببخشید. اسمت چیه؟ 111 00:06:32,833 --> 00:06:34,458 ‫آمی واکیتا 112 00:06:34,541 --> 00:06:35,625 ‫وایسا. وایسا 113 00:06:35,708 --> 00:06:37,708 ‫تو هوادارِ تایگرزی، درسته؟ 114 00:06:37,791 --> 00:06:40,458 ‫سؤال این نیست که ‫من طرفدار کی هستم، آقای ساتو 115 00:06:40,541 --> 00:06:43,416 ‫سؤال اینه که چرا در آستانه‌ی اولین قهرمانی‌تون، 116 00:06:43,500 --> 00:06:45,958 ‫تصمیم گرفتید بذارید برید ‫و از نو شروع کنید؟ 117 00:06:46,041 --> 00:06:48,750 ‫بعضی‌ها میگن به خاطر استرسِ عاطفی بوده 118 00:06:48,833 --> 00:06:51,000 ‫- به خاطر مسائل خانوادگی... ‫- این بیسباله، نه جای حرف‌های خاله‌زنکی 119 00:06:51,083 --> 00:06:54,000 ‫- بچه‌ها! مؤدب باشید، خب؟ ‫- بشین 120 00:06:54,583 --> 00:06:56,416 ‫خوشحال میشم به این سؤال جواب بدم 121 00:06:56,500 --> 00:06:58,875 ‫خانم واکیتا، لطفاً ادامه بدید 122 00:06:59,875 --> 00:07:01,041 ‫ممنون 123 00:07:01,125 --> 00:07:04,625 ‫بعضی‌ها حدس می‌زنن علتِ اومدنتون ‫به از دست دادن مادرتون مربوط بوده، 124 00:07:04,708 --> 00:07:07,958 ‫که یه جور کارِ خانوادگی ناتموم داشتید 125 00:07:08,041 --> 00:07:09,291 ‫کنجی 126 00:07:10,583 --> 00:07:13,000 ‫عذر می‌خوام، خانم واکیتا 127 00:07:13,750 --> 00:07:17,291 ‫متأسفانه، من باید توی یه رویداد هواداری ‫شرکت کنم... 128 00:07:17,375 --> 00:07:19,541 ‫مشتاقم چند روز دیگه همه‌تون رو ببینم... 129 00:07:19,625 --> 00:07:23,666 ‫و قول میدم نمایشِ کن ساتو به اوج خودش می‌رسه 130 00:07:23,750 --> 00:07:25,291 ‫خیلی دوستتون دارم 131 00:07:27,958 --> 00:07:30,625 ‫- نرونگا به آکیهابارا حمله کرده ‫- گندش بزنن! 132 00:07:30,708 --> 00:07:32,666 ‫هی! ساتو! 133 00:07:32,750 --> 00:07:34,791 ‫سلام، مربی شیمورا 134 00:07:34,875 --> 00:07:36,208 ‫نمی‌تونی سرِ من رو شیره بمالی 135 00:07:36,291 --> 00:07:39,750 ‫توی تیم من هیچ جایگاهی ‫برای نمایشِ کن ساتو نیست 136 00:07:39,833 --> 00:07:41,791 ‫ببین، می‌فهمم 137 00:07:41,875 --> 00:07:44,208 ‫چند سال گذشته واسه شماها سخت بوده، 138 00:07:44,291 --> 00:07:46,375 ‫ولی من اومدم کمک کنم 139 00:07:46,458 --> 00:07:48,958 ‫بذار من تیم رو هدایت کنم ‫تا چندتا بازی رو ببریم، 140 00:07:49,041 --> 00:07:52,500 ‫و می‌تونیم این تیم رو به صدر جدول ‫و جایی که بهش تعلق داره برگردونیم 141 00:07:52,583 --> 00:07:54,666 ‫می‌بینی؟ مشکل تو دقیقاً همینه 142 00:07:54,750 --> 00:07:56,541 ‫تواضع نداری 143 00:07:56,625 --> 00:07:59,125 ‫فقط خودنمایی برای جاینت شدن کافی نیست 144 00:08:01,000 --> 00:08:04,291 ‫من خیلی وقته که دیگه ‫به جاینتس ایمان ندارم 145 00:08:19,625 --> 00:08:21,791 ‫باید نرونگا رو از اینجا خارج کنی 146 00:08:21,875 --> 00:08:24,250 ‫با حداقل خسارتِ ممکن 147 00:08:24,333 --> 00:08:25,642 ‫بیخیال، مینا 148 00:08:25,666 --> 00:08:29,000 ‫من دارم تمام تلاشم رو می‌کنم 149 00:08:33,541 --> 00:08:35,250 ‫خیلی خب 150 00:08:36,583 --> 00:08:38,625 ‫بس کن. چرا باید انقدر سختش کنی؟ 151 00:08:38,708 --> 00:08:40,791 ‫فقط برگرد... 152 00:08:44,083 --> 00:08:46,208 ‫خیلی خب، من روشِ آسون رو امتحان کردم 153 00:08:54,125 --> 00:08:57,541 ‫آره! خیلی خفن بود، مگه نه؟ 154 00:08:57,625 --> 00:09:01,083 ‫هی، عشق و محبتتون کجا رفته؟ 155 00:09:01,166 --> 00:09:02,541 ‫اولترامن! 156 00:09:02,625 --> 00:09:05,500 ‫دست از خودنمایی بردار و کارت رو بکن! 157 00:09:05,583 --> 00:09:07,625 ‫فکر کنم الان کارم رو کردم 158 00:09:17,000 --> 00:09:18,083 ‫خوبی؟ 159 00:09:18,791 --> 00:09:20,291 ‫«خوب» رو تعریف کن 160 00:09:20,375 --> 00:09:21,375 ‫کن، مواظب باش! 161 00:09:30,666 --> 00:09:34,208 ‫نیروی دفاعی کایجو اینجاست. ‫فوراً منطقه رو تخلیه کنید. 162 00:09:35,291 --> 00:09:37,250 ‫بچه‌ها! اینجا هیچ مشکلی نداریم 163 00:09:37,333 --> 00:09:38,958 ‫فقط داشتم جمع و جورش می‌کردم 164 00:09:39,041 --> 00:09:40,392 ‫قبلاً بهت هشدار داده شده 165 00:09:40,416 --> 00:09:43,125 ‫تو یه مأمورِ مجاز دولتی نیستی 166 00:09:43,208 --> 00:09:45,916 ‫فوراً منطقه رو ترک کن ‫وگرنه بازداشت میشی... 167 00:09:47,708 --> 00:09:49,125 ‫لعنتی! 168 00:09:49,208 --> 00:09:51,833 ‫این بلاییه که سرِ مأمورهای مجاز دولتی میاد؟ 169 00:09:51,916 --> 00:09:52,791 ‫ای وای! 170 00:09:52,875 --> 00:09:55,500 ‫کن، باید وضعیت رو تحتِ کنترل در بیاری 171 00:09:55,583 --> 00:09:57,184 ‫آرمادیلوی الکتریکی شروعش کرد 172 00:09:57,208 --> 00:09:58,934 ‫ضربانِ قلبت بالا رفته 173 00:09:58,958 --> 00:10:01,166 ‫می‌دونی وقتی اولترامن استرس می‌گیره ‫چه اتفاقی می‌افته 174 00:10:01,250 --> 00:10:02,642 ‫عه، نه؟ دوباره بهم یادآوری کن 175 00:10:02,666 --> 00:10:05,291 ‫تایمرِ رنگیت عوض میشه ‫و قدرت‌هات رو از دست میدی 176 00:10:05,375 --> 00:10:06,575 ‫عالیه 177 00:10:19,291 --> 00:10:21,833 ‫این برنامه رو قطع می‌کنیم ‫تا پخشِ زنده‌ای... 178 00:10:21,916 --> 00:10:24,791 ‫از یک حمله‌ی کایجوی دیگه ‫در مرکز شهر توکیو براتون داشته باشیم 179 00:10:27,791 --> 00:10:28,916 ‫یه کاری بکن 180 00:10:29,000 --> 00:10:32,750 ‫[اولترامن در آکیهابارا با نرونگا می‌جنگد] 181 00:10:34,916 --> 00:10:36,642 ‫اون زنگ زد؟ ‫قطعاً زنگ می‌زنه. 182 00:10:36,666 --> 00:10:37,875 ‫آره، زنگ زد 183 00:10:39,291 --> 00:10:41,000 ‫امم. محشره! 184 00:10:41,083 --> 00:10:42,750 ‫وای، خدا! 185 00:10:43,250 --> 00:10:47,000 ‫آره، بیا ژاپن، به بابات کمک کن، ‫دنیا رو نجات بده. 186 00:10:47,083 --> 00:10:48,291 ‫عالی میشه 187 00:10:50,791 --> 00:10:53,958 ‫کن، به نظر میاد نیروی دفاعی ‫از نیروی بیش از حد استفاده می‌کنه 188 00:10:57,916 --> 00:11:00,083 ‫مسیری برای برگشت به نبرد ترسیم کنم؟ 189 00:11:02,166 --> 00:11:05,208 ‫می‌دونی چیه؟ امشب دیگه کار نمی‌کنم 190 00:11:05,291 --> 00:11:06,541 ‫بذار نیروی دفاعی حلش کنه 191 00:11:07,042 --> 00:11:09,517 [بابا] 192 00:11:09,541 --> 00:11:12,333 ‫درست به موقع. عذاب وجدان از راه رسید 193 00:11:12,416 --> 00:11:14,291 ‫اون تا الان ده تا پیام گذاشته 194 00:11:14,375 --> 00:11:16,517 ‫کنجی! باید برگردی... 195 00:11:16,541 --> 00:11:18,000 ‫تو یه مسئولیت داری 196 00:11:18,083 --> 00:11:21,291 ‫نوچ. نه، مرسی. ‫امشب به اندازه‌ی کافی کتک خوردم. 197 00:11:21,375 --> 00:11:24,250 ‫لطفاً تمام تماس‌ها رو سایلنت کن، مینا. ‫نیاز دارم یه مدت تنها باشم. 198 00:11:24,333 --> 00:11:26,791 ‫البته بعد از مصاحبه‌ات با خانم واکیتا 199 00:11:26,875 --> 00:11:29,291 ‫صبر کن. همون خانمه که ‫توی کنفرانس مطبوعاتی بود؟ 200 00:11:29,375 --> 00:11:32,833 ‫آره، کن. همون خانمه که ‫توی کنفرانس مطبوعاتی بود 201 00:11:32,916 --> 00:11:34,291 ‫و یه ساعت دیر کردی 202 00:11:42,166 --> 00:11:44,958 ‫شنیدم واقعاً خوب بلدی ‫از سؤالات سخت طفره بری 203 00:11:48,083 --> 00:11:50,583 ‫این نودل حرف نداره. یکم می‌خوای؟ 204 00:11:51,458 --> 00:11:53,166 ‫میل ندارم. مرسی 205 00:11:53,833 --> 00:11:54,958 ‫اشکالی نداره ضبط کنم؟ 206 00:11:55,041 --> 00:11:56,416 ‫امم. کارت رو بکن 207 00:11:57,291 --> 00:11:59,333 ‫خب، تو دورانِ حرفه‌ای تحسین‌برانگیزی داشتی 208 00:11:59,416 --> 00:12:01,791 ‫دستکشِ طلایی و چوبِ بیسبال نقره‌ای بردم 209 00:12:01,875 --> 00:12:03,041 ‫چایی می‌خوری؟ 210 00:12:04,000 --> 00:12:06,083 ‫و با این حال هیچوقت قهرمان نشدی 211 00:12:06,666 --> 00:12:09,541 ‫وای! دست گذاشتی روی نقطه ضعفم 212 00:12:09,625 --> 00:12:11,125 ‫این فقط چیزیه که دیدم 213 00:12:11,208 --> 00:12:14,708 ‫البته که «فقط چیزیه که دیدی» 214 00:12:15,416 --> 00:12:18,208 ‫می‌دونی، کلی بازیکنِ عالی هستن ‫که هیچوقت قهرمان نشدن 215 00:12:19,083 --> 00:12:22,583 ‫بله و بعضی‌ها میگن ‫تو از همه‌شون بهتری 216 00:12:22,666 --> 00:12:24,708 ‫«بعضی‌ها»؟ 217 00:12:24,791 --> 00:12:26,458 ‫بازی‌ام رو دیدی، درسته؟ 218 00:12:27,041 --> 00:12:30,458 ‫میانگین 420 ضربه‌ی موفق. ‫624 بار رسیدن به بیس. 219 00:12:30,541 --> 00:12:31,958 ‫ولی؟ 220 00:12:32,041 --> 00:12:35,666 ‫ولی آمارِ شخصی باعث قهرمانی نمیشن 221 00:12:35,750 --> 00:12:38,208 ‫پس غرورم مانع پیشرفتم میشه؟ 222 00:12:38,291 --> 00:12:39,875 ‫من این رو نگفتم 223 00:12:39,958 --> 00:12:42,958 ‫و راستش رو بخوای، ‫نیومدم در مورد آمار بحث کنم. 224 00:12:43,041 --> 00:12:44,916 ‫پس چرا در مورد آمار بحث می‌کنیم؟ 225 00:12:45,000 --> 00:12:48,875 ‫چون بازیکن‌ها راحت‌ترن از آمار حرف بزنن ‫تا از خودشون 226 00:12:48,958 --> 00:12:50,666 ‫هی، من خوشحال میشم از خودم حرف بزنم 227 00:12:50,750 --> 00:12:51,958 ‫عالیه 228 00:12:52,041 --> 00:12:53,875 ‫چون من می‌خوام علتش رو بدونم 229 00:12:53,958 --> 00:12:55,667 ‫چرا از بیشتر مصاحبه‌ها پرهیز می‌کنی؟ 230 00:12:55,691 --> 00:12:57,691 ‫چرا از هم‌تیمی‌هات فاصله می‌گیری؟ 231 00:12:57,833 --> 00:13:01,000 ‫و چرا شهری رو که دوستت داره ترک کردی که... 232 00:13:04,000 --> 00:13:08,333 ‫می‌دونی، باید نودل‌ها رو بزنی توی سُس 233 00:13:10,000 --> 00:13:11,958 ‫دوست دارم کارها رو به روشِ خودم انجام بدم 234 00:13:12,916 --> 00:13:13,916 ‫خیلی خب 235 00:13:14,750 --> 00:13:16,208 ‫بیا برگردیم عقب 236 00:13:16,291 --> 00:13:18,041 ‫قبلاً در مورد مادرت سؤال پرسیدم 237 00:13:18,125 --> 00:13:19,958 ‫بازم شروع شد 238 00:13:20,041 --> 00:13:23,916 ‫هردوتون وقتی بچه بودی رفتید لس‌آنجلس ‫و پدرت اینجا موند 239 00:13:24,000 --> 00:13:25,541 ‫مطمئنم این کارِ آسونی نبوده 240 00:13:26,250 --> 00:13:29,083 ‫آره. خب، بابام خیلی توجه نمی‌کرد وقتی... 241 00:13:38,166 --> 00:13:42,125 ‫تا حالا بچه‌ها طرز حرف زدنت، ظاهرت ‫و چیزهایی رو که می‌خوری مسخره کردن؟ 242 00:13:43,291 --> 00:13:46,625 ‫خیلی سریع یاد می‌گیری که هر کاری هم کنی ‫اونا حرفشون رو می‌زنن 243 00:13:46,708 --> 00:13:50,333 ‫پس بهشون یه چیز دیگه میدی ‫که ازش حرف بزنن 244 00:13:53,500 --> 00:13:54,541 ‫می‌تونم این رو منتشر کنم؟ 245 00:13:56,583 --> 00:13:58,583 ‫- چیهو! چیکار می‌کنی؟ ‫- مامان! 246 00:13:58,666 --> 00:13:59,541 ‫عه... 247 00:14:00,750 --> 00:14:02,000 ‫سوواچ! 248 00:14:02,083 --> 00:14:04,833 ‫- نه. بچه از رو میز برو پایین! ‫- نه، نه، نه 249 00:14:04,916 --> 00:14:06,101 ‫وای خدا، خیلی ببخشید 250 00:14:06,125 --> 00:14:07,667 ‫- بیا ‫- مامانم قرار بود مواظبش باشه 251 00:14:07,691 --> 00:14:10,333 ‫می‌دونی چیه؟ این خیلی بهت میاد 252 00:14:10,416 --> 00:14:13,208 ‫- چیهو! همین الان بیا پایین! ‫- اولترامن بهترینه! 253 00:14:15,208 --> 00:14:20,208 ‫[دکتر اوندا - افسر ارشد نیروی دفاعی] 254 00:14:21,666 --> 00:14:25,750 ‫[مقرِ فرماندهی نیروی دفاعی] 255 00:14:34,583 --> 00:14:40,167 ‫هر یک از شما از دست دادن همکاران، دوستان ‫و حتی خانواده‌تون رو تجربه کردید، 256 00:14:40,191 --> 00:14:44,583 ‫در اثرِ خرابی‌هایی که ‫بلای وحشتناک کایجوها به بار آورده 257 00:14:45,791 --> 00:14:48,541 ‫من این درد و فقدان رو احساس کردم، 258 00:14:49,291 --> 00:14:54,791 ‫و هر روز صبح که بیدار میشم از خودم می‌پرسم ‫چطور می‌تونم جلوی تکرارش رو بگیرم 259 00:14:56,125 --> 00:15:00,333 ‫اما فداکاری‌های مشترکِ ما بیهوده نبودن 260 00:15:01,083 --> 00:15:04,375 ‫امروز روزِ سرنوشت‌سازیه 261 00:15:04,458 --> 00:15:06,833 ‫و به لطف تلاش‌های شجاعانه‌ی شما، 262 00:15:06,916 --> 00:15:11,375 ‫به زودی خانواده‌هامون ‫و خانواده‌های این کشور 263 00:15:11,458 --> 00:15:15,250 ‫می‌تونن توی دنیای بهتر و امن‌تری زندگی کنن 264 00:15:16,083 --> 00:15:19,166 ‫دنیایی عاری از ترس 265 00:15:32,000 --> 00:15:34,041 ‫مرکز، بلک جک 73 هستم 266 00:15:34,125 --> 00:15:36,416 ‫ما با محموله توی راهیم. تمام 267 00:15:37,833 --> 00:15:40,750 ‫دریافت شد، بلک جک 73. ‫تقریباً کِی می‌رسید؟ 268 00:15:40,833 --> 00:15:43,125 ‫هشت ساعت و 30 دقیقه بعد. تمام 269 00:15:43,208 --> 00:15:46,375 ‫دریافت شد. ما مشتاقانه ‫منتظر رسیدنتون هستیم. تمام 270 00:16:23,708 --> 00:16:24,708 ‫آره! 271 00:16:25,791 --> 00:16:27,625 ‫این چیزیه که ازش حرف می‌زنم! 272 00:16:30,375 --> 00:16:34,541 ‫کن، به نظر میاد ماهیچه گرداننده‌ی شونه‌ات ‫توی نبرد آسیب دیده 273 00:16:35,208 --> 00:16:37,583 ‫این چیزیه که در ازای نجات جونِ آدم‌ها گیرم میاد 274 00:16:38,291 --> 00:16:41,000 ‫کن، وظیفه‌ی تو نجات جونِ آدم‌هاست 275 00:16:41,083 --> 00:16:45,000 ‫خب، ترجیح میدم دستم رو نجات بدم ‫و کایجوها رو بسپرم به نیروی دفاعی 276 00:16:45,083 --> 00:16:48,166 ‫می‌دونی وقتی می‌سپریش به نیروی دفاعی چی میشه 277 00:16:50,000 --> 00:16:52,833 ‫آره. یه برگرِ دوبل و شیکِ شکلاتی می‌خورم، 278 00:16:52,916 --> 00:16:54,625 ‫و می‌گیرم تخت می‌خوابم 279 00:16:54,708 --> 00:16:56,416 ‫حالا انقدر سعی نکن مادرم باشی 280 00:16:56,500 --> 00:16:58,666 ‫من طبق برنامه‌نویسیم عمل می‌کنم 281 00:17:02,541 --> 00:17:04,291 ‫آب نارگیل؟ 282 00:17:04,375 --> 00:17:07,541 ‫مینا، نوشیدنی‌های گازدار خوشمزه‌ام رو ‫انداختی دور؟ 283 00:17:07,625 --> 00:17:10,708 ‫انتخاب‌های سالم، بدنِ سالم 284 00:17:14,208 --> 00:17:15,208 ‫اه! 285 00:17:18,375 --> 00:17:20,250 ‫این مزه‌ی گوز میده 286 00:17:20,333 --> 00:17:24,375 ‫کن. چطوره یه مدت به خودت استراحت بدی 287 00:17:24,458 --> 00:17:25,791 ‫از خوردنِ نوشیدنی با مزه‌ی گوز؟ 288 00:17:25,875 --> 00:17:27,875 ‫از بیسبال 289 00:17:27,958 --> 00:17:30,833 ‫تنها چیزی که لبخند به لبم میاره رو کنار بذارم؟ 290 00:17:31,333 --> 00:17:33,208 ‫شرمنده. نه 291 00:17:33,291 --> 00:17:34,791 ‫تلویزیون، لطفاً 292 00:17:34,875 --> 00:17:39,125 ‫امروز خرابی‌های بیشتری در اثر نبرد اولترامن ‫و نیروی دفاعی با نرونگا به بار اومد 293 00:17:39,208 --> 00:17:40,625 ‫طبق گفته‌ی یکی از شاهدان... 294 00:17:40,708 --> 00:17:43,666 ‫من اولترامن رو دوست دارم. ‫همیشه دوستش داشتم. 295 00:17:43,750 --> 00:17:46,333 ‫اون در گذشته کارهای خوب زیادی انجام داده 296 00:17:46,416 --> 00:17:48,041 ‫ممنون، شهروند 297 00:17:48,125 --> 00:17:50,416 ‫ولی اون ماه‌ها پیداش نبود 298 00:17:50,500 --> 00:17:52,625 ‫و حالا که برگشته، 299 00:17:52,708 --> 00:17:55,166 ‫انگار واقعاً براش مهم نیست 300 00:17:55,250 --> 00:17:57,291 ‫یعنی این اوضاع رو ببینید 301 00:17:58,333 --> 00:18:00,125 ‫من اصلاً این شغل رو نمی‌خواستم 302 00:18:00,708 --> 00:18:02,666 ‫و حالا همه بهم حمله می‌کنن 303 00:18:02,750 --> 00:18:05,583 ‫شیمورا، نیروی دفاعی، مامان‌بزرگ‌های ناشناس 304 00:18:08,000 --> 00:18:12,125 ‫میشه لطفاً به اولترامن یکم استراحت بدیم؟ 305 00:18:12,208 --> 00:18:13,791 ‫بله، البته 306 00:18:14,916 --> 00:18:18,750 ‫بی‌صبرانه منتظرم بازیِ امشبت رو ببینم. ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم. 307 00:18:19,500 --> 00:18:23,041 ‫کی شماره یکه؟! ‫کی شماره یکه؟! 308 00:18:24,000 --> 00:18:26,875 ‫کنجی. امیدوارم توی توکیو جاگیر شده باشی 309 00:18:26,958 --> 00:18:31,791 ‫می‌دونم این چیزی نیست که می‌خواستی، ‫ولی داری کارِ خیلی خوبی انجام میدی. 310 00:18:32,416 --> 00:18:36,166 ‫پدرت با آسیب‌دیدگیش بهت نیاز داره، پسرم 311 00:18:37,208 --> 00:18:41,250 ‫فقط امیدوارم شما دوتا بتونید ‫باهم به توازن برسید 312 00:18:42,250 --> 00:18:44,083 ‫من همیشه ازت حمایت می‌کنم 313 00:18:45,833 --> 00:18:48,083 ‫حتی اگه برای جاینتس بازی کنی 314 00:18:51,375 --> 00:18:56,000 ‫هنوز هیچ اثری از ردیابِ جی‌پی‌اس مادرم نیست؟ 315 00:18:57,291 --> 00:18:59,291 ‫نه، کن، متأسفم 316 00:18:59,375 --> 00:19:01,666 ‫متأسفانه، عاقبتِ مادرت هنوز نامعلومه 317 00:19:04,500 --> 00:19:06,291 ‫تو هر کاری می‌تونستی کردی 318 00:19:10,000 --> 00:19:12,666 ‫مینا، میشه یه بازیِ قدیمی برام پخش کنی؟ 319 00:19:13,375 --> 00:19:14,583 ‫البته، کن 320 00:19:16,458 --> 00:19:18,458 ‫برو، کنجی! 321 00:19:18,541 --> 00:19:19,916 ‫باریکلا! 322 00:19:25,666 --> 00:19:26,500 ‫کنجی! 323 00:19:26,583 --> 00:19:29,000 ‫- مامان! انجامش دادم! ‫- فوق‌العاده بود! 324 00:19:29,083 --> 00:19:32,458 ‫باورم نمیشه توپه رو زدی تا کجا رفت! 325 00:19:32,541 --> 00:19:34,083 ‫کارت درسته! 326 00:19:38,541 --> 00:19:41,416 ‫طرفدارانِ بیسبال به روز افتتاحیه خوش اومدید 327 00:19:41,500 --> 00:19:45,791 ‫و مسابقه‌ای بینِ جاینتس شما و سوالوزِ مهمان 328 00:19:49,166 --> 00:19:52,916 ‫سلام، واکیتا، ‫شنیدم یه مصاحبه‌ی رو در رو با ساتو داشتی. 329 00:19:53,000 --> 00:19:55,375 ‫کنجکاوم بیشتر بدونم 330 00:19:55,458 --> 00:19:59,541 ‫می‌دونی چیه، کوبو؟ ‫این بیسباله، نه جای حرف‌های خاله‌زنکی. 331 00:20:00,750 --> 00:20:04,041 ‫آره، اظهار نظرت رو ‫توی کنفرانس مطبوعاتی شنیدم 332 00:20:05,791 --> 00:20:08,458 ‫می‌تونید هیجان رو در هوا احساس کنید 333 00:20:08,541 --> 00:20:11,125 ‫امشب 42 هزار هوادار اینجان، 334 00:20:11,208 --> 00:20:15,958 ‫جمعیتی که ظرفیتِ استادیوم رو پر کردن ‫منتظرن نگاه اولی به کن ساتو داشته باشن، 335 00:20:16,041 --> 00:20:20,083 ‫و مشتاقن ببینن اون چی می‌تونه ‫برای تیمِ جاینتس به ارمغان بیاره 336 00:20:27,041 --> 00:20:29,500 ‫باورم نمیشه اولین بازی‌ام با کن ساتوئه... 337 00:20:29,583 --> 00:20:31,958 این کارته خیلی گرون قیمته، تازه‌کار 338 00:20:36,500 --> 00:20:38,750 ‫هی، یالا، لبخند بزن 339 00:20:39,250 --> 00:20:41,250 من قراره حسابی آبروت رو بخرم 340 00:20:41,333 --> 00:20:44,166 ‫بازیکنِ سمت راست کن ساتو! 341 00:20:45,875 --> 00:20:52,833 ‫ساتو! ساتو! ساتو! 342 00:20:59,000 --> 00:21:00,916 ‫اوه، کنی 343 00:21:01,000 --> 00:21:03,625 ‫حیف که شونه‌ات درد می‌کنه 344 00:21:03,708 --> 00:21:05,958 ‫اوه! دلم رو می‌شکنه 345 00:21:11,000 --> 00:21:13,375 ‫- ضربه‌ی ناموفق اول! ‫- بیخیال. جدی؟ 346 00:21:13,458 --> 00:21:16,666 ‫گمونم اسطوره‌ها هم آدمن 347 00:21:18,666 --> 00:21:20,833 ‫یالا، ساتو! 348 00:21:26,000 --> 00:21:27,333 ‫ضربه‌ی ناموفق دوم! 349 00:21:28,958 --> 00:21:31,458 ‫ای کاش این یارو یه نسخه‌ی ژاپنی داشت 350 00:21:31,541 --> 00:21:34,125 ‫نسخه‌ی ژاپنی قراره ‫این چوب رو فرو کنه توی حلقت! 351 00:21:34,208 --> 00:21:35,291 ‫واقعاً؟ می‌خوای امتحان کنی؟ 352 00:21:35,375 --> 00:21:38,333 ‫هی، خیلی خب، بچه‌ها. ‫بیخیال. تمومش کنید. تمومش کنید! 353 00:21:39,708 --> 00:21:42,125 ‫مرکز، بلک جک 73 هستم 354 00:21:42,208 --> 00:21:43,708 ‫زمانِ تقریبی رسیدن 10 دقیقه 355 00:21:47,666 --> 00:21:50,416 ‫تا اینجای دور اول ساتو ‫دو ضربه‌ی ناموفق داشته 356 00:21:50,500 --> 00:21:52,500 ‫و خوشحال به نظر نمیاد 357 00:21:53,041 --> 00:21:57,208 ‫و حالا به نظر میاد کن ساتو ‫قراره چیز جدیدی رو امتحان کنه 358 00:21:57,291 --> 00:21:59,750 ‫اون جاش رو عوض می‌کنه ‫تا با دستِ راست ضربه بزنه 359 00:21:59,833 --> 00:22:03,291 ‫من تا به حال ندیدم کسی ‫وسط ضربه زدن چنین کاری بکنه 360 00:22:30,583 --> 00:22:33,041 ‫و یه ضربه‌ی گرند اسلم می‌زنه! 361 00:22:33,125 --> 00:22:34,250 ‫آره! 362 00:22:35,208 --> 00:22:39,000 ‫آره! کنجی! 363 00:22:41,083 --> 00:22:42,541 ‫[هشدار کایجو] 364 00:22:55,666 --> 00:22:57,000 ‫خدای من 365 00:23:04,958 --> 00:23:07,791 ‫بلک جک 73، ارتفاعت رو افزایش بده، ‫برو به سمتِ چپ... 366 00:23:12,041 --> 00:23:13,041 ‫نگاه کنید! 367 00:23:23,916 --> 00:23:25,291 ‫خدای من 368 00:23:36,375 --> 00:23:37,583 ‫جایگانترون 369 00:23:55,416 --> 00:23:59,875 ‫توجه! لطفاً فوراً به نزدیک‌ترین ‫خروجی اضطراری مراجعه کنید 370 00:24:00,000 --> 00:24:03,000 ‫تکرار می‌کنم. لطفاً به نزدیک‌ترین ‫خروجی اضطراری مراجعه کنید 371 00:24:03,083 --> 00:24:05,166 ‫این مانُور نیست 372 00:24:11,291 --> 00:24:12,291 ‫هی! 373 00:24:21,000 --> 00:24:23,583 ‫این واسه خراب کردنِ بازی‌ام بود 374 00:24:34,041 --> 00:24:35,750 ‫لعنتی! 375 00:24:55,500 --> 00:24:58,791 ‫تمام جت‌ها رو اعزام کنید. ‫جایگانترون رو بکشید. 376 00:24:58,875 --> 00:25:00,875 ‫و محموله رو برگردونید 377 00:25:11,708 --> 00:25:13,208 ‫چه خبره؟ 378 00:25:13,291 --> 00:25:16,458 ‫کن، دیدی نیروی دفاعی ‫با نرونگا چیکار کرد 379 00:25:16,541 --> 00:25:19,500 ‫اگه تو کمک نکنی جایگانترون رو می‌کشن 380 00:25:26,458 --> 00:25:29,041 ‫جنگنده‌ی بلو 14 نیروی دفاعی. ‫در حال هدف‌گیری. 381 00:25:45,291 --> 00:25:47,166 ‫مرکز، داریم نزدیک می‌شیم... 382 00:25:47,250 --> 00:25:49,000 ‫عه، این رو می‌بینید؟ 383 00:25:49,083 --> 00:25:52,958 ‫هی، بچه‌ها! ‫جایگانترون در واقع داره دور میشه. 384 00:25:53,041 --> 00:25:54,875 ‫پس، نمی‌دونم، 385 00:25:55,375 --> 00:25:57,750 ‫شاید بهتر باشه پرنده‌هاتون رو برگردونید ‫و برید خونه 386 00:25:58,458 --> 00:26:00,791 ‫اگه اولترامن دخالت کرد، 387 00:26:00,875 --> 00:26:03,875 ‫اجازه دارید از نیروی مرگبار استفاده کنید 388 00:26:12,416 --> 00:26:14,541 ‫می‌بینی در ازای تلاش برای آدم خوبه بودن ‫چی گیرم میاد؟ 389 00:26:14,625 --> 00:26:16,875 ‫تو باید آدم خوبه باشی 390 00:26:16,958 --> 00:26:19,083 ‫سلام علیکم، آقای جایگانترون 391 00:26:19,166 --> 00:26:20,416 ‫وای! 392 00:26:20,875 --> 00:26:24,583 ‫اگه اون چیزه رو بهم بدی، 393 00:26:24,666 --> 00:26:29,291 ‫اون هواپیماها که پشتت هستن ‫شاید دست از سرت بردارن 394 00:26:38,208 --> 00:26:39,208 ‫وای! 395 00:26:43,916 --> 00:26:46,416 ‫مرکز، جایگانترون در تیررسِ موشکه 396 00:26:47,083 --> 00:26:48,083 ‫در حال هدف‌گیری 397 00:26:48,791 --> 00:26:50,375 ‫شلیک نمی‌کنم. اولترامن برگشته 398 00:26:50,458 --> 00:26:53,791 ‫خواهش می‌کنم! ‫اونا می‌کشنت! 399 00:26:55,375 --> 00:26:56,916 ‫قربان. روی هدف قفل کردیم 400 00:26:57,000 --> 00:26:59,958 ‫اگه الان شلیک کنیم ممکنه اولترامن ‫توی انفجار آسیب ببینه، قربان 401 00:27:00,041 --> 00:27:02,083 ‫اولترامن برام مهم نیست 402 00:27:02,958 --> 00:27:04,916 ‫محموله بعد از انفجار سالم می‌مونه؟ 403 00:27:05,000 --> 00:27:05,833 ‫بله، قربان 404 00:27:05,916 --> 00:27:07,333 ‫پس شلیک کنید! 405 00:27:07,916 --> 00:27:09,333 ‫دریافت شد. آتش! 406 00:27:14,625 --> 00:27:16,166 ‫خطر. اقدام گریزجویانه... 407 00:27:47,375 --> 00:27:50,166 ‫کن. حالت خوبه؟ 408 00:29:14,916 --> 00:29:17,542 ‫نه. نه، نه، نه 409 00:29:18,500 --> 00:29:21,458 ‫نه. نه، نه، نه 410 00:29:28,083 --> 00:29:29,083 ‫اوه! 411 00:30:12,750 --> 00:30:14,541 ‫مینا! آنالیزِ اضطراری 412 00:30:14,625 --> 00:30:15,791 ‫در حال بررسی آسیب‌دیدگی‌ها 413 00:30:23,458 --> 00:30:26,541 ‫کن، این خیلی عجیبه 414 00:30:26,625 --> 00:30:28,833 ‫طبق نتایج بررسی‌هام تو یه... 415 00:30:28,916 --> 00:30:29,833 ‫یه ضربانِ قلب دوم داری 416 00:30:29,916 --> 00:30:33,333 ‫نه. این ضربانِ قلب من نیست، مینا 417 00:30:33,416 --> 00:30:36,125 ‫وای، خدای من. اون... 418 00:30:36,208 --> 00:30:38,458 ‫آره، آخرِ دنیاست 419 00:30:39,583 --> 00:30:41,416 ‫یواش، یواش، یواش! 420 00:30:43,458 --> 00:30:45,500 ‫عه... اون حالش خوبه؟ 421 00:30:45,583 --> 00:30:47,041 ‫اون دختره، کن 422 00:30:47,125 --> 00:30:48,833 بچه دختره 423 00:30:49,416 --> 00:30:52,833 ‫تنفسش عادی به نظر میاد. ‫واکنش‌هاش مناسبه. 424 00:30:54,166 --> 00:30:56,458 ‫ضربانِ قلبش کمی بالا به نظر میاد، ولی... 425 00:30:56,541 --> 00:30:58,083 ‫فقط خبرِ بد رو بهم بده 426 00:30:58,166 --> 00:31:02,041 ‫من هیچ داده‌ی به خصوصی ‫در مورد فیزیولوژیِ بچه کایجو ندارم 427 00:31:02,125 --> 00:31:04,625 ‫صبر کن، شرمنده. شرمنده 428 00:31:04,708 --> 00:31:08,041 ‫مگه مامان و بابا هرچی که ‫در مورد این موجودات می‌دونستن 429 00:31:08,125 --> 00:31:09,750 ‫توی مغزِ الکتریکیت برنامه‌نویسی نکردن؟ 430 00:31:09,833 --> 00:31:12,458 ‫اون یه موجود نیست، کن 431 00:31:12,541 --> 00:31:15,208 ‫و ما هیچوقت بچه کایجو ندیدیم 432 00:31:15,291 --> 00:31:16,833 ‫در واقع هیچکس ندیده 433 00:31:16,916 --> 00:31:19,916 ‫عالیه، کمکِ بزرگی کردی 434 00:31:20,000 --> 00:31:22,208 ‫آره، فکر کنم بهتره از سیری بپرسم 435 00:31:22,291 --> 00:31:25,291 ‫کن، من یه بچه کایجوی گُنده رو نیاوردم خونه 436 00:31:25,375 --> 00:31:27,333 ‫باید یه راه حلی پیدا کنیم 437 00:31:29,125 --> 00:31:30,166 ‫عالیه 438 00:31:31,041 --> 00:31:32,416 ‫عه... 439 00:31:32,500 --> 00:31:35,958 ‫- چرا رنگش عوض میشه؟ ‫- شاید بهتره از سیری بپرسی 440 00:31:36,041 --> 00:31:38,416 ‫شروع نکن، مینا 441 00:31:38,500 --> 00:31:40,041 ‫اگه بخوام حدس بزنم، کن، 442 00:31:40,125 --> 00:31:43,250 ‫میگم اون به تو وابسته شده 443 00:31:43,333 --> 00:31:45,625 ‫نه. نه، نه، نه! ‫نه، نه، نه! 444 00:31:45,708 --> 00:31:47,375 ‫- منظورت اینه که... ‫- بله، کن 445 00:31:47,458 --> 00:31:50,208 ‫اون فکر می‌کنه تو مادرشی 446 00:31:50,791 --> 00:31:53,166 ‫من برای این کار ساخته نشدم 447 00:31:53,250 --> 00:31:56,333 ‫من زندگی دارم. باید جام ببرم! 448 00:31:56,416 --> 00:32:00,666 ‫فقط یه کار خوب کردم و حالا مجبورم ‫از یه موجود مارمولکی صورتی گُنده نگهداری کنم 449 00:32:02,166 --> 00:32:03,916 ‫باید از اینجا ببریمش بیرون 450 00:32:04,000 --> 00:32:06,291 ‫و پیشنهاد می‌کنی کجا ببریمش، کن؟ 451 00:32:10,458 --> 00:32:14,291 ‫اوه! اوه، اوه، اوه. ‫می‌بریمش جزیره‌ی کایجوها! 452 00:32:14,375 --> 00:32:17,000 ‫متأسفانه، کن، هیچکس نمی‌دونه کجا پیداش کنه 453 00:32:17,083 --> 00:32:18,083 ‫بیخیال! 454 00:32:18,125 --> 00:32:19,684 ‫نه پدر و مادرت و نه نیروی دفاعی... 455 00:32:19,708 --> 00:32:22,083 ‫هرگز نتونستن جزیره رو پیدا کنن 456 00:32:22,166 --> 00:32:25,250 ‫کن، اگه الان تبدیل به آدم بشی خیلی بد میشه 457 00:32:36,291 --> 00:32:37,291 ‫سلام 458 00:32:46,000 --> 00:32:47,583 ‫اون دیگه چه کوفتی بود؟! 459 00:32:48,375 --> 00:32:49,458 ‫اون ازت می‌ترسه، کن 460 00:32:49,541 --> 00:32:52,416 ‫از من می‌ترسه؟ ‫اون 6 متر قدشه! 461 00:32:52,500 --> 00:32:56,208 ‫اون تو رو نمی‌شناسه. ‫فقط اولترامن رو می‌شناسه. 462 00:32:56,291 --> 00:32:58,791 ‫مینا! محفظه‌ی مهارکننده! 463 00:32:58,875 --> 00:32:59,708 ‫کدوم یکی؟ 464 00:32:59,791 --> 00:33:01,083 ‫بزرگ‌ترینش! 465 00:33:12,916 --> 00:33:13,916 ‫خدایا! 466 00:33:15,875 --> 00:33:19,416 ‫کن، فقط یه نفر هست ‫که می‌تونه کمکت کنه 467 00:33:19,500 --> 00:33:22,791 ‫اوه، نه، نه، نه! ‫تو الان پیشنهاد نکردی... 468 00:33:22,875 --> 00:33:24,958 ‫شرمنده، کن. قبلاً بهش زنگ زدم 469 00:33:26,208 --> 00:33:28,167 ‫کنجی. من پدرتم 470 00:33:28,191 --> 00:33:30,917 ‫اونجایی؟ الو؟ 471 00:33:53,458 --> 00:33:56,541 ‫خدای من. اون از تخم در اومده 472 00:33:57,666 --> 00:33:59,000 ‫کل ناحیه رو بگردید 473 00:33:59,024 --> 00:34:01,024 ‫بچه رو پیدا کنید و زنده برش گردونید 474 00:34:07,000 --> 00:34:08,000 ‫کنجی 475 00:34:08,041 --> 00:34:10,791 ‫بابا، سلام. سلام، چه خبر؟ 476 00:34:11,583 --> 00:34:13,000 ‫نظرت در مورد بازی امشب چی بود؟ 477 00:34:13,083 --> 00:34:15,666 ‫اوه، خدا رو شکر. حالت خوبه؟ 478 00:34:15,750 --> 00:34:17,875 ‫آره، می‌دونی، من... خوبم 479 00:34:18,625 --> 00:34:20,166 ‫نبرد سختی بود 480 00:34:20,666 --> 00:34:22,666 ‫یکم بدنم درد می‌کنه، ‫هنوز کامل خوب نشدم، ولی... 481 00:34:25,000 --> 00:34:26,750 ‫- اون چی بود؟ ‫- عه... 482 00:34:27,250 --> 00:34:28,625 ‫می‌دونی، این... 483 00:34:28,708 --> 00:34:32,958 ‫این صدای جشن پایینه 484 00:34:34,500 --> 00:34:37,666 ‫باشکوه‌ترین موجود روی زمین مُرده 485 00:34:37,750 --> 00:34:40,375 ‫آخرین بازمانده‌ی گونه‌ی خودش 486 00:34:40,458 --> 00:34:41,875 ‫و تو جشن گرفتی؟ 487 00:34:43,625 --> 00:34:48,208 ‫اون موجود باشکوه نزدیک بود ‫سرم رو قطع کنه 488 00:34:50,541 --> 00:34:52,875 ‫من 20 ساله که تو رو ندیدم 489 00:34:53,500 --> 00:34:57,250 ‫تو این شهر و هیولاها رو به ما ترجیح دادی 490 00:34:58,291 --> 00:35:00,916 ‫- نه ‫- بعدش صدمه دیدی، دیگه نتونستی انجامش بدی، 491 00:35:01,000 --> 00:35:03,666 ‫و بعدش من باید برمی‌گشتم ‫و گندت رو جمع می‌کردم به عنوان... 492 00:35:03,750 --> 00:35:06,708 ‫دادا، دادا! اولترامن، 493 00:35:07,208 --> 00:35:09,750 ‫که فقط به خاطر این که مامان ‫بهم التماس کرد انجامش دادم 494 00:35:11,166 --> 00:35:13,375 ‫و تو بیشتر نگرانِ اون هیولایی 495 00:35:15,208 --> 00:35:16,333 طبق معمول 496 00:35:16,916 --> 00:35:21,541 ‫نه. من فقط می‌خواستم از شما محافظت کنم 497 00:35:21,625 --> 00:35:23,041 ‫ولی این کارو نکردی 498 00:35:23,791 --> 00:35:25,333 ‫حتی بهم توجه نکردی 499 00:35:29,250 --> 00:35:30,416 ‫صادق باش 500 00:35:31,125 --> 00:35:32,458 ‫وقتی مامان ناپدید شد، 501 00:35:33,375 --> 00:35:34,833 ‫اصلاً دنبالش گشتی؟ 502 00:35:43,500 --> 00:35:45,875 ‫ما توی درد از دست دادنش شریکیم، کنجی 503 00:35:48,500 --> 00:35:50,000 ‫من تنهات میذارم 504 00:36:11,833 --> 00:36:13,958 ‫لعنت بهش، کن 505 00:36:19,750 --> 00:36:23,750 ‫♪ There Stands the Glass ♪ ‫♪ Song by Webb Pierce ♪ 506 00:36:35,583 --> 00:36:39,458 ‫اون یه لحظه آروم گرفت. ‫بعدش دوباره شروع کرد. 507 00:36:40,000 --> 00:36:41,791 ‫آره! صداش رو می‌شنوم! 508 00:36:42,291 --> 00:36:44,375 ‫اون هنوز ازت می‌ترسه، کن 509 00:36:44,458 --> 00:36:45,458 ‫اینطور فکر می‌کنی؟ 510 00:36:49,875 --> 00:36:51,583 ‫هی! هی، هی 511 00:36:52,208 --> 00:36:53,833 ‫سلام! 512 00:36:53,916 --> 00:36:54,958 ‫بیا این رو امتحان کنیم 513 00:36:55,750 --> 00:36:56,750 ‫قبل 514 00:37:00,333 --> 00:37:01,416 ‫بعد! 515 00:37:05,750 --> 00:37:07,416 ‫قبل 516 00:37:08,625 --> 00:37:10,666 ‫بعد! 517 00:37:12,291 --> 00:37:14,041 ‫قبل 518 00:37:15,000 --> 00:37:16,125 ‫بعد! 519 00:37:20,875 --> 00:37:21,875 ‫قبل 520 00:37:24,791 --> 00:37:25,875 ‫می‌بینی؟ 521 00:37:26,708 --> 00:37:27,708 ‫این منم 522 00:37:33,375 --> 00:37:34,625 ‫باز چی شده؟ 523 00:37:34,708 --> 00:37:36,291 ‫فکر کنم شکمشه 524 00:37:36,375 --> 00:37:38,000 ‫حتماً گرسنه‌ست 525 00:37:38,375 --> 00:37:43,250 ‫به نظر میاد بدونم چی به خورد ‫یه بچه مارمولکِ گُنده بدم؟ 526 00:37:48,833 --> 00:37:52,083 ‫مینا، بجنب یه چیزی بهش بده بخوره ‫تا یه ماشینِ دیگه رو هم لِه نکرده 527 00:37:52,166 --> 00:37:53,166 ‫البته، کن 528 00:37:57,875 --> 00:37:58,791 ‫عالیه 529 00:37:58,875 --> 00:38:01,708 ‫شیره‌ی افرا و بلغورِ شکر قهوه‌ای 530 00:38:02,416 --> 00:38:04,291 ‫استیکِ نیویورک استریپ 531 00:38:05,000 --> 00:38:06,625 ‫یالا، امتحانش کن 532 00:38:13,500 --> 00:38:15,083 ‫هی! این کارو نکن 533 00:38:17,416 --> 00:38:18,916 ‫همین الان بس کن 534 00:38:19,000 --> 00:38:21,166 ‫تو قراره توی دردسر بزرگی بیفتی، خانم جوان 535 00:38:23,791 --> 00:38:26,125 ‫چیه؟ باز چی شده؟ 536 00:38:35,041 --> 00:38:36,833 ‫اون دیگه چه کوفتی بود؟ 537 00:38:36,916 --> 00:38:41,791 ‫به نظر میاد بچه توانایی ‫پژواک‌یابیِ شکارش رو داره 538 00:38:41,875 --> 00:38:45,125 ‫خیلی خب. باشه! 539 00:38:45,833 --> 00:38:48,541 ‫ماهی می‌خوای؟ برات ماهی میارم 540 00:38:49,375 --> 00:38:50,375 ماهی میارم 541 00:38:59,666 --> 00:39:02,750 ‫بفرما. اینم صبحونه 542 00:39:15,583 --> 00:39:19,041 ‫خبرِ بعدی، نیروی دفاعی به جستجو ‫به دنبال اولترامن ادامه میده 543 00:39:19,708 --> 00:39:22,750 ‫و چطور تونکاتسوتون رو تُردتر کنید 544 00:39:24,541 --> 00:39:25,541 ‫چی... 545 00:39:28,208 --> 00:39:30,041 ‫وای خدا! 546 00:39:30,125 --> 00:39:31,708 ‫اه! اه! 547 00:39:35,000 --> 00:39:36,083 ‫عوق! 548 00:39:37,625 --> 00:39:38,708 ‫چندش‌آوره! 549 00:39:39,708 --> 00:39:41,000 ‫اوه. چه بوی گندی 550 00:39:43,291 --> 00:39:45,458 ‫خدایا! 551 00:39:46,708 --> 00:39:49,791 ‫خیلی بده 552 00:39:52,666 --> 00:39:54,916 ‫نباید اون دونات‌ها رو می‌خوردم 553 00:39:55,000 --> 00:39:58,625 ‫کن، می‌دونم خسته‌ای. ‫ولی امروز بازی داری. 554 00:39:58,708 --> 00:40:01,708 ‫بعد از اتفاق دیشب؟ ‫امکان نداره بازی کنیم. 555 00:40:02,666 --> 00:40:04,833 ‫ما به نتیجه رسیدیم که علی رغمِ نبرد، 556 00:40:04,916 --> 00:40:08,291 ‫استادیوم امنه و بازی رو برگزار می‌کنیم 557 00:40:09,041 --> 00:40:11,083 ‫البته 558 00:40:11,166 --> 00:40:12,916 ‫البته که هنوز قراره بازی کنیم 559 00:40:13,000 --> 00:40:15,625 ‫بچه رو چیکارش کنیم، کن؟ 560 00:40:15,708 --> 00:40:17,791 ‫ما قرار نیست هیچ کاری بکنیم 561 00:40:17,875 --> 00:40:20,375 ‫تو باید یه راه حلی پیدا کنی 562 00:40:20,458 --> 00:40:21,666 ‫خلاقیت به خرج بده، مینا 563 00:40:22,208 --> 00:40:24,833 ‫تو یه ابرکامپیوترِ فوق پیشرفته هستی 564 00:40:24,916 --> 00:40:27,708 ‫طبق تحقیقات این برای بچه‌ها مُضره 565 00:40:32,541 --> 00:40:35,916 ‫آه! تلویزیون، بهترین پرستار بچه 566 00:40:36,000 --> 00:40:37,708 ‫فقط تمام روز این مزخرفات رو نبینه، باشه؟ 567 00:40:37,791 --> 00:40:40,416 ‫نمی‌خوام به اون آهنگِ مسخره وابسته بشه 568 00:40:44,125 --> 00:40:46,083 ‫و یه ضربه‌ی ناموفق دیگه 569 00:40:46,875 --> 00:40:49,375 ‫ساتو خیلی خسته به نظر میاد 570 00:40:50,958 --> 00:40:58,041 ‫و حالا به نظر میاد حرف‌هایی بین ساتو ‫و توپ‌گیرِ سوالوز رد و بدل میشه 571 00:40:58,708 --> 00:41:00,458 ‫اوه! وای، نه 572 00:41:01,166 --> 00:41:04,916 ‫خیلی وقته که زد و خوردی مثل این ندیدیم 573 00:41:05,000 --> 00:41:08,208 ‫هردو نیمکت خالی شدن. ‫اونا دارن مشت میندازن... 574 00:41:09,208 --> 00:41:12,250 ‫کن، می‌خوایم یه چیزی نشونت بدیم 575 00:41:32,875 --> 00:41:35,125 ‫من یه خبرِ خوب لازم دارم، مینا 576 00:41:35,208 --> 00:41:38,000 ‫لطفاً بهم بگو که جزیره‌ی کایجو رو پیدا کردی 577 00:41:38,083 --> 00:41:39,166 ‫نه، کن، 578 00:41:39,250 --> 00:41:42,291 ‫ولی بچه یه سورپرایز برات داره 579 00:41:53,541 --> 00:41:56,208 ‫اه! 580 00:41:56,291 --> 00:41:59,666 ‫ای خدا، این بوی چیه؟ 581 00:41:59,750 --> 00:42:03,583 ‫کن، تو نمی‌تونی به یه بچه‌ی 6 متری ‫نیم تُن ماهی بدی 582 00:42:03,666 --> 00:42:06,250 ‫و انتظار داشته باشی همه جا رو به گند نکشه 583 00:42:09,916 --> 00:42:12,916 ‫که من رو به چیزی می‌رسونه که ‫باید در موردش صحبت کنیم 584 00:42:13,000 --> 00:42:18,041 ‫تا وقتی که بتونم جزیره‌ی کایجو رو پیدا کنم، ‫باید اون رو بزرگش کنیم. 585 00:42:18,125 --> 00:42:21,333 ‫مینا، من یه فصل کامل بیسبال پیش روم دارم 586 00:42:21,833 --> 00:42:22,916 ‫نمی‌تونم انجامش بدم 587 00:42:23,000 --> 00:42:26,208 ‫کن، تو اون رو آوردی خونه ‫و حالا مسئولیتش با توئه 588 00:42:26,291 --> 00:42:28,541 ‫اگه ازش مراقبت نکنی می‌میره 589 00:42:28,625 --> 00:42:32,208 ‫حالا، کارِ آسونی نخواهد بود، ‫ولی من هر کمکی ازم بربیاد انجام میدم. 590 00:42:32,291 --> 00:42:35,375 ‫باید به غذا دادن بهش ‫و شستنش ادامه بدیم، 591 00:42:35,458 --> 00:42:37,666 ‫و یه جوری بهش یاد بدیم بره دستشویی 592 00:42:37,750 --> 00:42:39,708 ‫باید پنج اصل رو یاد بگیری 593 00:42:39,791 --> 00:42:43,208 ‫قنداق کردن، خوابوندن، ساکت کردن، ‫تکون دادن و پستونک دادن. 594 00:42:45,166 --> 00:42:46,375 ‫[روز اول] 595 00:42:47,833 --> 00:42:48,708 ‫[بچه بیدار شد] 596 00:43:02,291 --> 00:43:03,125 ‫[زمان مسابقه!] 597 00:43:03,625 --> 00:43:04,750 ‫[از صبح‌ها متنفرم] 598 00:43:08,250 --> 00:43:09,708 ‫ضربه‌ی ناموفق! 599 00:43:09,791 --> 00:43:10,708 ‫بیرونی! 600 00:43:10,791 --> 00:43:12,708 ‫هی ساتو! ریدی! 601 00:43:16,291 --> 00:43:17,500 ‫[از صبح‌ها متنفرم] 602 00:43:22,083 --> 00:43:23,083 ‫[روز 35اُم] 603 00:43:24,416 --> 00:43:26,125 ‫[بچه بیدار شد] 604 00:43:28,666 --> 00:43:29,500 ‫[زمان مسابقه!] 605 00:43:31,791 --> 00:43:32,875 ‫بیرونی! 606 00:43:32,958 --> 00:43:34,833 ‫برگرد آمریکا! 607 00:43:38,458 --> 00:43:39,666 ‫[روز 42اُم] 608 00:43:39,750 --> 00:43:42,000 ‫ده شکستِ پشت سرهم 609 00:43:42,083 --> 00:43:45,458 ‫ساتو به نظر میاد در طول فصل ‫توی خواب راه میره 610 00:43:48,916 --> 00:43:51,416 ‫ساتو توی بیسبال ژاپنی جایگاهی نداره 611 00:43:51,500 --> 00:43:52,500 ‫بیرونی! 612 00:43:52,583 --> 00:43:53,750 ‫[روز 71اُم] 613 00:43:55,833 --> 00:43:59,166 ‫به میانه‌ی فصل رسیدیم ‫و تیم جاینتس هنوز مشکل داره، 614 00:43:59,250 --> 00:44:01,000 ‫علی رغم اضافه شدن کن ساتو... 615 00:44:01,083 --> 00:44:04,083 ‫که بازیِ بی‌رمقش به ناامید کردن هواداران ‫ادامه میده... 616 00:44:05,458 --> 00:44:07,916 ‫هی! ساتو! 617 00:44:10,833 --> 00:44:12,666 ‫بیا دفترم. همین الان! 618 00:44:21,416 --> 00:44:25,541 ‫تهدید کرد منِ کن ساتو رو به تایگرز می‌فروشه 619 00:44:26,125 --> 00:44:27,166 ‫به تایگرز؟! 620 00:44:28,500 --> 00:44:30,500 ‫هیچکس کن ساتو رو نمی‌فروشه! 621 00:44:34,958 --> 00:44:38,041 ‫من تمام تلاشم رو می‌کنم، باشه؟! 622 00:44:38,125 --> 00:44:39,208 ‫خدایا! 623 00:44:40,333 --> 00:44:41,833 ‫من بهت غذا میدم 624 00:44:41,857 --> 00:44:44,500 ‫پیپی‌های گُنده‌ات رو تمیز می‌کنم 625 00:44:53,041 --> 00:44:56,208 ‫کن؟ داری گریه می‌کنی؟ 626 00:44:56,291 --> 00:45:00,041 ‫نه. من... من گریه نمی‌کنم 627 00:45:03,583 --> 00:45:05,417 ‫می‌خوای چندتا توپ بزنی، کن؟ 628 00:45:05,441 --> 00:45:07,792 ‫این همیشه حالت رو بهتر می‌کنه 629 00:45:08,333 --> 00:45:10,875 ‫آره. آره، فکرِ خوبیه 630 00:45:13,875 --> 00:45:15,250 ‫بسوز و بساز، کن 631 00:45:19,083 --> 00:45:21,583 ‫آره، عزیزم. یالا، یالا! 632 00:45:21,942 --> 00:45:24,000 ‫تو کن ساتو هستی 633 00:45:32,292 --> 00:45:34,083 ‫یالا! توپ رو بزن! 634 00:45:34,107 --> 00:45:35,750 ‫ناسلامتی تو کن ساتو هستی 635 00:45:38,250 --> 00:45:40,166 ‫اوه! آخ! 636 00:45:46,291 --> 00:45:48,708 ‫شاید یه جلسه‌ی تراپیِ شبیه‌سازی‌شده برات خوب باشه 637 00:45:48,732 --> 00:45:50,583 ‫من چندتا توی پایگاه داده‌هام دارم 638 00:45:51,458 --> 00:45:52,458 ‫واقعاً؟ 639 00:45:53,375 --> 00:45:55,958 ‫شاید بخوای به یکی زنگ بزنم؟ ‫به یه دوست؟ 640 00:45:56,041 --> 00:45:58,416 ‫آره، ای کاش یکی از اونا داشتم 641 00:46:30,625 --> 00:46:34,333 ‫- یوهو! ‫- هی! آروم باش. الو؟ 642 00:46:34,416 --> 00:46:37,833 ‫آمی، کن هستم. کن ساتو 643 00:46:37,916 --> 00:46:41,083 ‫آقای ساتو. سلام 644 00:46:42,041 --> 00:46:46,083 ‫ببین، اگه به خاطر اظهار نظرهام زنگ زدی، ‫من فقط می‌تونم بر اساس دیده‌هام قضاوتت کنم. 645 00:46:46,166 --> 00:46:47,806 ‫اگه می‌خوای شفاف سازی کنی... 646 00:46:47,875 --> 00:46:49,375 ‫میشه فقط حرف بزنیم؟ 647 00:46:49,399 --> 00:46:51,458 ‫یعنی به طور غیررسمی و خصوصی؟ 648 00:46:51,500 --> 00:46:54,125 ‫یوهو! سوواچ! 649 00:46:54,208 --> 00:46:55,500 ‫بگیر که اومد، گازوتو! 650 00:46:55,583 --> 00:46:58,083 ‫الان خیلی سرم شلوغه... ‫اون رو بذار زمین! 651 00:46:58,166 --> 00:47:01,125 ‫بوم! پهپادهای پراکنده! 652 00:47:01,208 --> 00:47:04,791 ‫فقط... تو تنها کسی هستی ‫که با من حرف می‌زنه 653 00:47:04,875 --> 00:47:06,416 ‫زوم! 654 00:47:07,666 --> 00:47:08,958 ‫یه معامله باهات می‌کنم 655 00:47:08,982 --> 00:47:10,809 ‫پنج دقیقه بهت وقت میدم 656 00:47:10,833 --> 00:47:14,166 ‫- ایول! ‫- ولی باید بذاری مصاحبه‌ام رو ادامه بدم 657 00:47:14,250 --> 00:47:15,750 ‫یه مصاحبه‌ی واقعی 658 00:47:15,833 --> 00:47:18,125 ‫حله. هر وقت که بخوای 659 00:47:18,208 --> 00:47:21,291 ‫خیلی خب، الان گفتگومون خصوصیه 660 00:47:24,166 --> 00:47:26,000 ‫خواهش می‌کنم مینا، سرش رو گرم کن 661 00:47:26,083 --> 00:47:29,166 ‫کن؟ هنوز پشتِ خطی؟ 662 00:47:29,250 --> 00:47:30,833 ‫آره. اینجام. اینجام 663 00:47:31,458 --> 00:47:34,958 ‫خب، رازت چیه؟ 664 00:47:35,041 --> 00:47:38,000 ‫چطور همه‌ی کارهات رو مدیریت می‌کنی؟ 665 00:47:38,083 --> 00:47:40,500 ‫شغلت، بچه‌ات؟ 666 00:47:41,250 --> 00:47:44,750 ‫هیچوقت دلت نمی‌خواد ‫از یه پنجره بپری بیرون؟ 667 00:47:45,833 --> 00:47:48,708 ‫کن، نکنه مخفیانه یه بچه داری؟ 668 00:47:48,791 --> 00:47:50,958 ‫چون این داستانِ خفنی میشه 669 00:47:51,041 --> 00:47:56,166 ‫نه. فقط کنجکاوم 670 00:47:56,250 --> 00:47:59,000 ‫راستش، آسون نیست، کن 671 00:47:59,417 --> 00:48:01,583 ‫اونا گاهی مثل هیولاهای کوچیک میشن 672 00:48:01,625 --> 00:48:03,000 ‫وای 673 00:48:04,833 --> 00:48:05,833 ‫مامان! 674 00:48:08,875 --> 00:48:11,500 ‫ولی می‌تونن غافلگیرت هم بکنن 675 00:48:12,166 --> 00:48:14,708 ‫اونا قلب و ذهنِ خودشون رو دارن 676 00:48:14,791 --> 00:48:19,750 ‫سعی دارن کشف کنن کی هستن و چی می‌خوان 677 00:48:22,375 --> 00:48:25,125 ‫و تنها حامی‌ای که دارن ما هستیم 678 00:48:25,208 --> 00:48:29,291 ‫ما که خودمون ناقص و داغونیم، 679 00:48:29,375 --> 00:48:31,041 ‫و با مشکلات خودمون درگیریم، 680 00:48:31,666 --> 00:48:34,416 ‫سعی داریم بفهمیم خودمون کی هستیم 681 00:48:35,208 --> 00:48:36,583 ‫و می‌دونی چیه؟ 682 00:48:36,883 --> 00:48:38,458 ‫زیباییش همینه 683 00:48:39,208 --> 00:48:40,791 ‫من گاهی به دخترم نگاه می‌کنم 684 00:48:40,875 --> 00:48:45,666 ‫و فکر می‌کنم من همون قدر از اون یاد می‌گیرم ‫که اون ازم یاد می‌گیره 685 00:48:48,875 --> 00:48:50,166 ‫شگفت‌انگیزه 686 00:48:50,250 --> 00:48:53,000 ‫آره، البته که همینطورن 687 00:48:54,458 --> 00:48:56,333 ‫محفظه‌ی مهارکننده رو بیار پایین 688 00:49:00,416 --> 00:49:02,166 ‫و قبل از این که بدونی، 689 00:49:02,250 --> 00:49:06,291 ‫اون علاقه‌ای به اسباب‌بازی‌ها نخواهد داشت ‫و قلبت می‌شکنه 690 00:49:08,583 --> 00:49:11,583 ‫مطمئنم نمی‌دونی از چی حرف می‌زنم، کن 691 00:49:13,583 --> 00:49:16,208 ‫کن؟ کن؟ 692 00:49:17,250 --> 00:49:19,375 ‫و پنج دقیقه‌ات تموم شد 693 00:49:19,399 --> 00:49:21,208 ‫به قولی که دادی عمل می‌کنی؟ 694 00:49:21,375 --> 00:49:23,916 ‫اوه، آره، آره. فردا شب؟ 695 00:49:24,000 --> 00:49:26,708 ‫عه، حتماً 696 00:49:26,791 --> 00:49:28,458 ‫عالیه. رستورانِ تونکاتسو تونکی 697 00:49:28,541 --> 00:49:30,625 ‫ساعت 7؟ خدافظ 698 00:49:39,208 --> 00:49:41,375 ‫عه، مینا؟ یه زمینِ بیسبال بارگذاری کن 699 00:49:41,458 --> 00:49:44,041 ‫شاید بهتر باشه با یکی از شبیه‌سازی‌های ‫قدیمی‌تر راهش بندازی 700 00:49:44,125 --> 00:49:45,041 ‫یه چیز آسون 701 00:49:45,125 --> 00:49:47,000 ‫یه چیز کاملاً مناسب دارم 702 00:50:00,125 --> 00:50:01,500 ‫برو، کنجی! 703 00:50:04,875 --> 00:50:06,916 دمت گرم، مینا 704 00:50:07,666 --> 00:50:09,708 ‫خیلی خب، باید اینجوری وایسی 705 00:50:12,083 --> 00:50:13,083 ‫آرنج‌هات رو بیار بالا 706 00:50:14,125 --> 00:50:15,125 ‫آهان 707 00:50:15,666 --> 00:50:16,916 ‫آماده شو 708 00:50:17,500 --> 00:50:19,333 ‫خیلی خب، بگیر که اومد 709 00:50:25,833 --> 00:50:26,833 ‫نه! نه، نه، نه 710 00:50:26,875 --> 00:50:28,791 ‫هی، چیزی نیست. چیزی نیست 711 00:50:29,708 --> 00:50:31,225 ‫گاهی پیش میاد 712 00:50:31,249 --> 00:50:33,000 ‫فقط باید روش کار کنی 713 00:50:36,291 --> 00:50:39,625 ‫حالا حاضر شو و حواست به توپ باشه 714 00:50:40,250 --> 00:50:44,291 ‫یک، دو، سه، توپ! 715 00:50:48,291 --> 00:50:52,166 ‫- وای! آره! ایول! ‫- هورا! 716 00:50:53,250 --> 00:50:55,791 ‫یالا، دختر! باید بدویم بیس‌ها رو بگیریم! 717 00:50:57,125 --> 00:50:58,375 ‫اینجوری. یالا! 718 00:51:00,458 --> 00:51:01,875 ‫آره! 719 00:51:32,291 --> 00:51:35,041 ‫مینا، کلی ماهی و دوناتِ موچی داریم، درسته؟ 720 00:51:35,125 --> 00:51:37,083 ‫آره، کن. انبارمون پره 721 00:51:38,416 --> 00:51:40,791 ‫حالا، اگه بیدار شد، ‫برنامه‌اش رو بذار ببینه. 722 00:51:40,875 --> 00:51:43,375 ‫بذار تا دلش می‌خواد ‫با اون آهنگِ مسخره برقصه 723 00:51:43,458 --> 00:51:46,291 ‫و اگه مشکلی پیش اومد، ‫به این پیام بده، باشه؟ 724 00:51:46,667 --> 00:51:49,125 ‫کن. اون هیچوقت انقدر در امان نبوده 725 00:51:49,425 --> 00:51:51,000 ‫خوش بگذره 726 00:51:58,416 --> 00:51:59,750 ‫- خیلی ممنون ‫- خیلی ممنون 727 00:52:05,833 --> 00:52:07,000 ‫اومم 728 00:52:07,083 --> 00:52:09,500 ‫- درسته؟ ‫- اومم. محشره! 729 00:52:09,583 --> 00:52:11,083 ‫تازه اینجا رو پیدا کردی؟ 730 00:52:11,166 --> 00:52:12,958 ‫یه جای خانوادگی قدیمیه 731 00:52:13,041 --> 00:52:15,583 ‫مامان من رو میاورد اینجا ‫وقتی بابا مجبور بود... 732 00:52:16,791 --> 00:52:18,875 ‫تا دیر وقت کار کنه 733 00:52:19,458 --> 00:52:22,333 ‫از وقتی که برگشتی با پدرت حرف زدی؟ 734 00:52:23,000 --> 00:52:26,541 ‫راستش نه. من و اون زیاد باهم جور نیستیم 735 00:52:29,916 --> 00:52:30,916 ‫نه! 736 00:52:32,000 --> 00:52:35,333 ‫ایچیرو بهم هشدار داده بود ‫که تو می‌تونی خود شیطان رو مجبور کنی... 737 00:52:35,416 --> 00:52:36,833 ‫به گناهانش اعتراف کنه 738 00:52:36,916 --> 00:52:40,416 ‫کارم اینه که آدم‌ها رو وادار به اعتراف کنم 739 00:52:41,083 --> 00:52:44,083 ‫و توی گفتگوی کوتاه خصوصی‌مون ‫این رو قبول کردی 740 00:52:46,541 --> 00:52:48,083 ‫دوباره فرار می‌کنی؟ 741 00:52:48,833 --> 00:52:49,833 ‫سعی می‌کنم این کارو نکنم 742 00:52:50,375 --> 00:52:51,375 ‫عالیه 743 00:52:52,083 --> 00:52:53,500 ‫پس دیگه به ساعتت زُل نزن 744 00:52:53,583 --> 00:52:55,708 ‫و بهم بگو چرا با بابات حرف نمی‌زنی 745 00:53:11,416 --> 00:53:13,250 ‫خب، ببین کی بیدار شد 746 00:53:13,508 --> 00:53:15,192 ‫می‌خوای بابایی رو ببینی؟ 747 00:53:16,583 --> 00:53:17,625 ‫بفرمایید 748 00:53:23,000 --> 00:53:25,500 ‫چطوره وقتی تماشا می‌کنی ‫یه خوراکی بخوری؟ 749 00:53:36,375 --> 00:53:37,500 ‫خدای من! 750 00:53:37,583 --> 00:53:41,000 ‫چیزی که تجربه می‌کنی ‫اسمش رفلاکسِ اسید معده‌ست 751 00:53:41,083 --> 00:53:43,625 ‫علائمش شامل سوزشِ معده، حالت تهوع... 752 00:53:47,500 --> 00:53:50,500 ‫وای نه! 753 00:53:52,583 --> 00:53:55,416 ‫چرا انقدر روی من تمرکز کردی؟ 754 00:53:55,500 --> 00:53:57,791 ‫چون یه چیزی در موردت فرق می‌کنه 755 00:53:58,750 --> 00:54:00,208 ‫هنوز نمی‌دونم چیه 756 00:54:00,708 --> 00:54:03,250 ‫چیزهایی که گفتی، ‫چیزهایی که نگفتی. 757 00:54:03,958 --> 00:54:05,750 ‫ولی من انقدر توی این کار بودم که بدونم 758 00:54:05,833 --> 00:54:08,916 ‫و وقتی که بدونم، مثل سگِ پیتبول میشم 759 00:54:09,750 --> 00:54:10,791 ‫هیچ جوره ول نمی‌کنم 760 00:54:11,666 --> 00:54:13,166 ‫درست عینِ مامانمی 761 00:54:14,208 --> 00:54:17,208 ‫خب، بگو ببینم 762 00:54:17,291 --> 00:54:18,416 ‫من از چه نظر فرق می‌کنم؟ 763 00:54:20,000 --> 00:54:23,167 ‫خیلی خب، توی مصاحبه‌ی آخرمون، 764 00:54:23,191 --> 00:54:25,191 ‫گفتی که بچه‌ها مسخره‌ات می‌کردن 765 00:54:26,000 --> 00:54:28,250 ‫پس بهشون یه چیز دیگه دادی ‫که در موردش حرف بزنن 766 00:54:29,250 --> 00:54:30,833 ‫از چیزهایی که می‌گفتن خوشت نمی‌اومد، 767 00:54:30,916 --> 00:54:33,166 ‫ولی از حرف زدنشون ناراحت نمی‌شدی 768 00:54:34,875 --> 00:54:35,875 ‫ادامه بده 769 00:54:35,958 --> 00:54:38,958 ‫مادرت خیلی ازت حمایت می‌کرد، ‫سرِ تمام بازی‌هات می‌اومد. 770 00:54:39,750 --> 00:54:42,750 ‫ولی فکر کنم برات سخت بود ‫که پدرت کنارت نبود 771 00:54:43,666 --> 00:54:48,208 ‫تو می‌خواستی کنارت باشه تا نجاتت بده ‫و ازت محافظت کنه 772 00:54:49,416 --> 00:54:53,333 ‫تمام جایزه‌ها و پولی که در میاری ‫اصلاً برات مهم نیست 773 00:54:54,041 --> 00:54:55,166 ‫مهم توجهه 774 00:54:56,500 --> 00:55:01,583 ‫بیشتر از هر چیزی توی دنیا، ‫می‌خوای بابات متوجه شه. 775 00:55:06,000 --> 00:55:07,292 ‫این طرف رو نگاه کن 776 00:55:07,316 --> 00:55:08,708 ‫بابایی رو نگاه کن 777 00:55:08,732 --> 00:55:10,375 ‫اون اینجاست 778 00:55:16,375 --> 00:55:19,875 ‫آفرین دخترِ خوب 779 00:55:21,666 --> 00:55:23,916 ‫مواظب باش. مواظب باش 780 00:55:26,375 --> 00:55:27,458 ‫این خوب نیست 781 00:55:37,083 --> 00:55:40,583 ‫نه، نه. تو باید توی این ناحیه بمونی 782 00:55:49,041 --> 00:55:50,833 ‫درخواستِ اطاعت 783 00:55:50,916 --> 00:55:53,000 ‫لطفاً به ناحیه‌ی تعیین‌شده‌ات برگرد 784 00:55:53,750 --> 00:55:55,125 ‫نه. این کارو نکن 785 00:55:56,916 --> 00:55:59,250 ‫بابا از این همه خسارت خوشحال نمیشه 786 00:56:02,500 --> 00:56:06,041 ‫رخنه در ورودی اصلی. ‫رخنه در ورودی اصلی. 787 00:56:06,125 --> 00:56:10,208 ‫اگه یکم ضعف نشون بدی دنیا منفجر نمیشه 788 00:56:10,833 --> 00:56:14,625 ‫هوادارها ازت انتظار ندارن اولترامن باشی 789 00:56:17,666 --> 00:56:19,833 ‫لازمه بهش جواب بدی؟ 790 00:56:21,583 --> 00:56:22,142 ‫[تصویر زنده] 791 00:56:22,166 --> 00:56:24,333 ‫وای، خدای من! 792 00:56:24,416 --> 00:56:27,666 ‫آمی، خیلی متأسفم. ‫یه مورد اضطراری خانوادگیه. 793 00:56:34,541 --> 00:56:36,958 ‫هی، باید از خودت مراقبت کنی 794 00:56:37,500 --> 00:56:39,708 ‫کوکو7. پریمیوم 795 00:56:42,791 --> 00:56:45,166 ‫انتخاب‌های سلام، بدنِ سالم 796 00:57:06,375 --> 00:57:08,125 ‫[کارها رو به روش خودم انجام میدم] ‫[کن ساتو] 797 00:57:22,833 --> 00:57:26,000 ‫کن، یه مزاحمت توی دایکانیاما گزارش شده 798 00:57:26,083 --> 00:57:30,625 ‫به نظر میاد یه موجود صورتی بزرگ ‫مردمِ محلی رو وحشت‌زده کرده 799 00:57:30,708 --> 00:57:32,541 ‫نه، خدایا، نه 800 00:57:32,625 --> 00:57:35,250 ‫شرمنده. من پرستار بچه‌ی بدی هستم 801 00:57:35,333 --> 00:57:36,875 ‫آره. آره، همینطوره 802 00:57:55,583 --> 00:57:58,833 گردانِ حمله‌ی هوایی رو اعزام کنید ‫و هلیکوپترم رو آماده کنید 803 00:57:59,416 --> 00:58:00,776 ‫دریافت شد، قربان 804 00:58:10,458 --> 00:58:12,666 ‫هلیکوپتر 5، می‌تونی پرواز کنی 805 00:58:27,666 --> 00:58:30,791 ‫کن، من پیداش کردم. ‫اون خیلی ازت دور نیست. 806 00:58:30,875 --> 00:58:33,250 ‫شاید بتونم بهش برسم قبل از این که... 807 00:58:33,333 --> 00:58:34,333 ‫وای، نه، نه! 808 00:58:43,875 --> 00:58:46,125 ‫خدای من، اولتراگرل اینجاست! 809 00:58:46,208 --> 00:58:47,208 ‫مامان! 810 00:58:49,458 --> 00:58:51,708 ‫نتونستی راضی‌اش کنی ‫نقاب رو کنار بذاره؟ 811 00:58:51,791 --> 00:58:53,500 ‫نه، مثل خودت کله‌شقه 812 00:58:54,875 --> 00:58:57,125 ‫خب، برنامه‌ات عوض شد؟ 813 00:58:57,208 --> 00:59:00,458 ‫آره. انگار قراره امشب با دخترها بریم بیرون 814 00:59:00,541 --> 00:59:02,208 ‫می‌خوای بریم بستنی بخوریم؟ 815 00:59:02,291 --> 00:59:03,291 ‫آره! 816 00:59:03,333 --> 00:59:06,333 ‫یا ابرقهرمان کوچولومون ‫باید حواسش باشه به... 817 00:59:06,416 --> 00:59:08,958 ‫یه کایجو! 818 00:59:09,041 --> 00:59:11,750 ‫چیزی نیست، مامان. ‫من ازت محافظت می‌کنم. 819 00:59:11,833 --> 00:59:12,875 ‫سوواچ! 820 00:59:12,958 --> 00:59:13,958 ‫فرار کنید! 821 00:59:14,041 --> 00:59:15,958 ‫یه کایجو! 822 00:59:21,416 --> 00:59:22,416 ‫وای نه 823 00:59:27,000 --> 00:59:28,000 ‫خیلی خب 824 00:59:35,333 --> 00:59:38,250 ‫هی، یالا. یالا 825 00:59:39,458 --> 00:59:41,916 ‫بیا پیش... بابایی 826 00:59:42,000 --> 00:59:43,166 ‫اوه! 827 00:59:44,208 --> 00:59:46,166 ‫عه، منظورم اینه که... 828 00:59:46,250 --> 00:59:48,625 ‫همونجا وایسا، هیولا 829 00:59:52,958 --> 00:59:55,791 ‫نه. نه. نه 830 00:59:59,666 --> 01:00:02,125 ‫عه، مینا. یه مشکلی داریم 831 01:00:02,149 --> 01:00:03,750 ‫بچه الان پک-من رو ذوب کرد 832 01:00:04,833 --> 01:00:07,166 ‫اون رفلاکس معده داره 833 01:00:07,250 --> 01:00:09,375 ‫بچه‌ها رفلاکس معده می‌گیرن؟ 834 01:00:10,416 --> 01:00:11,541 ‫بچه کجاست؟ 835 01:00:54,583 --> 01:00:56,666 ‫درست مزه‌ی هوم‌ران میده 836 01:01:21,666 --> 01:01:23,708 ‫- هی، مواظب باش! ‫- شرمنده 837 01:01:28,416 --> 01:01:29,750 ‫خوب نیست 838 01:01:30,916 --> 01:01:32,708 ‫بچه کجاست؟ 839 01:01:33,375 --> 01:01:35,476 ‫اوناهاش اونجاست 840 01:01:35,500 --> 01:01:37,417 ‫همین الان بیا پایین 841 01:01:37,441 --> 01:01:39,083 ‫مواظب باش! 842 01:01:39,166 --> 01:01:40,875 ‫به نظرم به حرفت گوش نمی‌کنه 843 01:01:40,958 --> 01:01:42,666 ‫بابتِ نظرت ممنونم 844 01:01:43,166 --> 01:01:44,292 ‫نه، نه 845 01:01:44,316 --> 01:01:46,316 ‫الان وقتِ بازی نیست 846 01:01:46,666 --> 01:01:48,791 ‫همین الان بیا پایین، دختر خانم 847 01:01:50,041 --> 01:01:54,208 ‫اونا اونجان. یادتون باشه این دفعه ‫فقط تیرهای بی‌هوش‌کننده شلیک کنید 848 01:02:03,375 --> 01:02:05,500 ‫نه. نه! 849 01:02:15,083 --> 01:02:16,708 ‫سفت بچسب! دارم میام! 850 01:02:17,708 --> 01:02:18,708 ‫نه! 851 01:02:19,708 --> 01:02:20,708 ‫بچه! 852 01:02:24,625 --> 01:02:26,333 ‫نه. نه، نه، نه 853 01:02:27,291 --> 01:02:29,250 ‫هیس. چیزی نیست 854 01:02:30,083 --> 01:02:32,250 ‫تو خوب میشی. بابایی اینجاست 855 01:02:33,625 --> 01:02:37,708 ‫اولترامن، بچه رو به نیروی دفاعی تحویل بده 856 01:02:37,791 --> 01:02:40,583 ‫و ما هیچ اقدامی علیه تو انجام نمی‌دیم 857 01:02:52,416 --> 01:02:54,000 ‫مینا، اون آسیب دیده! 858 01:02:54,083 --> 01:02:57,291 ‫پایگاه رو آماده کن. ‫باید به اون زنگ بزنیم. 859 01:02:57,375 --> 01:02:59,500 ‫به بابام زنگ بزن 860 01:03:10,625 --> 01:03:11,583 ‫بابا 861 01:03:11,607 --> 01:03:14,583 ‫نمی‌خوام ازم گلایه کنی، بهم احساس گناه بدی ‫یا ازم انتقاد کنی 862 01:03:14,750 --> 01:03:16,208 ‫الان نه 863 01:03:16,232 --> 01:03:18,208 ‫فقط به کمکت نیاز دارم 864 01:03:36,333 --> 01:03:37,333 ‫اوه! 865 01:03:37,708 --> 01:03:40,041 ‫فوق‌العاده‌ست 866 01:03:42,041 --> 01:03:43,291 ‫اون آسیب دیده، بابا 867 01:03:43,375 --> 01:03:46,083 ‫بهمون حمله شد. ‫نمی‌دونم چیکار کنم. 868 01:03:46,875 --> 01:03:49,791 ‫اون آزاد شد. من باید اونجا می‌بودم 869 01:03:51,000 --> 01:03:52,708 ‫هیس 870 01:03:53,041 --> 01:03:55,000 ‫بابا، خواهش می‌کنم! ‫مواظبش باش. 871 01:03:56,708 --> 01:04:00,208 ‫چیزی نیست. اون بهت صدمه نمی‌زنه 872 01:04:01,208 --> 01:04:02,458 ‫هیس 873 01:04:03,250 --> 01:04:04,500 ‫چیزی نیست 874 01:04:04,583 --> 01:04:06,250 ‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت، پروفسور 875 01:04:07,000 --> 01:04:08,291 ‫سلام، مینا 876 01:04:08,375 --> 01:04:09,458 ‫خیلی وقته ندیدمت 877 01:04:10,416 --> 01:04:11,666 ‫آره، همینطوره 878 01:04:13,000 --> 01:04:14,833 ‫عه، می‌تونی یه لطفی بهم بکنی؟ 879 01:04:14,916 --> 01:04:17,166 ‫می‌تونی یه آنالیزِ شیمیایی ‫روی این انجام بدی؟ 880 01:04:17,250 --> 01:04:18,666 ‫بله، البته 881 01:04:25,625 --> 01:04:27,875 ‫من اینجام. من همینجام 882 01:04:29,291 --> 01:04:31,416 ‫بابا، یه کاری بکن 883 01:04:32,250 --> 01:04:33,250 ‫کمکش کن 884 01:04:36,041 --> 01:04:38,875 ‫مینا، به نظر میاد احتمالاً دستش شکسته باشه 885 01:04:39,666 --> 01:04:40,708 ‫می‌تونی تأییدش کنی؟ 886 01:04:40,791 --> 01:04:42,208 ‫بله، درسته 887 01:04:42,291 --> 01:04:45,291 ‫یه شکستگی در بخشِ میانی استخوان بازو ‫با هماتوم ناشی ازش داره 888 01:04:45,375 --> 01:04:47,500 ‫چیزی نیست، تو خوبی 889 01:04:47,583 --> 01:04:50,333 ‫من آنالیزِ شیمیایی رو تکمیل کردم، ‫پروفسور ساتو. 890 01:04:50,416 --> 01:04:53,833 ‫داروی بی‌هوشی قدرتمندیه، ‫ولی ضرری نداره. 891 01:04:53,916 --> 01:04:56,375 ‫می‌تونی 100 سی‌سی ازش ترکیب کنی 892 01:04:56,458 --> 01:04:57,833 ‫بله، پروفسور 893 01:04:57,916 --> 01:05:00,291 ‫خوبه. بیشتر لازم داریم 894 01:05:00,375 --> 01:05:01,833 ‫بیشتر؟ واسه چی؟ 895 01:05:01,916 --> 01:05:05,375 ‫کنجی، تو شاید در مورد چیز دیگه‌ای ‫باهام موافق نباشی، 896 01:05:05,458 --> 01:05:08,458 ‫ولی الان من بهترین شانسِ اونم، 897 01:05:08,958 --> 01:05:12,000 ‫پس لطفاً فقط بذار کمک کنم 898 01:05:13,666 --> 01:05:14,666 ‫باشه 899 01:05:22,625 --> 01:05:25,041 ‫بابا. بانی؟ 900 01:05:25,125 --> 01:05:27,250 ‫همیشه تو رو آروم می‌کرد 901 01:05:33,375 --> 01:05:39,000 ‫♪ ب.ی.ن.گ.و، ب.ی.ن.گ.و ♪ 902 01:05:39,083 --> 01:05:42,041 ‫خیلی خب، ثابت نگهش دار، کنجی 903 01:05:42,125 --> 01:05:46,166 ‫♪ ب.ی.ن.گ.و ♪ 904 01:05:46,250 --> 01:05:50,375 ‫و اسمش بینگو بود 905 01:05:55,583 --> 01:05:59,666 ‫♪ لطفاً بذار نوری که به من می‌تابه ♪ 906 01:05:59,750 --> 01:06:03,333 ‫♪ به اونی که دوستش دارم بتابه ♪ 907 01:06:03,416 --> 01:06:05,500 ‫آکیکو، به بابایی سلام کن 908 01:06:05,583 --> 01:06:07,208 ‫سلام، بابایی! 909 01:06:07,291 --> 01:06:09,583 ‫می‌بینمت، بابایی، می‌بینمت 910 01:06:10,833 --> 01:06:12,750 ‫- اون چیه، مامان؟ ‫- سرت رو بدزد! 911 01:06:22,000 --> 01:06:23,666 ‫ببخشید که مزاحم شدم، قربان 912 01:06:24,208 --> 01:06:28,125 ‫خیلی عذر می‌خوام که موفق نشدیم ‫بچه رو بگیریم 913 01:06:29,750 --> 01:06:31,250 ‫اشکالی نداره، فرمانده 914 01:06:32,041 --> 01:06:34,333 ‫ما امشب چیز خیلی مهمی فهمیدیم 915 01:06:35,333 --> 01:06:36,666 ‫این رو تماشا کن 916 01:06:40,708 --> 01:06:42,083 ‫همونطور که حدس می‌زدم، 917 01:06:42,166 --> 01:06:46,708 ‫بچه توانایی پژواک‌یابی ‫برای پیدا کردنِ راهش رو داره، 918 01:06:47,416 --> 01:06:50,916 ‫یعنی، در نهایت می‌خواد بره خونه 919 01:06:51,000 --> 01:06:55,083 ‫و وقتی که بخواد بره، تا جزیره‌ی کایجو تعقیبش می‌کنم 920 01:06:55,166 --> 01:06:56,791 ‫و همه‌شون رو نابود می‌کنیم 921 01:07:02,125 --> 01:07:03,625 ‫روش‌هام رو زیر سؤال می‌بری؟ 922 01:07:04,500 --> 01:07:07,458 ‫قربان، شرمنده. من با دل و جان ‫به مأموریتمون ایمان دارم، 923 01:07:07,541 --> 01:07:10,333 ‫ولی واقعاً هیچ راه دیگه‌ای نیست؟ 924 01:07:13,583 --> 01:07:16,083 ‫دلسوزیت قابل تحسینه، فرمانده 925 01:07:18,500 --> 01:07:22,125 ‫تو بچه داری. یه پسر و یه دختر. آره؟ 926 01:07:22,958 --> 01:07:24,750 ‫اونا دنیای من هستن، قربان 927 01:07:25,875 --> 01:07:27,791 ‫خانواده همه چیه 928 01:07:31,500 --> 01:07:35,458 ‫من حاضرم هر کاری بکنم که یه روز دیگه ‫با همسر و دخترم باشم 929 01:07:36,583 --> 01:07:37,583 ‫هر کاری 930 01:07:39,541 --> 01:07:41,291 ‫از این کار لذت نمی‌برم 931 01:07:41,958 --> 01:07:45,708 ‫بالأخره من دانشمندم، نه شکارچی 932 01:07:46,666 --> 01:07:51,000 ‫ولی یاد گرفتم برای محافظت از عزیزانمون ‫باید تصمیماتِ سختی گرفته شه 933 01:07:53,000 --> 01:07:54,083 ‫می‌فهمی؟ 934 01:07:56,583 --> 01:07:57,750 ‫بله، قربان 935 01:07:58,875 --> 01:08:01,750 ‫فرمانده، خسته به نظر میای 936 01:08:01,833 --> 01:08:03,291 ‫برو خونه پیش خانواده‌ات 937 01:08:03,375 --> 01:08:06,875 ‫یکم استراحت کن ‫و صبح به جستجو ادامه می‌دیم 938 01:08:06,958 --> 01:08:09,166 ‫ممنون، قربان. شب خوبی داشته باشید 939 01:08:29,583 --> 01:08:32,875 ‫[مُرده] 940 01:08:49,167 --> 01:08:53,542 ‫[پروژه‌ی مادرِ جایگزین] 941 01:08:58,083 --> 01:08:59,166 ‫عادتِ بدیه 942 01:09:05,791 --> 01:09:08,875 ‫به نظرم با توجه به شرایط ‫کارمون خیلی خوب بود 943 01:09:10,000 --> 01:09:10,875 ‫بابا، من... 944 01:09:10,958 --> 01:09:13,625 ‫واقعاً ممنونم که اومدی، جدی میگم 945 01:09:13,708 --> 01:09:17,333 ‫ولی این تو رو تبدیل به بابای نمونه نمی‌کنه 946 01:09:18,041 --> 01:09:21,250 ‫می‌دونی، ما یهویی قرار نیست ‫بهترین دوستِ هم بشیم 947 01:09:28,500 --> 01:09:31,291 ‫کنجی، باید یه چیزی نشونت بدم 948 01:09:32,208 --> 01:09:33,375 ‫مینا، لطفاً گزارش بده 949 01:09:34,791 --> 01:09:38,333 ‫خوشبختانه، نیروی دفاعی موفق شد ‫خسارت رو مهار کنه 950 01:09:38,416 --> 01:09:39,625 ‫و هیچکس صدمه ندید 951 01:09:40,333 --> 01:09:42,000 ‫ولی کایجو فرار کرد 952 01:09:42,083 --> 01:09:46,541 ‫و به نظر میاد اولترامن در واقع ‫از اون هیولا دفاع می‌کنه 953 01:09:47,250 --> 01:09:52,458 ‫نیروی دفاعی جستجویی برای پیدا کردن ‫اون موجود و اولترامن انجام میده 954 01:09:52,541 --> 01:09:54,916 ‫ما از خانواده‌های این شهر محافظت می‌کنیم 955 01:09:55,000 --> 01:09:59,416 ‫ما ته و توی این قضیه رو در میاریم ‫و تهدید رو نابود می‌کنیم 956 01:10:00,166 --> 01:10:03,125 ‫کنجی، من کارهای اوندا رو دنبال می‌کردم 957 01:10:03,208 --> 01:10:07,458 ‫و تا الان به کشتنِ هر کایجویی که ‫به شهر حمله می‌کرد راضی بود 958 01:10:08,458 --> 01:10:10,125 ‫ولی یه چیزی عوض شده 959 01:10:10,750 --> 01:10:13,042 ‫اون سعی نداشت بچه رو بکشه 960 01:10:13,066 --> 01:10:14,917 ‫اون رو زنده می‌خواست 961 01:10:18,208 --> 01:10:20,625 ‫من خیلی وقته که اوندا رو می‌شناسم 962 01:10:21,541 --> 01:10:24,625 ‫اون نابغه‌ست. حیله‌گره 963 01:10:24,708 --> 01:10:26,291 ‫و هرگز دست برنمی‌داره، 964 01:10:27,041 --> 01:10:31,208 ‫نه تا وقتی که اون بچه دستگیر شه و تو بمیری 965 01:10:35,125 --> 01:10:38,375 ‫♪ ب.ی.ن.گ.و ♪ 966 01:10:38,458 --> 01:10:42,416 ‫♪ و اسمش بینگو بود ♪ 967 01:10:42,500 --> 01:10:47,041 ‫من و تو لازم نیست ‫بهترین دوستِ هم باشیم 968 01:10:47,125 --> 01:10:50,791 ‫ولی میشه حداقل قبول کنیم که اون در اولویته؟ 969 01:10:51,708 --> 01:10:53,750 ‫بله. همینطوره 970 01:10:54,833 --> 01:10:56,916 ‫خیلی خب، خوبه 971 01:10:58,666 --> 01:11:00,458 ‫نقشه‌ای داری؟ 972 01:11:00,541 --> 01:11:03,291 ‫ما فکر می‌کردیم برگردوندنِ بچه ‫به زیستگاه طبیعی‌اش 973 01:11:03,375 --> 01:11:05,333 ‫بهترین کار باشه، پرفسور ساتو 974 01:11:05,416 --> 01:11:08,333 ‫اما محلِ جزیره‌ی کایجو هنوز نامعلومه 975 01:11:09,083 --> 01:11:13,000 ‫حتی اگه می‌تونستیم پیداش کنیم، ‫بدون مادری که ازش دفاع کنه، 976 01:11:13,083 --> 01:11:16,625 ‫بچه شاید از گرسنگی بمیره، غرق شه ‫یا از گرمازدگی بمیره 977 01:11:16,708 --> 01:11:18,750 ‫ممکنه یه کایجوی دیگه اون رو بخوره... 978 01:11:18,833 --> 01:11:20,375 ‫فهمیدم. فهمیدم 979 01:11:23,166 --> 01:11:27,000 ‫ما باید مثلِ مادرش بزرگش کنیم 980 01:11:29,875 --> 01:11:33,291 ‫پس پیشنهاد می‌کنی که من و تو، اولترامن... 981 01:11:34,083 --> 01:11:37,375 ‫اولترامن‌ها، کسایی که باید ‫با این موجودات بجنگن، 982 01:11:37,458 --> 01:11:41,875 ‫باید این بچه رو آموزش بدیم که ‫در نهایت خودمون رو شکست بده؟ 983 01:11:43,583 --> 01:11:46,208 ‫کنجی، اون به ما نیاز داره 984 01:11:50,166 --> 01:11:53,083 ‫یالا. پاشو 985 01:11:53,107 --> 01:11:55,399 ‫باید اندازه‌ات رو بگیریم 986 01:11:55,416 --> 01:11:58,833 ‫و تمام ساختارِ ژنتیکیت رو آنالیز کنیم 987 01:11:59,875 --> 01:12:01,625 ‫چیکار می‌کنی؟ 988 01:12:02,375 --> 01:12:04,333 ‫باید معاینه‌اش کنیم 989 01:12:04,357 --> 01:12:06,851 ‫تا بتونیم یه برنامه‌ی تمرینی ترتیب بدیم 990 01:12:06,875 --> 01:12:09,750 ‫تا از اِمی در برابر شکارچی‌ها محافظت کنیم 991 01:12:10,625 --> 01:12:12,458 ‫اِمی؟ ولی، صبر کن 992 01:12:12,541 --> 01:12:14,375 ‫اسمِ مامان رو روش گذاشتی؟ 993 01:12:15,166 --> 01:12:16,833 ‫به نظرم اگه خودشم بود قبول می‌کرد 994 01:12:17,791 --> 01:12:19,666 ‫خیلی خب، اِمی 995 01:12:19,750 --> 01:12:23,000 ‫قشنگ راست وایسا ببینم 996 01:12:25,666 --> 01:12:28,041 ‫خدای من، بابام زبونِ کایجوها رو بلده 997 01:12:28,875 --> 01:12:32,791 ‫مینا، لطفاً برای کار گذاشتن ‫ریزتراشه‌ی ردیاب آماده شو 998 01:12:34,500 --> 01:12:37,291 ‫اِمی، می‌تونی دستت رو مثل بانی کنی؟ 999 01:12:43,375 --> 01:12:45,000 ‫آفرین دخترِ خوب 1000 01:12:45,083 --> 01:12:46,875 ‫مینا، لطفاً خوراکی بده 1001 01:12:48,250 --> 01:12:53,125 ‫و قبل از خوردن، ‫همیشه می‌گیم: «ایتاداکیماس!» 1002 01:12:56,000 --> 01:12:59,083 ‫پروفسور ساتو، فکر کنم اِمی... 1003 01:12:59,166 --> 01:13:01,166 ‫در اثر دارو کمی حالت تهوع داره 1004 01:13:01,250 --> 01:13:04,333 ‫بابا، برو کنار. جدی میگم 1005 01:13:04,416 --> 01:13:05,458 ‫اوه، اون خوبه 1006 01:13:06,375 --> 01:13:07,708 ‫ایتاداکیـ... 1007 01:13:09,666 --> 01:13:10,750 ‫ـماس! 1008 01:13:14,916 --> 01:13:17,500 ‫همین الان برگرد اینجا، دختر! 1009 01:13:19,875 --> 01:13:23,208 ‫جاینتس یه بار دیگه شکست می‌خوره ‫و این ششمین شکستِ متوالی اوناست 1010 01:13:23,250 --> 01:13:26,625 ‫«ساتو روی فرم نیست» 1011 01:13:30,083 --> 01:13:33,083 ‫[1. شنا] ‫[2. صید] ‫[3. خوردن] 1012 01:14:15,500 --> 01:14:17,583 ‫با بازگشتِ به رقابت در صدر جدول، 1013 01:14:17,666 --> 01:14:20,625 ‫جاینتس حالا فقط یه بازی ‫با جایگاه اول فاصله داره، 1014 01:14:22,083 --> 01:14:23,916 ‫تیم جاینتس واقعاً داره جمع و جور میشه، 1015 01:14:24,000 --> 01:14:26,000 ‫به لطف یه کن ساتوی بالغ‌تر 1016 01:14:26,625 --> 01:14:27,625 ‫موفق شد برسه! 1017 01:14:34,625 --> 01:14:36,666 ‫ما به دور حذفی راه پیدا کردیم! 1018 01:14:36,750 --> 01:14:40,958 ‫هوم‌رانِ ساتو تیم جاینتس رو ‫به مسابقات حذفی می‌بره 1019 01:14:41,041 --> 01:14:43,458 ‫هیچوقت تحولی مثل این ندیدم 1020 01:14:43,541 --> 01:14:46,000 ‫نمی‌دونم چه اتفاقی برای ساتو افتاده، 1021 01:14:46,083 --> 01:14:48,375 ‫ولی یه چیزیش بهتر شده 1022 01:14:48,458 --> 01:14:52,791 ‫نه تنها خودش توی زمین می‌درخشه، ‫بلکه این تیم رو جمع و جور کرده. 1023 01:15:12,500 --> 01:15:15,666 ‫فکر کردم برای همه‌مون خوب باشه ‫که از خونه بیایم بیرون 1024 01:15:18,375 --> 01:15:20,166 ‫دقیقاً مثل قبله 1025 01:15:26,708 --> 01:15:28,500 ‫چند هفته‌ست که اینجا نیومدم 1026 01:15:34,000 --> 01:15:36,000 ‫خاطراتِ خوب زیادی از اینجا دارم 1027 01:15:36,958 --> 01:15:40,500 ‫بعد از رفتنت تبدیلش کردم به آزمایشگاه 1028 01:15:51,166 --> 01:15:54,791 ‫مامانت رو می‌شناسی. ‫هیچوقت نمی‌تونست بیکار بشینه. 1029 01:15:57,000 --> 01:15:58,291 ‫تو دنبالش گشتی 1030 01:15:59,875 --> 01:16:00,875 ‫آره 1031 01:16:01,875 --> 01:16:03,166 ‫خدایا، دلم براش تنگ شده 1032 01:16:04,000 --> 01:16:06,958 ‫قلبش، شوقش برای زندگی 1033 01:16:07,791 --> 01:16:10,750 ‫اون بهم نشون داد انسان بودن یعنی چی 1034 01:16:12,541 --> 01:16:14,250 ‫خیلی متأسفم، بابا 1035 01:16:29,208 --> 01:16:30,916 ‫مامانت اونا رو برام فرستاد 1036 01:16:31,458 --> 01:16:33,708 ‫با نوارهای تمام بازی‌هات 1037 01:16:36,875 --> 01:16:38,625 ‫بازی‌های سال 2002 رو یادته؟ 1038 01:16:39,208 --> 01:16:42,208 ‫اون شب آسمون صاف بود. ‫روی صندلی‌های فضای باز. 1039 01:16:42,291 --> 01:16:44,666 ‫ماتسوئی باورنکردنی بود 1040 01:16:49,625 --> 01:16:51,833 ‫چی؟ فکر می‌کردم گُمش کردم 1041 01:16:51,916 --> 01:16:55,541 ‫هیچوقت قیافه‌ات رو وقتی ‫که گرفتمش یادم نمیره 1042 01:16:55,625 --> 01:17:00,083 ‫هر بار که ماتسوئی ضربه‌ی هوم‌ران می‌زد ‫مثل دیوونه‌ها خوشحالی می‌کردی 1043 01:17:00,166 --> 01:17:04,833 ‫فکر می‌کردم اگه کسی می‌تونست ‫با یه چوب و توپ اون کارو بکنه، 1044 01:17:05,625 --> 01:17:07,833 ‫توجهت رو جلب کنه ‫و لبخند به لبت بیاره... 1045 01:17:08,458 --> 01:17:11,291 ‫خب، پس این کاری بود که باید انجام می‌دادم 1046 01:17:12,333 --> 01:17:15,041 ‫اون بهترین روزِ عمرم بود 1047 01:17:16,833 --> 01:17:20,500 ‫آره، ولی فقط یه روز بود 1048 01:17:29,541 --> 01:17:30,541 ‫می‌خوای بازی کنی؟ 1049 01:17:32,000 --> 01:17:35,000 ‫و یه ضربه‌ی گرند اسلم! 1050 01:17:36,375 --> 01:17:37,541 ‫آره! 1051 01:17:37,625 --> 01:17:41,041 ‫- تماشاگرها سر از پا نمی‌شناسن ‫- آفرین، اِمی! 1052 01:17:41,125 --> 01:17:42,708 ‫و اون به بیس می‌رسه! 1053 01:17:44,708 --> 01:17:46,583 ‫کارت عالی بود، اِمی! 1054 01:17:47,750 --> 01:17:50,375 ‫عیب نداره. شماها می‌تونید به بازی ادامه بدید 1055 01:17:57,083 --> 01:18:00,333 ‫اِمی، باورم نمیشه توپ رو تا کجا زدی رفت 1056 01:18:01,583 --> 01:18:03,416 ‫تو کارِ خیلی خوبی کردی، کنجی 1057 01:18:04,750 --> 01:18:06,583 ‫ما کارِ خوبی کردیم، بابا 1058 01:18:07,625 --> 01:18:09,000 ‫بدون تو نمی‌تونستم این کارو بکنم 1059 01:18:09,417 --> 01:18:11,167 ‫هی! منتظرم بمون 1060 01:18:13,083 --> 01:18:14,083 ‫خیلی عالیه 1061 01:18:17,750 --> 01:18:18,750 ‫بابا؟ 1062 01:18:20,083 --> 01:18:23,375 ‫تا به حال نگران شدی ‫که قدرتت کافی نباشه؟ 1063 01:18:24,791 --> 01:18:27,666 ‫و نتونی از ما محافظت کنی؟ 1064 01:18:30,000 --> 01:18:32,625 ‫هر روز خدا 1065 01:18:34,833 --> 01:18:38,375 ‫وقتی به جنگ می‌رفتم، ‫هرگز نمی‌دونستم چه اتفاقی می‌افته. 1066 01:18:38,458 --> 01:18:40,125 ‫نمی‌دونستم زنده می‌مونم یا می‌میرم، 1067 01:18:40,208 --> 01:18:42,750 ‫نمی‌دونستم می‌تونم از تو و مادرت محافظت کنم 1068 01:18:46,833 --> 01:18:48,500 ‫می‌دونم آسون نبود، کنجی 1069 01:18:49,250 --> 01:18:50,333 ‫رفتن از اینجا، 1070 01:18:51,583 --> 01:18:52,750 ‫ساختن یه زندگی جدید 1071 01:18:54,000 --> 01:18:55,500 ‫و حالا این 1072 01:18:57,208 --> 01:18:58,208 ‫خیلی متأسفم 1073 01:19:00,333 --> 01:19:03,208 ‫راستش تبدیل شدن به یه ابرقهرمانِ گُنده باحاله 1074 01:19:05,000 --> 01:19:06,000 ‫فقط... 1075 01:19:06,708 --> 01:19:09,458 ‫توی این کار خیلی مهارت ندارم 1076 01:19:12,375 --> 01:19:14,333 ‫گامورا رو یادت میاد؟ 1077 01:19:14,416 --> 01:19:16,750 ‫آره. همون که شاخ‌های گُنده داشت ‫و خیلی عصبانی بود؟ 1078 01:19:16,833 --> 01:19:18,583 ‫آره 1079 01:19:19,791 --> 01:19:22,833 ‫خب یه شب درست بعد از به دنیا اومدنت، 1080 01:19:22,857 --> 01:19:24,857 ‫من و مادرت داشتیم کاری درست می‌کردیم 1081 01:19:25,958 --> 01:19:28,000 ‫می‌خواستیم غذا رو بخوریم ‫که صدای فریاد اومد: 1082 01:19:28,083 --> 01:19:31,875 ‫«گامورا به شیروکانادای حمله کرده» 1083 01:19:32,625 --> 01:19:35,041 ‫من به مادرت که اون سرِ میز نشسته بود ‫نگاه کردم و گفتم، 1084 01:19:35,708 --> 01:19:39,833 ‫«حیف نمیشه امشب بمیرم ‫و هیچوقت نتونم از این کاری لذت ببرم؟» 1085 01:19:40,458 --> 01:19:42,208 ‫اون بهم لبخند زد و گفت: 1086 01:19:42,875 --> 01:19:45,625 ‫«اگه تو بمیری، من قلبم می‌شکنه» 1087 01:19:46,125 --> 01:19:47,791 ‫«هفته‌ها سوگواری می‌کنم» 1088 01:19:48,583 --> 01:19:52,458 ‫«ولی قول میدم این کاری حیف نمیشه» 1089 01:19:57,250 --> 01:19:58,750 مامان دقیقاً همینجوری بود 1090 01:20:02,291 --> 01:20:03,500 ‫قبل از اون شب، 1091 01:20:04,166 --> 01:20:06,666 ‫من گیج و دمدمی بودم، 1092 01:20:07,250 --> 01:20:09,791 ‫تایمرِ رنگی‌ام توی چند دقیقه فعال می‌شد 1093 01:20:10,958 --> 01:20:12,708 ‫ولی توی اون نبرد، 1094 01:20:13,791 --> 01:20:18,167 ‫تنها چیزی که می‌تونستم بهش فکر کنم ‫خنده‌ی مادرت... 1095 01:20:18,650 --> 01:20:20,358 ‫و چهره‌ی تو بود 1096 01:20:21,958 --> 01:20:26,000 ‫و اون اولین باری بود که ‫تایمرِ رنگی‌ام فعال نشد 1097 01:20:27,875 --> 01:20:28,875 ‫عه... 1098 01:20:29,250 --> 01:20:32,250 ‫من نمی‌فهمم 1099 01:20:33,625 --> 01:20:36,166 ‫من و مادرت عمرمون رو وقفِ این کار کردیم، 1100 01:20:36,916 --> 01:20:39,875 ‫سعی داشتیم شکاف بین خودمون ‫و کایجوها رو پر کنیم، 1101 01:20:39,958 --> 01:20:41,416 ‫سعی داشتیم تو رو بزرگ کنیم 1102 01:20:42,625 --> 01:20:45,333 ‫اولترامن بودن به جنگیدن مربوط نیست 1103 01:20:46,500 --> 01:20:47,583 ‫به قلب مربوطه 1104 01:20:48,541 --> 01:20:52,041 ‫استفاده از قدرتت برای ایجاد توازن 1105 01:20:54,791 --> 01:20:57,250 ‫کاری که الان با اِمی می‌کنی... 1106 01:20:59,333 --> 01:21:01,625 ‫تو موفق به انجام کاری شدی ‫که ما هیچوقت نتونستیم 1107 01:21:08,708 --> 01:21:10,458 ‫اوه، چی شده، دختر؟ 1108 01:21:11,167 --> 01:21:12,792 ‫به چی نگاه می‌کنی، هان؟ 1109 01:21:13,333 --> 01:21:16,375 ‫چرا ستاره‌ها دارن حرکت می‌کنن؟ 1110 01:21:17,458 --> 01:21:19,500 ‫مینا، محدوده رو اسکن کن 1111 01:21:20,958 --> 01:21:23,291 ‫سیستم‌های راداریم مختل شدن 1112 01:21:23,375 --> 01:21:24,750 ‫خدای من. نیروی دفاعیه 1113 01:21:25,541 --> 01:21:29,041 ‫اِمی، بیا بریم، عزیزم. ‫آدم بدهان. بیا بریم. 1114 01:21:32,666 --> 01:21:34,458 ‫نه. نه، اِمی! نه! 1115 01:21:49,717 --> 01:21:51,559 ‫[هدف شناسایی شد] 1116 01:21:51,583 --> 01:21:54,208 ‫پهپادها هدف رو پیدا کردن 1117 01:21:54,291 --> 01:21:55,958 ‫پهپادها هدف رو پیدا کردن 1118 01:21:56,041 --> 01:21:57,500 ‫اِمی! 1119 01:21:58,833 --> 01:22:00,542 ‫پشتِ سرت! مواظب باش! 1120 01:22:09,250 --> 01:22:10,767 ‫[سیگنال قطع شد] 1121 01:22:10,791 --> 01:22:12,708 ‫پهپادهای بیشتری توی ناحیه هست؟ 1122 01:22:14,083 --> 01:22:16,458 ‫پهپادهای بیشتری توی ناحیه داریم؟ 1123 01:22:16,541 --> 01:22:18,958 ‫بله، دکتر. در فاصله‌ی نزدیکی قرار دارن 1124 01:22:19,041 --> 01:22:21,250 ‫اونا رو بفرستید. ‫همین الان بفرستیدشون. 1125 01:22:23,250 --> 01:22:27,166 ‫اون پهپادها تصاویر رو به صورتِ زنده ‫به مقر نیروی دفاعی ارسال می‌کنن 1126 01:22:27,250 --> 01:22:28,625 ‫باید همین الان بریم 1127 01:22:29,875 --> 01:22:31,875 ‫یالا، عزیزم. وقتِ رفتنه 1128 01:22:35,500 --> 01:22:38,500 ‫بابا، اون چش شده؟ ‫چه اتفاقی افتاده؟ 1129 01:22:39,166 --> 01:22:42,583 ‫اون داره وارد مرحله‌ی شَفیرگی میشه، کنجی 1130 01:22:42,666 --> 01:22:44,250 ‫اون داره عوض میشه؟ 1131 01:22:44,333 --> 01:22:46,083 ‫عوض میشه؟ به چی تبدیل میشه؟ 1132 01:22:46,166 --> 01:22:48,666 ‫نمی‌دونم، ولی الان آسیب‌پذیره 1133 01:22:48,750 --> 01:22:50,625 ‫باید ببریمش یه جای امن 1134 01:22:50,708 --> 01:22:51,875 ‫جت رو روشن می‌کنم 1135 01:22:57,833 --> 01:23:00,083 ‫بابا، به محض رسیدن جت... 1136 01:23:00,166 --> 01:23:01,583 ‫بابا! 1137 01:23:01,666 --> 01:23:02,666 ‫کنجی! 1138 01:23:04,458 --> 01:23:05,833 ‫نه! 1139 01:23:16,958 --> 01:23:19,125 ‫نه! 1140 01:23:46,875 --> 01:23:49,125 ‫ردیاب با موفقیت بهش متصل شد؟ 1141 01:23:49,208 --> 01:23:50,875 ‫بله، دکتر اوندا 1142 01:23:50,958 --> 01:23:54,041 ‫ولی یه جور مختل‌کننده‌ی فرکانس فعال شده 1143 01:23:54,125 --> 01:23:55,375 ‫سیگنال رو از دست دادیم، 1144 01:23:55,458 --> 01:23:59,333 ‫ولی فکر می‌کنیم می‌تونیم موقعیتِ اولترامن رو ‫در یک شعاع 5 کیلومتری ردیابی کنیم 1145 01:23:59,416 --> 01:24:00,875 ‫خوبه. خوبه 1146 01:24:00,899 --> 01:24:02,899 ‫و از پروژه‌ی مادرِ جایگزین چه خبر؟ 1147 01:24:03,375 --> 01:24:04,500 ‫خبرهای خوب، قربان 1148 01:24:04,583 --> 01:24:06,791 ‫زمانِ تقریبی تکمیل 5 ساعته 1149 01:24:07,291 --> 01:24:09,125 هواپیمای نابودگر حاضر شده و آماده‌ست 1150 01:24:09,208 --> 01:24:11,083 ‫ممنون فرمانده آئوشیما 1151 01:24:11,875 --> 01:24:13,375 ‫فعلاً همین کافیه 1152 01:24:14,083 --> 01:24:15,083 ‫بله، قربان 1153 01:24:17,666 --> 01:24:21,875 ‫این اولین بازی مسابقاته ‫و به نظر میاد ساتو قرار نیست بیاد 1154 01:24:22,458 --> 01:24:24,625 ‫اون توی تمرین دیروز غایب بود 1155 01:24:24,708 --> 01:24:27,416 ‫و مدیریت تیم در مورد وضعیت اظهار نظری نکرده 1156 01:24:28,250 --> 01:24:29,666 ‫همه‌مون امیدواریم حالش خوب باشه 1157 01:24:32,083 --> 01:24:33,791 ‫مینا، تغییری اتفاق نیفتاده؟ 1158 01:24:34,875 --> 01:24:35,875 ‫نه، کن 1159 01:24:36,375 --> 01:24:40,458 ‫وضعیتش پایداره ولی آسیب‌های داخلیش شدید بودن 1160 01:24:40,541 --> 01:24:42,166 ‫متأسفم 1161 01:24:45,583 --> 01:24:46,500 ‫و اِمی چی؟ 1162 01:24:46,583 --> 01:24:48,333 ‫گفتنش سخته، کن 1163 01:24:48,416 --> 01:24:51,541 ‫سنسورهام نمی‌تونن به داخل پیله نفوذ کنن 1164 01:25:00,791 --> 01:25:03,791 ‫نه. نه، نه، نه 1165 01:25:03,875 --> 01:25:04,875 ‫امکان نداره 1166 01:25:05,833 --> 01:25:07,958 ‫مینا، اون صدا از کجا اومد؟ 1167 01:25:08,041 --> 01:25:11,458 ‫منشأ صدا در شرق و فاصله‌ی 1.5 کیلومتری بود 1168 01:25:21,000 --> 01:25:22,458 ‫خدای من 1169 01:25:39,708 --> 01:25:41,708 ‫ها؟ 1170 01:25:45,291 --> 01:25:46,291 ‫اِمی 1171 01:25:48,833 --> 01:25:50,750 ‫نه. نه، اِمی. نه! 1172 01:25:53,583 --> 01:25:54,791 ‫نه، دختر 1173 01:25:55,625 --> 01:25:58,416 ‫اِمی، به من نگاه کن. ‫به بابایی نگاه کن. 1174 01:25:58,500 --> 01:26:01,208 ‫مینا، یه آنالیز لازم دارم. ‫چی می‌بینی؟ 1175 01:26:01,291 --> 01:26:02,458 ‫دارم اسکن می‌کنم، کن 1176 01:26:03,041 --> 01:26:06,000 ‫یه چیزی داره نزدیک میشه، ‫داره وارد خلیج میشه. 1177 01:26:10,500 --> 01:26:12,166 ‫این امکان نداره 1178 01:26:18,875 --> 01:26:21,083 ‫اِمی! نه! 1179 01:26:24,458 --> 01:26:26,416 ‫مینا، مواظب بابا باش 1180 01:26:26,500 --> 01:26:28,375 ‫خطر. اقدام گریزجویانه انجام بده 1181 01:26:29,833 --> 01:26:31,541 ‫مینا! سپر! 1182 01:26:39,958 --> 01:26:40,958 ‫کنجی 1183 01:26:49,666 --> 01:26:50,791 ‫کن؟ 1184 01:26:52,666 --> 01:26:55,333 ‫تو... 1185 01:26:55,416 --> 01:26:58,291 ‫کن، تو خوبی؟ 1186 01:26:59,875 --> 01:27:01,750 ‫وای خدا، مینا 1187 01:27:01,833 --> 01:27:03,791 ‫سیستم‌هام آسیب دیدن 1188 01:27:04,625 --> 01:27:05,791 ‫به زودی خاموش میشم 1189 01:27:09,000 --> 01:27:10,000 ‫بابا؟ 1190 01:27:34,583 --> 01:27:36,625 ‫مینا، اون مُرده؟ 1191 01:27:37,458 --> 01:27:39,375 ‫متأسفم، 1192 01:27:39,458 --> 01:27:43,666 ‫ولی اسکن‌هام اثری از زندگی تشخیص نمیدن 1193 01:27:48,250 --> 01:27:49,250 ‫کن؟ 1194 01:27:52,500 --> 01:27:57,083 ‫من از بچگی تو رو زیر نظر داشتم، 1195 01:27:57,166 --> 01:28:00,791 ‫می‌دونم تردیدهایی در مورد ‫ادامه دادن راه پدرت داری، 1196 01:28:01,666 --> 01:28:03,333 ‫ولی من اون رو توی وجودت می‌بینم 1197 01:28:04,750 --> 01:28:06,083 ‫هم پدرت و هم مادرت 1198 01:28:06,916 --> 01:28:11,500 ‫شوخ‌طبعی و رُک بودن مادرت 1199 01:28:12,458 --> 01:28:15,291 ‫و قدرتِ ساکت پدرت 1200 01:28:17,916 --> 01:28:20,375 ‫زیباست 1201 01:28:21,666 --> 01:28:24,916 ‫تو بازیکنِ بیسبال فوق‌العاده‌ای هستی، کنجی 1202 01:28:26,166 --> 01:28:29,875 ‫ولی سرنوشتت این بوده که اولترامن باشی 1203 01:28:38,083 --> 01:28:39,791 ‫یه چیز دیگه، کن 1204 01:28:40,750 --> 01:28:43,291 ‫ردیاب اِمی 1205 01:28:44,916 --> 01:28:46,791 ‫هنوز فعاله 1206 01:28:49,166 --> 01:28:50,958 ‫می‌تونی نجاتش بدی 1207 01:28:54,291 --> 01:28:56,791 ‫مینا، من به اندازه‌ی کافی این رو نمیگم 1208 01:28:58,750 --> 01:29:00,125 ‫ممنون 1209 01:29:00,750 --> 01:29:02,208 خواهش می‌کنم 1210 01:29:04,666 --> 01:29:06,791 ‫حالا برو دخترمون رو نجات بده 1211 01:29:09,166 --> 01:29:13,541 ‫ب.ی.ن.گ... 1212 01:29:46,875 --> 01:29:48,000 ‫سوواچ! 1213 01:30:28,166 --> 01:30:29,667 ‫داریم به سمت جنوب شرقی می‌ریم 1214 01:30:29,691 --> 01:30:32,042 ‫بچه سرعتِ ثابتی داره 1215 01:30:32,291 --> 01:30:33,291 ‫خوبه 1216 01:30:34,000 --> 01:30:36,500 ‫اونا رو تا جزیره‌ی کایجو تعقیب می‌کنیم 1217 01:30:36,583 --> 01:30:40,750 ‫و وقتی به اونجا برسیم، ‫کاری رو که لازمه انجام می‌دیم. 1218 01:30:42,583 --> 01:30:46,333 ‫دکتر اوندا، چطور فهمیدید که ‫می‌تونیم بچه رو بکشونیم بیرون؟ 1219 01:30:47,208 --> 01:30:50,666 ‫همونطور که گفتم، فرمانده، ‫خانواده همه چیه، 1220 01:30:51,583 --> 01:30:53,750 ‫حتی برای این موجودات 1221 01:31:04,000 --> 01:31:05,000 ‫آفرین دخترم 1222 01:31:10,750 --> 01:31:12,375 ‫اِمی. باید بریم، دختر 1223 01:31:12,399 --> 01:31:14,101 ‫اون مامانِ واقعیت نیست 1224 01:31:14,125 --> 01:31:15,375 ‫اون قلّابیه 1225 01:31:16,041 --> 01:31:18,166 ‫چیزی که آدم بدها ساختن که گولت بزنن 1226 01:31:20,791 --> 01:31:23,750 ‫می‌دونم اون بالایی! بُزدل! 1227 01:31:24,250 --> 01:31:26,541 ‫مکا جایگانترون، حمله کن! 1228 01:32:11,000 --> 01:32:13,291 ‫همین الان حمله‌ی موشکی کنید! 1229 01:32:26,083 --> 01:32:27,250 ‫نه! 1230 01:32:31,875 --> 01:32:32,875 ‫نه! نه، نه 1231 01:32:34,208 --> 01:32:36,791 ‫نه، نه، نه. نه، نه، نه 1232 01:32:37,625 --> 01:32:39,875 ‫یالا. یالا. یالا 1233 01:32:39,958 --> 01:32:41,666 ‫بیدار شو. بیدار شو، دختر! 1234 01:33:12,000 --> 01:33:13,000 ‫ها؟ 1235 01:33:14,583 --> 01:33:16,083 ‫خدای من 1236 01:33:32,958 --> 01:33:34,416 ‫بکشش 1237 01:33:45,000 --> 01:33:46,000 ‫اِمی! 1238 01:33:58,833 --> 01:34:00,541 ‫اوه، کنجی 1239 01:34:00,625 --> 01:34:03,833 ‫بابات بیشتر از هر چیزی توی دنیا ‫دلش می‌خواد اینجا باشه 1240 01:34:05,041 --> 01:34:09,916 ‫ولی گاهی باید دور باشه ‫تا ازمون محافظت کنه 1241 01:34:42,750 --> 01:34:45,375 ‫بابا؟ تو زنده‌ای 1242 01:34:45,458 --> 01:34:48,958 ‫من قول دادم همیشه اینجا باشم 1243 01:34:51,375 --> 01:34:52,625 ‫یه اولترای دیگه؟ 1244 01:34:53,541 --> 01:34:54,750 ‫هردوشون رو بکشید! 1245 01:34:59,291 --> 01:35:00,625 ‫اون چش شده، دختر؟ 1246 01:35:06,583 --> 01:35:08,017 ‫چه اتفاقی داره می‌افته؟ 1247 01:35:08,041 --> 01:35:11,166 ‫قربان، سیستم‌های مکانیکی ‫دیگه دستوراتمون رو قبول نمی‌کنن 1248 01:35:11,250 --> 01:35:13,416 ‫دوباره تلاش کنید 1249 01:35:35,875 --> 01:35:39,458 ‫قربان، جایگانترون پروتکل‌هامون رو لغو کرده 1250 01:35:39,541 --> 01:35:42,583 ‫به نظر میاد اون موجود ‫دیگه تحتِ کنترل ما نیست 1251 01:35:45,208 --> 01:35:47,333 ‫گروه رو تا محفظه‌های فرار همراهی کن 1252 01:35:48,000 --> 01:35:49,666 ‫ترتیبی بده که همه در امان بمونن 1253 01:35:50,291 --> 01:35:53,041 ‫- ولی قربان، من... ‫- نیروی دفاعی باید دوام بیاره 1254 01:35:53,875 --> 01:35:55,500 ‫حتی اگه من زنده نمونم 1255 01:35:58,666 --> 01:35:59,666 ‫حالا برو 1256 01:36:05,083 --> 01:36:06,375 ‫هواپیما رو تخیله کنید! 1257 01:36:06,458 --> 01:36:08,166 ‫همه به سمتِ محفظه‌های فرار! 1258 01:36:08,250 --> 01:36:10,083 ‫- هواپیما رو تخلیه کنید! ‫- هواپیما رو تخلیه کنید! 1259 01:36:10,791 --> 01:36:12,833 ‫بریم! تکون بخورید! 1260 01:36:21,375 --> 01:36:24,625 ‫این بخشیه که آدم بده یه نیروی مخفی می‌فرسته ‫که ما ازش خبر نداریم؟ 1261 01:36:24,708 --> 01:36:26,875 ‫اونا محفظه‌های فرارن 1262 01:37:10,500 --> 01:37:12,083 ‫بابا! خوبی؟ 1263 01:37:12,166 --> 01:37:13,666 ‫خوبم، کنجی 1264 01:37:19,666 --> 01:37:21,125 ‫این کارو باهم انجام می‌دیم؟ 1265 01:37:21,208 --> 01:37:23,166 ‫خب تنها انجامش نمیدم 1266 01:37:27,291 --> 01:37:28,291 ‫سوواچ! 1267 01:38:24,458 --> 01:38:25,541 ‫مواظب باش! 1268 01:38:59,500 --> 01:39:03,375 ‫هیچوقت به پسرم دست نزن! 1269 01:39:07,166 --> 01:39:09,375 ‫♪ اولترامن قهرمانِ ماست! ♪ 1270 01:39:09,458 --> 01:39:10,541 ‫♪ چرا؟ ♪ 1271 01:39:10,625 --> 01:39:13,875 ‫♪ اون قهرمانِ ماست، اولترامن! ♪ 1272 01:39:13,958 --> 01:39:15,416 ‫چیهو، مواظب باش 1273 01:39:15,500 --> 01:39:17,833 نمی‌خوام دوباره توی ماشین بالا بیاری ‫و همه جا رو کثیف کنی 1274 01:39:17,916 --> 01:39:19,166 ‫اوه، اون داره خوش می‌گذرونه 1275 01:39:21,791 --> 01:39:23,166 ‫- همه حالشون خوبه؟ ‫- وای! 1276 01:39:24,375 --> 01:39:26,041 ‫- سلام، اولترامن! ‫- نه، نه، نه 1277 01:39:26,125 --> 01:39:27,125 ‫سلام 1278 01:39:27,708 --> 01:39:29,916 ‫خدای من! نگاه کن! 1279 01:39:30,000 --> 01:39:33,041 ‫سلام! من می‌شناسمت 1280 01:39:33,125 --> 01:39:35,833 ‫اِمی، یالا. کاری به آدمه نداشته باش 1281 01:39:36,958 --> 01:39:38,375 ‫چه بامزه! 1282 01:39:38,458 --> 01:39:39,833 ‫- چیهو! ‫- یوهو! 1283 01:40:01,416 --> 01:40:05,583 ‫اولترامن! من بهت اعتماد کردم 1284 01:40:06,500 --> 01:40:08,958 ‫بهت اعتماد کردم که ازمون محافظت کنی 1285 01:40:10,000 --> 01:40:11,250 ‫که از اونا محافظت کنی 1286 01:40:17,333 --> 01:40:22,083 ‫اولترامن، تو گذاشتی اونا بمیرن! 1287 01:40:52,000 --> 01:40:53,000 ‫بکوبش! 1288 01:41:13,250 --> 01:41:14,458 ‫کنجی 1289 01:41:18,791 --> 01:41:20,791 ‫بمیر! 1290 01:42:34,833 --> 01:42:37,917 ‫[انفجار خودکار] 1291 01:42:40,917 --> 01:42:44,592 ‫[زمان باقی‌مانده] 1292 01:42:47,083 --> 01:42:49,000 ‫آکیکو، به بابایی سلام کن 1293 01:42:49,625 --> 01:42:51,166 ‫سلام، بابایی! 1294 01:42:51,250 --> 01:42:54,166 ‫می‌بینمت، بابایی، می‌بینمت 1295 01:42:55,041 --> 01:42:56,041 ‫به زودی 1296 01:43:16,750 --> 01:43:20,500 ‫خدایا. اون همه‌مون رو نابود می‌کنه 1297 01:43:25,166 --> 01:43:26,416 ‫نه، کنجی! 1298 01:43:26,500 --> 01:43:29,125 ‫تا به حال نگران شدی ‫که قدرتت کافی نباشه؟ 1299 01:43:30,000 --> 01:43:31,625 ‫و نتونی ما رو نجات بدی؟ 1300 01:43:33,458 --> 01:43:35,791 ‫هر روز خدا 1301 01:43:43,500 --> 01:43:46,541 ‫یه روز، وقتی که خودت بچه‌دار بشی، 1302 01:43:47,916 --> 01:43:48,916 ‫درک می‌کنی 1303 01:43:55,458 --> 01:43:59,291 ‫شاید، اگه به اندازه‌ی کافی قوی بشم، ‫می‌تونم از بابا محافظت کنم. 1304 01:43:59,375 --> 01:44:00,583 ‫کنجی! 1305 01:44:18,000 --> 01:44:19,101 ‫یک حمله‌ی عظیم... 1306 01:44:19,125 --> 01:44:20,892 ‫هنوز از جا و مکانش مطمئن نیستیم... 1307 01:44:20,916 --> 01:44:24,000 ‫شاهدها دیدن که اولترامن خودش رو ‫روی چیزی شبیه به بمب انداخت... 1308 01:44:24,083 --> 01:44:26,791 ‫- اون نجاتمون داد ‫- اولترامن نجاتمون داد 1309 01:44:27,541 --> 01:44:29,458 ‫بعد از یک فصل پرچالش، 1310 01:44:30,083 --> 01:44:32,958 ‫ثابت کردی افراد مردد اشتباه می‌کردن، ‫تیم رو جمع و جور کردی، 1311 01:44:33,041 --> 01:44:38,083 ‫و بعد از سال‌ها جاینتس رو ‫به اولین مقام قهرمانی رسوندی 1312 01:44:38,166 --> 01:44:39,625 ‫حتماً احساس خوبی داره 1313 01:44:40,375 --> 01:44:42,208 ‫نمی‌تونم همه رو به اسم خودم بزنم 1314 01:44:42,875 --> 01:44:45,500 ‫کارِ این تیم و این بچه‌ها بود 1315 01:44:45,583 --> 01:44:48,041 ‫فقط خوشحالم که عضوی از این تیم هستم 1316 01:44:57,375 --> 01:45:00,083 ‫قبل‌تر، با شیمورا حرف زدم که گفت... 1317 01:45:00,750 --> 01:45:05,041 ‫«کن ساتو شاید بهترین بازیکنی باشه ‫که تا الان مربی‌گریش رو کردم» 1318 01:45:05,125 --> 01:45:08,083 ‫«اون مظهر یه بازیکنِ نمونه‌ی جاینتسه» 1319 01:45:10,083 --> 01:45:15,000 ‫خیلی از منتقدان، از جمله خودم، ‫متوجه یه تغییر شدن. 1320 01:45:16,125 --> 01:45:17,875 ‫به نظرت علتِ این تغییر چی بوده؟ 1321 01:45:19,583 --> 01:45:22,250 ‫من بدونِ خانواده‌ام به اینجا نمی‌رسیدم، ‫به همین سادگی. 1322 01:45:22,958 --> 01:45:24,666 ‫بابام، مامانم 1323 01:45:25,958 --> 01:45:27,333 ‫اونا این رو ممکن کردن 1324 01:45:28,333 --> 01:45:31,083 ‫فقط ای کاش مادرم می‌تونست ‫اینجا باشه و ببینه 1325 01:45:32,541 --> 01:45:35,250 ‫مطمئنم اون بهت افتخار می‌کرد 1326 01:45:37,583 --> 01:45:39,666 ‫اون قبلاً یه پیام‌هایی برام میذاشت 1327 01:45:40,416 --> 01:45:42,916 پیام‌های کوتاهی که کمکم می‌کردن ‫دورانِ سخت رو پشت سر بذارم 1328 01:45:43,500 --> 01:45:44,833 ‫اشکالی نداره یکی رو پخش کنم؟ 1329 01:45:47,666 --> 01:45:50,541 ‫کنجی، احتمالاً هنوز از خواب بیدار نشدی 1330 01:45:50,625 --> 01:45:52,833 ‫ولی داشتم به تو فکر می‌کردم و 1331 01:45:52,857 --> 01:45:56,208 ‫می‌خواستم لیستی از امیدهام رو ‫باهات در میون بذارم 1332 01:45:57,291 --> 01:46:00,250 ‫امیدوارم به پدرت یه فرصت بدی 1333 01:46:00,333 --> 01:46:03,541 ‫باور کنی یا نه اون از صمیم قلب دوستت داره 1334 01:46:04,791 --> 01:46:07,125 ‫امیدوارم بهتر درکمون کنی 1335 01:46:07,833 --> 01:46:11,333 ‫درک کنی که ما فقط سعی داشتیم تو رو 1336 01:46:11,416 --> 01:46:13,958 ‫برای تمام چالش‌های پیش روت آماده کنیم 1337 01:46:14,041 --> 01:46:18,916 ‫و با گذشتِ زمان ‫و محو شدن ما در خاطرات، 1338 01:46:19,000 --> 01:46:24,958 ‫امیدوارم بعضی از اون خاطرات ‫و درس‌ها رو به دیگران انتقال بدی 1339 01:46:25,041 --> 01:46:28,083 ‫چون در نهایت، همه‌ی کارهایی که کردیم از روی عشق بوده، پسرم 1340 01:46:30,791 --> 01:46:32,000 ‫دلم برات تنگ شده 1341 01:46:34,583 --> 01:46:35,583 ‫به زودی می‌بینمت 1342 01:46:35,607 --> 01:46:45,607 ‫« ترجمه از سینـا صداقت » ‫.:: SinCities ::. 1343 01:46:45,631 --> 01:46:52,631 ‫« پس از تیتراژ ادامه دارد... » 1344 01:49:39,958 --> 01:49:46,916 ‫[تماس دریافتی] 1345 01:49:52,958 --> 01:49:55,875 ‫کنجی؟ صدام رو می‌شنوی؟ ‫[موقعیت: نبیولا ام78] 1346 01:49:55,958 --> 01:49:56,958 ‫مامان هستم 1347 01:49:57,041 --> 01:49:58,041 ‫من هنوز زنده‌ام 1348 01:49:58,625 --> 01:50:00,083 ‫کمکم کن برگردم خونه 1349 01:50:01,000 --> 01:50:08,000 دانلود هزاران فیلم و سریال با دوبله فارسی، زیرنویس چسبیده سافت ساب و هارد ساب + پخش آنلاین در موویوبات movieobot.com